َ نَعِيمٍ » : تنوين اين واژه‌ها بيانگر كثرت و عظمت است .‏
 
سوره طور آيه  18
‏متن آيه : ‏
‏ فَاكِهِينَ بِمَا آتَاهُمْ رَبُّهُمْ وَوَقَاهُمْ رَبُّهُمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و در برابر چيرهائي كه خدا بديشان داده است شاد و خوشحالند ، و ( نعمت بزرگتر از اين ، اين كه ) خداي ايشان ، آنان را از عذاب دوزخ محفوظ و مصون داشته است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« فَاكِهِينَ » : افراد شاد و مسرور ( نگا : يس‌ / 55 ، دخان‌ / 27 ) .‏
 
سوره طور آيه  19
‏متن آيه : ‏
‏ كُلُوا وَاشْرَبُوا هَنِيئاً بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏به پاداش كارهائي كه كرده‌ايد بخوريد و بياشاميد ، نوش و گوارايتان باد !‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« هَنِيئاً » : گوارا و بي‌دردسر . مفعول مطلق يا صفت مصدر محذوفي است ( نگا : نساء / 4 ) .‏
 
سوره طور آيه  20
‏متن آيه : ‏
‏ مُتَّكِئِينَ عَلَى سُرُرٍ مَّصْفُوفَةٍ وَزَوَّجْنَاهُم بِحُورٍ عِينٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏اين در حالي است كه بر تختهاي رديف و كنار هم چيده تكيه زده‌اند ، و زنان سياه چشم و درشت چشم زيباي بهشتي را همسرشان نموده‌ايم ( و در كنارشان قرار داده‌ايم ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« سُرُرٍ » : جمع سَرير ، تختها ( نگا : حجر / 47 ، صافات‌ / 44 ) . « مَصْفُوفَةٍ » : رديف و كنار هم چيده شده . رده نهاده . « حُورٍ عِينٍ » :  ( نگا : دخان‌ / 54 ) . از اين آيه و آيات ديگر قرآن برمي‌آيد كه تختها گرداگرد مجلس بزم و مقابل يكديگر نهاده شده‌اند ، تا مجلس انس هر چه باشكوه‌تر باشد .‏
 
آيه  85
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِلَى مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْباً قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ قَدْ جَاءتْكُم بَيِّنَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ فَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ وَلاَ تَبْخَسُواْ النَّاسَ أَشْيَاءهُمْ وَلاَ تُفْسِدُواْ فِي الأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاَحِهَا ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
اين‌ پنجمين‌ داستان‌ از داستانهاي‌ انبيا‡ در اين‌ سوره، بعد از داستانهاي‌ نوح، هود، صالح‌ و لوط‡ است‌: 
«و به‌سوي‌ قوم‌ مدين، برادرشان‌ شعيب‌ را فرستاديم» يعني‌: به‌سوي‌ مردم‌ مدين، پيامبري‌ از خودشان‌ را كه‌ شعيب‌(ع)  بود فرستاديم‌. شعيب‌(ع)  ـ پيامبر قومش‌ مدين‌ ـ از انبياي‌ عرب‌ است‌ و از وي‌ در قرآن‌ كريم‌ ـ در سوره‌هاي ‌اعراف، هود، شعراء و عنكبوت‌ ـ يازده‌ بار ياد شده‌ است‌ و بعثت‌ وي‌ به‌پيامبري، قبل‌ از حضرت‌ موسي‌(ع)  بود. علما او را خطيب‌ انبيا‡ مي‌نامند، به‌سبب‌ آن‌كه‌ او دعوت‌ خويش‌ را با حجتي‌ رسا به‌ قومش‌ ابلاغ‌ كرد. يادآور مي‌شويم‌ كه‌ شهر «مدين»، نزديك‌ «معان» واقع‌ در جنوب‌شرق‌ اردن‌ بر سر راه‌ حجاز قرار دارد و مدين‌ هم‌ بر قبيله‌ مدين‌ و هم‌ بر شهرشان‌ اطلاق‌ مي‌شود «گفت‌: اي‌ قوم‌ من‌! خدا رابپرستيد، براي‌ شما هيچ‌ معبودي‌ جز او نيست» شعيب‌(ع)  با يادآوري‌ اين‌ نكته‌ به‌قومش‌ كه‌ آنان‌ قوم‌ او هستند و او يكي‌ از خود آنهاست‌ پس‌ طبعا دوست‌دار چيزي ‌است‌ كه‌ صلاحشان‌ در آن‌ مي‌باشد، آنها را به‌سوي‌ پرستش‌ خداوند(ج)  دعوت ‌كرد سپس‌ آنها را به‌ يگانه‌شناسي‌ و يگانه‌پرستي‌ كه‌ در رأس‌ دعوت‌ همه‌ پيامبران‡ قرار دارد، فرمان‌ داد و اين‌ پندار را كه‌ پرستش‌ چيزي‌ از بتانشان‌ حق‌ باشد، رد كرد و همه‌ را باطل‌ و نابود شده‌ خواند «در حقيقت، براي‌ شما از جانب‌ پرورگارتان‌ برهاني‌ روشن» يعني‌: معجزه‌اي‌ آشكار «آمده‌ است» ولي‌ قرآن‌ بيان‌ نكرده‌ كه‌ معجزه‌ شعيب‌(ع)  چه‌ بود پس‌ اين‌ خود دليل‌ بر آن‌ است‌ كه‌ هر پيامبري ‌معجزه‌اي‌ داشته‌ است، چه‌ معجزه‌ وي‌ بيان‌ شود و چه‌ نشود. آري‌! اين‌ پيام‌ شعيب‌(ع)  بود به‌ قومش‌ از جنبه‌ اعتقادي‌ آن، اما او از جنبه‌ عملي‌ نيز، به‌ روي‌ عمده‌ترين‌ انحراف‌ عملي‌شان‌ انگشت‌ گذاشت‌ و گفت‌: «پس‌ پيمانه‌ و ترازو را تمام ‌نهيد» يعني‌: به‌ خريدار يا فروشنده، با به‌كار گرفتن‌ پيمانه‌ يا عياري‌ ناقص، كم ‌ندهيد و به‌ غير آن‌ از شيوه‌هاي‌ ديگر كاستن‌ و افزودن‌ در اشياي‌ مورد معامله، به‌ حق‌خوري‌ از ديگران‌ نپردازيد. آري‌! قوم‌ شعيب‌(ع)  معاملات‌ خود را با پيمانه‌ و ترازو انجام‌ مي‌دادند ولي‌ پيمانه‌ و ترازو را تمام‌ ننهاده‌ و از حق‌ صاحب‌ حق ‌مي‌كاستند «و به‌ مردم‌ اشياي‌ آنان‌ را ناقص‌ ندهيد» بخس‌: عبارت‌ است‌ از: نقص‌ وآن‌ يا با معيوب ‌ساختن‌ كالا، يا با كم‌كردن‌ از آن، يا به‌ تردستي، فريبكاري‌ و نيرنگبازي‌ انجام‌ مي‌گيرد و همه‌ اينها شامل‌ معناي‌ خوردن‌ اموال‌ مردم‌ به ‌نارواست‌. بعضي‌ گفته‌اند: قوم‌ شعيب‌(ع)  از هر چيزي‌ كه‌ در بازارهايشان‌ وارد مي‌شد، عوارض‌ و حقوق‌ گمركي‌ مي‌گرفتند و نهي‌ الهي‌ ناظر بر اين‌ معني‌ است‌ «ودر زمين‌ پس‌ از اصلاح‌ آن‌ فساد نكنيد» تفسير نظير اين‌ عبارت، در آيه‌ (56) گذشت‌ «اين» رهنمودها «برايتان‌ بهتر است» در دنيا و آخرت‌ «اگر باور داريد» سخنم‌ را.
 
	سوره طور آيه  21
‏متن آيه : ‏
‏ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَاتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُم بِإِيمَانٍ أَلْحَقْنَا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَمَا أَلَتْنَاهُم مِّنْ عَمَلِهِم مِّن شَيْءٍ كُلُّ امْرِئٍ بِمَا كَسَبَ رَهِينٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏كساني كه خودشان ايمان آورده‌اند و فرزندانشان از ايشان در ايمان آوردن پيروي كرده‌اند ،  ( در بهشت ) فرزندانشان را بديشان ملحق مي‌گردانيم ( تا زادگان دلبند خود را در كنار خود ببينند و از انس با آنان لذت بيشتر ببرند ) بي‌آنكه ما اصلاً از عمل آن كسان چيزي بكاهيم ( و از اندوخته پدران و مادران چيزي برداريم و به فرزندانشان بدهيم ، و يا بدين وسيله بر حسنات فرزندان بيفزائيم و يا گناهانشان را از اين راه بزدائيم ) . چرا كه هر كس در گرو كارهائي است كه كرده است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مَآ أَلَتْنَاهُمْ » : از كارهايشان نكاسته‌ايم . فعل مهموز الفاء أَلَتَ ، يَأْلِتُ ، بر وزن ضَرَبَ يَضْرِبُ ، با فعل اجوف يائي لاتَ ، يَليتُ ، در معني يكسان است ( نگا : حجرات‌ / 14 ) . « مَآ أَلَتْنَا مِنْ عَمَلِهِمْ شَيْئاً » : از پاداش كارهاي پدران اصلاً چيزي نمي‌كاهيم . مراد اين است كه ترفيع منزلت فرزندان باعث تنزل مقام پدران نبوده ، و بلكه مراد اعطاء نعمت انس و تشكيل مجمع دلهاي عاشقان يزدان است . « رَهِينٌ » : گروگان .‏
 
سوره طور آيه  22
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَمْدَدْنَاهُم بِفَاكِهَةٍ وَلَحْمٍ مِّمَّا يَشْتَهُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏پيوسته هر گونه ميوه‌اي و گوشتي را كه بخواهند در اختيارشان مي‌گذاريم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَمْدَدْنَاهُمْ » : ياريشان مي‌دهيم . بديشان مي‌دهيم ( نگا : مؤمنون‌ / 55 ، نمل‌ / 36 ) .‏
 
سوره طور آيه  23
‏متن آيه : ‏
‏ يَتَنَازَعُونَ ف