ق‌ و منازل‌ و درختان‌ را نابود مي‌كند. به‌ قولي‌ ديگر: مراد از طوفان‌؛ مرگ ‌است‌ «و ملخ» را فرستاديم‌ تا كشتزارهايشان‌ را بخورد و فوج‌ ملخ‌ چنين‌ كرد «و قمل» يعني‌: شپش‌ و كنه‌ريز را فرستاديم‌. به‌ قولي‌: «قمل»، ملخ‌ كوچك‌ (ملخ‌پياده‌) است‌ قبل‌ از آن‌كه‌ بپرد. به‌ قولي‌ ديگر: كك‌ است‌ «و غوكها» رافرستاديم‌. غوك (قورباغه): حيوان‌ معروفي‌ است‌ كه‌ در آب‌ زندگي‌ مي‌كند «و خون ‌را» فرستاديم‌. روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ رود نيل‌ بر آنان‌ خون‌ سيلان‌ كرد. به‌ قولي‌ ديگر: مراد از آن، خون‌بيني‌ است‌. آري‌! اينها را فرستاديم‌ «به‌ صورت‌ نشانه‌هايي ‌مفصل» يعني‌: روشن‌ و آشكار «و باز هم‌ استكبار كردند» يعني‌: بعد از فرود آوردن‌ اين‌ نشانه‌ها، باز هم‌ از ايمان‌ به‌ خداوند متعال‌ تكبر ورزيدند «و قومي ‌مجرم‌ بودند» كه‌ به‌ حق‌ راه‌ نيافته‌ و از باطل‌ دست‌ نمي‌كشيدند.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:12791.txt">آيه  1</a><a class="text" href="w:text:12792.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:12793.txt"> آيه  3</a><a class="text" href="w:text:12794.txt">آيه  4</a><a class="text" href="w:text:12795.txt">آيه  5</a><a class="text" href="w:text:12796.txt"> آيه  6</a><a class="text" href="w:text:12797.txt"> آيه  7</a></body></html>سوره تحريم آيه  1
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ تَبْتَغِي مَرْضَاتَ أَزْوَاجِكَ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏اي پيغمبر ! چرا چيزي را كه خدا بر تو حلال كرده است ، به خاطر خوشنود ساختن همسرانت ، بر خود حرام مي‌كني‌ ؟ خداوند آمرزگار مهرباني است ( و تو را و همسران تو را مي‌بخشايد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لِمَ تُحَرِّمُ مَا » : چيزي كه پيغمبر آن را بر خود حرام فرمود ، خوردن عسل ، يا نزديكي با ماريه قبطي ، و يا نزديكي با همه همسران به مدّت يك ماه بود . اين تحريم ، تحريم شرعي نبود و بلكه پيغمبر سوگند مي‌خورد كه از اين به بعد عسل نخورد ، و يا به مدّت يك ماه از آميزش با همسران دوري بكند . چكيده روايت چنين است : همسر پيغمبر ، زينب دختر جحش كه عمّه‌زاده رسول و صاحب وجاهت بود ، اغلب از عسلي كه خويشاوندانش براي او هديّه مي‌آوردند ، به شوهر محبوب خود مي‌خورانيد . خويشاوندي و زيبائي او سبب گرديد بنا به سرشت انساني ، امّ‌المؤمنين حفصه ، و امّ‌المؤمنين عائشه بدو رشك برند . اين دو با يكديگر قرار مي‌گذارند ، وقتي كه پيغمبر به پيش هر يك از آن دو تشريف فرما شوند ، بدو عرض كنند : از وجود مبارك او بوي مغافير به مشام مي‌رسد . مغافير صمغ بدبوئي است كه از درختي به نام عرفط تراوش مي‌كند . هنگامي كه پيغمبر به پيش حفصه تشريف مي‌آورد ، بدو عرض مي‌كند : بوي مغافير استشمام مي‌شود ! رسول خدا مي‌فرمايد كه او عسل خورده است‌ ؛ نه مغافير . آن حضرت سوگند مي‌خورد ، ديگر عسل نخورد . نكند كه زنبوران عسل احتمالاً از مغافير تغذيه كنند ! از حفصه مي‌خواهد اين سخن ، رازي در ميان ايشان باشد ، تا ديگران نشنوند ، و عسل را به پيروي از قدوه خود بر خويشتن حرام نكنند . ولي مسأله پخش مي‌گردد ، و پيغمبر سوگند مي‌خورد كه تا يك ماه با همسران خويش نزديكي نخواهد كرد . روايت ديگر مي‌گويد كه : پيغمبر به ماريه قبطي علاقه وافر داشت و اين امر باعث حسودي برخي از امّ‌المؤمنين گرديد ، و آن حضرت سوگند ياد كرد كه با ماريه نزديكي نكند . به هر حال خداوند دستور مي‌دهند كه كسي حق ندارد ، حلال خدا را حرام ، و حرام خدا را حلال سازد ، چرا كه قانونگذار تنها او است و بس . رسول اكرم برده‌اي را آزاد مي‌نمايد و قضيّه فيصله مي‌يابد . « مَرْضَاة » : رضايت . خوشنودي . مصدر ميمي است و در رسم‌الخطّ قرآني با تاء كشيده نوشته شده است .‏
 
سوره تحريم آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ قَدْ فَرَضَ اللَّهُ لَكُمْ تَحِلَّةَ أَيْمَانِكُمْ وَاللَّهُ مَوْلَاكُمْ وَهُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏خداوند راه گشودن سوگندانتان را براي شما مقرّر مي‌دارد .  ( بدين نحو كه كفّاره قسم را مي‌دهيد و خود را از زير بار مسؤوليّت آن بيرون مي‌آوريد ) . خدا ياور و سرور شما است ، و او بس آگاه و كار بجا است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« فَرَضَ » : اجازه داده است . مقرّر داشته است . واژه ( فَرَضَ ) اگر با ( عَلي ) همراه باشد ، به معني ( وجوب ) است ، و اگر با ( ل ) باشد ، به معني مقرّر و مشخّص داشتن و اجازه دادن است ( نگا : بقره‌ / 236 و 237 ، احزاب‌ / 38 ) . « تَحِلَّةَ » : گشودن . حلال كردن . مراد كفّاره دادن و از زير بار مسؤوليّت سوگند به در آمدن است ( نگا : مائده‌ / 89 ) .‏
 
سوره تحريم آيه  3
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذْ أَسَرَّ النَّبِيُّ إِلَى بَعْضِ أَزْوَاجِهِ حَدِيثاً فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَأَظْهَرَهُ اللَّهُ عَلَيْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَأَعْرَضَ عَن بَعْضٍ فَلَمَّا نَبَّأَهَا بِهِ قَالَتْ مَنْ أَنبَأَكَ هَذَا قَالَ نَبَّأَنِيَ الْعَلِيمُ الْخَبِيرُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏خاطرنشان ساز وقتي را كه پيغمبر با يكي از همسرانش ( به نام حفصه ) رازي را در ميان نهاد ، و او آن راز را ( به عايشه ) خبر داد ، و خداوند پيغمبرش را از اين ( افشاي سرّ ) آگاه ساخت . پيغمبر برخي از آن ( رازگوئي ) را ( براي همسر رازگويش حفصه ) بازگو كرد و از برخي ديگر خودداري كرد . هنگامي كه همسرش را از آن ( رازگوئي ) مطّلع كرد ، او گفت : چه كسي تو را از اين ( موضوع ) آگاه كرده است‌ ؟ پيغمبر گفت : خداوند بس دانا و آگاه مرا با خبر كرده است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَسَرَّ » : پنهاني بيان كرد . به گونه راز بيان داشت . « بَعْضِ » : يكي . فردي . مراد حفصه است . « حَدِيثاً » : سخن . كلام . مراد ، فرموده پيغمبر مبني بر نخوردن عسل ، و يا عدم نزديكي با ماريه قبطي است . « نَبَّأَتْ بِهِ » : حفصه راز را به عايشه خبر داد . « أَظْهَرَهُ » : آن را اطّلاع داد . « عَرَّفَ » : شناساند . بازگو نمود .‏
 
سوره تحريم آيه  4
‏متن آيه : ‏
‏ إِن تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا وَإِن تَظَاهَرَا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَجِبْرِيلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمَلَائِكَةُ بَعْدَ ذَلِكَ ظَهِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏اگر به سوي خدا برگرديد و توبه كنيد ( خداوند برگشت و توبه شما را مي‌پذيرد ) چرا كه دلهايتان ( از حفظ سرّ كه پيغمبر دوست مي‌داشت ) منحرف گشته است . و اگر بر ضدّ او همدست شويد ( و براي آزارش بكوشيد ، باكي نيست ) خدا ياور او است ، و علاوه از خدا ، جبرئيل ، و مؤمنان خوب و شايسته ، و فرشتگان پشتيبان او هستند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إن تَتُوبَا . . . » : مخاطب حفصه و عائشه ( عليهما السلام ) است . جواب شرط محذوف است و تقدير چنين است : إن تَتُوبَا يَتُبْ عَلَيْكُمَا . « صَغَتْ » : منحرف گشته است . بگرديده است . « إن تَظَاهَرا » : اگر همدستي و هم‌پشتي كنيد . فعل مضارع است و اصل آن ( إن تَتَظَاهَرا ) است كه يكي از دو تاء را حذف كرده‌اند . « صَالِحُ الْمُؤْمِ