س انسان است ! چه انساني‌ ؟ تو چه مي‌داني چگونه انساني است‌ ؟ يعني حدّ و مرزي براي توصيف انسانيّت او نيست . در اينجا دنباله كلام ، يا بحث از قيامت و چگونگي‌آن قطع مي‌گردد و راز بود و راز ماند .‏
 
سوره حاقة آيه  4
‏متن آيه : ‏
‏ كَذَّبَتْ ثَمُودُ وَعَادٌ بِالْقَارِعَةِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏قوم ثمود و قوم عاد ( رخداد راستين ) درهم كوبنده را تكذيب كردند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الْقَارِعَةَ » : يكي از نامهاي قيامت است . از آنجا كه جهان را در هم مي‌كوبد و حوادث و اهوال آن مردمان را فرا مي‌گيرد ، بدان نام خوانده شده است .‏
 
آيه  98
‏متن آيه : ‏
‏ مَن كَانَ عَدُوّاً لِّلّهِ وَمَلآئِكَتِهِ وَرُسُلِهِ وَجِبْرِيلَ وَمِيكَالَ فَإِنَّ اللّهَ عَدُوٌّ لِّلْكَافِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هركه‌ دشمن‌ خدا و فرشتگان‌ و پيامبران‌ او و جبرئيل‌ و ميكائيل‌ است، پس‌ هرآينه، خداوند دشمن‌ كافران‌ است‌» زيرا هر كس‌ با اولياي‌ خدا (ج)و سپاهيانش‌ دشمني‌كند، بي‌گمان‌ با خداي‌ سبحان‌ دشمني‌ كرده‌ و به‌ او كفر ورزيده‌است‌ و خداوندمتعال‌ هم‌ دشمن‌ اوست‌ و او را مورد بازپرسي‌ و مجازات‌ قرار مي‌دهد، پس‌دشمني‌ با دوستان‌ خدا (ج)موجب‌ كفر دشمنان‌ است‌. مخصوص‌ ساختن‌ جبرئيل‌ وميكائيل‌ به‌ يادآوري‌ بعد از ذكر فرشتگان‌ به‌ طور عام‌؛ به‌ قصد بزرگداشت‌ وگرامي‌داشت‌ آن‌ دو و اشاره‌اي‌ است‌ به‌ اين‌ حقيقت‌ كه‌ آن‌ دو هرچند ازفرشتگانند، ولي‌ به‌ اعتبار امتياز خاصي‌ كه‌ دارند، به‌ منزله‌ جنس‌ ديگري‌ گرديده‌اند كه‌ شريف‌تر و گرامي‌تر از جنس‌ عامه‌ فرشتگان‌ است‌. در حديث‌ شريف‌ قدسي‌ آمده‌است: «من عادی لي ولياً فقد بارزني بالحرب‌: هر كس‌ با دوستي‌ از دوستان‌ من‌دشمني‌ كند؛ قطعا با من‌ اعلام‌ جنگ‌ داده‌ است‌».
آيه  143
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَمَّا جَاء مُوسَى لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنظُرْ إِلَيْكَ قَالَ لَن تَرَانِي وَلَكِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكّاً وَخَرَّ موسَى صَعِقاً فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چون‌ موسي‌ به‌ وعده‌گاه‌ ما آمد» براي‌ سخن‌گفتن‌ با ما «و پروردگارش‌ با او سخن‌ گفت» يعني‌: كلام‌ خويش‌ را بي‌واسطه‌ و بدون‌ كيفيت‌ به‌ او شنوانيد. به‌ قولي‌: موسي‌(ع)  كلام‌ خداوند متعال‌ را از تمام‌ جهات‌ شنيد و آن‌ هفتاد تني‌ كه ‌براي‌ رفتن‌ با وي‌ به‌ ميعادگاه‌ انتخاب‌ شده‌ بودند، نيز كلام‌ حق‌ را شنيدند «عرض‌كرد: پرورگارا! مرا به‌ خويش‌ بينا كن‌ تا به‌سوي‌ تو بنگرم». قتاده‌ مي‌گويد: «چون‌ موسي‌ كلام‌ الهي‌ را شنيد، به‌ ديدن‌ وي‌ نيز طمع‌ بست‌ و مشتاق‌ ديدارش‌ گرديد». «فرمود» خداي‌ سبحان‌ «هرگز مرا نخواهي‌ ديد» با اين‌ چشم‌ فاني‌ در اين‌ دنياي ‌فاني‌ بلكه‌ رؤيت‌ من‌ با چشمي‌ ممكن‌ است‌ كه‌ باقي‌ باشد، در سرايي‌ كه‌ باقي‌ و جاويدان‌ است‌.
تعبير ﴿لَن تَرَانِي﴾ مفيد آن‌ است‌ كه‌ موسي‌ خداوند متعال‌ را در وقتي‌ كه‌ طالب ‌ديدن‌ وي‌ شد، نديد، اما ديدن‌ حق‌ تعالي‌ در آخرت‌ به‌ احاديث‌ متواتر به‌ اثبات ‌رسيده‌ است، چنان‌ تواتري‌ كه‌ بر آشنايان‌ به‌ سنت‌ مطهر پيامبرص مخفي‌ نيست، هم‌ ازاين‌رو، خداوند متعال‌ نفرمود: «لن‌ أري‌: من‌ هرگز ديده‌ نمي‌شوم» بلكه ‌فرمود: (لن‌ تراني‌: تو مرا نمي‌بيني‌). «ولي‌ به‌ كوه‌ بنگر پس‌ اگر بر جاي‌ خود قرارگرفت، مرا خواهي‌ ديد» يعني‌: نه‌ تو توان‌ ديدن‌ مرا داري‌ و نه‌ آنچه‌ كه‌ از نظر جرم، صلابت‌ و قوت‌ از تو بزرگتر است‌ ـ كه‌ عبارت‌ از كوه‌ مي‌باشد ـ لذا اگر در هنگامي‌ كه‌ من‌ خود را به‌ كوه‌ مي‌نمايانم، كوه‌ بر جاي‌ خود قرار گرفت‌ و متزلزل ‌نشد «مرا خواهي‌ ديد» ولي‌ اگر كوه‌ از برداشت‌ تجلي‌ رؤيت‌ من‌ ناتوان‌ گشت، بدان‌كه‌ تو از كوه‌ ناتوان‌تري‌. اين‌ سخن‌ به‌ منزله‌ ارائه‌ تمثيلي‌ براي‌ موسي‌(ع)  به‌وسيله‌ كوه‌ است‌. «پس‌ چون‌ پروردگارش‌ به‌ كوه‌ تجلي‌ كرد» يعني‌: به‌ كوه‌ ظهور كرد. تجلي‌ يك‌ چيز، نمايان‌ شدن‌ آن‌ است‌ «آن‌ كوه‌ را ريزريز كرد» يعني‌: تجلي ‌ذات‌ حق، آن‌ كوه‌ را پخش‌ و متلاشي‌ كرد، چندان‌ كه‌ كوه‌ در هم‌ فروريخت‌ و به‌زمين‌ همواري‌ تبديل‌ شد. به‌ قولي‌: آن‌ كوه‌؛ كوه‌ طور بود. در حديث‌ شريف‌ مرفوع ‌انس‌ آمده‌ است‌: «كوه‌ در زمين‌ فرو رفت». «و موسي‌ بيهوش‌ بر زمين ‌افتاد» صعقا: مأخوذ از صاعقه‌ است، يعني‌: از هوش‌ رفت‌ و بر زمين‌ فروافتاد. «وچون‌ به‌ خود آمد» از آن‌ بيهوشي‌ «گفت‌: تو منزهي» سبحانك‌: اي‌ خداي‌ سبحان‌! تورا تنزيه‌ مي‌كنم‌ و به‌ پاكي‌ ياد مي‌نمايم، به‌ تنزيهي‌ تمام‌ «به‌ درگاهت‌ توبه‌ كردم» از تكرار چنان‌ درخواستي‌ در دنيا «و من‌ نخستين‌ مؤمنانم» به‌ تو، قبل‌ از قوم‌ خود كه‌ به‌ عظمت‌ و جلالت‌ معترفند. در حديث‌ شريف‌ آمده‌است‌ كه‌ رسول‌ خداص فرمودند: «حجاب‌ پروردگار نور است، اگر آن‌ را بردارد، انوار روي‌ وي، تمام ‌آنچه‌ را كه‌ در منظرش‌ از مخلوقاتش‌ قرار مي‌گيرند، مي‌سوزاند».
 
سوره حاقة آيه  5
‏متن آيه : ‏
‏ فَأَمَّا ثَمُودُ فَأُهْلِكُوا بِالطَّاغِيَةِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏در نتيجه قوم ثمود با عذاب سركش و سهمگين ( صاعقه ) نابود گشتند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« ثَمُودُ » : قوم پيغمبري به نام صالح بودند . « الطَّاغِيَة » : حادثه و بلائي كه شدّت آن از حدّ در گذرد . مراد صاعقه مذكور در ( فصّلت‌ / 13 ) است . صاعقه هم هميشه با لرزش و صداي مهيب همراه است ، لذا در ( اعراف‌ / 78 ) رَجْفه ، و در ( هود / 67 ) صَيْحَه ذكر شده است .‏
 
سوره حاقة آيه  6
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَمَّا عَادٌ فَأُهْلِكُوا بِرِيحٍ صَرْصَرٍ عَاتِيَةٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و قوم عاد به وسيله تندباد سرد و سركش و پر سر و صداي ويرانگري نابود شدند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« عَادٌ » : قوم پيغمبري به نام هود بودند . « صَرْصَرٍ » : باد تند و ويرانگر و سرد و پر سر و صدا . « عَاتِيَةٍ » : سركش . سخت ويرانگر .‏
 
سوره حاقة آيه  7
‏متن آيه : ‏
‏ سَخَّرَهَا عَلَيْهِمْ سَبْعَ لَيَالٍ وَثَمَانِيَةَ أَيَّامٍ حُسُوماً فَتَرَى الْقَوْمَ فِيهَا صَرْعَى كَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ خَاوِيَةٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏خداوند چنين تندبادي را هفت شب و هشت روز پياپي بر آنان گمارد .  ( اگر در آنجا مي‌بودي ) در اين مدّت مردمان را مي‌ديدي كه روي زمين افتاده‌اند و انگار تنه‌هاي پوك و توخالي درختان خرمايند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« سَخَّرَهَا » : باد را مسلّط كرد . باد را گمارد . « حُسُوماً » : پي در پي . ريشه كن كننده