 زمين بگذريد ، بگذريد ، وليكن نمي‌توانيد بگذريد مگر با قدرت عظيم ( مادي و معنوي ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مَعْشَرَ » : گروه . دسته . « أَن تَنفُذُوا » : اين كه عبور كنيد و بگذريد . « أَقْطَارِ » : جمع قُطْر ، نواحي و جوانب . « سُلْطَانٍ » : قدرت مادي و قوت معنوي . اين آيه داراي دو معني عمده است : الف - آيه ناظر به دنيا ، و اشاره به مسافرتهاي فضائي بشر است كه قرآن شرط آن را داشتن سلطه علمي و صنعتي و قدرت مادي دانسته است . ب - آيه ناظر به رستاخيز ، و اشاره به عدم فرار از چنگال عدالت الهي در قيامت است . با توجه به تفسير دوم ، معني آيه چنين است : اي گروه پريها و انسانها ! اگر مي‌توانيد از چنگال عدالت الهي و مجازات اخروي بگريزيد و از گوشه‌ها و كنارهاي آسمانها و زمين بگذريد و فرار كنيد ، تا از دادگاه الهي و عذاب سرمدي اخروي برهيد ، اين كار را بكنيد و از نواحي آسمانها و زمين بالا رويد و بگذريد تا خويشتن را از كيفر و عذاب خدا قائم و پنهان كنيد ، و ليكن قادر به چنين كاري نخواهيد بود مگر با سلطه مادي و معنوي كه چنين چيزي هم برايتان ممكن نيست .‏
 
سوره رحمن آيه  34
‏متن آيه : ‏
‏ فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏پس كداميك از نعمتهاي پروردگارتان را تكذيب و انكار مي‌كنيد ؟ !‏
 
‏توضيحات : ‏
‏. . .‏
 
سوره رحمن آيه  35
‏متن آيه : ‏
‏ يُرْسَلُ عَلَيْكُمَا شُوَاظٌ مِّن نَّارٍ وَنُحَاسٌ فَلَا تَنتَصِرَانِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آتش بي‌دود و مِس گداخته به سوي شما روانه مي‌گردد و بر سر شما ريخته مي‌شود ، و شما همديگر را نمي‌توانيد ياري بدهيد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« شُوَاظٌ » : آتش بي‌دود . زبانه و شعله خالص . چه بسا مراد جرقه‌ها و اشعه‌هاي كيهاني و شدت حرارت برخورد با اتمسفر زمين و ديگر چيزها باشد كه به هنگام سفرهاي فضائي بر سر راه سفينه‌ها قرار دارند . « نُحَاسٌ » : دود . شعله آميخته با دود . آتشِ مِس‌گونه . مِس مذاب يا خود مِس كه فلز مشهوري است . چه بسا مراد گدازه‌ها و گازها و اشعه‌هاي مختلف كيهاني باشد . معني ديگر آيه : آتش و دود شما را در برمي‌گيرد و در نتيجه نمي‌توانيد خويشتن را ياري دهيد و از حضور و استقرار در دادگاه قيامت خود را رهائي بخشيد .‏
 
سوره رحمن آيه  36
‏متن آيه : ‏
‏ فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏پس كدامين نعمت پروردگارتان را تكذيب و انكار مي‌كنيد ؟ !‏
 
‏توضيحات : ‏
‏. . .‏
 
سوره رحمن آيه  37
‏متن آيه : ‏
‏ فَإِذَا انشَقَّتِ السَّمَاء فَكَانَتْ وَرْدَةً كَالدِّهَانِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏بدانگاه كه آسمان شكافته شود ، و گلگون گردد همچون روغن گداخته ( حوادث هولناكي رخ مي‌دهد كه به گفتار در نمي‌آيد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إِذا » : شرطيه است و جواب آن محذوف است و ممكن است در تقدير چنين باشد : فَإِذَا انشَقَّتِ السَّمَآءُ فَكَانَتْ وَرْدَةً كَالدِّهَانِ ، كَانَ مَا كَانَ مِمَّا لا تُطِيقُهُ قُوَّةُ الْبَيَانِ ( نگا : آلوسي ) . « وَرْدَةً » : گُل سرخ . سرخ تيره . گلرنگ و گلگون . « دِهَان‌ » : روغن داغ . چرم سرخ . برخي آن را جمع ( دُهْن ) يعني روغنها گرفته‌اند . وجه شبه اين كه : آسمان در رنگ يا رنگارنگ بودن ، به گُل و روغن مذاب ، و يا اين كه از لحاظ رنگ به گُل ، و از لحاظ گداختگي به روغن داغ تشبيه شده است . يعني آسمان به رنگ سرخ درمي‌آيد و همچون روغن داغ و مذاب روان مي‌گردد .‏
 
سوره رحمن آيه  38
‏متن آيه : ‏
‏ فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏پس كدامين نعمت پروردگارتان را تكذيب و انكار مي‌كنيد ؟ !‏
 
‏توضيحات : ‏
‏. . .‏
 
سوره رحمن آيه  39
‏متن آيه : ‏
‏ فَيَوْمَئِذٍ لَّا يُسْأَلُ عَن ذَنبِهِ إِنسٌ وَلَا جَانٌّ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏در آن روز هيچ پري و انساني از گناهش پرسش نمي‌گردد ( چرا كه آن روز زمان تخريب جهان است‌ ؛ نه وقت سؤال و پرسش يزدان ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لا يُسْأَلُ عَن ذَنبِهِ . . . » : يا مراد اين است كه هنوز وقت پرسش فرا نرسيده است ، و يا اين كه پرسش مهربانانه‌اي در ميان نيست تا از طرف بخواهند جبران مافات كند و يا اين كه عذر تقصير بياورد ( نگا : قصص‌ / 78 ) والا از يكايك گناهان پرسيده مي‌شود ( نگا : حجر / 92 ، نحل‌ / 56 ، صافات‌ / 24 ) .‏
 
سوره رحمن آيه  40
‏متن آيه : ‏
‏ فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏پس كدامين نعمت پروردگارتان را تكذيب و انكار مي‌كنيد ؟ !‏
 
‏توضيحات : ‏
‏. . .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:12460.txt"> آيه  41</a><a class="text" href="w:text:12461.txt">آيه  42</a><a class="text" href="w:text:12462.txt">آيه  43</a><a class="text" href="w:text:12463.txt"> آيه  44</a><a class="text" href="w:text:12464.txt">آيه  45</a><a class="text" href="w:text:12465.txt"> آيه  46</a><a class="text" href="w:text:12466.txt">آيه  47</a><a class="text" href="w:text:12467.txt">آيه  48</a><a class="text" href="w:text:12468.txt">آيه  49</a><a class="text" href="w:text:12469.txt">آيه  50</a><a class="text" href="w:text:12470.txt">آيه  51</a><a class="text" href="w:text:12471.txt">آيه  52</a><a class="text" href="w:text:12472.txt"> آيه  53</a><a class="text" href="w:text:12473.txt">آيه  54</a><a class="text" href="w:text:12474.txt">آيه  55</a><a class="text" href="w:text:12475.txt">آيه  56</a><a class="text" href="w:text:12476.txt"> آيه  57</a><a class="text" href="w:text:12477.txt">آيه  58</a><a class="text" href="w:text:12478.txt"> آيه  59</a><a class="text" href="w:text:12479.txt"> آيه  60</a><a class="text" href="w:text:12480.txt"> آيه  61</a><a class="text" href="w:text:12481.txt">آيه  62</a><a class="text" href="w:text:12482.txt"> آيه  63</a><a class="text" href="w:text:12483.txt"> آيه  64</a><a class="text" href="w:text:12484.txt"> آيه  65</a><a class="text" href="w:text:12485.txt">آيه  66</a><a class="text" href="w:text:12486.txt"> آيه  67</a></body></html>آيه  103
‏متن آيه : ‏
‏ ثُمَّ بَعَثْنَا مِن بَعْدِهِم مُّوسَى بِآيَاتِنَا إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ فَظَلَمُواْ بِهَا فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آن‌گاه‌ بعد از آنان» يعني‌: بعد از پيامبران‌ ياد شده‌ «موسي‌ را فرستاديم» یعني‌ موسي‌ فرزند عمران‌(ع)  بزرگترين‌ انبياي‌ بني‌اسرائيل‌ را «به‌ همراه‌ آيات ‌خويش» يعني‌: با معجزاتي‌ كه‌ ذكر آن‌ مي‌آيد؛ چون‌ اژدها، يد بيضا و غيره‌. يادآور مي‌شويم‌ كه‌ نام‌ موسي‌(ع)  بيش‌ از صدوسي‌ بار در قرآن‌ كريم‌ ذكر شده‌ و زندگي‌ او ـ از همان‌ آغاز تولد كه‌ مادرش‌ او را در درون‌ صندوقي‌ نهاد و به‌ نيل ‌انداخت‌ تا مرحله‌ تربيتش‌ كه‌ در كاخ‌ فرعون‌ سپري‌ شد، سپس‌ هجرتش، باز بعثتش‌و داستانهاي‌ بعد از آن‌ ـ داستانهاي‌ شگفتي‌ دارد. آري‌! او را با معجزات‌ خويش ‌«به‌سوي‌ فرعون» پادشاه‌ مصر «و ملاء وي» يعني‌: اشراف‌ قومش‌ فرستاديم‌. مخصوص‌ساختن‌ اشراف‌ قوم‌ فرعون‌ به‌ يادآوري، ازآن‌روست‌ كه‌ ديگران‌ پيروانشان‌ هستند. شايان‌ ذكر است‌؛ در آن‌ دوران‌ هر كسي‌ كه‌ بر سرزمين‌ مصر پادشاهي‌ مي‌كرد، فرعون‌ لقب‌ مي‌گرفت‌ لذا نام‌ فرعون‌ زمان‌ موسي‌(ع)  بنا به‌ قولي‌: منتاح‌ فرزند رمسيس‌ «1225 ق‌.م» بود. «ولي‌ آنها به‌ آيات‌ ما ستم‌ كردند» يعني‌: آيات‌ 