كَاءكُمْ ثُمَّ كِيدُونِ فَلاَ تُنظِرُونِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
آن‌گاه، همانندي‌ كامل‌ بتان‌ با انسانها را نفي‌ نموده‌ مي‌فرمايد: «آيا بتان‌ پاهايي ‌دارند كه‌ با آن‌ راه‌ بروند؟» يعني‌: اين‌ بتاني‌ كه‌ شما آنها را در پرستش، شركاي ‌خداي‌ سبحان‌ قرار داه‌ايد، چيزي‌ از وسايل‌ و ابزارهايي‌ را كه‌ شما داريد، ازجمله، ابزار راه‌ رفتن‌ را در اختيار ندارند «يا دستهايي‌ دارند كه‌ با آن‌ كاري‌ انجام ‌دهند؟» يبطشون‌ بها: به‌ وسيله‌ آن‌ چيزي‌ را بگيرند، يا به‌ وسيله‌ آن‌ بزنند «يا چشمهايي‌ دارند كه‌ با آن‌ ببينند، يا گوشهايي‌ دارند كه‌ با آن‌ بشنوند» همانند شما؟ قطعا چنين‌ نيست‌ پس‌ چگونه‌ چيزهايي‌ را كه‌ اين‌ همه‌ ناتوان‌ و بي‌آلت‌ و ابزار و تا اين ‌حد عاجز و بيچاره‌ هستند، به‌ خدايي‌ مي‌خوانيد؟ بطش‌: گرفتن‌ به‌ قوت‌ است ‌«بگو: شريكان‌ خود را بخوانيد» اي‌ مشركان‌! «سپس‌ در باره‌ من‌ حيله‌ به‌كاربريد» يعني‌: اگر شما و آنان‌ بر چيزي‌ از نيرنگ‌ و توطئه‌ عليه‌ من‌ توانا هستيد، به‌ اتفاق‌ هم‌؛ هر كيد و نيرنگ‌ و بدانديشي‌اي‌ كه‌ داريد، در باره‌ من‌ روا داريد و هيچ ‌كوتاهي‌ نكنيد «و مرا مهلت‌ ندهيد» يعني‌: در فرود آوردن‌ آسيب‌ و زيان‌ به‌ من، هيچ‌ تأخيري‌ روا نداريد. بدين‌گونه، خداي‌ متعال‌ پيامبرش‌ را مأمور مبارزه‌طلبي‌ با آنان‌ كرد تا عجز و ناتواني‌ خدايان‌ باطل‌شان‌ را در انجام‌ كارها، برآنان‌ آشكار گرداند.
ابن‌كثير روايت‌ مي‌كند: «معاذبن‌عمروبن‌جموح‌ و معاذبن‌جبل‌ دو نوجوان‌ بودند كه‌ با هجرت‌ رسول‌ خداص به‌ مدينه‌ مسلمان‌ شدند، آن‌ دو نوجوان‌ غيور مسلمان، شبانگاه‌ بر بتان‌ مشركان‌ هجوم‌ برده‌ آنها را مي‌شكستند و خرد و ريز نموده‌ و از آنها براي‌ بيوه‌زنان، هيزم‌ درست‌ مي‌كردند تا قومشان‌ از اين‌ امر عبرت ‌بگيرند و به‌ ماهيت‌ بي‌جان‌ و بي‌ارزش‌ بتان‌ پي ‌ببرند. از قضا كه‌ عمروبن‌جموح‌ پدرمعاذبن‌جبل‌ كه‌ رئيس‌ قومش‌ نيز بود، بتي‌ داشت‌ كه‌ آن‌ را مي‌آراست‌ و معطر مي‌كرد و مي‌پرستيد پس‌ آن‌ دو شبانگاه‌ مي‌آمدند و بت‌ وي‌ را بر سرش‌ واژگون‌ كرده‌ آن‌ را به‌ پليدي‌ها مي‌آغشتند. عمروبن‌حجوح‌ كه‌ به خانه‌ مي‌آمد و بت‌ خويش‌ را بر اين‌ وضع‌ مي‌ديد، از اين‌ وضع‌ ناراحت‌ شده‌ آن‌ را مي‌شست‌ و خوشبو مي‌ساخت‌ و نزد آن‌ شمشيري‌ نهاده‌ خطاب‌ به‌ آن‌ مي‌گفت‌: از خودت ‌دفاع‌ كن‌! اما آن‌ دو نوجوان، بازهم‌ اين‌ كار را با آن‌ بت‌ تكرار مي‌كردند و او نيز مجددا آن‌ بت‌ را مي‌شست‌ و مي‌آراست‌. تا اين‌كه‌ سرانجام، آنها بتش‌ را گرفته‌ و آن‌ را با سگ‌ مرده‌اي‌ به ‌هم‌ بستند و آن‌ دو را بر ريسمان‌ چاهي‌ كه‌ در آن‌ نزديكي ‌بود، آويختند. چون‌ عمرو آمد و اين‌ منظره‌ را ديد، تأملي‌ كرد، آن‌گاه‌ به‌ خودآمد و متوجه‌ شد كه‌ دين‌ وي، دين‌ باطل‌ و بي‌بنيادي‌ بوده‌ است‌ پس‌ گفت‌: 
تالله‌ لو كنت‌ إلها مستدن ‌لم‌ تك‌ والكلب‌ جميعا في‌قرن‌
به‌ خدا سوگند؛ اگر تو خدايي‌ سزاوار پرستش‌ بودي‌؛
اين‌گونه‌ با سگ‌ مرده‌ هم‌ آغوش‌ نمي‌شدي‌.
سپس‌ اسلام‌ آورد و مؤمني‌ نيكو شد و در روز احد به‌ فيض‌ شهادت‌ نايل ‌گشت‌ ـ كه‌ خداوند(ج)  از او راضي‌ باد!
 
سوره انشقاق آيه  7

‏متن آيه : ‏

‏ فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ ‏

 

‏ترجمه : ‏

‏در آن وقت ، هركس نامه اعمالش به دست راستش داده شود .‏

 

‏توضيحات : ‏

‏« كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ » :  ( نگا : اسراء / 71 ، حاقّه‌ / 19 ) .‏

 
سوره انشقاق آيه  8

‏متن آيه : ‏

‏ فَسَوْفَ يُحَاسَبُ حِسَاباً يَسِيراً ‏

 

‏ترجمه : ‏

‏با او حساب ساده و آساني خواهد شد .‏

 

‏توضيحات : ‏

‏« سَوْفَ يُحَاسَبُ » : محاسبه و رسيدگي خواهد شد .‏

 
سوره انشقاق آيه  9

‏متن آيه : ‏

‏ وَيَنقَلِبُ إِلَى أَهْلِهِ مَسْرُوراً ‏

 

‏ترجمه : ‏

‏و خرّم و شادان به سوي كسان و خويشان مؤمن خود برمي‌گردد .‏

 

‏توضيحات : ‏

‏« أَهْلِهِ » : خويشان و كسان او . مراد مؤمنان است .‏

 


سوره انشقاق آيه  10

‏متن آيه : ‏

‏ وَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ وَرَاء ظَهْرِهِ ‏

 

‏ترجمه : ‏

‏و امّا كسي كه از پشت سر نامه اعمالش بدو داده شود .‏

 

‏توضيحات : ‏

‏« وَرَآءَ ظَهْرِهِ » : پشت سرش . اشخاص كافر و گناهكار نامه اعمال خود را از پشت سر و با دست چپ دريافت مي‌دارند . چنين كاري بيانگر بيزاري ايشان از اين نامه شوم و پرونده بدشگون است ( نگا : حاقّه‌ / 25 ) .‏

 

سوره انشقاق آيه  11

‏متن آيه : ‏

‏ فَسَوْفَ يَدْعُو ثُبُوراً ‏

 

‏ترجمه : ‏

‏مرگ را فرياد خواهد داشت و هلاك خود را خواهد طلبيد .‏

 

‏توضيحات : ‏

‏« يَدْعُو » : فرياد مي‌دارد . مي‌طلبد . الف زائدي در رسم‌الخطّ قرآني در آخر دارد . « ثُبُوراً » : هلاك و نابودي ( نگا : فرقان‌ / 13 و 14 ) .‏

 


سوره انشقاق آيه  12

‏متن آيه : ‏

‏ وَيَصْلَى سَعِيراً ‏

 

‏ترجمه : ‏

‏و به آتش سوزان دوزخ در خواهد آمد و خواهد سوخت .‏

 

‏توضيحات : ‏

‏« يَصْلي‌ » : به آتش وارد مي‌گردد و بدان مي‌سوزد ( نگا : نساء / 10 ، ابراهيم‌ / 29 ، اسراء / 189 ) . « سَعِيراً » : آتش سوزان و شعله‌ور . دوزخ .‏

 

سوره انشقاق آيه  13

‏متن آيه : ‏

‏ إِنَّهُ كَانَ فِي أَهْلِهِ مَسْرُوراً ‏

 

‏ترجمه : ‏

‏اين بدان خاطر است كه در ميان خانواده و كسان خود ( در جهان ، سرمست از شهوات و لذائذ حيواني ، و ) مسرور ( از كفر و گناه خويش ) بوده است .‏

 

‏توضيحات : ‏

‏« أَهْلِهِ » : خانواده و خويشان خود . دوستان و همدمان خود . « كَانَ . . . مَسْرُوراً » : مراد سُرور ناشي از شهوتها و غفلتها ، و لذّت حاصل از كفر و گناه است . سُروري نكوهيده و مذموم است كه انسان را از ياد خدا غافل كند و او را در شهوات غوطه‌ور سازد .‏

 

سوره انشقاق آيه  14

‏متن آيه : ‏

‏ إِنَّهُ ظَنَّ أَن لَّن يَحُورَ ‏

 

‏ترجمه : ‏

‏و او گمان مي‌برده است كه وي هرگز ( به سوي خدا براي حساب و كتاب ) باز نخواهد گشت .‏

 

‏توضيحات : ‏

‏« لَن يَحُورَ » : باز نمي‌گردد . مراد اين است كه به معاد باور نداشته است و معتقد به رستاخيز و حساب و كتاب اخروي و بهشت و دوزخ نبوده است .‏

 

سوره انشقاق آيه  15

‏متن آيه : ‏

‏ بَلَى إِنَّ رَبَّهُ كَانَ بِهِ بَصِيراً ‏

 

‏ترجمه : ‏

‏( زهي خيال باطل ! ) آري كه ( او زنده مي‌گردد و به سوي پروردگارش برمي‌گردد ، و ) پروردگارش او را ديده است و آگاه از ( احوال و افعال و اقوال ) او بوده است ( و در لحظه لحظه زندگيش وي را پائيده است ) .‏

 

‏توضيحات : ‏

‏« بَلي‌ » : آري ! حرفي است كه عدم رجوع را باطل مي‌كند ، و رجوع را قطعي و محقّق مي‌دارد .‏

 


سوره انشقاق آيه  16

‏متن آيه : ‏

‏ فَلَا أُقْسِمُ بِالشَّفَقِ ‏

 

‏ترجمه : ‏

‏سوگند به شفق !‏

 

‏توضيحات : ‏

‏« فَلآ أُقْ