 : احقاف‌ / 21 ، نجم‌ / 56 ) . معني دوم در سوره قمر چندان مناسب نيست .‏
 
سوره قمر آيه  6
‏متن آيه : ‏
‏ فَتَوَلَّ عَنْهُمْ يَوْمَ يَدْعُ الدَّاعِ إِلَى شَيْءٍ نُّكُرٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏بنابراين از ايشان روي بگردان . آن روزي ( را خاطر نشان ساز ) كه فرا خواننده ( الهي براي گرد آمدن مردمان در محل حساب و كتاب قيامت ايشان را ) به سوي چيز ناخوش‌آيندي فرا مي‌خواند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« تَوَلَّ عَنْهُمْ » : از آنان روي بگردان . بديشان اعتناء مكن . به ترك ايشان بگوي . « يَوْمَ » : مفعول به فعل محذوفي است ، و يا ظرف فعل ( يَخْرُجُونَ ) در آيه بعدي است . « يَدْعُو » : فرا مي‌خواند . واو آن در رسم‌الخط قرآني ، براي تخفيف حذف شده است . « الدَّاعي‌ » : فرا خواننده . مراد اسرافيل است بدانگاه كه براي بار دوم در صور مي‌دمد و همگان را به سوي محكمه دادگاه قيامت فرا مي‌خواند . ياء آن در رسم‌الخط قرآني ، براي تخفيف حذف شده است . « نُكُرٍ » : ناخوش‌آيند . ناپسند . مراد كار سخت و نامأنوس است كه هول و هراس و دهشت و وحشت قيامت است .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:12365.txt">آيه  7</a><a class="text" href="w:text:12366.txt"> آيه  8</a><a class="text" href="w:text:12367.txt">آيه  9</a><a class="text" href="w:text:12368.txt">آيه  10</a><a class="text" href="w:text:12369.txt"> آيه  11</a><a class="text" href="w:text:12370.txt">آيه  12</a><a class="text" href="w:text:12371.txt">آيه  13</a><a class="text" href="w:text:12372.txt">آيه  14</a><a class="text" href="w:text:12373.txt">آيه  15</a><a class="text" href="w:text:12374.txt">آيه  16</a><a class="text" href="w:text:12375.txt">آيه  17</a><a class="text" href="w:text:12376.txt">آيه  18</a><a class="text" href="w:text:12377.txt"> آيه  19</a><a class="text" href="w:text:12378.txt"> آيه  20</a><a class="text" href="w:text:12379.txt">آيه  21</a><a class="text" href="w:text:12380.txt">آيه  22</a><a class="text" href="w:text:12381.txt">آيه  23</a><a class="text" href="w:text:12382.txt">آيه  24</a><a class="text" href="w:text:12383.txt">آيه  25</a><a class="text" href="w:text:12384.txt"> آيه  26</a><a class="text" href="w:text:12385.txt">آيه  27</a></body></html>سوره قمر آيه  7
‏متن آيه : ‏
‏ خُشَّعاً أَبْصَارُهُمْ يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدَاثِ كَأَنَّهُمْ جَرَادٌ مُّنتَشِرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏با چشماني فروهشته و به زير انداخته ( از شرمساري و خواري ) از گورها بيرون مي‌آيند ( و به هر سو مي‌روند و مي‌دوند ) انگار آنان ملخهاي پراكنده‌اند ( كه در دسته‌ها و گروههاي نامنظم و بي‌هدف ، راهي اينجا و آنجا مي‌شوند ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« خُشَّعاً » : جمع خاشِع ، ذليل و خوار . فرو افتاده و به زير انداخته شده . حال ضمير ( و ) در فعل ( يَخْرُجُونَ ) است . « أَبْصَارُ » : فاعل ( خُشَّعاً ) است ( نگا : قلم‌ / 43 ) . « الأجْدَاثِ » : جمع جَدَث ، قبرها . گورها . « جَرَادٌ » : ملخ . « مُنتَشِرٌ » : پخش و پراكنده .‏
 
سوره قمر آيه  8
‏متن آيه : ‏
‏ مُّهْطِعِينَ إِلَى الدَّاعِ يَقُولُ الْكَافِرُونَ هَذَا يَوْمٌ عَسِرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏شتابان به سوي فرا خواننده ( الهي ، اسرافيل ) مي‌روند ( و بدو مي‌نگرند و چشم از او بر نمي‌دارند ) . كافران مي‌گويند : امروز روز بسيار سخت و هراس‌انگيزي است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مُهْطِعِينَ » : جمع مُهْطِع ، شتابان و دوان . يعني باشتاب به سوي اسرافيل مي‌روند و در دادگاه الهي براي حساب و كتاب حاضر مي‌شوند . يا اين كه به معني گردن كشنده و خيره نگاه كننده بوده ، بدين معني كه انسانها چون صداي وحشتناك و شيپور جمع شدن را مي‌شنوند ، فوراً گردن بلند مي‌كنند و به سوي اسرافيل خيره خيره مي‌نگرند و مي‌دوند ( نگا : ابراهيم‌ / 43 ) . « عَسِرٌ » : سخت و دشوار . پر خوف و هراس ( نگا : فرقان‌ / 26 ، مدثر / 9 ) . « الدَّاعي‌ » :  ( نگا : قمر / 6 ) .‏
 
سوره قمر آيه  9
‏متن آيه : ‏
‏ كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ فَكَذَّبُوا عَبْدَنَا وَقَالُوا مَجْنُونٌ وَازْدُجِرَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏پيش از ايشان ، قوم نوح ، بنده ما ( نوح ) را تكذيب كردند ( و دروغگويش ناميدند ) و گفتند : ديوانه‌اي است و ( از ميان خردمندان ) رانده شده است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أُزْدُجِرَ » : رانده شده است . يعني به عقيده سست كفار ، نوح ( ع ) چون ديوانه است ، عقلاء او را از ميان خود رانده‌اند ( نگا : التفسير القرآني للقرآن ) يا جنيان و پريان بدو آسيب رسانده‌اند و از جامعه انسانيش رانده‌اند ( نگا : روح‌البيان ) . يا اين كه :  ( وَازْدُجِرَ ) جمله مستأنفه‌اي بوده و معني چنين است : كافران نوح را از تبليغ رسالت منع كردند و بازش داشتند و او هم چاره‌اي نداشت جز اين كه بجاي تبليغ به نجاري پردازد ( نگا : هود / 36 و 37 و 38 ) . اغلب تفاسير بر عقيده دوم هستند .‏
 
سوره قمر آيه  10
‏متن آيه : ‏
‏ فَدَعَا رَبَّهُ أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانتَصِرْ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏تا آنجا كه نوح پروردگار خود را بفرياد خواند ( و عرضه داشت : ) پروردگارا ! من شكست خورده‌ام پس مرا ياري و كمك فرما ( و انتقام مرا از ايشان بگير ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَنِّي مَغْلُوبٌ . . . » : اصل آن ( بِأَنِّي مَغْلُوبٌ . . . ) است و منصوب به نزع خافض است .‏
 
سوره قمر آيه  11
‏متن آيه : ‏
‏ فَفَتَحْنَا أَبْوَابَ السَّمَاء بِمَاء مُّنْهَمِرٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏پس درهاي آسمان را با آب تند ريزان و فراواني از هم گشوديم .  ( بگونه‌اي كه گوئي درهاي آسمان همه باز شده و هر چه آب است فرو مي‌بارد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« بِمَآءٍ » : حرف ( ب ) براي استعانت يا ملابست است . يعني با ابزاري كه آب نام داشت و يا به همراه آب . « مُنْهَمِرٍ » : تند بارنده . سخت ريزان . زياد و فراوان .‏
 
آيه  95
‏متن آيه : ‏
‏ ثُمَّ بَدَّلْنَا مَكَانَ السَّيِّئَةِ الْحَسَنَةَ حَتَّى عَفَواْ وَّقَالُواْ قَدْ مَسَّ آبَاءنَا الضَّرَّاء وَالسَّرَّاء فَأَخَذْنَاهُم بَغْتَةً وَهُمْ لاَ يَشْعُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«سپس» بعد از گرفتاركردن‌ مردم‌ آن‌ شهرها و مناطق‌ به‌ احوال‌ بد، تنگدستي‌و مرض‌ و عدم‌ عبرت‌گرفتن‌ و بيدارشدن‌ آنها از خواب‌ غفلت‌ و سكرات‌ غرور و استكبار، وضع‌ را دگرگون‌ ساخته‌ و «به‌جاي‌ بدي» اي‌ كه‌ به‌ آنان‌ از بلاها و محنت‌ها رسانيده‌ بوديم‌؛ «نيكي‌ را قرار داديم» به‌ قصد امتحان، كه‌ بر اثر آن‌ در خير، فراواني‌، ايمني‌ و گشايش‌ قرار گرفتند «تا آن‌كه‌ انبوه‌ شدند» در جمعيت‌ و درمال‌ و مكنت‌ خويش‌ «و گفتند: پدران‌ ما را هم‌ همين‌گونه‌ رنج‌ و راحت‌ مي‌رسيده ‌است» يعني‌: قطعا آنچه‌ كه‌ به‌ ما از رنج‌، فقر و بيماري‌ و بعدا از فراواني‌، گشايش ‌و نعمت‌ رسيد، همان‌ رخدادي‌ است‌ كه‌ قبل‌ از ما بر پدران‌ و نياكانمان‌ نيز همانند آن‌ گذشته‌ است‌.
مرادشان‌ از اين‌ سخن‌ اين‌ بود كه‌: رخدادها و دگرگوني‌هاي‌ مشتمل‌ بر سختي‌ وآساني‌ و رنج‌ و راحت، گردش‌ روزگار و عادت‌ زمانه‌ است‌ كه‌ در پيشينيان‌ و آيندگان‌ همه‌ يكسان‌ جاري‌ و ساري‌ بوده‌ و مي‌باشد و تا زمان‌ و زندگي‌ بوده، اين‌تحولات‌ هم‌ بوده‌ است‌ پس‌ قطعا اين‌ از باب‌ مؤاخذه‌ و مجازات‌ در برابر اعمال‌ ورفتار ما و به‌ عنوان‌ ابتلا و امت