ِ أَلَّا يَقْدِرُونَ عَلَى شَيْءٍ مِّن فَضْلِ اللَّهِ وَأَنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏تا اهل كتاب بدانند كه ( اگر به محمد ايمان نياورند ) هيچ سهمي از فضل و عطاء الهي ندارند ، و اين كه فضل و عطاء در دست خدا است ، و آن را به هر كس كه بخواهد مرحمت مي‌كند ، و خداوند داراي فضل و عطاء فراوان و بزرگ است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لِئَلاّ يَعْلَمَ » : تا بدانند . حرف ( لا ) زائد و براي تأكيد نفي است . « أَهْلُ الْكِتَابِ » : مراد كساني است كه به عيسي و ساير پيغمبران ايمان آورده ، ولي به پيغمبر اسلام ايمان نداشته و بهشت را منحصر به خود مي‌دانستند ( نگا : بقره‌ / 111 و 135 ) . « الْفَضْلِ » : موهبت . مرحمت . عطيه . لطف ( نگا : بقره‌ / 64 و 105 ، آل‌عمران‌ / 73 و 74 ) .‏
 
 
‏‏
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:12636.xml">صفحة (542) (آیه 1)</a><a class="folder" href="w:html:12643.xml">صفحة (543) (آیه 7) </a><a class="folder" href="w:html:12649.xml">صفحة (544) (آیه 12)</a><a class="folder" href="w:html:12660.xml">صفحة (545) (آیه 22)</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:12637.txt">آيه  1</a><a class="text" href="w:text:12638.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:12639.txt">آيه  3</a><a class="text" href="w:text:12640.txt">آيه  4</a><a class="text" href="w:text:12641.txt"> آيه  5</a><a class="text" href="w:text:12642.txt">آيه  6</a></body></html>سوره مجادلة آيه  1
‏متن آيه : ‏
‏ قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِي تُجَادِلُكَ فِي زَوْجِهَا وَتَشْتَكِي إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ يَسْمَعُ تَحَاوُرَكُمَا إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏خداوند گفتار آن زني را مي‌پذيرد كه درباره شوهرش با تو بحث و مجادله مي‌كند و به خدا شكايت مي‌برد . خدا قطعاً گفتگوي شما دو نفر را مي‌شنود ، چرا كه خدا شنوا و بينا است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« قَدْ سَمِعَ » : قطعاً شنيد . شنيدن در اينجا به معني پذيرفتن است . همان گونه كه واژه ( سَمِعَ ) در حالت اعتدال نماز ، در جمله سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَهُ به همين معني است . آيه‌هاي نخستين اين سوره درباره زني به نام خَوْلَه است كه از طرف شوهرش اوس بن صامت مورد بي‌مهري قرار مي‌گيرد و او را ظهار مي‌كند كه نوعي طلاق غيرقابل بازگشت در زمان جاهليت بوده است . خَوله به پيش پيغمبر مي‌آيد و قضيه را مطرح مي‌كند و تقاضاي رجوع به پيش شوهر پشيمان خود را مي‌كند . ليكن رسول خدا بدو مي‌فرمايند : تو بر او حرام شده‌اي . در اينجا است كه حكم مسأله ظهار به پيغمبر وحي مي‌گردد و مشكل خوله برطرف مي‌شود . « تَشْتَكِي‌ » : شكايت مي‌برد و تقاضاي حل مشكل مي‌كند . « تَحَاوُرَ » : گفتگو .‏
 
سوره مجادلة آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ الَّذِينَ يُظَاهِرُونَ مِنكُم مِّن نِّسَائِهِم مَّا هُنَّ أُمَّهَاتِهِمْ إِنْ أُمَّهَاتُهُمْ إِلَّا اللَّائِي وَلَدْنَهُمْ وَإِنَّهُمْ لَيَقُولُونَ مُنكَراً مِّنَ الْقَوْلِ وَزُوراً وَإِنَّ اللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏كساني كه زنان خود را ظهار مي‌كنند ( و بديشان مي‌گويند : شما براي ما همسان مادرانمان هستيد ) ، آنان مادرانشان نمي‌گردند ، و بلكه مادرانشان تنها زناني هستند كه ايشان را زائيده‌اند . چنين كساني سخن ناهنجار و دروغي را مي‌گويند ( چرا كه مادر و فرزند بودن ، چيزي نيست كه با سخن درست شود ) . خداوند بسيار باگذشت و آمرزگار است ( و اگر مسلماني پيش از نزول اين آيات ، مرتكب اين عمل شده باشد ، خداوند او را مي‌بخشد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« يُظَاهِرُونَ » : ظهار مي‌كنند . ظهار عبارت از اين است كه شوهر به همسر خود بگويد : أَنتِ عَلَيَّ كَظَهْرِ أُمِّي‌ ؛ تو براي من مادري . يعني همان گونه كه ازدواج با مادر خودم برايم حرام است ، تو نيز تا ابد بر من حرام هستي . اين جمله به منزله صيغه طلاق بود . البته ظهار تنها بدين شكل انجام نمي‌گيرد . بلكه تشبيه همسر - به قصد تحريم ، نه به قصد تكريم - به يكي از زناني كه براي مرد ازدواج با ايشان حرام باشد ، ظهار بشمار است . اين تحريم چه از راه نسب باشد و چه از راه شيرخوارگي و يا دامادي . همچنين تشبيه اندام همسر به اندام چنين زناني چه سراپاي او باشد و چه پشت و چه اعضاء ديگر ( نگا : المراغي ) . « زُوراً » : دروغ .‏
 
سوره مجادلة آيه  3
‏متن آيه : ‏
‏ وَالَّذِينَ يُظَاهِرُونَ مِن نِّسَائِهِمْ ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا قَالُوا فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مِّن قَبْلِ أَن يَتَمَاسَّا ذَلِكُمْ تُوعَظُونَ بِهِ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏كساني كه زنان خود را ظهار مي‌كنند ، سپس از آنچه گفته‌اند پشيمان مي‌شوند ، بايد بنده‌اي را آزاد كنند ، پيش از آنكه با يكديگر نزديكي و آميزش انجام دهند . اين درس و پندي است كه به شما داده مي‌شود ، و خدا آگاه از آن چيزي است كه مي‌كنيد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« يَعُودُونَ لِمَا قالُوا » : از گفته خود پشيمان مي‌شوند . مي‌خواهند جبران سخني كنند كه گفته‌اند . قصد بازگشت به زنان خود را دارند ( نگا : التفسير القرآني للقرآن ) . « تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ » :  ( نگا : نساء / 92 ، مائده‌ / 89 ) . « يَتَمَآسَّا » : مراد از تماس ، نزديكي و آميزش جنسي ، و هرگونه عملي است كه منتهي بدان شود . از قبيل : بوسيدن ، لمس كردن ، در آغوش گرفتن .‏
 
آيه  120
‏متن آيه : ‏
‏ وَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سَاجِدِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و ساحران» بي‌اختيار «به‌ سجده‌ در افتادند» زيرا آنها از آنچه‌ ديده‌ بودند، سخت‌ تكان‌ خورده‌ و به‌ حقيقت‌ ماجرا پي‌ برده‌ بودند لذا براي‌ خداي‌ عزوجل‌ به‌ سجده‌ درافتادند.
	سوره مجادلة آيه  4
‏متن آيه : ‏
‏ فَمَن لَّمْ يَجِدْ فَصِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ مِن قَبْلِ أَن يَتَمَاسَّا فَمَن لَّمْ يَسْتَطِعْ فَإِطْعَامُ سِتِّينَ مِسْكِيناً ذَلِكَ لِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَلِلْكَافِرِينَ عَذَابٌ أَلِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏اگر هم كسي بنده‌اي را نيابد و توانائي آزاد كردن او را نداشته باشد ، بايد دو ماه پياپي و بدون فاصله روزه بگيرد ، پيش از آنكه شوهر و همسر با همديگر نزديكي و آميزش كنند . اگر هم نتوانست ، بايد شصت نفر فقير را خوراك دهد . اين ( قانونگذاري ) بدان خاطر است كه بگونه لازم به خدا و پيغمبرش ايمان بياوريد ( و برابر دستور اسلام ، نه جاهليت ، زندگي را بسر بريد ) . اينها قوانين و مقررات خدا است ( و آنها را مراعات داريد . هر كه آنها را مراعات نكند و ناچيز انگارد ، به سوي كفر رهسپار است ) و كافران عذاب دردناكي دارند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مُتَتَابِعَيْنِ » : پياپي . مراد اين است كه دو ماه روزه بايد بدون فاصله باشد . حتي اگر روزي روزه گرفته نشود ، روزهاي ماقبل هدر مي‌رود و بايد دو ماه را تكميل كند . « ذلِكَ » : اين قانونگذاري . اين بيان و تعليم احكام . يادآوري : كفاره ظهار به ترتيب : آزاد كردن بنده ، دو ماه روزه گرفتن ، و يا شصت نفر فقير را 