ثير اين‌ روايت‌ را در تفسير خويش‌ نقل‌ كرده‌ و آن‌ را ضعيف‌ هم‌ نخوانده‌ است‌<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:13031.txt">آيه  1</a><a class="text" href="w:text:13032.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:13033.txt">آيه  3</a><a class="text" href="w:text:13034.txt">آيه  4</a><a class="text" href="w:text:13035.txt">آيه  5</a><a class="text" href="w:text:13036.txt">آيه  6</a><a class="text" href="w:text:13037.txt"> آيه  7</a><a class="text" href="w:text:13038.txt"> آيه  8</a><a class="text" href="w:text:13039.txt">آيه  9</a><a class="text" href="w:text:13040.txt">آيه  10</a><a class="text" href="w:text:13041.txt">آيه  11</a><a class="text" href="w:text:13042.txt">آيه  12</a><a class="text" href="w:text:13043.txt"> آيه  13</a></body></html>سوره جن آيه  1
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِّنَ الْجِنِّ فَقَالُوا إِنَّا سَمِعْنَا قُرْآناً عَجَباً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( اي محمّد ! به امت خود ) بگو : به من وحي شده است كه گروهي از پريان ( به‌تلاوت قرآن من ) گوش فرا داده‌اند و ( پس از مراجعت به ميان قوم خود ، بديشان ) گفته‌اند : ما قرآن زيبا و شگفتي را شنيده‌ايم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الْجِنّ » : پري . آفريدگاني از آفريدگان خدا هستند كه از آتش آفريده شده‌اند ( نگا : حجر / 27 ) . داراي عقل و شعور و فهم و درك ، و تكليف و مسؤوليّت ، و آشنائي به زبان بوده ، و مخاطب كتابهاي آسماني و از جمله قرآن مي‌باشند ( نگا : احقاف‌ / 30 ) ، و موظّف به تبليغ حق هستند . آنها پيش از انسانها آفريده شده‌اند ( نگا : حجر / 27 ) و مي‌توانند برخي از كارهاي مورد نياز بشر را انجام دهند ( نگا : سبأ / 12 و 13 ، نمل‌ / 39 ) . وجود جنّ حتمي و قطعي است ، ولي ما چيزي از نحوه زندگي و ماهيّت ايشان - جز آنچه قرآن فرموده است‌ - نمي‌دانيم . ليكن بايد انسان مؤمن به دنبال خرافات و موهومات راه نرود و ناآگاهانه افسانه‌هائي را درباره ايشان از خود نبافد . اين را هم بداند كه جاي تعجّب نيست كه چه بسا انواع و اقسام موجودات زنده‌اي در اين عالم وجود داشته باشند و ما با حواسّ محدود و دانش اندك خود با آنها آشنا نباشيم ، همان گونه كه رنگها و صداهاي فراواني در جهان ما است ، ولي مقدار ناچيزي از آنها را مي‌بينيم و مي‌شنويم . « نَفَرٌ » : گروه ( نگا : اعراف‌ / 27 ، احقاف‌ / 29 - 32 ) . « عَجَباً » : عجيب و بي‌نظير . يعني اين كلام ، از نظر لفظ و معني اعجاز انگيز است ، و با سخنان ديگر متفاوت است . مصدر است و براي مبالغه ، صفت شده است .‏
 
سوره جن آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ يَهْدِي إِلَى الرُّشْدِ فَآمَنَّا بِهِ وَلَن نُّشْرِكَ بِرَبِّنَا أَحَداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏همگان را به راه راست رهنمود مي‌سازد ، و ما بدان ايمان آورده‌ايم ( و ديگر از ايمان خود بر نمي‌گرديم و يكتاپرستي را در پيش مي‌گيريم ، و ) كسي را انباز پروردگارمان نمي‌سازيم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الرُّشْدِ » : راه راست و درستي كه پويندگان را به سر منزل سعادت و كمال مي‌رساند .‏
 
سوره جن آيه  3
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَنَّهُ تَعَالَى جَدُّ رَبِّنَا مَا اتَّخَذَ صَاحِبَةً وَلَا وَلَداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏جلال و عظمت پروردگار ما والا است ، او همسر و فرزندي بر نگرفته است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَنَّهُ » : عطف بر ( إِنَّا سَمِعْنَا ) با تقدير فعل مناسب همچون ( نَعْلَمُ ) است : فَقَالُوا وَ نَعْلَمُ أَنَّهُ تَعَالي . يا اين كه عطف بر ضمير ( ه ) است : فَئَامَنَّا بِأَنَّهُ . « جَدُّ » : جلال و عظمت . فاعل فعل ( تَعالي ) است .‏
 
سوره جن آيه  4
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَنَّهُ كَانَ يَقُولُ سَفِيهُنَا عَلَى اللَّهِ شَطَطاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏نادانان ما درباره خداوند سخنان ناروائي مي‌گفته‌اند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« سَفِيهُ » : نادان . مراد جنس سفيه است . لذا شامل اهريمن و سپاهيان او مي‌گردد ( نگا : المصحف الميسّر ) . « شَطَطاً » : سخنان دور از حقيقت . اقوال نادرست ( نگا : الكهف‌ / 14 ) .‏
 
سوره جن آيه  5
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَنَّا ظَنَنَّا أَن لَّن تَقُولَ الْإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَى اللَّهِ كَذِباً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و ما ( پيش از اين ) چنين مي‌پنداشتيم كه آدميان و پريان هرگز بر خدا دروغ نمي‌بندند ( و از زبان خدا دروغ نمي‌گويند و بدو نسبتهاي ناروائي - همچون داشتن زن و فرزند - نمي‌دهند ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لَن تَقُولَ . . . كَذِباً » : اين سخن ممكن است اشاره به تقليد كوركورانه‌اي باشد كه اين گروه از پريان قبلاً از ديگران داشته‌اند و براي خدا انباز و همگون و زن و فرزند قرار مي‌داده‌اند .‏
 
سوره جن آيه  6
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَنَّهُ كَانَ رِجَالٌ مِّنَ الْإِنسِ يَعُوذُونَ بِرِجَالٍ مِّنَ الْجِنِّ فَزَادُوهُمْ رَهَقاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و كساني از انسانها به كساني از پريها پناه مي‌آوردند ، و بدين وسيله بر گمراهي و سركشي ايشان مي‌افزودند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« رَهَقاً » : سفاهت و جهالت . گمراهي و سركشي . « فَزَادَهُمْ رَهَقاً » : پناه بردن انسانها به پريان ، بر سفاهت و سركشي و گمراهسازي بيشتر پريها مي‌افزوده است . برخي گفته‌اند : پناه بردن انسانها به پريها ، بر گمراهي و سركشي و بزهكاري خود انسانها مي‌افزوده است .‏
 
سوره جن آيه  7
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَنَّهُمْ ظَنُّوا كَمَا ظَنَنتُمْ أَن لَّن يَبْعَثَ اللَّهُ أَحَداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و ( انسانهاي كافر ) گمان برده‌اند ، همان گونه كه شما ( پريهاي كافر ) گمان برده‌ايد ، كه خداوند هرگز كسي را پيغمبر نمي‌سازد ، و كسي را دوباره زنده نمي‌گرداند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لَن يَبْعَثَ اللهُ أَحَداً » : خداوند هرگز كسي را پيغمبر نمي‌سازد و براي تبليغ روانه نمي‌دارد . خداوند هرگز كسي را پس از مرگ زندگي دوباره نمي‌بخشد و قيامت و رستاخيزي در ميان نمي‌باشد .‏
 
سوره جن آيه  8
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَنَّا لَمَسْنَا السَّمَاء فَوَجَدْنَاهَا مُلِئَتْ حَرَساً شَدِيداً وَشُهُباً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏ما قصد آسمان كرديم ، و همه جاي آن را پر از محافظان و نگهبانان نيرومند ( ملائكه ) و شهابها ( ي سوزنده ) يافتيم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لَمَسْنَا » : قصد كريم . طلبيديم و جستجو كرديم . لمس به معني مس كردن و پسودن است ، ولي در اينجا مراد قصد كردن و رو نمودن است . « حَرَساً » : اسم جمع است ، و يا جمع حارِس است : محافظان . نگهبانان . مراد فرشتگان است . « شُهُب‌ » : جمع شِهاب ، آذرخشها ( نگا : حجر / 18 ) . « شَدِيداً » : وزن فَعِيل ، مفرد و جمع در آن يكسان است .‏
 
سوره جن آيه  9
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَنَّا كُنَّا نَقْعُدُ مِنْهَا مَقَاعِدَ لِلسَّمْعِ فَمَن يَسْتَمِعِ الْآنَ يَجِدْ لَهُ شِهَاباً رَّصَداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏ما ( پيش از اين ) در گوشه‌ها و كنارهاي آسمان براي استراق سمع مي‌نشستيم ( و كسب خبر مي‌كرديم ) ولي اكنون هر كس بخواهد گوش فرا دهد ، شهاب آماده‌اي را در كمين خود مي‌يابد كه به سوي او نشانه مي‌رود .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مَقَاعِدَ » : جمع مَقْعَد ، نشيمنگاهها . جايگاهها . مراد اطراف و اكنافي است كه بشود در آنجاها نشست و كمين كرد . « رَصَداً » : آماده و نشانه گر