نند ، تنها به استهزاء و تمسخرت مي‌گيرند ،  ( و شوخي‌كنان برخي به برخي مي‌گويند : ) اين است آن كسي كه خدا او را به عنوان پيغمبر فرستاده است‌ ؟ !  ( تا ما عقلاء و كبراء از او پيروي كنيم و به دنبالش راه بيفتيم‌ ؟ ! ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إِنْ » : نه . حرف نفي است ( نگا : ملك‌ / 20 ) . « هُزُواً » : تمسخر . در اينجا به معني مسخره شده ، يعني ( مَهْزُوءٌ بِهِ ) به كار رفته‌است .  ( نگا : بقره‌ / 67 و 231 ، مائده‌ / 57 و 58 . . . )  « هذا » : اين . در اينجا جنبه تحقير و كوچك شمردن دارد .‏
 
سوره فرقان آيه  42
‏متن آيه : ‏
‏ إِن كَادَ لَيُضِلُّنَا عَنْ آلِهَتِنَا لَوْلَا أَن صَبَرْنَا عَلَيْهَا وَسَوْفَ يَعْلَمُونَ حِينَ يَرَوْنَ الْعَذَابَ مَنْ أَضَلُّ سَبِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏اگر ما استقامت و پايداري بر ( پرستش ) خدايان خود نكنيم ، بيم آن مي‌رود كه ( اين مرد ما را گمراه سازد ، و با حسن بيان و قوّت حجّت خويش ) ما را از معبودهايمان منصرف كند ( و به سوي يكتاپرستي متمايل نمايد ، و در نتيجه منحرفمان گرداند . مشركان در روز قيامت ) هنگامي كه عذاب ( خدا ) را ديدند ، خواهند دانست كه چه كسي گمراه و منحرف است .  ( آيا تو بيراهه مي‌روي ، يا اين كه ايشان كژراهه مي‌روند ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إِن كَادَ . . . » : نزديك است كه . حرف ( إِنْ ) مخفّف از مثقّله است ، و اسم آن محذوف و اصل آن :  ( إِنَّهُ كَادَ ) است . « لَيُضِلُّنَا عَنْ . . . » : منصرفمان كند از . گمراهمان كند از .‏
 
آيه  75
‏متن آيه : ‏
‏ أَفَتَطْمَعُونَ أَن يُؤْمِنُواْ لَكُمْ وَقَدْ كَانَ فَرِيقٌ مِّنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلاَمَ اللّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِن بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ وَهُمْ يَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا طمع‌ داريد» اي‌ مؤمنان‌! «كه‌ يهوديان‌ به‌ شما ايمان‌ بياورند؟» يعني: شمارا تصديق‌ كرده‌ و به‌ دعوت‌ شما لبيك‌ بگويند؟ «با آن‌ كه‌ گروهي‌ از آنان‌ كلام‌ خدا» يعني: تورات‌ «را مي‌شنيدند، سپس‌ آن‌ را بعد از فهميدنش‌» و دريافتن‌ آيات‌ واحكامش‌ «تحريف‌ مي‌كردند» و از جمله‌ تحريف‌هاي‌ آنها افزودن‌ الفاظي‌ درتورات، يا كاستن‌ از آن، يا تبديل‌كردن‌ چيزي‌ از آن‌ به‌ غير آن، يا حلال‌ نمودن‌ حرام‌ آن‌ به‌ اين‌ منظور بود كه‌ احكام‌ آن‌ با خواهشها و هوسهايشان‌ مطابق‌ گردد. ونيز از آن‌ جمله‌ بود: تغيير دادن‌ اوصاف‌ رسول‌ خداص در تورات‌ و از آن‌ جمله‌بود: ساقط كردن‌ حدود الهي‌ از اشراف‌ خويش‌. «و خودشان‌ هم‌ مي‌دانستند» يعني: با آن‌ كه‌ مي‌دانستند كه‌ آنچه‌ مي‌كنند، تحريفي‌ است‌ كه‌ با دستور خدا (ج)درتبليغ‌ احكامش‌ به‌ همان‌ كيفيت‌ حقيقي‌ آن، مخالف‌ است، ولي‌ باز هم‌ مرتكب‌ اين‌عمل‌ مي‌شدند؛ پس‌ چگونه‌ در حال‌ و وضعي‌ اين‌ چنين‌، به‌ مسلمان‌ شدنشان‌ طمع‌ مي‌ورزيد؟
ابن‌عباس‌(رض) و مقاتل‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ مي‌گويند: «اين‌ آيه‌ درباره ‌هفتاد تن‌ يهودياني‌ نازل‌ شد كه‌ موسي‌(ع) آنان‌ را برگزيد تا با خود به‌ كوه‌ طورببرد و چون‌ با وي‌ بدانجا رفتند، كلام‌ خدا (ج)را در حال‌ امر و نهيش‌ خطاب‌ به‌موسي‌u شنيدند، اما هنگامي‌كه‌ به‌ ميان‌ قوم‌ خويش‌ برگشتند، دو گروه‌ شدند:گروهي‌ حقيقت‌ را چنان‌كه‌ بود، به‌ راستي‌ باز گفتند و گروهي‌ ديگر آن‌ را تحريف‌كردند و گفتند: شنيده‌ ما اين‌ است‌ كه‌ خداوند(ج) مي‌گفت: اگر توانستيد، اين‌كارها را انجام‌ دهيد ولي‌ اگر نتوانستيد، باكي‌ نيست، آنها را انجام‌ ندهيد». اما بيشتر مفسران‌ برآنند كه‌ آيه‌ كريمه‌ درباره‌ يهودياني‌ نازل‌ شد كه‌ آيه‌ رجم‌ و اوصاف‌ حضرت‌ محمدص در تورات‌ را تغيير دادند.
آيه  71
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ أَنَدْعُو مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَنفَعُنَا وَلاَ يَضُرُّنَا وَنُرَدُّ عَلَى أَعْقَابِنَا بَعْدَ إِذْ هَدَانَا اللّهُ كَالَّذِي اسْتَهْوَتْهُ الشَّيَاطِينُ فِي الأَرْضِ حَيْرَانَ لَهُ أَصْحَابٌ يَدْعُونَهُ إِلَى الْهُدَى ائْتِنَا قُلْ إِنَّ هُدَى اللّهِ هُوَ الْهُدَىَ وَأُمِرْنَا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بگو» اي‌ پيامبرص! به‌ اين‌ گروه‌ كفار «آيا به‌جاي‌ خداوند چيزي‌ را بخوانيم‌ كه ‌نه‌ سودي‌ به‌ ما مي‌رساند و نه‌ زياني‌» يعني: چگونه‌ به‌ جاي‌ خداوند(ج) بتاني‌ را بپرستيم‌ كه‌ اگر از آنان‌ طالب‌ منفعتي‌ گرديم‌، به‌ هيچ‌ وجه‌ نمي‌توانند سودي‌ به‌ ما برسانند چنان‌كه‌ به‌ هيچ‌ وجه‌ از زيان‌ آنها نيز بيمي‌ نداريم‌؟ پس‌ كسي‌ كه‌ فاقد هرگونه‌ توان‌ و سلطه‌اي‌ باشد، قطعا سزاوار پرستش‌ نيست‌ «و آيا بعد از آن‌ كه‌ خدا ما را هدايت‌ كرده ‌است‌، بر پاشنه‌هاي‌ خود بازگردانيده‌ شويم‌؟» يعني: به‌ سوي‌ شرك‌ و گمراهي‌اي‌ بازگرديم‌ كه‌ خداي‌سبحان‌ ما را از آن‌ بيرون‌ آورده‌ و به‌ اسلام‌ هدايت ‌كرده ‌است‌؟ «مانند كسي‌ كه‌ شيطانها در زمين‌ او را از راه‌ به ‌در برده‌اند» آنان‌ غولهاي ‌بياباني‌، يا سركشان‌ از جنيان‌اند كه‌ در بيابان‌ راه‌ را بر انسان‌ گرفته‌ و او را به ‌نام‌ و نام ‌پدر و جدش‌ فرامي‌خوانند و او هم‌ ـ با اين‌ پندار كه‌ او را به‌ راه‌ سلامت‌ رهنمون‌ مي‌شوند ـ از آنان‌ دنباله‌روي‌ مي‌كند اما چون‌ بر سر عقل‌ مي‌آيد و چشم‌ باز مي‌كند، مي‌بيند كه‌ او را به‌ بيابان‌ برهوت‌ بي ‌آب‌ و علف‌ و ناپيدايي‌ درافگنده‌اند كه‌ در آن‌ سربه‌نيست‌ مي‌شود و از تشنگي‌ مي‌ميرد. اين‌ است‌ مثل‌ كسي‌ كه‌ بجز خداي ‌برحق‌ لاشريك‌، خدايان‌ دروغين‌ را به‌ پرستش‌ گيرد. آري‌! اين‌ انسان‌ درافتاده‌ دردام‌ غولان‌ بيابان: «حيران‌ است‌» و سرگشته‌، نه‌ راه‌ به‌جايي‌ مي‌برد و نه‌ مي‌داند كه‌چه‌كار بايد بكند تا از اين‌ مهلكه‌ به ‌درآيد «براي‌ وي‌ ياراني‌ است‌ كه‌ او را به‌ سوي‌ راه راست‌ مي‌خوانند، كه: به ‌سوي‌ ما بيا» يعني: آن‌ شخص‌ سرگشته‌، در راه‌ رفيقان‌ و همراهاني‌ دارد كه‌ وي‌ را به‌ سوي‌ راه‌ راستي‌ كه‌ به‌ مسكن‌ و مأوايش‌ مي‌رساند، فرامي‌خوانند و به‌ او مي‌گويند: با ما بيا! اما او به‌ سخن‌ آنان‌ گوش‌ فرانمي‌دهد و از راهنمايي‌ آنان‌ بهره‌ نمي‌گيرد زيرا او حيران‌ است‌ و نمي‌داند كه‌ كدام‌ يك‌ از طرفين ‌او را به‌ راه‌ درست‌ فرامي‌خوانند «بگو» اي‌ پيامبرص! «بي‌گمان‌ هدايت‌، همان ‌هدايت‌ الهي‌ است‌» يعني: قطعا دين‌ راست‌ و درست‌، دين‌ وي‌ است‌ كه‌ آن‌ را براي‌ بندگانش‌ پسنديده‌ و غير از آن‌ هر چه‌ هست‌، باطل‌ و گمراه‌كننده‌ است ‌«و» بگو: «دستور يافته‌ايم‌ به‌ اين‌ كه‌ تسليم‌ پروردگار جهانيان‌ باشيم‌» يعني: خالصانه‌ او را عبادت‌ كنيم‌ و كسي‌ را با وي‌ شريك‌ قرار ندهيم‌.
سوره فرقان آيه  43
‏متن آيه : ‏
‏ أَرَأَيْ