
‏« رَسُولُ » : علّت اين كه به صورت مفرد آمده است نه به صورت مثنّي‌ ؛ يعني ( رَسُولا ) ، اين است ( رَسُول ) مصدر و به معني ( رِسالَة ) است و به عنوان مفرد و مثنّي و جمع و مؤنّث و مذكّر ذكر مي‌شود . مانند : لَقَدْ كَذَبَ الْواشُونَ ما فُهْتُ عِنْدَهُمْ  بِسِرٍّ وَ لا أَرْسَلْتُهُمْ بِرَسُولٍ همچنين ( رسول ) معني جمع نيز دارد . مانند : ضَيف و طِفل در : هؤُلآءِ ضَيْفي ( حجر / 68 ) ، ثُمَّ نُخْرِجُكُمْ طِفْلاً ( حجّ‌ / 5 ) .‏
 
سوره شعراء آيه  17
‏متن آيه : ‏
‏ أَنْ أَرْسِلْ مَعَنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( پروردگار جهانيان به تو دستور مي‌دهد ) اين كه بني‌اسرائيل را ( آزاد از زنجير اسارت و بردگي كني و ) با ما همراه سازي ( تا به سرزمين مقدّس ، يعني فلسطين برويم ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَرْسِلْ مَعَنَا » : مراد جلوگيري نكردن و آزاد گذاشتن است تا اين كه بتوانند بيايند و با موسي و هارون راهي فلسطين شوند .‏
 
سوره شعراء آيه  18
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ أَلَمْ نُرَبِّكَ فِينَا وَلِيداً وَلَبِثْتَ فِينَا مِنْ عُمُرِكَ سِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( فرعون ) گفت : آيا ما تو را در كودكي ميان خود ( در دامان مهر و در آغوش لطف خويش ) نپرورده‌ايم‌ ؟ ! و آيا سالهاي متمادي از عمرت در بين ما ماندگار نبوده‌اي ( و از رعايت و حفاظت و نان و نمك ما برخوردار نگشته‌اي‌ ؟ ! ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« قالَ . . . » : سخن فرعون جنبه ريشخند را دارد . « وَلِيداً » : طفل . كودك . فعيل به معني مفعول ، و حال است . « لَبِثْتَ » : مانده‌اي .‏
 
سوره شعراء آيه  19
‏متن آيه : ‏
‏ وَفَعَلْتَ فَعْلَتَكَ الَّتِي فَعَلْتَ وَأَنتَ مِنَ الْكَافِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و آن كاري را كرده‌اي كه كرده‌اي و ( مرتكب قتل يكي از طرفداران ما شده‌اي . و از اينها گذشته ، تو اينك ) كفران نعمتهاي ما مي‌كني ( و حق نان و نمك ما را فراموش مي‌نمائي ، و با ادّعاي پيغمبري پرورگار جهان ، الوهيّت ما را ناديده مي‌گيري ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« فَعْلَتَكَ » : كاري كه كرده‌اي . اشاره به قتل مرد قبطي است ( نگا : قصص‌ / 15 ) . « الْكَافِرِينَ » : افراد ناسپاس . كفران نعمت كنندگان .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:10260.txt"> آيه  20</a><a class="text" href="w:text:10261.txt"> آيه  21</a><a class="text" href="w:text:10262.txt">آيه  22</a><a class="text" href="w:text:10263.txt"> آيه  23</a><a class="text" href="w:text:10264.txt">آيه  24</a><a class="text" href="w:text:10265.txt">آيه  25</a><a class="text" href="w:text:10266.txt">آيه  26</a><a class="text" href="w:text:10267.txt">آيه  27</a><a class="text" href="w:text:10268.txt">آيه  28</a><a class="text" href="w:text:10269.txt">آيه  29</a><a class="text" href="w:text:10270.txt">آيه  30</a><a class="text" href="w:text:10271.txt">آيه  31</a><a class="text" href="w:text:10272.txt">آيه  32</a><a class="text" href="w:text:10273.txt">آيه  33</a><a class="text" href="w:text:10274.txt">آيه  34</a><a class="text" href="w:text:10275.txt">آيه  35</a><a class="text" href="w:text:10276.txt">آيه  36</a><a class="text" href="w:text:10277.txt">آيه  37</a><a class="text" href="w:text:10278.txt">آيه  38</a><a class="text" href="w:text:10279.txt">آيه  39</a></body></html>آيه  76
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأَى كَوْكَباً قَالَ هَذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لا أُحِبُّ الآفِلِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ چون‌ شب‌ بر او پرده‌ افگند» يعني: او را با تاريكي‌ خويش‌ پوشاند «او ستاره‌اي‌ را ديد» نقل‌ است‌ كه‌ ابراهيم‌(ع) ستاره‌ مشتري‌، يا زهره‌ را ديد «گفت: اين ‌پروردگار من‌ است‌» درباره‌ اين‌ سخن‌ ابراهيم‌(ع) و ساير سخنان‌ وي‌ در اين‌باب‌ ـ كه‌ در دو آيه‌ بعدي‌ مي‌آيد ـ ميان‌ مفسران‌ دو نظر وجود دارد؛ يك‌ نظر اين‌است‌ كه: ابراهيم‌(ع) اين‌ سخنان‌ را هنگامي‌ گفت‌ كه‌ در دوره‌ طفوليت‌ خويش‌به‌سر مي‌برد و داراي‌ بينش‌ آنچنان‌ عميقي‌ نبود. نظر دوم‌ اين‌ است‌ كه: او اين‌ سخنان‌ را در مقام‌ مناظره‌ و به‌مثابه‌ حكايت‌ از حال‌ و اعتقادات‌ آن‌ بت‌پرستان‌ مي‌گفت‌ تا آنان‌ را در حجت‌ ملزم‌ گرداند پس‌ هدفش‌ از طرح‌ اين‌ سخنان‌، اقامه ‌حجت‌ عليه‌ قومش‌ بود، نه‌ اين‌ كه‌ به‌ آنها باور داشته‌ باشد. ابن‌كثير اين‌ قول‌ را كه‌سخنان‌ ابراهيم‌(ع) در اين‌ باب‌، در مقام‌ مناظره‌ بود، نه‌ از روي‌ تأمل‌ و قناعت‌دروني‌ وي‌؛ ترجيح‌ داده‌ است‌ «پس‌ چون‌ افول‌ كرد» يعني: چون‌ آن‌ ستاره‌ غروب‌ كرد «گفت‌» ابراهيم‌(ع): بي‌گمان‌ آنچه‌ غروب‌ كند، خدا نيست‌ زيرا خدا؛ زنده‌، پاينده‌ و تدبيركننده‌ امور آسمانها و زمين‌ مي‌باشد پس‌ «من‌ افول‌كنندگان‌ را» يعني: خداياني‌ را كه‌ غروب‌ مي‌كنند «دوست‌ ندارم‌».
 
	سوره شعراء آيه  20
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ فَعَلْتُهَا إِذاً وَأَنَا مِنَ الضَّالِّينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( موسي ) گفت : من در حين انجام اين كار ( نمي‌دانستم مشتي كه براي تأديب و تنبيه به قبطي مي‌زنم ، منتهي به قتل مي‌گردد ، و ) از سرگشتگان ( و بيخبراني ) بودم ( كه اطّلاع ندارند ضربه مشت هم گاهي منجر به قتل مي‌شود ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إِذاً » : آن زمان كه . « الضَّآلِّينَ » : گمراهان . در اينجا مراد جاهلين ، بيخبران و غافلان از عواقب موقعيّت است .‏
 
سوره شعراء آيه  21
‏متن آيه : ‏
‏ فَفَرَرْتُ مِنكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ فَوَهَبَ لِي رَبِّي حُكْماً وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُرْسَلِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏پس من از دست شما گريختم وقتي كه از شما ترسيدم ( كه در برابر اين قتل غيرعمد مرا بكشيد ) و خداوند به من علم و دانش بخشيد ( تا در پرتو آن چيزها را درست ببينم و كارها را صحيح و بجا انجام دهم ) و مرا از زمره پيغمبران كرد ( تا بندگان خدا را به سوي نجات از عذاب فرا خوانم ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« حُكْماً » : دانش و آگهي . حكمت ، كه هر كاري در پرتو آن بجا و به موقع انجام مي‌پذيرد ( نگا : انعام‌ / 89 ) .‏
 
سوره شعراء آيه  22
‏متن آيه : ‏
‏ وَتِلْكَ نِعْمَةٌ تَمُنُّهَا عَلَيَّ أَنْ عَبَّدتَّ بَنِي إِسْرَائِيلَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آيا اين منّتي است كه تو بر من ميگذاري اين كه بني‌اسرائيل را بنده و برده خود ساخته‌اي‌ ؟ !‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« وَ تِلْكَ نِعمَةٌ . . . » : در اين جمله ، حرف استفهام انكاري مقدّر است كه مفيد نفي است . اصل آن چنين است : وَ هَلْ تِلْكَ نِعْمَةٌ . . . ؟ ! آيا نعمت است كه‌ ؟ !  « أَنْ عَبَّدْتَ . . . » : حرف ( أَنْ ) تفسيريّه است ، و مطالب مابعد آن ، تفسير مطالب ماقبل آن است ( نگا : يونس‌ / 2 ) . « عَبَّدْتَ » : برده و بنده كرده‌اي .‏
 
سوره شعراء آيه  23
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ فِرْعَوْنُ وَمَا رَبُّ الْعَالَمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏فرعون گفت : پروردگار جهانيان كيست ( كه اين همه از او صحبت مي‌كني و خويشتن را فرستاده او مي‌داني‌ ؟ ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مَا رَبُّ الْعَالَمِينَ » : گمان مي‌رود فرعون اين سخن را براي تجاهل و تحقير مطرح كرده باشد .‏
 
سوره شعراء آيه  24
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا إن كُنتُم مُّوقِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( موسي ) گفت 