مه : ‏
‏يا اين كه اسرار غيب پيش ايشان است و آنان ( آنچه را كه مي‌گويند از روي آن ) مي‌نويسند ؟ !‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَمْ عِندَهُمُ الْغَيْبُ » :  ( نگا : مريم‌ / 78 ) .‏
 
سوره قلم آيه  48
‏متن آيه : ‏
‏ فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تَكُن كَصَاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نَادَى وَهُوَ مَكْظُومٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏در برابر فرمان پروردگارت شكيبا باش ( و در كار تبليغ ، مقاوم و استوار ) . و همسان يونس مباش كه با دلي پر كينه و اندوه ، خدا را به فرياد خواند ( و خواهان تعجيل در عذاب قوم خود شد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« صَاحِبِ الْحُوتِ » : صاحب ماهي . مراد يونس است ( نگا : انبياء / 87 و 88 ، صافّات‌ / 139 - 148 ) . « مَكْظُومٌ » : پركينه و خشم . پر غم و اندوه ( نگا : يوسف‌ / 84 ، نحل . 58 ، زخرف‌ / 17 ) .‏
 
آيه  142
‏متن آيه : ‏
‏ وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِينَ لَيْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً وَقَالَ مُوسَى لأَخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَأَصْلِحْ وَلاَ تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و با موسي، سي‌ شب‌ وعده‌ گذاشتيم» از جمله‌ گراميداشت‌ و تجليل‌ خداوند(ج)  از موسي‌(ع) ، تعيين‌ اين‌ مدت‌ به‌عنوان‌ موعدي‌ براي‌ مناجات‌ و سخن ‌گفتن‌ با وي‌ بود. شايد بردن‌ او به‌ اين‌ ميعادگاه‌ براي‌ آن‌ بود تا حق‌ تعالي‌ بر ايمان‌ و يقينش‌ بيفزايد چنان‌كه‌ با محمدص در شب‌ «اسراء و معراج» چنين‌ كرد ونيز براي‌ آن‌ بود تا با وي‌ پيمان‌ ببندد و تورات‌ را به‌ وي‌ بسپارد پس‌ موسي‌(ع)  به ‌ميعادگاه‌ رفت‌ و آن‌ مدت‌ را روزه‌ گرفت‌ «و آن‌ ميعاد را با ده‌ شب‌ ديگر به‌ اتمام‌ رسانديم‌ تا آن‌كه‌ ميعاد پروردگارش‌ در چهل‌ شب‌ به‌ سر آمد» يعني‌: بعد از آن‌كه‌ موسي‌(ع)  به‌ وعده‌گاه‌ رفت، بر آن‌ ميعاد، ده‌ شب‌ ديگر افزوديم‌.
بيشتر مفسران‌ برآنند كه‌ آن‌ چهل‌شب‌ عبارت‌ بود از: تمام‌ ماه‌ ذي‌القعده‌ و ده‌ روز از ماه‌ ذي‌الحجه‌ بنابراين، موسي‌(ع)  ميقات‌ را در روز عيد قربان‌ به‌ اتمام ‌رسانيد و حق‌ تعالي‌ با وي‌ در اين‌ روز سخن‌گفت‌. همچنين‌ در همين‌ روز بود كه‌ خداوند متعال، دين‌ اسلام‌ را براي‌ حضرت‌ محمدص به‌ اكمال‌ رسانيد چنان‌كه‌ مي‌فرمايد: ﴿الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِيناً ﴾  «مائده‌ / 3». «و موسي‌ به‌ برادرش‌ هارون‌ گفت» هنگامي‌ كه‌ عازم‌ كوه‌ طور ـ ميعادگاه‌ مناجات‌ با پرورگارش‌ ـ بود «در ميان‌ قوم‌ من‌ جانشين‌ من‌ باش‌ و در اصلاح» حال‌ بني‌اسرائيل‌ «بكوش» با حسن‌ سياست، اداره‌ امور آنان‌ به‌ مهرباني‌ و رسيدگي‌ دلسوزانه‌ به‌ اوضاع‌ و احوال‌ آنان‌ «و از راه ‌و روش‌ فسادگران ‌پيروي‌ نكن» يعني‌: راه‌ عاصيان‌ را نرو و ياور ستمگران‌ نباش‌ بلكه‌ راه‌ اهل‌ صلاح‌ و اصلاح‌ را بپيماي‌. اين‌ سخن‌؛ نصيحت، بيدارباش‌ و تذكري‌ از سوي‌ موسي‌ به ‌برادرش‌ هارون‌ بود و الا هارون‌ خود، نزد خداوند متعال‌ پيامبري‌ بزرگ‌ مقدار است‌.
 
سوره قلم آيه  49
‏متن آيه : ‏
‏ لَوْلَا أَن تَدَارَكَهُ نِعْمَةٌ مِّن رَّبِّهِ لَنُبِذَ بِالْعَرَاء وَهُوَ مَذْمُومٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏اگر نعمت و رحمت پروردگارش به ياريش نشتافته و به دادش نرسيده بود ( از شكم ماهي ) حتماً به بيرون افكنده مي‌شد و نكوهيده در بيابان برهوت رها مي‌گرديد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« تَدَارَكَهُ » : او را دريافت . به دادش رسيد . « لَنُبِذَ » : حتماً انداخته مي‌شد . قطعاً رها مي‌گرديد و به خود واگذار مي‌شد . « الْعَرَآءِ » : بيابان برهوت . صحراي خالي از گياه و درخت ( نگا : صافّات‌ / 145 ) . « وَ هُوَ مَذْمُومٌ » : در حالي كه نكوهيده بود . در حالي كه مورد مذمّت و ملامت قرار مي‌گرفت .‏
 
سوره قلم آيه  50
‏متن آيه : ‏
‏ فَاجْتَبَاهُ رَبُّهُ فَجَعَلَهُ مِنَ الصَّالِحِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏پروردگارش ( با پذيرش توبه‌اش مجدّدا ) او را برگزيد و از زمره شايستگانش كرد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إجْتَبَاهُ رَبُّهُ » : پروردگارش او را براي اتمام رسالتش بر گزيد .‏
 
سوره قلم آيه  51
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏نزديك است كافران هنگامي كه آيات قرآن را مي‌شنوند ، تو را با چشمان ( خيره و زل زده ) خود به سر درآورند و هلاك سازند ، و مي‌گويند : او قطعاً ديوانه است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لَيُزْلِقُونَكَ » : اين كه تو را نقش زمين سازند و نابودت كنند . تو را از زمين بردارند . حرف ( لَ ) براي تأكيد نزديكي ايشان به اقدام هلاك كردن و نابود كردن است . در ميان عربها كنايه از شدّت كينه‌توزي و دشمنانگي است . « الذِّكْرَ » : قرآن .‏
 

سوره قلم آيه  52
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏در صورتي كه قرآن جز اندرز و پند جهانيان و مايه بيداري و هوشياري ايشان نيست .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« ذِكْرٌ » : اندرز و پند . مايه بيداري و هوشياري .‏
 
 
‏‏
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:12895.xml">صفحة (566) (آیه 1)</a><a class="folder" href="w:html:12904.xml">صفحة (567) (آیه 9) </a><a class="folder" href="w:html:12931.xml">صفحة (568) (آیه 35)</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:12896.txt">آيه  1</a><a class="text" href="w:text:12897.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:12898.txt">آيه  3</a><a class="text" href="w:text:12899.txt">آيه  4</a><a class="text" href="w:text:12900.txt">آيه  5</a><a class="text" href="w:text:12901.txt">آيه  6</a><a class="text" href="w:text:12902.txt">آيه  7</a><a class="text" href="w:text:12903.txt">آيه  8</a></body></html>سوره حاقة آيه  1
‏متن آيه : ‏
‏ الْحَاقَّةُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏رخداد راستين !‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« ألْحَآقَّةُ » : يكي از نامهاي قيامت است . از آنجا كه قيامت حتماً و قطعاً فرا مي‌رسد و حقيقت و واقعيّت دارد ، بدين نام خوانده شده است .‏
 
سوره حاقة آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ مَا الْحَاقَّةُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏رخداد راستين چگونه رخدادي است‌ ؟ !‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مَا » : مبتدا ، و ( أَلْحَآقَّةُ ) خبر مبتدا است ، و جمله ( مَاحاقّه ) خبر ( ألْحَآقَّةُ ) در آيه قبلي است .‏
 
سوره حاقة آيه  3
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْحَاقَّةُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏تو چه مي‌داني رخداد راستين چگونه رخدادي است‌ ؟ !‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مَآ أَدْرَاكَ » : چه چيز تو را متوجّه كرده است‌ ؟ تو كَي مي‌داني‌ ؟ قيامت جزو غيب است و غيب دان تنها خدا است . فرا رسيدن قيامت و چگونگي آن ، براي انسانها كه زندانيان زندان دنيايند ، معمّا و راز سربه مهري است . تكرار واژگان و شيوه سخن بدين گونه كه در اين سه آيه است ، براي بيان عظمت مسأله و تأكيد بر يقيني بودن آن است . در تعبيرات روزمرّه خود ، گاهي مي‌گوئيم : فلان 