ِ وَإِذْ لَمْ يَهْتَدُوا بِهِ فَسَيَقُولُونَ هَذَا إِفْكٌ قَدِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏كافران ( تمسخركنان ) درباره مؤمنان مي‌گويند : اگر ( قرآن كه برنامه اسلام است ) چيز خوبي بود ، هرگز آنان براي رسيدن به آن از ما پيشي نمي‌گرفتند ( و ما قبل از ايشان به اسلام مي‌گرويديم و به قرآن ايمان مي‌آورديم . چرا كه ما سران قوم بوده و از عقل برتري و خردمندي بيشتري برخورداريم ) . چون خودشان به وسيله آن هدايت و راهياب نشده‌اند ، مي‌گويند : اين همان دروغهاي قديمي است ( و از افسانه‌هاي كهن فراهم آمده است ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لِلَّذِينَ ءَامَنُوا » : در حق مؤمنين . درباره مؤمنان . حرف لام به معني ( عَنْ ) است ( نگا : آيه 7 ) . « لَوْ كَانَ خَيْراً » : اگر قرآن چيز خوبي بود . « إِذْ » : چرا كه . واژه ( إِذْ ) به معني لام تعليل است ( نگا : كهف‌ / 16 ، زخرف‌ / 39 ) . « إِذْ لَمْ يَهْتَدُوا بِهِ » : به خاطر عدم هدايتشان به قرآن . « إِفْكٌ قَدِيمٌ » : دروغ قديمي . مرادشان افسانه‌اي از نوع افسانه‌هاي پيشينيان است .‏
 
سوره أحقاف آيه  12
‏متن آيه : ‏
‏ وَمِن قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إِمَاماً وَرَحْمَةً وَهَذَا كِتَابٌ مُّصَدِّقٌ لِّسَاناً عَرَبِيّاً لِّيُنذِرَ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَبُشْرَى لِلْمُحْسِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏پيش از قرآن ، كتاب موسي ( تورات ) پيشوا و رحمت بوده ، و ( هم‌اينك ) اين ( قرآن ) كتاب ( دين و شريعت ) است كه تصديق‌كننده ( تورات و ساير كتابهاي آسماني ) و به زبان عربي است تا وسيله بيم دادن ستمگران و مژده دادن نيكوكاران باشد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مِن قَبْلِهِ » : پيش از قرآن . « إِمَاماً وَ رَحْمَةً » : پيشوا و رحمت . حال ( كِتَابٌ ) است ( نگا : هود / 17 ) . يعني وسيله اقتدا در دين و شريعت ، و مايه و سبب رحمت براي مردمان بوده است . « هذا كِتَابٌ » : اين قرآن دين و شريعت است .  ( هذا ) مبتدا و ( كِتَابٌ ) خبر است . « مُصَدِّقٌ » : تصديق‌كننده تورات و كتابهاي آسماني پيشين . صفت كتاب است ( نگا : انعام‌ / 92 ) . « لِسَاناً عَرَبِيّاً » : به زبان عربي .  ( لِسَاناً ) حال ، و ( عَرَبِيِّاً ) صفت است ( نگا : نحل‌ / 103 ، شعراء / 195 ) . واژه ( لِسَاناً ) مي‌تواند منصوب به نزع خافض باشد . « لِيُنذِرَ . . . » : محلاًّ منصوب و مفعول‌له است . « بُشْري‌ » : تقديراً منصوب ، عطف بر محل ( لِيُنذِرَ ) است .‏
 
سوره أحقاف آيه  13
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏كساني كه مي‌گويند : پروردگار ما تنها يزدان است ، سپس ( بر اين توحيد و يكتاپرستي ) ماندگار مي‌مانند ، نه ترسي بر آنان است و نه غمگين مي‌گردند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إِنَّ الَّذِينَ . . . » :  ( نگا : فصّلت‌ / 30 ) .‏
 
سوره أحقاف آيه  14
‏متن آيه : ‏
‏ أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ خَالِدِينَ فِيهَا جَزَاء بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آنان به پاداش كارهائي كه مي‌كنند ، ساكنان بهشت بوده و جاودانه در آن مي‌مانند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« جَزَآءً » : مفعول‌له است ( نگا : اعراب القرآن انباري ) .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:12000.txt">آيه  15</a><a class="text" href="w:text:12001.txt">آيه  16</a><a class="text" href="w:text:12002.txt">آيه  17</a><a class="text" href="w:text:12003.txt">آيه  18</a><a class="text" href="w:text:12004.txt"> آيه  19</a><a class="text" href="w:text:12005.txt">آيه  20</a></body></html>  آيه  5
‏متن آيه : ‏
‏ إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ ‏
‏ترجمه : ‏
«تنها تو را مي‌پرستيم‌ و تنها از تو ياري‌ مي‌خواهيم‌» يعني‌: فقط تو را به‌ عبادت‌ واستعانت‌ مخصوص‌ مي‌گردانيم‌، نه‌ غير از تو را نمي‌پرستيم‌ و نه‌ از غير تو ياري ‌مي‌خواهيم. عبادت: در لغت‌، به‌ معناي‌ نهايت‌ فروتني‌ و تذلل‌ است. و دراصطلاح‌ شريعت: عبارت‌ از عملي‌ است‌ كه‌ جمع‌ كننده‌ هر دو معناي‌ محبت‌ و فروتني‌ كامل، و خوف‌ و بيم‌ باشد.
به‌كاربردن‌ دو فعل‌ «نعبد» و «نستعين‌» به‌ صيغه‌ جمع، به‌ قصد نشان‌ دادن‌ تواضع ‌و فروتني‌ از سوي‌ بندگان‌ است، نه‌ به‌ اين‌ معني‌ كه‌ آنان‌ خود را تعظيم‌ كرده‌ وبزرگ‌ داشته‌ اند. گويي‌ كه‌ بنده‌ به‌ قصور و كوتاهي‌ خويش‌ از ايستادن‌ به‌ تنهايي‌ درپيشگاه‌ خداوند بزرگ‌ اعتراف‌ نموده‌ و مي‌گويد: بار خدايا  ايستادن‌ به‌ تنهايي‌ در آستان‌ مناجات‌ تو سزاوار شأن‌ من‌ نيست، بدين‌ خاطر، به‌ ساير مؤمنان‌ پيوسته‌ وقطره‌اي‌ از اقيانوس‌ ايشان‌ مي‌شوم‌، پس‌ دعايم‌ را با ايشان‌ بپذير  و مقدم‌ ساختن‌عبادت‌ بر استعانت‌، به‌ اين‌ سبب‌ است‌ كه‌ اولي‌ وسيله‌اي‌ براي‌ درخواست‌ دومي‌مي‌باشد.
ابن‌ عباس‌(رض) در تفسير:  إِيَّاكَ نَعْبُدُ مي‌گويد: «پروردگارا! فقط تو را به‌يگانگي‌ مي‌خوانيم‌ و فقط از تو مي‌ترسيم‌ نه‌ از غير تو و بر طاعتت‌ و بر كليه‌ امورخويش‌، فقط از تو ياري‌ مي‌خواهيم». قتاده‌ مي‌گويد: «خداوند(ج) در اين‌ آيه‌ به‌بندگانش‌ دستور مي‌دهد تا عبادت‌ را فقط براي‌ او خالص‌ گردانيده‌ و در امورخويش‌ فقط از او ياري‌ بخواهند».

 

آيه  90
‏متن آيه : ‏
‏ بِئْسَمَا اشْتَرَوْاْ بِهِ أَنفُسَهُمْ أَن يَكْفُرُواْ بِمَا أنَزَلَ اللّهُ بَغْياً أَن يُنَزِّلُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ عَلَى مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ فَبَآؤُواْ بِغَضَبٍ عَلَى غَضَبٍ وَلِلْكَافِرِينَ عَذَابٌ مُّهِينٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«وه‌ كه‌ به‌ چه‌ بد بهايي‌ خود را فروختند كه‌ به‌ آنچه‌ خدا نازل‌ كرده‌ بود كافر شوند» يعني: اين‌ خودفروشان‌، در قبال‌ فروش‌ خود هيچ‌ عوضي‌ جز كفر به‌ كتاب‌ منزل‌خدا (ج)نگرفته‌ خود را مفت‌ و مجاني‌ در آتش‌ جهنم‌ افگندند، وه‌! اين‌ چه‌ بدمعامله‌اي‌ است‌ كه‌ كردند «از سر بغي‌» يعني: انگيزه‌شان‌ در اين‌ كفر، بغي‌ بود. بغي: حسد و رقابت‌ و بخل‌ و تجاوز است‌ «كه‌ چرا خداوند بر هر كس‌ از بندگانش‌ كه‌بخواهد، از فضل‌ خويش‌ فرومي‌فرستد» يعني: بر اعراب‌ حسد بردند كه‌ چرا خاتم‌النبيينص از ميانشان‌ مبعوث‌ شده، در حالي‌كه‌ آنان‌ بايد مي‌دانستند كه‌ نبوت‌ فضلي‌ از جانب‌ خداوند (ج)است‌ كه‌ آن‌ را بر هر كس‌ كه‌ بخواهد مي‌بخشد و اين‌فضل‌ در انحصار آنان‌ نيست‌ كه‌ هميشه‌ به‌ آنان‌ اختصاص‌ داشته‌ باشد «پس‌ به‌ خشمي‌ بر خشم‌ ديگر گرفتار آمدند» خشم‌ اول‌ كفرشان‌ به‌ حضرت‌ عيسي‌u و خشم ‌دوم‌ كفرشان‌ به‌ حضرت‌ محمدص است‌. يا خشم‌ اول‌، كفرشان‌ به‌ حضرت‌محمدص و خشم‌ دوم‌ سركشي‌ و تجاوزشان‌ عليه‌ آن‌ حضرت‌ ص است‌. يا خشم‌ اول‌، به‌سبب‌ پرستش‌ گوساله‌ از سوي‌ آنان‌ و خشم‌ دوم‌ به‌سبب‌ كفرشان‌ به‌ حضرت‌محمد ص است‌ «و براي‌ كافران‌ عذابي‌ خفت‌ آور است‌».
آيه  62
‏متن آيه : ‏
‏ أُبَلِّغُكُمْ رِسَالاَتِ رَبِّي وَأَنصَحُ لَكُمْ وَأَعْلَمُ