" href="w:text:12272.txt"> آيه  32</a><a class="text" href="w:text:12273.txt"> آيه  33</a><a class="text" href="w:text:12274.txt">آيه  34</a><a class="text" href="w:text:12275.txt">آيه  35</a><a class="text" href="w:text:12276.txt">آيه  36</a><a class="text" href="w:text:12277.txt">آيه  37</a><a class="text" href="w:text:12278.txt">آيه  38</a><a class="text" href="w:text:12279.txt">آيه  39</a><a class="text" href="w:text:12280.txt">آيه  40</a><a class="text" href="w:text:12281.txt"> آيه  41</a><a class="text" href="w:text:12282.txt">آيه  42</a><a class="text" href="w:text:12283.txt">آيه  43</a><a class="text" href="w:text:12284.txt">آيه  44</a><a class="text" href="w:text:12285.txt">آيه  45</a><a class="text" href="w:text:12286.txt">آيه  46</a><a class="text" href="w:text:12287.txt">آيه  47</a><a class="text" href="w:text:12288.txt"> آيه  48</a><a class="text" href="w:text:12289.txt">آيه  49</a></body></html>سوره طور آيه  32
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ تَأْمُرُهُمْ أَحْلَامُهُم بِهَذَا أَمْ هُمْ قَوْمٌ طَاغُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آيا خردهايشان ايشان را به اين ( سخنان متناقض ) دستور مي‌دهد ؟ يا اين كه اصلاً مردمان طغيانگر و سركشي هستند ( و سرپيچي از فرمان حق ، سرشت و خصيصه آنان شده است‌ ؟ ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أحْلام‌ » : جمع حِلْم ، خردها و عقلها . « هذا » : اين سخنان متناقض . يعني گاهي پيغمبر را شاعر ، گاهي مجنون ، زماني كاهن ، و غيره مي‌نامند . در صورتي كه كاهن و شاعر ، خردمند هستند ، و مجنون ، ديوانه و بي‌خرد است .‏
 
سوره طور آيه  33
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ بَل لَّا يُؤْمِنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آيا مي‌گويند :  ( محمد خودش قرآن را از پيش خود ساخته است و ) آن را فراهم آورده است‌ ؟ ! بلكه ايشان اصلاً ايمان ندارند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« تَقَوَّلَهُ » : آن را از پيش خود ساخته است و به دروغ به خدا نسبت داده است ( نگا : حاقه‌ / 44 ) .‏
 
سوره طور آيه  34
‏متن آيه : ‏
‏ فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِّثْلِهِ إِن كَانُوا صَادِقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏اگر راست مي‌گويند ( كه محمد خودش قرآن را از پيش خود ساخته است ) سخني همچون آن را بياورند و ارائه دهند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِّثْلِهِ . . . » :  ( نگا : بقره‌ / 23 ، يونس‌ / 38 ، هود / 13 ، اسراء / 88 ) .‏
 
سوره طور آيه  35
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آيا ايشان ( همين جوري از عدم سر بر آورده‌اند و ) بدون هيچ گونه خالقي آفريده شده‌اند ؟ و يا اين كه ( خودشان خويشتن را آفريده‌اند و ) خودشان آفريدگارند ؟‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ » : بدون هيچ چيزي و هيچ آفريدگاري . يعني بدون علت به وجود آمده‌اند . « أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ » : يعني خودشان آفريدگار ، و علت خويشتن هستند .‏
 
سوره طور آيه  36
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ خَلَقُوا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بَل لَّا يُوقِنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏يا اين كه آنان آسمانها و زمين را آفريده‌اند ؟ ! بلكه ايشان طالب يقين نيستند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لا يُوقِنُونَ » : به يقين و باور نرسيده‌اند و هنوز سرگشته‌اند . جويا و خواستار يقين نيستند و در پي ايمان به وحدانيت خدا نمي‌باشند .‏
 
سوره طور آيه  37
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ عِندَهُمْ خَزَائِنُ رَبِّكَ أَمْ هُمُ الْمُصَيْطِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آيا گنجينه‌هاي پروردگارت نزد ايشان و در اختيار آنان است ( تا هر گونه كه بخواهند قضاوت كنند و نبوت را به اين بدهند و به آن ندهند ؟ ) يا اين كه ايشان ( بر همه چيز جهان ) سيطره دارند ( و ارباب و فرمانده كل كائنات هستند ؟ ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الْمُصَيْطِرُونَ » : جمع مُصَيْطِر ، مسلط و توانا . غالب و چيره . مُصَيْطِر و مُسَيْطِر يكي است ( نگا : غاشيه‌ / 22 ) . علت تبديل ( س ) به ( ص ) به سبب حرف استعلاء ( ط ) است .‏
 
سوره طور آيه  38
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ لَهُمْ سُلَّمٌ يَسْتَمِعُونَ فِيهِ فَلْيَأْتِ مُسْتَمِعُهُم بِسُلْطَانٍ مُّبِينٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آيا نردباني دارند و بالاي آن ( مي‌روند و در آسمانها ، به عالم ملكوت ) گوش فرا مي‌دارند ( و اسرار وحي را مي‌شنوند ؟ ) . گوش فرا دهنده ايشان دليل روشني بياورد و ارائه دهد ( و اين ادعاي خود را ثابت كند ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« سُلَّمٌ » : نردبان . « سُلْطَانٍ مُّبِينٍ » : دليل و برهان روشن . دليل و برهان بيانگر .‏
 
سوره طور آيه  39
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ لَهُ الْبَنَاتُ وَلَكُمُ الْبَنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آيا دختران ، سهم خدايند ، و پسران ، سهم شما ؟ !‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لَهُ الْبَنَاتُ » : دختر و پسر از نظر ارزش انساني با هم تفاوتي ندارند ، و تعبير آيه ، در حقيقت از قبيل استدلال به عقيده باطل طرف مخالف بر ضد خود او است . و آن اين كه عربها به شدت از دختر بيزار بودند ، و با وجود اين زادگان خدا را دختر مي‌دانستند ( نگا : نحل‌ / 57 ، زخرف‌ / 17 ، صافات‌ / 149 ) .‏
 
آيه  87
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِن كَانَ طَآئِفَةٌ مِّنكُمْ آمَنُواْ بِالَّذِي أُرْسِلْتُ بِهِ وَطَآئِفَةٌ لَّمْ يْؤْمِنُواْ فَاصْبِرُواْ حَتَّى يَحْكُمَ اللّهُ بَيْنَنَا وَهُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اگر گروهي‌ از شما به‌ آنچه‌ من‌ بدان‌ فرستاده‌ شده‌ام‌ ايمان‌ آورده‌ و گروهي‌ ديگر ايمان‌ نياوردند پس‌ صبر كنيد» يعني‌: انتظار بكشيد «تا خداوند در ميان‌ ما حكم‌ كند، كه‌ او بهترين‌ حكم‌كنندگان‌ است» زيرا حكم‌ و داوري‌ او، بر حق‌ و عدل‌ مبتني‌ است ‌و بيم‌ آن‌ نمي‌رود كه‌ او در حكم‌ خويش‌ ستم‌ كند. آري‌! حكم‌ خداوند(ج)  درميان‌ دو گروه، مانند حكم‌ كردن‌ ميان‌ دو خصم‌ است‌: يعني‌ اين‌كه‌ محقان‌ را بر مبطلان‌ پيروز مي‌سازد.
در اين‌ آيه، مؤمنان‌ به‌ صبر بر آزار كفار مأمور گرديده‌اند تا آن‌كه‌ خداي‌ عزوجل‌ پيروزشان‌ گرداند.
 
	سوره طور آيه  40
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ تَسْأَلُهُمْ أَجْراً فَهُم مِّن مَّغْرَمٍ مُّثْقَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏يا اين كه تو از آنان اجر و پاداشي ( در مقابل ابلاغ رسالت خود بديشان ) ميخواهي ، و همچون بار گراني بر دوش آنان سنگيني مي‌كند ؟‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مَغْرَمٍ » : غرامت . زيان . تاوان . خسارت ( نگا : توبه‌ / 98 ) . مصدر ميمي است . « مُثْقَلُونَ » : سنگين باران . بار گرانان . از مصدر ( إثقال ) به معني تحميل مشقت و بار گران است .‏
 
سوره طور آيه  41
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ عِندَهُمُ الْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏يا اين كه نزد ايشان ، علم غيبيّات و اسرار نهان ( جهان و ملكوت يزدان ) است و از روي آن ( براي مردم هر چه بخواهند ) مي‌نويسند ؟‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَمْ عِندَهُمُ الْغَيْبُ ؟ » : آيا آنان غيب مي‌دانند ؟ آيا دانش اسرار نهان و علم غيب در پيش آنان است‌ ؟‏
 
سوره طور آيه  42
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ يُرِيدُونَ كَيْداً فَالَّذِينَ كَفَرُوا هُمُ الْمَكِيدُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏يا اين كه مي‌خواهند نيرنگ بزنند ( و طرحهاي شيطاني بريزند و حيله‌گري كنند ، تا پيغمبر را از ميان بردارند ، يا با آئين او مقابله كنند . بايد بدانند كه ) كفار به حيلت خود گرفتار مي‌آيند ( و توطئه‌هاي اي