 وَ الَّذِينَ . . . رَاعُونَ » :  ( نگا : مؤمنون‌ / 8 ) .‏
 
سوره معارج آيه  33
‏متن آيه : ‏
‏ وَالَّذِينَ هُم بِشَهَادَاتِهِمْ قَائِمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و كساني كه گواهيهائي را كه بايد بدهند ، چنان كه بايد اداء مي‌كنند ( و شهادت لازم را پنهان و كتمان نمي‌كنند ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« شَهَادَات‌ » : گواهيها . « قَآئِمُونَ » : چنان كه بايد اداء كنندگان . يعني گواهي دهندگاني كه گواهي را دادگرانه و بدون گرايش به اين و آن اداء مي‌كنند ، و شهادت را قائم بر اركان و اصول خود به جاي مي‌آورند ( نگا : بقره‌ / 140 و 283 ، مائده‌ / 106 و 108 ) .‏
 
سوره معارج آيه  34
‏متن آيه : ‏
‏ وَالَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و كساني كه مواظب و مراقب ( اوقات و اركان ) نمازهاي خود مي‌باشند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« عَلي صَلاتِهِمْ يُحَافِظُونَ » : در آيه 23 اشاره به تداوم نماز ، و در اين آيه سخن از حفظ اوقات و آداب و شرائط و اركان آن است . به هرحال ذكر مجدّد نماز به خاطر اهمّيّتي است كه دارد .‏
 
سوره معارج آيه  35
‏متن آيه : ‏
‏ أُوْلَئِكَ فِي جَنَّاتٍ مُّكْرَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آنان ( كه داراي چنين صفاتي باشند ) در باغهاي بهشت مورد احترام و اكرام هستند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مُكْرَمُونَ » : اشخاص مورد احترام و اكرام . كساني كه گرامي و عزيزند .‏
 
سوره معارج آيه  36
‏متن آيه : ‏
‏ فَمَالِ الَّذِينَ كَفَرُوا قِبَلَكَ مُهْطِعِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏كافران را چه شده است كه به سوي تو شتابان مي‌آيند ( و گردن مي‌كشند و به سخنان تو گوش فرا مي‌دهند ؟ ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مَا لِلَّذِينَ كَفَرُوا ؟ » : كافران را چه خبر است‌ ؟ بي‌دينان را چه مي‌شود ؟ در رسم‌الخطّ قرآني ( مالِ الَّذينَ كَفَرُوا ) نوشته شده است . « مُهْطِعِينَ » : جمع مُهْطِع ، در شتاب ، شتابنده ( نگا : ابراهيم‌ / 43 ، قمر / 8 ) . كافران با عجله به خدمت پيغمبر مي‌آمدند تا كلام او را بشنوند و كسب خبر كنند ، و آن را وسيله استهزاء و مايه تمسخر كنند ( نگا : المصحف‌الميسّر ) .‏
 
سوره معارج آيه  37
‏متن آيه : ‏
‏ عَنِ الْيَمِينِ وَعَنِ الشِّمَالِ عِزِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏دسته دسته ، در راست و چپ ( تو حلقه مي‌زنند و ) قرار مي‌گيرند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« عِزِينَ » : گروه گروه . دسته‌هاي پراكنده . مفرد آن ( عِزَة ) از ماده ( عزو )  ( نگا : مجمع البيان الحديث ) . حال است .‏
 
آيه  150
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَمَّا رَجَعَ مُوسَى إِلَى قَوْمِهِ غَضْبَانَ أَسِفاً قَالَ بِئْسَمَا خَلَفْتُمُونِي مِن بَعْدِيَ أَعَجِلْتُمْ أَمْرَ رَبِّكُمْ وَأَلْقَى الألْوَاحَ وَأَخَذَ بِرَأْسِ أَخِيهِ يَجُرُّهُ إِلَيْهِ قَالَ ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَكَادُواْ يَقْتُلُونَنِي فَلاَ تُشْمِتْ بِيَ الأعْدَاء وَلاَ تَجْعَلْنِي مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چون‌ موسي‌ خشمناك‌ و اندوهگين‌ به‌سوي‌ قوم‌ خود بازگشت» از كوه‌ طور.بعضي‌ گفته‌اند: تأسف، حالتي‌ فراتر و سخت‌تر از خشم‌ است‌ «گفت‌: پس‌ از من، چه‌ بد جانشيني‌ براي‌ من‌ بوديد!» و در غيابم‌ چه‌ بد عمل‌ كرديد! «آيا بر فرمان ‌پروردگارتان‌ شتاب‌ كرديد» يعني‌: آيا بر ميعاد چهل‌ روزه‌اي‌ كه‌ پروردگارم‌ به‌ من ‌وعده‌ داده‌ بود، شتاب‌ كرديد؟ چرا مهلت‌ نداديد كه‌ اين‌ ميعاد به‌سر آيد؟ و درغيابم‌ اين‌ عمل‌ زشت‌ و ناميمون‌ را مرتكب‌ شديد؟ يا معني‌ اين‌ است‌: آيا با پرستش‌گوساله‌ به‌سوي‌ عذاب‌ پروردگارتان‌ شتاب‌ كرديد؟ «و الواح‌ را افگند» يعني‌: موسي‌(ع)  چون‌ بر قومش‌ وارد شد و ديد كه‌ به‌ پرستش‌ گوساله‌ زانو زده‌ و معتكف‌ عبادت‌ آن‌ هستند، از شدت‌ خشم‌ و تأسف، الواح‌ را بر زمين‌ افگند. اين‌ قول‌جمهور علما ـ از سلف‌ و خلف‌ ـ است‌. نقل‌ است‌ كه‌ الواح‌ تورات‌ از زمرد، يا ازياقوت‌ بود. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «خداوند بر موسي‌ ببخشايد؛ به‌راستي‌ كه ‌بيننده‌ چون‌ شنونده‌ نيست‌ زيرا وقتي‌ خداي‌ عزوجل‌ به‌ او خبر داد كه‌ قومش‌ بعد از او گمراه‌ شده‌اند، با شنيدن‌ اين‌ خبر الواح‌ را به‌ زمين‌ نيفگند ولي‌ چون‌ آنان‌ را به‌ معاينه‌ و مشاهده‌ در اين‌ حالت‌ ديد، الواح‌ را به‌ زمين‌ افگند». «و سر برادرش‌ را گرفت‌ و او را به‌طرف‌ خود مي‌كشيد» موسي‌(ع)  در اعتراض‌ به‌ اين‌ امر كه‌ چرا برادرش ‌هارون، جلو اين‌ فتنه‌ سامري‌ را نگرفته‌ و رسم‌ باطل‌ پرستش‌ گوساله‌ را تغيير نداده، سر وي‌ را گرفت‌ و او را مي‌كشيد «هارون‌ گفت‌: اي‌ فرزند مادرم‌! اين‌ قوم‌ مرا ضعيف ‌شمردند و چيزي‌ نمانده‌ بود كه‌ مرا بكشند» پس‌ توان‌ آن‌ را نداشتم‌ كه‌ اين‌ انحراف‌ و باطلشان‌ را تغيير دهم‌. دليل‌ اين‌كه‌ هارون‌(ع)  گفت‌: اي‌ فرزند مادرم‌! و نگفت‌: اي ‌برادرم‌! اين‌ بود كه‌ آن‌ جمله، جمله‌اي‌ مهرانگيز و عاطفه‌باري‌ بود وگرنه، موسي ‌و هارون‌ دو برادر اعياني‌ (پدري‌ و مادري‌) يك‌ديگر بودند. دليل‌ ديگر اين‌ بودكه‌ مادرشان‌ ـ چنان‌كه‌ گفته‌اند ـ زني‌ مؤمنه‌ بود «پس‌ مرا دشمن ‌شاد نكن» با مؤاخذه‌ و اهانت‌ به‌ من، كه‌ اين‌ همان‌ آرزوي‌ قلبي‌ گوساله‌پرستان‌ است‌ «و مرا در شمار گروه‌ ستمگر قرار نده» يعني‌: با خشمگين‌ شدنت‌ بر من، مرا در شمار قوم‌ستمگر، يعني‌ گوساله‌پرست‌ قرار نده، آخر من‌ بسان‌ آنان‌ مرتكب‌ اين‌ عمل‌ زشت ‌نگرديده‌ام‌. يا معني‌ اين‌ است‌: به‌ اين‌ باور نباش‌ كه‌ من‌ هم‌ از آنان‌ هستم‌.
 
	سوره معارج آيه  38
‏متن آيه : ‏
‏ أَيَطْمَعُ كُلُّ امْرِئٍ مِّنْهُمْ أَن يُدْخَلَ جَنَّةَ نَعِيمٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آيا هر يك از ايشان اميدوارند كه به بهشت پر نعمت وارد شوند ( چرا كه خويشتن را در پيشگاه خدا بالاتر و گرامي‌تر از مؤمنان مي‌دانند ؟ ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَيَطْمَعُ كُلُّ امْرِئٍ » : كافران و مشركان خودخواه و خودپرست ، دارا و مرفه بودن خود را نشانه عزّت و احترام در پيشگاه خدا مي‌دانستند ، و قدرت مادي دنيوي را دليل بر بلندي مقام و محبوبيت اخروي خود مي‌گرفتند ( نگا : روح المعاني ، روح البيان ) .‏
 
سوره معارج آيه  39
‏متن آيه : ‏
‏ كَلَّا إِنَّا خَلَقْنَاهُم مِّمَّا يَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏هرگز !  ( اين همه غرور بيجا چيست‌ ؟ ) . ما ايشان را از چيزي كه خودشان مي‌دانند ( از قطره آب گنديده و بدبوئي ، مني نام ) آفريده‌ايم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« كَلاّ ! » : نه چنين است كه مي‌پندارند !  « مِمَّا » : از چيزي كه مراد مني و نطفه است .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:12993.txt">آيه  40</a><a class="text" href="w:text:12994.txt">آيه  41</a><a class="text" href="w:text:12995.txt">آيه  42</a><a class="text" href="w:text:12996.txt">آيه  43</a><a class="text" href="w:text:12997.txt"> آيه  44</a></body></html>سوره معارج آيه  40
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَا أُقْسِمُ بِر