ا عِندَ رَبِّي لاَ يُجَلِّيهَا لِوَقْتِهَا إِلاَّ هُوَ ثَقُلَتْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ لاَ تَأْتِيكُمْ إِلاَّ بَغْتَةً يَسْأَلُونَكَ كَأَنَّكَ حَفِيٌّ عَنْهَا قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ اللّهِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه :
 ‏«از تو سؤال‌ مي‌كنند» سؤال‌كنندگان‌ كه‌ يهوديانند و به‌ قولي‌: قريش‌اند «درباره‌ ساعت» يعني‌: در باره‌ قيامت‌. قيامت‌ را (ساعت‌) ناميد زيرا به‌ طور ناگهاني‌ روي ‌مي‌دهد. يا اين‌كه‌ قيامت‌ با وجود فاصله‌ زماني‌ خود، در نزد خداي‌ عزوجل‌ همچون‌ ساعتي‌ از ساعات‌ در نزد خلق‌ وي‌ است‌. آري‌! از تو مي‌پرسند: «كه ‌استقرار آن‌ چه‌ وقت‌ است‌؟» يعني‌: خداوند(ج)  چه‌ وقت‌ قيامت‌ را برپا مي‌كند؟ مرساها: لنگرگاه‌ آن‌ چنان‌كه‌ كشتي‌اي‌ كه‌ از آن‌ سوي‌ دريا مي‌آيد، در كنار ساحل ‌لنگر مي‌اندازد «بگو: علم‌ آن، تنها نزد پروردگار من‌ است» و جز او كسي‌ ديگر آن‌را نمي‌داند پس‌ باري‌ تعالي‌ نه‌ وقت‌ آن‌ را به‌ فرشته‌ مقربي‌ خبر داده‌ و نه‌ به‌ پيامبري‌. حكمت‌ در پنهان‌ نگه‌داشتن‌ وقت‌ قيامت‌ اين‌ است‌ كه‌: پنهان‌ نگه‌ داشتن‌ وقت‌ آن، بر طاعت‌ خداي‌ عزوجل‌ برانگيزاننده‌تر و بر بازداشتن‌ از گناه، هشداردهنده‌تر است‌ چنان‌كه‌ حق‌ تعالي‌ وقت‌ مرگ‌ را نيز به‌ همين‌ دليل‌ پنهان‌ نگه ‌داشته‌ است‌ «جز اوهيچ‌ كس‌ آن‌ را به‌ موقع‌ خود آشكار نمي‌گرداند» يعني‌: جز خداي‌ سبحان‌ كسي‌ ديگر آن‌ را پديد نياورده‌ و پرده‌ غيب‌ را از برابر آن‌ كنار نمي‌زند «بر آسمانها و زمين‌ گران‌ است» يعني‌: آسمانها و زمين‌ به‌ دليل‌ بزرگي‌ حادثه‌ قيامت‌ تاب‌ و توان‌ تحمل‌آن‌ را ندارند زيرا در هنگام‌ اين‌ رخداد، آسمان‌ شگافته‌ شده، ستارگان‌ تار و مار مي‌شوند و درياها مي‌خشكند. يا معني‌ اين‌ است‌: فرشتگان‌ و جن‌ و انس، همه‌ در آرزوي‌ آن‌ هستند كه‌ وقت‌ آن‌ را بدانند و پنهان ‌بودن‌ اين‌ امر بر آنان‌ گران‌ وسنگين‌ است‌ «جز ناگهان‌ به‌ شما نمي‌رسد» يعني‌: درحالي‌ به‌شما مي‌رسد كه ‌شمارا غافلگير مي‌كند و شما از بيم‌ وقوع‌ آن‌ ايمن‌ايد.
در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «بي‌گمان‌ قيامت‌ مردم‌ را هيجان‌ زده‌ و سراسيمه ‌مي‌سازد زيرا درحالي‌ فرا مي‌رسد كه‌ شخصي‌ حوضش‌ را مرمت‌ مي‌كند، ديگري ‌چهارپايانش‌ را آب‌ مي‌دهد، آن‌ ديگر كالايش‌ را در بازار به‌ نمايش‌ مي‌گذارد و ترازويش‌ را بالا و پايين‌ مي‌برد...».
«از تو مي‌پرسند چنان‌كه‌ گويا تو از آن‌ آگاهي» يعني‌: چنان‌كه‌ گويي‌ تو از زمان ‌وقوع‌ آن‌ آگاهي‌. يا چنان‌كه‌ گويي‌ تو از آن‌ كاوش ‌كرده‌ و درباره‌ آن‌ بسيار پرس‌وجو مي‌كني‌؛ «بگو: جز اين‌ نيست‌ كه‌ علم‌ آن‌ تنها نزد خداست‌ ولي‌ بيشتر مردم ‌نمي‌دانند» كه‌ علم‌ قيامت‌ مخصوص‌ خداوند(ج)  است‌.
گفتني‌ است‌؛ كليدهاي‌ غيب‌ كه‌ جز خداي‌ عزوجل‌ كسي‌ آنها را نمي‌داند، پنج‌ چيز است‌ و يكي‌ از آنها وقت‌ برپايي‌ قيامت‌ مي‌باشد.[12]
 
[12] نگاه‌ كنيد به‌ ( انعام/‌59) .
سوره تكوير آيه  4

‏متن آيه : ‏

‏ وَإِذَا الْعِشَارُ عُطِّلَتْ ‏

 

‏ترجمه : ‏

‏و هنگامي كه ( با ارزش‌ترين اموال ، از جمله ) شتران آبستني كه ده ماه از حمل آنها گذشته است به دست فراموشي سپرده مي‌شوند .‏

 

‏توضيحات : ‏

‏« الْعِشَارُ » : جمع عُشَراء ، شتراني كه ده ماه از آبستني آنها گذشته است و نفيس‌ترين چيز در پيش عربها بودند . شتران آبستني كه دو ماه براي وضع حمل آنها مانده باشد ( نگا : المصحف الميسّر ) . « عُطِّلَتْ » : به حال خود رها شدند . آيه براي تمثيل است . يعني اگر به فرض ، مردمان در اين هنگام شتراني بدين صفت هم داشته باشند ، آنها را رها مي‌سازند .‏

 

سوره تكوير آيه  5

‏متن آيه : ‏

‏ وَإِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ ‏

 

‏ترجمه : ‏

‏و هنگامي كه ددان و جانداران گرد آورده مي‌شوند ( و خوي درندگي و رمندگي را از ترس فراموش مي‌كنند ، و براي كاستن از وحشت در كنار هم قرار مي‌گيرند و به هم مي‌آميزند ) .‏

 

‏توضيحات : ‏

‏« حُشِرَتْ » : گردآورده شدند . هلاك گشتند ( نگا : معجم‌الفاظ القرآن الكريم ) .‏

 

سوره تكوير آيه  6

‏متن آيه : ‏

‏ وَإِذَا الْبِحَارُ سُجِّرَتْ ‏

 

‏ترجمه : ‏

‏و هنگامي كه درياها سراسر برافروخته مي‌گردند ( و گدازه‌ها و گازهاي درون زمين طوفانهاي آتشين و انفجارهاي هولناكي پديد مي‌آورند ) .‏

 

‏توضيحات : ‏

‏« سُجِّرَتْ » : سراسر آتش گرديد . فروزان و برافروخته شد .‏

 


سوره تكوير آيه  7

‏متن آيه : ‏

‏ وَإِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ ‏

 

‏ترجمه : ‏

‏و هنگامي كه دوباره جانها به پيكرها درآورده مي‌شوند و جفت يكديگر مي‌گردند .‏

 

‏توضيحات : ‏

‏« النُّفُوسُ » : جمع نَفْس ، جانها و روانها . « زُوِّجَتْ » : جفت اصل خود گردانده شد ، و به منشأ خويش ، يعني بدن درآورده شد . اين آيه بيانگر اين مطلب است كه پس از مرگِ انسانها ، جانها از پيكرها جدا مي‌گردند و به گونه مستقلّي بسر مي‌برند ، و پيكرها به خاكها تبديل و جذب عناصر ديگر مي‌شوند و شكلها و صورتهاي تركيبي جديدي را پيدا مي‌كنند ، با نفخه دوم صور و به فرمان ربّ غفور ، بار ديگر روانها وارد كالبدهاي خود مي‌گردند ، و چشم به جهان نو مي‌گشايند و تا ابد به گونه شگفتي زندگي مي‌نمايند .‏

 

سوره تكوير آيه  8

‏متن آيه : ‏

‏ وَإِذَا الْمَوْؤُودَةُ سُئِلَتْ ‏

 

‏ترجمه : ‏

‏و هنگامي كه از دختر زنده‌بگور پرسيده مي‌شود .‏

 

‏توضيحات : ‏

‏« الْمَوْءُودَةُ » : دختر زنده بگور . برخي از عربها در دوره جاهلي ، دختران خود را به دلائلي زنده بگور مي‌كردند ، از جمله : از ترس فقر و تنگدستي ، و خوف از ننگ و عار زنا ، و هراس از اسارت دختران در جنگها و به صورت كنيز درآمدن ايشان . امّا دختر زنده بگور مي‌تواند نماد مظلوميّت بوده و گفت :  « هر موجود زنده و مستعدّي كه ظالمانه نابود شود ، و هر استعداد زنده‌اي كه خفه گردد و هر حقي كه از ميان برود ، موءودة است و از آن سؤال و بازخواست مي‌شود »  ( نگا : پرتوي از قرآن ) .‏

 
سوره تكوير آيه  9

‏متن آيه : ‏

‏ بِأَيِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ ‏

 

‏ترجمه : ‏

‏به سبب كدامين گناه كشته شده است‌ ؟‏

 

‏توضيحات : ‏

‏« بِأَيِّ ذَنبٍ . . . » : نكته قابل توجّه اين است كه قرآن نمي‌گويد از قاتلان بازخواست مي‌شود ، بلكه مي‌گويد از چنين كودكان معصوم و مظلوم پرسش مي‌شود . گوئي قاتلان ارزش بازپرسي را ندارند .‏

 

سوره تكوير آيه  10

‏متن آيه : ‏

‏ وَإِذَا الصُّحُفُ نُشِرَتْ ‏

 

‏ترجمه : ‏

‏و هنگامي كه نامه‌هاي اعمال پخش و گشوده مي‌شود .‏

 

‏توضيحات : ‏

‏« الصُحُفُ » : نامه‌هاي اعمال . « نُشِرَتْ » : پخش شد در ميان مردمان . گشوده و باز گرديد و بدانها نگريسته شد ( نگا : شربيني ، 