ِيهَا كَأْساً لَّا لَغْوٌ فِيهَا وَلَا تَأْثِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آنان در آنجا جامهاي ( شراب طهور ) را كه نه بيهوده‌گوئي و ياوه‌سرائي در آن است و نه با گناه همراه است ، از دست يكديگر مي‌گيرند ( و سر مي‌كشند و خوش مي‌شوند ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« يَتَنَازَعُونَ » : مشتاقانه از دست يكديگر مي‌ربايند و مي‌گيرند . « لَغْوٌ » : ياوه‌سرائي . بيهوده‌گوئي . « تَأْثِيمٌ » : گناه‌ورزي . بزهكاري . يعني شراب آخرت ، نه موجب ياوه‌سرائي و پريشان گوئي مي‌شود ، و نه موجب گناه مي‌گردد ، و نه كار مستان به كتك و كتك‌كاري مي‌كشد .‏
 
سوره طور آيه  24
‏متن آيه : ‏
‏ وَيَطُوفُ عَلَيْهِمْ غِلْمَانٌ لَّهُمْ كَأَنَّهُمْ لُؤْلُؤٌ مَّكْنُونٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏پيوسته در گرداگرد آنان نوجوانان ايشان ( براي خدمتگزاريشان ) در چرخش و گردشند . انگار آنان ( در صفا و پاكي ) مرواريدهاي پنهان ( در صدف ) هستند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« غِلْمَانٌ » : جمع غُلام ، پسران نوجوان . مراد خدمتكاران و كارگزاران است . « لُؤْلُؤٌ » : مرواريد . « مَكْنُونٌ » : پنهان در صدف . مرواريد در درون صدف به قدري تازه و شفاف و زيبا است كه حد ندارد ( نگا : واقعه‌ / 23 ) .‏
 
سوره طور آيه  25
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَسَاءلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏پرسش‌كنان روي به همديگر مي‌كنند ( و هر يك از آنان از نعمتها و خوشيهاي بهشت و الطاف بيكران يزدان با ديگري سخن مي‌گويد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَقْبَلَ » : رو كرد . « يَتَسَآءَلُونَ » : از همديگر مي‌پرسند . مراد صحبت آنان از گذشته خود در دنيا ، و تعريف وضع خوش فعلي است .‏
 
سوره طور آيه  26
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُوا إِنَّا كُنَّا قَبْلُ فِي أَهْلِنَا مُشْفِقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏مي‌گويند : ما پيش از اين ( در دنيا ) در ميان خانواده و فرزندانمان بيمناك ( از خشم خدا و حساب و كتاب و جزا و سزاي قيامت ) بوديم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« فِي أَهْلِنَا » : در ميان اهل و خانواده خود . همراه با فرزندان و خانواده خود . « مُشْفِقِينَ » : جمع مُشْفِق ، ترسان و هراسان . بيمناك . مراد بيمناك از بازخواست الهي در پايان عمر ، و پي‌آمد اخروي است .‏
 
سوره طور آيه  27
‏متن آيه : ‏
‏ فَمَنَّ اللَّهُ عَلَيْنَا وَوَقَانَا عَذَابَ السَّمُومِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏سرانجام خداوند در حق ما لطف و مرحمت فرمود ، و از عذاب سراپا شعله دوزخ ما را بدور داشت .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مَنَّ » : منت نهاد . منت بر دو قسم است : الف - مذموم ب - مقبول . قسمت اخير كه مراد آيه هم همين است ، به معني لطف و مرحمت و خوبي و نيكي است . « السَّمُومِ » : شعله آتش بدون دود ( نگا : المصحف الميسر ) . آتشي كه از سوراخهاي بدن بگذرد ( نگا : روح‌المعاني ) . باد گرم و سوزان ( نگا : مجمع البيان الحديث ، فرهنگ لغات قرآن قريب ) .‏
 
سوره طور آيه  28
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّا كُنَّا مِن قَبْلُ نَدْعُوهُ إِنَّهُ هُوَ الْبَرُّ الرَّحِيمُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏ما پيش از اين ( در جهان ، تنها ) او را به فرياد مي‌خوانديم و فقط وي را پرستش مي‌كرديم . واقعاً او نيكوكار و مهربان است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« نَدْعُوهُ » : بفريادش مي‌خوانديم . او را مي‌پرستيديم . « الْبَرُّ » : نيكوكار ( نگا : روح‌المعاني ) .‏
 
سوره طور آيه  29
‏متن آيه : ‏
‏ فَذَكِّرْ فَمَا أَنتَ بِنِعْمَتِ رَبِّكَ بِكَاهِنٍ وَلَا مَجْنُونٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( مردمان را به قرآن ) پند و اندرز بده ، تو در پرتو لطف و مرحمت پروردگارت نه غيبگوئي و نه ديوانه .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« ذَكِّرْ » : پند بده . موعظه كن . « بِنِعْمَةِ » : در پرتو نعمت . به بركت مرحمت . « كَاهِنٍ » : غيبگو . كسي كه ادعاي علم غيب مي‌كند . كسي كه خبر از اسرار غيبي مي‌دهد و مدعي است كه با جنيان و پريان ارتباط دارد و اخبار غيبي را از ايشان مي‌گيرد .‏
 
سوره طور آيه  30
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ يَقُولُونَ شَاعِرٌ نَّتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آيا آنان مي‌گويند كه او شاعر است ( و بگذاريد تا زنده است اشعار خود را بسرايد و دل مردماني را بربايد ) و ما در انتظار مرگ او هستيم ( تا دفتر اشعار و طومار عمرش را درهم پيچد و ما را از دست او راحت سازد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« شَاعِرٌ » : چامه‌سرا . خبر مبتداي محذوف است و تقدير چنين است : هُوَ شَاعِرٌ . « نَتَرَبَّصُ » : انتظار مي‌كشيم . منتظر هستيم . « رَيْبَ » : شك و گمان . مشكوك . در اينجا مراد نزول و تغييرات است . « الْمَنُونِ » : مرگ . از نظر لغوي ، به معني قطع كننده است . مرگ هم رشته عمر را قطع مي‌كند . « رَيْبَ الْمَنُونِ » : گمان مرگ . مرگ مشكوك . با توجه به معني اخير ، اضافه صفت به موصوف خود است . يعني مرگي كه وقت فرا رسيدنش مورد گمان است و معلوم نيست .‏
 
آيه  86
‏متن آيه : ‏
‏ وَلاَ تَقْعُدُواْ بِكُلِّ صِرَاطٍ تُوعِدُونَ وَتَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ مَنْ آمَنَ بِهِ وَتَبْغُونَهَا عِوَجاً وَاذْكُرُواْ إِذْ كُنتُمْ قَلِيلاً فَكَثَّرَكُمْ وَانظُرُواْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و بر سر هر راهي‌ ننشينيد كه‌ بترسانيد» مردم‌ را از شكنجه‌ و آزارتان‌. نقل ‌است‌ كه‌: قوم‌ شعيب‌(ع)  بر سر راه‌هايي‌ كه‌ به‌ خانه‌ وي‌ منتهي‌ مي‌شد، مي‌نشستند و كساني‌ را كه‌ قصد رفتن‌ به‌نزد وي‌ را داشتند، از عذاب‌ و عقاب‌ خويش‌ بيم‌ داده‌ ومي‌گفتند: او شخصي‌ است‌ كذاب‌ لذا نزد او نرويد «و» تا «كسي‌ را كه‌ به‌ او ايمان ‌آورده‌ است، از راه‌ الله بازداريد» مراد از بازداشتن‌ از راه‌ الله(ج) ، بازداشتن‌ مردم‌ از رسيدن‌ به‌ شعيب‌(ع)  است‌. بعضي‌ گفته‌اند: مراد؛ نهي‌ آنان‌ از نشستن‌ بر سر راه‌ دين ‌و بازداشتن‌ كساني‌ است‌ كه‌ قصد رفتن‌ به‌ آن‌ را دارند، نه‌ نشستن‌ حقيقي‌ بر سرراه‌ها پس‌ حقيقت‌ لفظ، مراد نيست‌ «و براي‌ آن‌ راه، كجي‌ نجوييد» يعني‌: براي‌ راه‌خدا(ج)  كجي، ناهمواري‌ و ناهنجاري‌ نجوييد و آن‌ را براي‌ مردم‌ به‌ اين‌ وصف ‌معرفي‌ نكنيد «و هنگامي‌ را به‌ يادآوريد كه‌ شما اندك‌ بوديد» از نظر تعداد «پس‌ شما را بسيار گردانيد» از طريق‌ توالد و تناسل‌. بعضي‌ در معني‌ آن‌ گفته‌اند: شما فقير بوديد، اما حق‌ تعالي‌ شما را توانگر گردانيد «و بنگريد كه‌ فرجام‌ كار فسادكاران» از امتهاي‌ گذشته‌؛ چون‌ قوم‌ نوح‌ و هود و صالح‌ و لوط‡ «چگونه‌ بوده‌ است‌؟» مگر جز اين‌ بود كه‌ خداي‌ عزوجل‌ هلاكشان‌ كرد و آثار وجودشان‌ را از عرصه‌ هستي‌ محو گردانيد؟!
 
سوره طور آيه  31
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ تَرَبَّصُوا فَإِنِّي مَعَكُم مِّنَ الْمُتَرَبِّصِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏بگو : شما در انتظار ( پندارهاي خامتان ) باشيد ، و من هم با شما در انتظار ( عاقبت نيك خود و سرانجام بد شما ) هستم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الْمُتَرَبِّصِينَ » : انتظار كشندگان .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text