ّ بر صدق نبوّت پيغمبر اسلام باشد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« بَلْ يُرِيدُ كُلُّ . . . » :  ( نگا : انعام‌ / 124 ، اسراء / 93 ) .‏
 
سوره مدّثر آيه  53
‏متن آيه : ‏
‏ كَلَّا بَل لَا يَخَافُونَ الْآخِرَةَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏نه چنين است ( كه ايشان مي‌گويند و مي‌خواهند ) ! اصلاً آنان از آخرت بيباك هستند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« كلاّ » : نه چنان است !‏
 

آيه  163
‏متن آيه : ‏
‏ واَسْأَلْهُمْ عَنِ الْقَرْيَةِ الَّتِي كَانَتْ حَاضِرَةَ الْبَحْرِ إِذْ يَعْدُونَ فِي السَّبْتِ إِذْ تَأْتِيهِمْ حِيتَانُهُمْ يَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعاً وَيَوْمَ لاَ يَسْبِتُونَ لاَ تَأْتِيهِمْ كَذَلِكَ نَبْلُوهُم بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و سؤال‌ كن» اي‌ محمدص! «از يهود» براي‌ توبيخ، يادآوري‌ ومتوجه‌ ساختن‌ آنها نسبت‌ به‌ آنچه‌ بر گذشتگانشان‌ روي‌ داد، همانان‌ كه‌ چون‌ دين ‌خداي‌ عزوجل‌ را به‌ بازي‌ گرفتند و بر امر و نهي‌ وي‌ نيرنگ‌بازي‌ كردند، مسخشان ‌كرد، آنان‌ عبارت‌ بودند: «از اهالي‌ آن‌ شهري‌ كه‌ در كنار دريا بود» بيشتر مفسران ‌برآنند كه‌: مراد از آن، شهر «ايله» است‌ كه‌ در جوار خليج‌ عقبه‌ واقع‌ شده‌. امروزه‌ نيز خليج‌ «ايلات» معروف‌ است‌ و يهوديان‌ نام‌ قديمي‌ آن‌ را احيا كرده‌ وشهر مجاورش‌ را «ايلات» ناميده‌اند. به‌ قولي‌ديگر: آن‌ شهر، شهر «طبريه» بود. اعراب، شهر را قريه‌ مي‌نامند، به‌ اين‌ جهت، تعبير: ﴿‏ واَسْأَلْهُمْ عَنِ الْقَرْيَةِ﴾  گوياي‌ معني‌ است‌. «هنگامي‌ كه‌ تجاوز مي‌كردند» از حدود الهي‌ با شكار ماهي‌ «در روز شنبه» درحالي‌كه‌ در آن‌ روز از شكار ماهي‌ منع‌ شده‌ بودند «آن‌گاه‌ كه‌ روز شنبه ‌آنان» يعني‌: روزي‌ كه‌ آنان‌ به‌ تعظيم‌ روز شنبه‌ مشغول‌ مي‌شدند «ماهيهايشان ‌به‌طور آشكاري‌ بر روي‌ آب‌ مي‌ آمدند» به‌گونه‌اي‌ كه‌ در دسترس‌ و آماده‌ شكار بودند «و روزي‌ كه‌ شنبه‌ نمي‌داشتند» يعني‌: روزهاي‌ ديگر، غير از روز شنبه‌ «به‌سوي ‌آنان» ماهي‌اي‌ برروي‌ آب‌ «نمي‌آمد، اين‌گونه‌ ما آنان‌ را به‌سبب‌ آن‌كه‌ نافرماني ‌مي‌كردند، مي‌آزموديم» يعني‌: خداي‌ عزوجل‌ به‌سبب‌ ظهور نافرماني‌ در ميانشان، آنان‌ را مورد ابتلا و آزمايش‌ قرار داد و با دستور بزرگداشت‌ روز شنبه، ازشكاركردن‌ در آن‌ روز كه‌ سبب‌ حرمت‌شكني‌ آن‌ مي‌شد، نهي‌شان‌ كرد ولي‌ درعين‌ حال، براي‌ آزمايش‌ آنان‌ چنين‌ مقدر كرد كه‌ در آن‌ روز، ماهيان‌ بسياري‌ برسطح‌ آب‌ بيايند به‌طوري‌ كه‌ گرفتن‌ و شكاركردن‌ آنها بسيار سهل‌ و ساده‌ بود، اما در روزهاي‌ ديگر، ماهي‌ها اصلا به‌ سطح‌ دريا و بر روي‌ آب‌ نمي‌آمدند به‌طوري‌كه‌ به ‌سختي‌ قادر به‌ شكاركردن‌ آنها بودند.
آري‌! اين‌ فرمان‌ الهي، امتحاني‌ براي‌ آنان‌ بود كه‌ ميزان‌ توانايي‌شان‌ را بر شكيبايي‌ در برابر محرمات‌ الهي‌ نشان‌ مي‌داد پس‌ گروهي‌ از آنان‌ نتوانستند از شكار در اين‌ روز شكيبايي‌ كنند لذا براي‌ شكار در آن، حيله‌اي‌ انديشيدند ـ كه‌ تفصيل ‌آن‌ در سوره‌هاي‌ «بقره» و «نساء» گذشت‌.
 
سوره مدّثر آيه  54
‏متن آيه : ‏
‏ كَلَّا إِنَّهُ تَذْكِرَةٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏نه چنين است ( كه ايشان درباره قرآن مي‌انديشند ) ! قرآن سراپا پند و اندرز و ياد و يادآوري است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إِنَّهُ » : ضمير ( هُ ) به قرآن برمي‌گردد . « تَذْكِرَةٌ » : پند و اندرز . ياد و يادآوري .‏
 
سوره مدّثر آيه  55
‏متن آيه : ‏
‏ فَمَن شَاء ذَكَرَهُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏هركس بخواهد ، آن را ياد مي‌كند ( و مي‌خواند و بدانچه در آن است عمل مي‌كند ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« ذَكَرَهُ » : يادش مي‌كند . مي‌خواندش . بدان عمل مي‌كند .‏
 
سوره مدّثر آيه  56
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا يَذْكُرُونَ إِلَّا أَن يَشَاءَ اللَّهُ هُوَ أَهْلُ التَّقْوَى وَأَهْلُ الْمَغْفِرَةِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏امّا ( در عين حال پند گرفتن از آن ، جز به مشيّت و توفيق الهي نيست ) آنان اندرز نمي‌گيرند مگر اين كه خدا بخواهد . سزد كه از ( خشم ) خدا دوري جست ، و او را سزد كه آمرزگاري كند ( و بر ديگران ببخشايد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مَا يَذْكُرُونَ » : پند و اندرز نمي‌گيرند . يادآور نمي‌شوند . « أَهْلُ » : سزاوار . شايسته . « أَهْلُ الْمَغْفِرَةِ » : سزاوار آمرزگاري و گذشت است ، و غفار او است و بس .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:13144.xml">صفحة (577) (آیه 1)</a><a class="folder" href="w:html:13164.xml">صفحة (578) (آیه 20) </a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:13145.txt"> آيه  1</a><a class="text" href="w:text:13146.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:13147.txt"> آيه  3</a><a class="text" href="w:text:13148.txt">آيه  4</a><a class="text" href="w:text:13149.txt">آيه  5</a><a class="text" href="w:text:13150.txt">آيه  6</a><a class="text" href="w:text:13151.txt"> آيه  7</a><a class="text" href="w:text:13152.txt"> آيه  8</a><a class="text" href="w:text:13153.txt">آيه  9</a><a class="text" href="w:text:13154.txt"> آيه  10</a><a class="text" href="w:text:13155.txt">آيه  11</a><a class="text" href="w:text:13156.txt">آيه  12</a><a class="text" href="w:text:13157.txt">آيه  13</a><a class="text" href="w:text:13158.txt"> آيه  14</a><a class="text" href="w:text:13159.txt">آيه  15</a><a class="text" href="w:text:13160.txt">آيه  16</a><a class="text" href="w:text:13161.txt">آيه  17</a><a class="text" href="w:text:13162.txt">آيه  18</a><a class="text" href="w:text:13163.txt">آيه  19</a></body></html>سوره قيامة آيه  1
‏متن آيه : ‏
‏ لَا أُقْسِمُ بِيَوْمِ الْقِيَامَةِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏به روز قيامت سوگند !‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لآ أُقْسِمُ » :  ( نگا : واقعه‌ / 75 ، حاقّه‌ / 38 ، معارج‌ / 40 ) .‏
 
سوره قيامة آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و به نفس سرزنشگر سوگند !  ( كه پس از مرگ زنده مي‌گرديد و رستاخيز حق است ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« النَّفْسِ اللَّوَّامَةِ » : نفس ملامتگر . در قرآن مجيد از سه نفْس نام برده شده است : الف - نفس امّاره ، كه پيوسته انسان را به بديها و زشتيها فرا مي‌خواند ، و پلشتيها را براي او مي‌آرايد ( نگا : يوسف‌ / 53 ) ب - نفس لوّامه ، كه از آن به عنوان وجدان اخلاقي نيز ياد مي‌كنند ، نفس بيدار و آگاهي است كه هنوز در برابر گناه مصونيّت نيافته است و گاه‌گاهي لغزش پيدا مي‌كند و به دامان گناه مي‌افتد ، امّا هرچه زودتر به خود مي‌آيد و به مسير سعادت باز مي‌گردد و به ملامت و سرزنش آدمي مي‌پردازد و او را توبه مي‌دهد . ج - نفس مطمئنّه ، نفس تكامل يافته‌اي است كه نفس امّاره را رام خود كرده است و به مقام تقواي كامل و احساس مسؤوليّت رسيده است و به آساني لغزش براي او امكان پذير نيست ( نگا : فجر / 27 ) . به هر حال نفس لوّامه ، بعد از وقوع كار نيك يا بد ، بلافاصله دادگاهي در درون انسان تشكيل مي‌دهد و به عنوان قاضي و شاهد مُجري حكم ، به حساب و كتاب او مي‌رسد ( نگا : نمونه ) . يادآوري : جواب قسم محذوف است و از سياق آيات بعد ، مطالب روشن مي‌شود . يعني : سوگند به روز قيامت ، و به نفس ل