نها تكيه شده است ، تا ما متوجّه باشيم كه خدا به طور دائم مراقب ما است و چيزي از اعمال پنهان و آشكار ما بر او مخفي نمي‌ماند .‏

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:10153.xml">صفحة (359) (آیه 1)</a><a class="folder" href="w:html:10156.xml">صفحة (360) (آیه 3)</a><a class="folder" href="w:html:10166.xml">صفحة (361) (آیه 12)</a><a class="folder" href="w:html:10176.xml">صفحة (362) (آیه 21)</a><a class="folder" href="w:html:10189.xml">صفحة (363) (آیه 33) </a><a class="folder" href="w:html:10201.xml">صفحة (364) (آیه 44)</a><a class="folder" href="w:html:10214.xml">صفحة (365) (آیه 56)</a><a class="folder" href="w:html:10227.xml">صفحة (366) (آیه 68) </a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:10154.txt"> آيه  1</a><a class="text" href="w:text:10155.txt"> آيه  2</a></body></html>سوره فرقان آيه  1
‏متن آيه : ‏
‏ تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏والا مقام و جاويد كسي است كه فرقان ،  ( يعني جدا سازنده حق از باطل ) را بر بنده خود ( محمّد ) نازل كرده است ، تا اين كه جهانيان را ( بدان ) بيم دهد ( و آن را به گوش ايشان برساند ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« تَبَارَكَ » : والامقام و عظيم‌القدر است . پربركت و افزون خير است . ماندگار و زوال‌ناپذير است . اين واژه تنها به صورت ماضي به كار مي‌رود و دالّ بر كثرت و زيادت خير است و معني تمجيد و تعظيم نيز دارد . « الْفُرْقَانَ » : مصدر است و به معني جدا كردن . در اينجا به عنوان اسم فاعل به كار رفته و به معني جدا سازنده حق از باطل است . مراد قرآن است .‏
 
سوره فرقان آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَلَمْ يَكُن لَّهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آن كسي كه حكومت و مالكيّت آسمانها و زمين از آن او است ، و فرزندي ( براي خود ) برنگزيده است ، و در حكومت و مالكيّت انبازي نداشته‌است ، و همه چيز را آفريده است و آن را دقيقاً اندازه‌گيري و كاملاً برآورد كرده است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« قَدَّرَهُ » : آن را اندازه‌گيري كرده است . آن را آماده كرده است براي همان ويژگي و كاري كه خود خواسته است و انجام وظيفه‌اي كه بدان واگذار فرموده است و ميان اشياء موازنه برقرار نموده است .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:10157.txt">آيه  3</a><a class="text" href="w:text:10158.txt"> آيه  4</a><a class="text" href="w:text:10159.txt"> آيه  5</a><a class="text" href="w:text:10160.txt">آيه  6</a><a class="text" href="w:text:10161.txt"> آيه  7</a><a class="text" href="w:text:10162.txt">آيه  8</a><a class="text" href="w:text:10163.txt">آيه  9</a><a class="text" href="w:text:10164.txt"> آيه  10</a><a class="text" href="w:text:10165.txt">آيه  11</a></body></html>سوره فرقان آيه  3
‏متن آيه : ‏
‏ وَاتَّخَذُوا مِن دُونِهِ آلِهَةً لَّا يَخْلُقُونَ شَيْئاً وَهُمْ يُخْلَقُونَ وَلَا يَمْلِكُونَ لِأَنفُسِهِمْ ضَرّاً وَلَا نَفْعاً وَلَا يَمْلِكُونَ مَوْتاً وَلَا حَيَاةً وَلَا نُشُوراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( مشركان ) سواي خدا ، معبودهائي را برگرفته‌اند ( و به پرستش اصنام و كواكب و اشخاصي پرداخته‌اند ) كه چيزي را نمي‌آفرينند و بلكه خودشان آفريده‌هائي بيش نيستند ، و مالك سود و زياني براي خود نبوده ، و بر مرگ و زندگي و رستاخيز اختيار و تواني ندارند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« شَيْئاً » : چيزي را . اصلاً و ابداً . « نُشُوراً » : زندگي دوباره . رستاخيز . حيات بعد از ممات ( نگا : عبس‌ / 22 ) .‏
 
سوره فرقان آيه  4
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَذَا إِلَّا إِفْكٌ افْتَرَاهُ وَأَعَانَهُ عَلَيْهِ قَوْمٌ آخَرُونَ فَقَدْ جَاؤُوا ظُلْماً وَزُوراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏كافران مي‌گويند : اين ( قرآن ) دروغي بيش نيست كه خود ( محمّد ) آن را از پيش خود به هم بافته است و گروهي او را در اين كار ياري داده‌اند . آنان واقعاً ( با بيان اين سخن ) ستم و بهتان بزرگي را مرتكب شده‌اند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إِفْكٌ » : بدترين دروغ ( نگا : نور / 11 ) . « اِفْتَرَاهُ » : سرهم كرده است . ساخته و پرداخته نموده است ( نگا : آل‌عمران‌ / 94 ، يونس‌ / 38 ) . « قَوْمٌ ءَاخَرُونَ » : گروه ديگري . مراد اهل كتابي است كه اسلام را پذيرفته بودند ، يا اشخاصي چون عداس ، يسار ، نصر ، ابوفكيهه رومي و . . .  ( نگا : نحل‌ / 103 ) . « جَآءُوا » : عرب واژه‌هاي ( جَآءَ ) و ( أَتي ) را به معني ( فَعَلَ ) يعني انجام داد ، به كار مي‌برند ( نگا : تفسير أضواء البيان ) . « زُوراً » : باطل . بُهتان ( نگا : حجّ‌ / 30 ) . تنكير ( ظُلْماً ) و ( زُوراً ) براي تعظيم است .‏
 
سوره فرقان آيه  5
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالُوا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ اكْتَتَبَهَا فَهِيَ تُمْلَى عَلَيْهِ بُكْرَةً وَأَصِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( درباره قرآن نيز ) مي‌گويند : افسانه‌هاي پيشينيان است كه ( از ديگران ) خواسته است آن را برايش بنويسند ، و چنين افسانه‌هائي سحرگاهان و شامگاهان بر او خوانده مي‌شود ( تا آنها را حفظ كند و به خاطر سپارد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَسَاطِيرُ » : افسانه‌ها ( نگا : أنعام‌ / 25 ) . « اِكْتَتَبَها » : درخواست نوشتن آنها را از ديگران كرده است . آنها را رونويس كرده است . « بُكْرَةً » : سحرگاهان . بامدادان . « أَصِيلاً » : شامگاهان . مراد كفّار از سحرگاهان و شامگاهان ، همه اوقات شبانه‌روز بوده است .‏
 
آيه  68
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا رَأَيْتَ الَّذِينَ يَخُوضُونَ فِي آيَاتِنَا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّى يَخُوضُواْ فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ وَإِمَّا يُنسِيَنَّكَ الشَّيْطَانُ فَلاَ تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّكْرَى مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چون‌ كساني‌ را كه‌ در آيات‌ ما فرو مي‌روند» به‌ قصد تخطئه‌، يا تكذيب‌ و رد و استهزا «ببيني‌، از آنان‌ روي ‌گردان‌» يعني: آنان‌ را به‌حال‌ خود واگذار و با آنان‌ درگوش‌ سپردن‌ به‌ همچو منكر بزرگي‌ همراه‌ مشو. پس‌ اگر با گروهي‌ نشستي‌ و در اين ‌اثنا، آنان‌ به‌ كندوكاو تخطئه‌گرانه‌ و فروروي‌ جدال‌ پردازانه‌ در آيات‌ ما پرداختند، بي‌درنگ‌ از مجلس‌ آنان‌ برخيز «تا وقتي‌ كه‌ به‌ سخني‌ غيراز آن‌ بپردازند» يعني: تا سخني‌ را كه‌ با آن‌ مغاير باشد، در ميان‌ آورند. بدين‌سان‌ خداي‌ عزوجل‌ رسول‌ خويش‌ و به‌تبع‌ ايشان‌ مؤمنان‌ را، به‌ رويگرداني‌ و اعراض‌ از مجالسي‌ كه‌ در آنها به‌ آيات‌ خدا(ج) توهين‌ روا داشته‌ مي‌شود و از هم‌نشيني‌ و انس‌گرفتن‌ با بدعت‌گذاران ‌گمراه‌كننده‌ نهي‌ مي‌كند زيرا در همنشيني‌ و مؤانست‌ با آنان‌، چندين‌ برابر آفاتي‌ است‌ كه‌ در همنشيني‌ با گناهكاران‌ وجود دارد.
از ابن‌عباس‌(رض)  روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ فرمود: آيه‌ كريمه‌ ناظر بر همنشيني‌ با كساني‌ است‌ كه‌ در آيات‌ خداي‌ عزوجل‌ جدال‌ و بگومگو مي‌كنند. «و اگر شيطان ‌تو را به‌ فراموشي‌ انداخت‌» كه‌ از مجلس‌ آنان‌ برخيزي‌ و تركشان‌ كني‌ «پس‌ بعد از آن‌ كه‌ به‌ياد آوردي‌» فرمان‌ ما 