ا به تلاش ايستاده‌اند و به جهاد برخاسته‌اند . آنان ( بلي آنان ، در ايمان خود ) درست و راستگويند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لَمْ يَرْتَابُوا » : شك و ترديد ننموده‌اند . گمان و دودلي به دل راه نداده‌اند .‏
 
آيه  73
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحاً قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ قَدْ جَاءتْكُم بَيِّنَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ هَذِهِ نَاقَةُ اللّهِ لَكُمْ آيَةً فَذَرُوهَا تَأْكُلْ فِي أَرْضِ اللّهِ وَلاَ تَمَسُّوهَا بِسُوَءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» فرستاديم‌ «به‌سوي‌ قوم‌ ثمود، برادرشان‌ صالح‌ را» ثمود: قبيله‌اي‌ از اعراب ‌اوليه‌ بودند كه‌ در منطقه‌ «حجر» واقع‌ در شمال‌ مدينه‌ منوره‌ در ميان‌ حجاز و شام ‌نزديك‌ وادي‌القري‌ سكونت‌ داشتند. قبيله‌ ثمود بعد از قوم‌ عاد وارث‌ ديار وسرزمين‌ آنها شدند چنان‌كه‌ آيه‌ (74) از همين‌ سوره‌ تصريح‌ مي‌كند. اين‌ قبايل ‌همه‌ از اعراب‌ اوليه‌ بوده‌اند كه‌ قبل‌ از ابراهيم‌(ع)  مي‌زيسته‌اند. ابن‌عمررضي‌الله عنهما روايت‌ مي‌كند كه‌ رسول‌ خداص در سال‌ نهم‌ هجري‌ ـ هنگامي‌ كه ‌به‌ مقصد تبوك‌ روان‌ بودند ـ از برابر ديار و منازل‌ قوم‌ ثمود گذشتند، او مي‌گويد: «چون‌ رسول‌ خداص لشكر را در تبوك‌ فرود آوردند، مردم‌ ازچاههاي‌ آبي‌ كه‌ قبيله‌ ثمود آب‌ آشاميدني‌ خود را از آنها تهيه‌ مي‌كردند، آب ‌كشيدند و از آن‌ آب‌ خمير ساخته‌ ديگها را نصب‌ كردند تا غذا بپزند، رسول‌ خداص به‌ آنان‌ فرمان‌ دادند كه‌ غذاي‌ ديگها را بيرون‌ ريخته‌ و خميرها را علوفه‌ شتران‌ كنند، آن‌گاه‌ ايشان‌ را از آن‌ محل‌ كوچانيدند تا به‌ چاهي‌ رسيدند كه‌ شتر صالح‌(ع)  از آن‌ مي‌نوشيد پس‌ در آن‌ محل‌ فرود آمدند». همچنين‌ آن‌حضرت‌ص اصحاب‌شان‌ را از ورود به‌ منازل‌ قومي‌ كه‌ به‌ عذاب‌ الهي‌ گرفتار شده‌ بودند، نهي‌ مي‌كردند و مي‌فرمودند: «در حقيقت، من‌ مي‌ترسم‌ كه‌ به‌شما مانند آنچه‌ كه‌ به‌ آنان‌ رسيد، برسد لذا به‌ منازلشان‌ وارد نشويد». بايد يادآور شد كه‌ آثار مدائن‌ صالح‌(ع)  تا به‌ امروز باقي‌ است‌ و به‌نام‌ «فتح‌الناقه» شناخته‌ مي‌شود.
«گفت» صالح‌(ع)  «اي‌ قوم‌ من‌! خدا را بپرستيد، براي‌ شما معبودي‌ جز او نيست» صالح‌(ع)  قومش‌ را به‌ عبادت‌ خداي‌سبحان‌ فراخواند، عبادتي‌ كه‌ باري‌ تعالي‌ خلق‌ را به‌خاطر آن‌ آفريده‌است، او به‌ آنان‌ فهماند كه‌ عبادت‌ جز براي‌ خداي‌ يگانه‌ سزاوار نيست‌ و جز وي‌ هيچ‌ معبودي‌ اين‌ صلاحيت‌ را ندارد كه‌ به‌ پرستش‌ گرفته‌ شود. آري‌! دعوت‌ به‌سوي‌ توحيد و نفي‌ شرك، خلاصه‌ و عصاره‌ دعوت‌ همه‌ پيامبران‌‡ بوده‌ است‌ چنان‌كه‌ خداوند متعال‌ مي‌فرمايد: (و همانا درهر امتي‌ پيامبري‌ فرستاديم، با اين‌ پيام‌ كه‌: خداي‌ يگانه‌ را بپرستيد و از طاغوت ‌اجتناب‌ كنيد) «نحل‌ / 36». صالح‌(ع)  خطاب‌ به‌ قومش‌ افزود: «در حقيقت، براي‌ شما از جانب‌ پروردگارتان‌ بينه‌اي‌ آمده‌ است» بينه‌: يعني‌ معجزه‌ روشن‌ و آشكار، كه‌ عبارت‌ بود از: بيرون‌آوردن‌ ماده‌شتري‌ از سنگ‌ سخت‌ و خارا «اين‌ ماده‌ شترخداست‌ كه‌ معجزه‌اي‌ براي‌ شماست‌ پس‌ آن‌ را بگذاريد تا در زمين‌ خدا بخورد» يعني‌: آن‌ را رها كنيد و آزاد بگذاريد كه‌ در زمين‌ خدا(ج)  بچرد و هرچه‌ خواست‌ از آن ‌بخورد زيرا اين‌ شتر؛ شتر خدا(ج)  است‌ و زمين‌ هم‌ كه‌ زمين‌ وي‌ مي‌باشد پس‌ او را از آنچه‌ كه‌ مال‌ و ملك‌ شما نيست، بازنداريد. صالح‌(ع)  آن‌ را شتر خدا(ج)  ناميد زيرا آن‌ شتر با امر تكويني‌ خداوند(ج)  بدون‌ داشتن‌ پدر و مادري‌ آفريده‌ شده‌ بود «و به‌ او» هيچ‌گونه‌ «آسيبي‌ نرسانيد» يعني‌: به‌ هيچ‌ وجه‌ با گزند و آزار متعرض‌ او نشويد «كه‌ آن‌گاه‌ شما را عذابي‌ دردناك‌ فرومي‌گيرد».
نقل‌ است‌ كه‌ قوم‌ صالح‌(ع)  خود از او خواستند تا برايشان‌ از صخره‌ سنگي‌ خارا، ماده‌شتري‌ بيرون‌ آورد كه‌ خروج‌ آن‌ را به‌ رأي‌العين‌ ببينند پس‌ صالح‌(ع)  از آنها عهدها و پيمانها گرفت‌ كه‌ اگر خواسته‌شان‌ را اجابت‌ كند، قطعا به‌ او ايمان ‌خواهند آورد و چون‌ آنها اين‌ عهدها و پيمانها را سپردند، صالح‌(ع)  دعا كرد و آن‌ صخره‌ سنگ‌ به‌ جنبش‌ در آمد و ـ همان‌گونه‌ كه‌ خواسته‌ بودند ـ ماده‌شتري ‌پاك، تنومند و بي‌عيب‌ از آن‌ بيرون‌ آمد و چنان‌ بزرگ‌ و قوي‌ و پرهيبت‌ بود كه ‌چون‌ از برابر چهارپايان‌ ديگر مي‌گذشت، همه‌ از او مي‌رميدند. در اين‌ هنگام، رئيس‌ آن‌ قوم‌ و پيروانش‌ ايمان‌ آوردند. صالح‌(ع)  به‌ فرمان‌ خداي‌ عزوجل‌ چنين‌مقرر كرد كه‌ يك‌ روز آن‌ ماده‌شتر آب‌ چاهشان‌ را بنوشد و روز ديگر آنان‌ از آب ‌آن‌ چاه‌ استفاده‌ كنند و در آن‌ روز كه‌ او آب‌ چاه‌ را مي‌نوشيد، آنها از شير وي ‌مي‌نوشيدند زيرا چنان‌ شيرآور بود كه‌ چون‌ او را مي‌دوشيدند، هر مقدار از ظروفي ‌كه‌ مي‌خواستند، از شير آن‌ پر مي‌شد و قوم‌ همه‌ از شيرش‌ سير و سيراب‌ مي‌شدند.
 
سوره حجرات آيه  16
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ أَتُعَلِّمُونَ اللَّهَ بِدِينِكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏بگو : آيا شما خدا را از ايمان خود باخبر مي‌سازيد ، در حالي كه خدا از تمام چيزهائي كه در آسمانها و زمين است باخبر است‌ ؟ ! و خدا از همه‌چيز دقيقاً آگاه است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَتُعَلِّمُونَ » : آيا ياد مي‌دهيد ؟  « وَاللهُ يَعْلَمُ » : حرف واو حاليه است .‏
 
سوره حجرات آيه  17
‏متن آيه : ‏
‏ يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا قُل لَّا تَمُنُّوا عَلَيَّ إِسْلَامَكُم بَلِ اللَّهُ يَمُنُّ عَلَيْكُمْ أَنْ هَدَاكُمْ لِلْإِيمَانِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آنان بر تو منت مي‌گذارند كه اسلام آورده‌اند ! بگو : با اسلام خود بر من منت مگذاريد ، بلكه خدا بر شما منت مي‌گذارد كه شما را به سوي ايمان آوردن رهنمود كرده است ، اگر ( در ادعاي ايمان ) راست و درست هستيد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَنْ أَسْلَمُوا » : از اين كه اسلام آورده‌اند . « إِسْلامَكُمْ » : اسلام مفعول به ( لا تَمُنُّوا ) و يا منصوب به نزع خافض است و اصل آن چنين است : بِإِسْلامِكُمْ . « إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ » : جواب شرط محذوف است و ماقبل آن ، دالّ بر آن است .‏
 
سوره حجرات آيه  18
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏خداوند رازها و نهانيهاي آسمانها و زمين را مي‌داند ، و او مي‌بيند آنچه را كه انجام مي‌دهيد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« غَيْبَ » :  ( نگا : انعام‌