ا كشتي قرآن ، سرگرم نجات آنان است . لذا در پرتو نيايش شبانه بايد اين كشتي نجات را با دقّت بنگرد و خود را براي چنين مأموريّت و رسالت بزرگي آماده سازد .‏
 
سوره مزّمِّل آيه  8
‏متن آيه : ‏
‏ وَاذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ وَتَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏نام پروردگارت را بِبَر ، و از همه چيز بِبُر و بدو بپيوند ( و در دلهاي شب به نيايش و پرستش او بپرداز ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ » : نام پروردگارت را ببر و به ياد او باش . ذكر خدا بكن . « تَبَتَّلْ » : كناره‌گيري كن . مراد دوري از مردم و با تمام وجود متوجّه خدا شدن و در خلوت شبها به عبادت پرداختن است .‏
 
آيه  157
‏متن آيه : ‏
‏ الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِندَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَآئِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلاَلَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُواْ بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُواْ النُّورَ الَّذِيَ أُنزِلَ مَعَهُ أُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«همانان‌ كه‌ از اين‌ پيامبر امي‌ پيروي‌ مي‌كنند» كه‌ محمدص است‌. امي‌: يعني‌: از امت‌هاي‌ غير اهل‌ كتاب‌. به‌ قولي‌: امي‌ كسي‌ است‌ كه‌ خواندن‌ و نوشتن‌ را نمي‌داند و در اصل‌ از «ام» يعني‌ مادر است، به‌ اين‌ معني‌ كه‌ مادرش‌ او را از خود جدا نكرده‌ تا علم‌ و دانش‌ بياموزد. كلمه‌ «امي» به‌عنوان‌ وصف‌ رسول‌ گرامي‌ اسلام، فقط دو بار در قرآن‌ كريم‌ به‌كار رفته‌ است، يكي‌ در اين‌ آيه‌ و ديگري‌ در آيه‌بعدي‌ «همان‌ كه‌ او را نزد خود در تورات‌ و انجيل‌ نوشته‌ مي‌يابند» يعني‌: يهود ونصاري، نام‌ و اوصاف‌ آن‌ حضرتص را در دو كتابي‌ كه‌ مرجع‌ ديني‌ آنهاست، نوشته‌ مي‌يابند.
از عطاءبن‌يسار روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ گفت‌: با عبدالله بن‌عمروبن‌عاص ‌ـ رضی الله عنهما ـ  ملاقات‌ كردم‌ و به‌ او گفتم‌: مرا از اوصاف ‌رسول‌ خداص بياگاهان‌! فرمود: «آري‌ والله! آن‌ حضرت‌ص در تورات‌ به‌ بعضي‌از اوصافي‌ كه‌ در قرآن‌ براي‌ ايشان‌ ذكر شده، توصيف‌ شده‌اند، از جمله‌ اين‌كه‌ درتورات‌ آمده‌ است‌: اي‌ پيامبر آخرالزمان‌! بي‌گمان‌ ما تو را شاهد، مژده‌دهنده، بيم‌دهنده‌ و پناهگاهي‌ براي‌ امي‌ها فرستاديم، تو بنده‌ ما و پيامبر ما هستي، ما تو را متوكل‌ ناميده‌ايم، تو نه‌ درشتخو هستي‌ نه‌ سنگدل، نه‌ جيغ‌ و دادكننده‌ در بازارها، تو بدي‌ را با بدي‌ پاداش‌ نمي‌دهي‌ بلكه‌ عفو مي‌كني‌ و درمي‌گذري‌ و هرگز خداوند تو را قبض ‌روح‌ نمي‌كند تا آن‌گاه‌ كه‌ به‌وسيله‌ تو ملت‌ كج‌ و منحرف‌ را راست‌ گرداند، به‌ اين‌كه‌ بگويند: لااله‌الاالله و به ‌وسيله‌ تو چشمهاي‌ نابينا و گوشهاي‌ ناشنوا و دلهاي‌ غلف‌شده‌ را باز مي‌گرداند». «پيامبري‌ كه‌ آنان‌ را به‌ معروف‌ امر مي‌كند» معروف‌: تمام‌ مكارم‌ اخلاقي‌اي‌ است‌ كه‌ در دلها پسنديده‌ است، نه‌ زشت ‌و ناپسند «و آنان‌ را از منكر نهي‌ مي‌كند» منكر: يعني‌ آنچه‌ كه‌ دلها آن‌ را زشت‌ و ناپسند مي‌شناسد؛ چون‌ بدي‌ها و ناهنجاري‌هاي‌ اخلاقي‌ و كردارها و گفتارهاي ‌زشت‌ و ناميمون‌. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌ آن‌ حضرتص فرمودند: «چون‌حديثي‌ را از من‌ شنيديد كه‌ دلهاي‌ شما آن‌ را مي‌پسنديد و موها و پوستهاي‌ شما براي‌ آن‌ نرم‌ و ملايم‌ مي‌شد (يعني‌ بر جان‌ و دل‌ شما مي‌نشست‌ و بر تن‌ و روان‌ شماتأثير مي‌گذاشت) و چنين‌ مي‌يافتيد كه‌ آن‌ حديث‌ به‌ (قلب‌) شما نزديك‌ است ‌پس‌ من‌ سزاوارترين‌ شما به‌ (گفتن‌) آن‌ حديث‌ هستم، اما اگر حديثي‌ را از من ‌شنيديد كه‌ دلهايتان‌ آن‌ را نپسنديد و موها و پوستهايتان‌ از آن‌ نفرت‌ ورزيد (يعني‌از شنيدن‌ آن‌ منزجر شديد) و چنين‌ مي‌يافتيد كه‌ آن‌ حديث‌ از شما دور است‌؛ بدانيد كه‌ من‌ دورترين‌ شما از آن‌ حديث‌ هستم». «و پيامبري‌ كه‌ براي‌ آنان‌ پاكيزه‌ها را حلال‌ مي‌گرداند» يعني‌: اشياي‌ لذيذ را و به‌خصوص‌ آنچه‌ را كه‌ بر بني‌اسرائيل ‌به‌سبب‌ گناهانشان‌ حرام‌ گرديده‌ بود «و چيزهاي‌ ناپاك‌ را برايشان‌ حرام ‌مي‌گرداند» يعني‌: نجاستها و پليدي‌هاي‌ حقيقي‌ ـ همانند حشرات‌ و گوشت‌خوك‌ ـ را، به‌ سبب‌ قبح‌ و زياني‌ كه‌ در آنهاست‌. خبائث‌: هر چيزي‌ است‌ كه‌ طبع ‌سليم‌ آن‌ را پليد و نفس‌ آن‌ را ناپاك‌ بشمارد و تناول‌ آن‌ سبب‌ درد و آفت‌ گردد. بعضي‌ از علما مي‌گويند: هر خوراكي‌اي‌ را كه‌ خداوند متعال‌ حلال‌ گردانيده، آن‌ خوراكي‌ پاكيزه‌ است‌ و هم‌ در جسم‌ و هم‌ در دين‌ سودمند مي‌باشد و هرچه‌ را كه‌ خداوند متعال‌ حرام‌ گردانيده، آن‌ چيز ـ هم‌ در جسم‌ و هم‌ در دين‌ ـ پليد و زيانباراست‌. «و پيامبري‌ كه ‌از دوش‌ آنان‌ بار گران‌ آنان‌ را» يعني‌: تكاليف‌ شاقه‌ سنگين‌ را «و قيدوبندهايي‌ را كه‌ بر آنان‌ بوده‌ است، بر مي‌دارد».
تكاليف‌ شاقه‌اي‌ كه‌ بني‌اسرائيل‌ به‌ آن‌ مكلف‌ بودند، تكاليفي‌ نبود كه‌ در آن‌ مصلحتي‌ ذاتي‌ نهفته‌ باشد بلكه‌ آن‌ تكاليف، به‌عنوان‌ مجازاتي‌ بر اعمال‌ بدشان ‌برآنان‌ وضع‌ شده‌ بود؛ چون‌ تحريم‌ غنايم‌ جنگي، تحريم‌ همنشيني‌ با زن‌ حائض، بريدن‌ موضع‌ نجاست‌ از لباس‌ و قتل‌ نفس‌ به‌عنوان‌ نشانه‌اي‌ بر توبه‌ پس‌ بدانيد كه‌اين‌ پيامبر امي‌؛ پيام‌آور آساني‌ و بخشايش‌ است‌ چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌است‌: «بعثت بالحنيفية السمحة‌: به‌ دين‌ حق‌گراي‌ آسان‌ برانگيخته‌ شده‌ام».
«پس‌ كساني‌كه‌ ايمان‌ آوردند» از شما بني‌اسرائيل‌ و از ديگران‌ «به‌ او» يعني‌: به‌ محمدص «و بزرگش‌ داشتند» يعني‌: حرمت‌ او را نگه‌داشتند «و ياريش ‌كردند» يعني‌: به ‌ياري‌ وي‌ عليه‌ دشمنانش‌ قيام‌ كردند «و» به‌همراه‌ پيروي‌ از خودش‌ «نوري‌ را» يعني‌: قرآني‌ را «كه‌ با او نازل‌ شده ‌است، پيروي‌ كردند» با عمل ‌به‌ سنت‌ وي‌ كه‌ شامل‌ اوامر و نواهي‌ است‌ «آنان‌ همان‌ رستگارانند» كه‌ به‌ خير وفلاح‌ فائز شده‌اند، نه‌ غير آنان‌ از امتهاي‌ ديگر.
اين‌ اوصافي‌ است‌ كه‌ اولا و قبل‌ از هر كس‌ ديگر بر صحابه‌ بزرگوار، پاك‌كردار و منقبت‌ آثار رسول‌ خداص انطباق‌ دارد، صحابه‌ عالي‌ مقداري‌ كه‌ به‌ آن‌ پيامبر هدي‌ ايمان‌ آورده‌ و همراه‌ با ايشان‌ جهاد كردند، ايشان‌ را بزرگ‌ و گرامي‌ داشتند، از ايشان‌ حمايت‌ كردند و جانهاي‌ خود را در راه‌ نشر دعوت‌ ايشان‌ فدا نمودند. بعداز آن‌ اين‌ اوصاف