ريني كه از نقره‌اند .  ( خدمتكاران بهشتي ) آنها را درست به اندازه لازم پيموده‌اند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« قَوَارِيرَ مِن فِضَّةٍ . . . » : ظرفهاي بلوريني كه سيمين هستند ! در جهان ما چنين ظرفي مطلقاً وجود ندارد . يا اين كه مراد شفّافيّت بي‌حدّ ظروف است . « قَدَّرُوهَا » : خدمتكاران بهشتي آنها را به اندازه لازم و برابر ذوق و طبع و خواست بهشتيان تهيّه ديده‌اند و پيموده‌اند ( نگا : فرقان‌ / 2 ) .‏
 
سوره إنسان آيه  17
‏متن آيه : ‏
‏ وَيُسْقَوْنَ فِيهَا كَأْساً كَانَ مِزَاجُهَا زَنجَبِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏در آنجا از جامهاي شرابي بديشان مي‌دهند كه آميزه آن زنجبيل است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مِزَاجُهَا » :  ( نگا : انسان‌ / 5 ) . « زَنجَبِيلاً » : اسم گياهي است كه در مناطق گرمسير مي‌رويد . عربها زنجبيل را به خاطر نشاط‌آور و محرك و خوشبو بودن در شراب مي‌ريختند .‏
 
سوره إنسان آيه  18
‏متن آيه : ‏
‏ عَيْناً فِيهَا تُسَمَّى سَلْسَبِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( اين جامها پر مي‌شوند از ) چشمه‌اي كه در بهشت است و سلسبيل ناميده مي‌شود .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« عَيْناً » :  ( نگا : انسان‌ / 6 ) . « سَلْسَبِيلاً » : در لغت ، به معني آب روان و خوشگوار است . در اينجا اسم خاصّ است .‏
 
سوره إنسان آيه  19
‏متن آيه : ‏
‏ وَيَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَانٌ مُّخَلَّدُونَ إِذَا رَأَيْتَهُمْ حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤاً مَّنثُوراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏همواره نوجوانان جاودانه‌اي ميانشان مي‌گردند ( و به خدمتشان مي‌پردازند ) كه هرگاه ايشان را بنگري چنين مي‌انگاري كه مرواريد غلتانند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« وِلْدانٌ مُّخَلَّدُونَ » :  ( نگا : واقعه‌ / 17 ) . « مَنثُوراً » : پراكنده . « لؤْلُؤاً مَّنثُوراً » : مرواريد پراكنده . مرواريد غلتان . اشاره به زيبائي و درخشندگي و جذّابيّت غلامان خدمتگزار است .‏
 
سوره إنسان آيه  20
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيماً وَمُلْكاً كَبِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏هنگامي كه بنگري ، در آنجا نعمت فراواني و سرزمين فراخي و پادشاهي بزرگي را خواهي ديد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« ثَمَّ » : آنجا . مراد بهشت است . « مُلْكاً كَبِيراً » : سرزمين بزرگ و وسيع . مملكت فراخ . پادشاهي و سلطنت عظيم ( نگا : تفسير كبير ) .‏
 
سوره إنسان آيه  21
‏متن آيه : ‏
‏ عَالِيَهُمْ ثِيَابُ سُندُسٍ خُضْرٌ وَإِسْتَبْرَقٌ وَحُلُّوا أَسَاوِرَ مِن فِضَّةٍ وَسَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَاباً طَهُوراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏بر تن ايشان ، لباسهاي ابريشم نازك سبز و ديباي ضخيم است ، و با دستبندها و النگوهاي سيمين ، زيب و زينت شده‌اند ، و پروردگارشان بديشان شراب پاك مي‌نوشاند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« عَالِيَهُمْ » : بر اندام ايشان است . به تن ايشان است . واژه عالي ، حال ضمير ( هم ) در ( عَلَيْهِم ) ، يا مفعول‌فيه است ، هرچند كه در قالب اسم فاعل است . مثل :  ( خارج ، داخل ، باطن ، ظاهر ) . مي‌توان گفت : جَلَسْتُ خَارِجَ الدَّارِ . « سُندُسٍ . . . إِسْتَبْرَقٌ » :  ( نگا : كهف‌ / 31 ، دخان‌ / 53 ) . « حُلُّوا » : آراسته گشته‌اند . زينت شده‌اند . فعل ماضي مجهول از مصدر تحليه است . « أَسَاوِرَ » :  ( نگا : كهف‌ / 31 ، حجّ‌ / 23 ، فاطر / 33 ) . « طَهُوراً » : بسيار پاك و پاكيزه ( نگا : فرقان‌ / 48 ) . اين شراب عالي‌ترين نوع شراب بوده و غير از شراب مذكور در آيات پنجم و هفدهم است .‏
 
آيه  169
‏متن آيه : ‏
‏ فَخَلَفَ مِن بَعْدِهِمْ خَلْفٌ وَرِثُواْ الْكِتَابَ يَأْخُذُونَ عَرَضَ هَذَا الأدْنَى وَيَقُولُونَ سَيُغْفَرُ لَنَا وَإِن يَأْتِهِمْ عَرَضٌ مِّثْلُهُ يَأْخُذُوهُ أَلَمْ يُؤْخَذْ عَلَيْهِم مِّيثَاقُ الْكِتَابِ أَن لاَّ يِقُولُواْ عَلَى اللّهِ إِلاَّ الْحَقَّ وَدَرَسُواْ مَا فِيهِ وَالدَّارُ الآخِرَةُ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آن‌گاه‌ بعد از آنان، جانشيناني‌ بد از پي‌ آمدند» يعني‌: نسلي‌ كه‌ جانشين‌ آن‌ گروه ‌صالح‌ شده‌ و بعد از آنان‌ به‌ عرصه‌ وجود آمدند، مردماني‌ ناشايست‌ بودند. خلف‌: به‌ سكون‌ لام، بر جانشين‌ صالح‌ و بد هردو اطلاق‌ مي‌شود، اما «خلف» به‌ فتح ‌لام، فقط بر جانشين‌ صالح‌ اطلاق‌ مي‌شود «و» اين‌ جانشينان‌ بد «وارث‌ كتاب‌ شدند» يعني‌: تورات‌ را از اسلاف‌شان‌ به‌ ميراث‌ بردند و هرچند آن‌ را مي‌خواندند ولي‌ بدان‌ عمل‌ نمي‌كردند، به‌ همين‌ جهت‌ است‌ «كه‌ متاع‌ اين‌ دنياي‌ پست‌ را اختيار مي‌كنند» يعني‌: به‌سوي‌ منافع‌ آن‌ مي‌شتابند؛ با گرفتن‌ رشوت‌ و مال‌ حرام‌ در مقابل‌ تحريف‌ كلمات‌ خدا(ج) ، رسمي‌ساختن‌ باور سهل‌انگارانه‌ در عمل‌ به‌ احكام ‌تورات‌ و كتمان‌ آيات‌ آن‌ «و مي‌گويند: آمرزيده‌ خواهيم‌ شد» يعني‌: به‌ بهانه‌ اين‌كه‌ شامل‌ مغفرت‌ الهي‌ قرار خواهند گرفت، در گناهان‌ مي‌لولند و با آن‌كه‌ در گمراهي‌درازدست‌ و جسورند، از سر غفلت‌ و سماجت‌ مي‌گويند: بر ما باكي‌ نيست، هرچه ‌بكنيم، خداوند آمرزنده‌ است‌.
قرطبي‌ مي‌گويد: «اين‌ وصفي‌ كه‌ خداي‌ سبحان‌ يهوديان‌ را بر آن‌ نكوهش‌ كرده، هم‌اكنون‌ در ميان‌ ما مسلمانان‌ موجود است‌. آن‌گاه‌ روايتي‌ از معاذ بن‌ جبل‌(رض)  را نقل‌ مي‌كند كه‌ فرمود: «به‌ زودي‌ قرآن‌ در سينه‌ گروههايي‌ از مردم‌ چنان‌ كهنه‌ خواهد شد كه‌ جامه‌ كهنه‌ مي‌شود، آن‌ را مي‌خوانند ولي‌ از آن‌ لذت‌ و بهره‌اي‌ نمي‌برند، پوست‌ ميشان‌ را بر دل‌ گرگان‌ مي‌پوشانند، اعمالشان‌ همه‌ از روي ‌طمع‌ است‌ و با خوف‌ الهي‌ آميخته‌ نيست، اگر در عمل‌ كوتاهي‌ ورزند؛ مي‌گويند: باز كامل‌ مي‌كنيم‌! و اگر بدي‌ كنند؛ مي‌گويند: به‌ زودي‌ بر ما آمرزيده‌ مي‌شود زيرا ما به‌ خداوند چيزي‌ را شريك‌ نمي‌آوريم‌!». «و اگر متاعي‌ مانند آن‌ بديشان‌ برسد، باز آن‌ را مي‌ستانند» و باز هم‌ مغفرت‌ الهي‌ را بهانه‌ و تكيه‌گاه‌ جنايت‌ خود قرار مي‌دهند و اين‌گونه‌ است‌ كه‌ پيوسته، باري‌ بعد از بار ديگر، مرتكب‌ جنايت ‌مي‌شوند و هر بار هم‌ به‌ مغفرت‌ الهي‌ استناد مي‌كنند.
سدي‌ مي‌گويد: «بني‌اسرئيل‌ هيچ‌ قاضي‌اي‌ را به‌ كار قضاوت‌ برنمي‌گماشتند، مگر اين‌كه‌ رشوه‌ مي‌گرفت‌ پس‌ اگر از او مي‌پرسيدند: چرا رشوه‌ مي‌خوري‌؟ مي‌گفت‌: بر من‌ آمرزيده‌ مي‌شود! پس‌ بر او ايراد مي‌گرفتند و طعن‌ مي‌زدند، اما اگر او مي‌مرد يا بركنار مي‌شد و شخصي‌ از آنان‌ كه‌ بر او طعن‌ زده‌بود، به‌ جايش‌منصوب‌ مي‌گشت، باز خود او هم‌ رشوه‌ مي‌گرفت‌ پس‌ مراد خداوند متعال‌ ازعبارت‌: (و اگر متاعي‌ مانند آن‌ بديشان‌ برسد، باز آن‌ را مي‌ستانند)، همين‌است». آنها غافل‌ از آنند كه‌ اصرار بر گناه‌ و به‌ ازاء آن، استناد به‌ مغفرت‌ الهي، پايه‌ و مبنايي‌ ندارد چراكه‌: «آيا از آنان‌ در كتاب» آسما