حان‌ ما نيست‌.
با چنين‌ نحوه‌ نگرشي‌ بود كه‌ آنها تصديق‌ نكردند كه‌ اين‌ رويدادها از جانب ‌خداي‌ سبحان‌ با هدف‌ ابتلاي‌ آنها و مجازاتشان‌ در برابر ظلم‌ و ستم‌شان‌ بوده‌است‌. البته‌ حال‌ اين‌ مكذبان‌ برخلاف‌ حال‌ مؤمناني‌ است‌ كه‌ در راحتي‌ و نعمت ‌شكر كرده‌ و بر رنج‌ و ناخوشي‌ صبر مي‌كنند چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌بخاري‌ و مسلم‌ آمده‌است‌: «شگفتا بر كار مؤمن‌؛ خداي‌ عزوجل‌ هيچ‌ حكمي‌ را براو اجرا نمي‌كند، مگر اين‌كه‌ آن‌ حكم‌ برايش‌ خير است‌ زيرا اگر به‌ او رنج‌ وسختي‌اي‌ برسد؛ صبر پيشه‌ مي‌كند و اين‌ به‌ خير اوست‌ و اگر به‌ او خوشي‌ و راحتي‌اي‌ برسد؛ شكر مي‌گزارد و اين‌ هم‌ به‌ خير اوست». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ديگري‌ آمده‌ است‌: «مؤمن‌ پيوسته‌ مبتلاي‌ رنج‌ و بلاست‌ تا آن‌كه‌ از گناهانش ‌پاك‌ و صفا بيرون‌ آيد، اما مثل‌ منافق، همچون‌ مثل‌ خر است، كه‌ نمي‌داند صاحبش‌ او را در كجا و به‌خاطر چه‌ بسته‌ كرده‌ و به‌خاطر چه‌ رها كرده‌ است».
«سپس‌ آنان‌ را بناگاه‌ فروگرفتيم» يعني‌: به‌دنبال‌ آن‌كه‌ اين‌ سخن‌ را گفتند، بناگاه‌آنان‌ را بي‌ هيچ‌ تأخير و مهلتي‌ گرفتار عذاب‌ كرديم‌. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «موت‌ الفجأه‌ رحمه‌ للمؤمن‌ و أخذه‌ أسف‌ للكافر:  مرگ‌ ناگهاني، رحمتي‌ براي ‌مؤمن‌ و فروگرفتن‌ تأسف‌باري‌ براي‌ كافر است». آري‌! آنان‌ را بناگاه‌ فروگرفتيم ‌«درحالي‌كه‌ بي‌خبر بودند» از اين‌ فروگرفتن‌ ناگهاني‌ و اصلا انتظار وقوع‌ آن‌ رانداشتند. اين‌ نحوه‌ فروگرفتن‌شان‌ از جانب‌ باري‌ تعالي، خود براي‌ افزودن‌ برعذاب‌شان‌ است، چه‌ حق‌ تعالي‌ آنان‌ را درحالي‌ فرو نگرفت‌ كه‌ در رنج‌ و سختي ‌بودند بلكه‌ درحالي‌ آنان‌ را گرفتار سرپنجه‌ عذاب‌ خويش‌ ساخت‌ كه‌ در نعمت‌ و راحتي‌ و گشايش‌ و رفاه‌ قرار داشتند تا اين‌گونه‌ گرفتارساختن‌؛ عذاب‌شان‌ را سخت‌تر و هولناك‌تر گرداند.
 
سوره قمر آيه  12
‏متن آيه : ‏
‏ وَفَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُوناً فَالْتَقَى الْمَاء عَلَى أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و از زمين چشمه‌ساران زيادي برجوشانديم ( بگونه‌اي كه گوئي تمام زمين يكپارچه به چشمه تبديل شده است ) و آبها در هم آميختند ، براي اجراي فرماني كه ( از جانب خدا صادر و ) مقدر شده بود .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« عُيُوناً » : جمع عَين ، چشمه‌ها . تمييز است . « إِلْتَقي‌ » : بهم رسيد . در هم آميخت . مراد مخلوط شدن آبهاي آسمان ، و زمين و نواحي مختلف آن است . « الْمَآءُ » : جنس آب مراد است . « عَلي أَمْرٍ . . . » : واژه ( عَلي ) به معني لام تعليل است ، يعني بخاطر ( نگا : المصحف الميسر ) . مراد از ( أَمْرٍ ) غرق كردن قوم طاغي و ياغي نوح است . « قُدِرَ » : اندازه‌گيري شده بود . معين و مقدر گشته بود .‏
 
سوره قمر آيه  13
‏متن آيه : ‏
‏ وَحَمَلْنَاهُ عَلَى ذَاتِ أَلْوَاحٍ وَدُسُرٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و نوح را بر كشتي ساخته شده از تخته‌ها و ميخها ، سوار كرديم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« ذَاتِ » : داراي . « أَلْوَاحٍ » : جمع لَوْح ، تخته‌ها . « دُسُرٍ » : جمع دِسار ، ميخها .‏
 
سوره قمر آيه  14
‏متن آيه : ‏
‏ تَجْرِي بِأَعْيُنِنَا جَزَاء لِّمَن كَانَ كُفِرَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏اين كشتي تحت مراقبت و مواظبت ما حركت مي‌كرد ، براي پاداش دادن به كسي كه بدو ايمان آورده نشده بود و تصديق نگشته بود ( و نعمت وجود او كفران شده بود ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« بِأَعْيُنِنَا » :  ( نگا : هود / 37 ، مؤمنون‌ / 27 ، طور / 48 ) . « جَزَآءً » : براي پاداش به . مفعول له است . « مَنْ » : مراد نوح ( ع ) است . « كَانَ كُفِرَ » : نسبت بدو كفر ورزيده شده بود . بدو ايمان آورده نشده بود . تصديق نگشته بود . نعمت وجودش ناسپاس مانده بود و كفران شده بود .‏
 
سوره قمر آيه  15
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَد تَّرَكْنَاهَا آيَةً فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏ما اين داستان را ( كه بيانگر غرق شدن كافران و نجات مؤمنان است ) به عنوان درس عبرتي ( در ميان ملتها ) باقي گذارديم . آيا هيچ پند گيرنده‌اي هست‌ ؟‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« تَرَكْنَاهَا » : برجايش گذاشتيم . آن را باقي گذارديم . مرجع ضمير ( ها ) قصه طوفان نوح است . برخي مرجع آن را ( سَفينَة ) دانسته و معتقدند كه در كوههاي آرارات تا صدر اسلام و بلكه تا به امروز ، تخته پاره‌هائي از اين كشتي مانده است . « ءَايَةً » : عبرت . پند . حال يا مفعول دوم است . « مُدَّكِرٍ » : پند گيرنده . عبرت گيرنده . اسم فاعل باب افتعال ( ذكر ) است ( نگا : يوسف‌ / 45 ) .‏
 
سوره قمر آيه  16
‏متن آيه : ‏
‏ فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آيا عذاب و عقاب من ، و بيم دادنها و برحذر داشتنهاي من چگونه بوده است‌ ؟ !  ( آيا واقعيت داشته است ، و يا افسانه بوده است‌ ؟ ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« فَكَيْفَ كَانَ . . . » : آيه براي تهديد كافراني است كه راه كفار زمان نوح را مي‌سپردند . استفهام براي دريافت اقرار از مخاطبان است . « نُذُرِي‌ » :  ( نگا : قمر / 5 ) . ضمير متكلم ( ي ) براي تخفيف حذف شده است .‏
 
سوره قمر آيه  17
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏ما قرآن را آسان ساخته‌ايم ، آيا پند پذيرنده و عبرت گيرنده‌اي هست‌ ؟‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« يَسَّرْنا » : ساده نموده‌ايم . آسان ساخته‌ايم . يعني قرآن لغز و چيستان نبوده و پيچيدگي ندارد و به سادگي قابل آموزش است و تأثير عميق و شگفت‌انگيزي نيز در دلهاي آماده دارد . « الذِّكْرِ » : ياد كردن . پند دادن و پند گرفتن .‏
 
سوره قمر آيه  18
‏متن آيه : ‏
‏ كَذَّبَتْ عَادٌ فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏قوم عاد ( هم پيغمبر خود ، هود را ) تكذيب كردند . آيا عذاب و عقاب من ، و بيم دادنها و برحذر داشتنهاي من به چه منوالي بوده است‌ ؟ !‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« عَادٌ » :  ( نگا : هود / 50 ) . « نُذُرِي‌ » :  ( نگا : قمر / 16 ) .‏
 
سوره قمر آيه  19
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحاً صَرْصَراً فِي يَوْمِ نَحْسٍ مُّسْتَمِرٍّ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏ما تندباد وحشتناك و سردي را در يك روز شومي كه ( هفت شب و هشت روز ) ادامه داشت ، بر آنان وزان و روان كرديم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« صَرْصَراً » : تند و سرد . پر سر و صدا و شديد .  ( نگا : فصّلت‌ / 16 ) . « يَوْمٍ » : مراد آغاز وزيدن طوفانِ بلا و شروع آن است . والاّ هفت شب و هشت روز طوفان باد دوام داشته است ( نگا : حاقه‌ / 7 ) . يا اين كه مراد از ( يَوْمٍ ) مطلق زمان است ( نگا : آلوسي ) .‏
 
سوره قمر آيه  20
‏متن آيه : ‏
‏ تَنزِعُ النَّاسَ كَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ مُّنقَعِرٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏بادي كه مردمان را از زمين برمي‌داشت ، بگونه‌اي كه گوئي تنه‌هاي درختان خرمائي هستند كه از جا كنده شده باشند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« تَنزِعُ » : برمي‌داشت . 