َن نَّفْسِهِ » : در حق خود . « أَمْثَالَكُمْ » : همچون شما . همسان شما .  ( نگا : معارج‌ / 41 ) .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:12067.xml">صفحة (511) (آیه 1)  </a><a class="folder" href="w:html:12077.xml">صفحة (512) (آیه 10)  </a><a class="folder" href="w:html:12084.xml">صفحة (513) (آیه 16) </a><a class="folder" href="w:html:12093.xml">صفحة (514) (آیه 24) </a><a class="folder" href="w:html:12099.xml">صفحة (515) (آیه 29) </a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:12068.txt">آيه  1</a><a class="text" href="w:text:12069.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:12070.txt">آيه  3</a><a class="text" href="w:text:12071.txt"> آيه  4</a><a class="text" href="w:text:12072.txt"> آيه  5</a><a class="text" href="w:text:12073.txt">آيه  6</a><a class="text" href="w:text:12074.txt"> آيه  7</a><a class="text" href="w:text:12075.txt">آيه  8</a><a class="text" href="w:text:12076.txt">آيه  9</a></body></html>سوره فتح آيه  1
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحاً مُّبِيناً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏ما براي تو فتح آشكاري را فراهم ساخته‌ايم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« فَتَحْنَا » : گشوده‌ايم و پيش آورده‌ايم . ذكر فعل به صورت ماضي ، به خاطر تحقق يا قطعيت موضوع است . « فَتْحاً مُّبِيناً » : مراد صلح حديبيه است كه به خاطر خيرات و بركات و فتوحات مترتب بر آن ، فتح آشكار ناميده شده است . يا مراد فتح مكه است كه دو سال بعد از صلح حديبيه بوقوع پيوست و انتشار اسلام و شكوه مسلمانان را بدنبال داشت .‏
 
سوره فتح آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ وَيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَيَهْدِيَكَ صِرَاطاً مُّسْتَقِيماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏هدف اين بود كه خداوند گناهان پيشين و پسين تو را ببخشايد ، و نعمت خود را بر تو تمام نمايد ، و به راه راست هدايتت فرمايد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لِيَغْفِرَ لَكَ اللهُ مَا . . . » : حرف لام براي تعليل است . فتح ، سبب غفران بحساب آمده است ، چرا كه فتح ، جهاد است ، و جهاد عبادت است ، و عبادت موجب عفو و بخشش . در اصل فتح را خدا كرده است ، و جائزه‌اش را به پيغمبرش داده است . مغفرت ، تكميل نعمت ، هدايت ، نصرت . « ذَنبِكَ » :  ( نگا : يوسف‌ / 29 ، غافر / 55 ، محمد / 19 ) .‏
 
آيه  68
‏متن آيه : ‏
‏ أُبَلِّغُكُمْ رِسَالاتِ رَبِّي وَأَنَاْ لَكُمْ نَاصِحٌ أَمِينٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
 پيامهاي‌ پروردگارم‌ را به‌ شما مي‌رسانم‌ و براي‌ شما خيرخواهي‌ امينم» امين‌: شناخته‌شده‌ به‌ امانت‌داري‌ و صداقت، كه‌ ضد خيانت‌ است‌. يعني‌: مطمئنا من‌ در پيامهاي‌ الهي‌ هيچ‌گونه‌ تغييري‌ وارد نكرده‌ام‌.سوره فتح آيه  3
‏متن آيه : ‏
‏ وَيَنصُرَكَ اللَّهُ نَصْراً عَزِيزاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و پيروزي نادر و نايابي بهره تو گرداند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« عَزِيزاً » : چيزي كه نادر است و كمتر به دست مي‌آيد . نيرومند . مايه عزت . بدون شكست .‏
 
سوره فتح آيه  4
‏متن آيه : ‏
‏ هُوَ الَّذِي أَنزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدَادُوا إِيمَاناً مَّعَ إِيمَانِهِمْ وَلِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيماً حَكِيماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏خدا است كه به دلهاي مؤمنان آرامش و اطمينان خاطر داده است تا ايماني بر ايمان خود بيفزايند ( و يقين و باور خويش را تقويت نمايند ) . لشكرهاي آسمان و زمين از آن خدا است ، و خداوند بس آگاه و فرزانه است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« السَّكِينَةَ » : آرامش . قوت قلب . طمأنينه . مراد اطمينان خاطري است كه هرگونه شك و ترديد و وحشت را از انسان زائل مي‌كند و او را در طوفان حوادث ثابت قدم مي‌دارد ( نگا : توبه‌ / 26 ) . « جُنُودُ » : جمع جُنْد ، لشكرها . سپاهها . مراد همه چيزهائي است كه وسيله تنفيذ اوامر خدايند ، از قبيل : فرشتگان ، انسانها ، سنگها ، زلزله‌ها ، رعد و برقها ، و . . .  ( نگا : احزاب‌ / 9 ، مدثر / 31 ) . مراد از لشكرها ، همان سپاههائي است كه در ( توبه‌ / 40 ) از آنان سخن رفته است .‏
 
سوره فتح آيه  5
‏متن آيه : ‏
‏ لِيُدْخِلَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَيُكَفِّرَ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَكَانَ ذَلِكَ عِندَ اللَّهِ فَوْزاً عَظِيماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( چنين كرد ) تا مردان و زنان مؤمن را ( در برابر فرمانبرداري و جهادشان ) به باغهاي بهشتي درآورد كه در زير ( درختان و قصرهاي ) آن رودبارها روان است ، و جاودانه در آن بسر مي‌برند ، و تا اين كه گناهان و بديهايشان را بزدايد و ببخشايد ، و اين در پيشگاه ايزدي ( و در جهان ابدي ، كاميابي سترگ و ) رستگاري بزرگ بشمار است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لِيُدْخِلَ الْمُؤْمِنينَ . . . » : وجود لشكرهاي آسمان و زمين بدان خاطر است كه مؤمنين را به بهشت داخل كند ، و . . . بعضي ( لِيُدْخِلَ ) را متعلق وجود لشكرها ، و برخي عطف بر ( لِيَغْفِرَ ) و جماعتي عطف بر ( لِيَزْدَادُوا ) مي‌دانند .‏
 
سوره فتح آيه  6
‏متن آيه : ‏
‏ وَيُعَذِّبَ الْمُنَافِقِينَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْمُشْرِكِينَ وَالْمُشْرِكَاتِ الظَّانِّينَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ عَلَيْهِمْ دَائِرَةُ السَّوْءِ وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَلَعَنَهُمْ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ وَسَاءتْ مَصِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و تا اين كه مردان و زنان منافق ، و مردان و زنان مشركي را عذاب كند كه به خدا گمان بد مي‌برند . بديها و بلاها تنها ايشان را در برمي‌گيرد ( و فقط بر آنان چنبره مي‌زند ) و خداوند بر ايشان خشمگين مي‌گردد ، و آنان را نفرين مي‌كند ( و از رحمت خود محروم مي‌سازد ) و دوزخ را براي ايشان آماده ساخته است ، و دوزخ چه جايگاه نهائي بدي است !‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« يُعَذِّبَ » : عطف بر ( لِيُدْخِلَ ) است . « الظّآنِّينَ » : گمان‌برندگان ( نگا : آيه 12 ) . « ظَنَّ السَّوْءِ » : گمان بد . اضافه موصوف به صفت خود است . « دَآئِرَةُ » : در اصل به معني چنبر و چنبره است كه بعد به بلاي فراگير گفته شده است . اسم فاعل يا مصدر است . « دَآئِرَةُ السَّوْءِ » . بلاي فراگير و همه‌جانبه . اضافه موصوف به صفت خود است . « مَصِيراً » : سرمنزل . مكان پاياني . جايگاه نهائي ( نگا : نساء / 97 و 115 ) . « عَلَيْهِمْ دَآئِرَةُ السَّوْءِ . . . وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ » : اين عبارت مي‌تواند دعائي هم باشد . يعني : بلاي فراگير و همه‌جانبه بهره ايشان باد ، و خدا بر آنان خشمناك شود و نفرينشان كند ، و دوزخ را برايشان آماده سازد .‏
 
سوره فتح آيه  7
‏متن آيه : ‏
‏ وَلِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزاً حَكِيماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏لشكرهاي آسمانها و زمين از آن خدا است ، و خدا مقتدري شكست‌ناپذير و حكيمي فرزانه است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« وَ ِللهِ جُنُودُ . . . » :  ( نگا : آيه 4 ) .‏
 
سوره فتح آيه  8
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِداً وَمُبَشِّراً وَنَذِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏ما تو را به عنوان گواه و مژده‌رسان و بيم‌دهنده فرستاده‌ايم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إِنَّآ أَرْسَل