 ) و نه يار و ياوري است ( كه او را از عذاب الهي رهائي بخشد ) .‏

 

‏توضيحات : ‏

‏« فَمَا لَهُ مِن قُوَّةٍ . . . » : برابر بسياري از آيات قرآن ، در آخرت تنها وسيله نجات انسان ، ايمان و عمل صالح است و بس ( نگا : انفطار / 19 ) .‏

 

سوره طارق آيه  11

‏متن آيه : ‏

‏ وَالسَّمَاء ذَاتِ الرَّجْعِ ‏

 

‏ترجمه : ‏

‏سوگند به آسمان برگرداننده ( امواج راديوئي و بخارهاي آب به صورت برف و باران ) !‏

 

‏توضيحات : ‏

‏« ذَاتِ الرَّجْعِ » : برگرداننده . داراي باران . تمام تفسيرهائي را كه در دسترس بود بررسي كردم . در ميان وجوه مختلف ، تنها دو معني براي « رجع‌ » مقبول به نظر رسيد : باران ، و برگرداندن بخار آب . به گمان اينجانب معني ( رَجْع ) برگرداندن است ، اعم از برگرداندن بخارهاي متصاعد اقيانوسها و درياها به صورت برف و باران ، و يا برگرداندن امواج راديوئي به هنگام برخورد با آتمسفر زمين ، و برگرداندن اشعّه‌هاي كيهاني مگر به اندازه نياز موجودات كره زمين . البتّه در تفسير كبير چنين جمله‌اي به چشم مي‌خورد : كَأَنَّهُ مِنْ تَرْجيعِ الصَّوْتِ وَ هُوَ إِعادَتُهُ .‏

 

سوره طارق آيه  12

‏متن آيه : ‏

‏ وَالْأَرْضِ ذَاتِ الصَّدْعِ ‏

 

‏ترجمه : ‏

‏و سوگند به زمين شكاف بردار ( در برابر قدرت حركت گياهها و ريشه‌دواني آنها ، و يا بر اثر عوامل ديگر ) !‏

 

‏توضيحات : ‏

‏« ذَاتِ الصَّدْعِ » : شكاف بردار . « الصَّدْع‌ » : شكاف برداشتن و ازهم جدا شدن . اشاره به قابل نفوذ بودن زمين براي رشد گياهان و درختان است . يعني خاك زمين سفت و سخت نبوده و بلكه نرم است و به آب و به مويرگها و ريشه‌هاي روئيدنيها اجازه مي‌دهد به داخل زمين نفوذ كنند و فرو روند ، و جوانه‌هاي رُستنيها از داخل آن سر برآورند . صَدْع ، به خود گياه هم گفته شده است .‏

 
سوره طارق آيه  13

‏متن آيه : ‏

‏ إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ ‏

 

‏ترجمه : ‏

‏مسلّماً قرآن سخن فيصله بخشي است ( كه خير و شر ، و خوب و بد ، و حق و باطل را از هم جدا مي‌سازد ، و يگانه وسيله راه تشخيص حقائق از اوهام ، و ديانتهاي آسماني از خرافه‌هاي زميني است ) .‏

 

‏توضيحات : ‏

‏« إِنَّهُ » : اين كه قرآن . اين كه رستاخيز در ميان است و رازها هويدا و اسرار آزموده مي‌گردد . و . . . يعني ضمير ( هُ ) يا به قرآن برمي‌گردد كه از قرينه پيدا است ، و يا به مفاهيم پيشين سوره كه درباره معاد و قدرت خدا بر رستاخيز مردگان و نمايان شدن نهانيها و آزمون رازها در آن است . « فَصْلٌ » : داورانه . فيصله‌دهنده . مصدر است و براي مبالغه در معني وصفي ، يعني فاصِل ، به كار رفته است ( نگا : انعام‌ / 57 ، صافّات‌ / 21 ، ص‌ / 20 ) . اين آيه جواب قسم است .‏

 
سوره طارق آيه  14

‏متن آيه : ‏

‏ وَمَا هُوَ بِالْهَزْلِ ‏

 

‏ترجمه : ‏

‏و سخن گزافه نبوده و شوخي نمي‌باشد .  ( بلكه جدّي و قطعي است و از آستانه باعظمت و محكمه دادگرانه الهي صادر شده است ) .‏

 

‏توضيحات : ‏

‏« الْهَزْلِ » : ياوه و گزافه . شوخي و غير جدّي .‏

 


‏‏سوره طارق آيه  15

‏متن آيه : ‏

‏ إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْداً ‏

 

‏ترجمه : ‏

‏آنان ( كه دشمنان اسلامند ، درباره قرآن ) پيوسته به نيرنگ مي‌پردازند و ( براي جلوگيري و نابودي اسلام ) نقشه مي‌كشند .‏

 

‏توضيحات : ‏

‏« يَكِيدُونَ » : نيرنگ مي‌زنند . نقشه مي‌كشند . توطئه مي‌كنند .‏

 

سوره طارق آيه  16

‏متن آيه : ‏

‏ وَأَكِيدُ كَيْداً ‏

 

‏ترجمه : ‏

‏و من هم ( در برابر آنان ) هميشه نيرنگ مي‌زنم و نقشه مي‌ريزم ( و نيرنگ آنان را بي‌اثر ، و نقشه ايشان را نقش برآب مي‌سازم ) .‏

 

‏توضيحات : ‏

‏« أَكِيدُ » : مراد از كَيْدِ خدا ، چاره‌جوئي و نقشه حق و نيرنگ پسنديده و حكيمانه است . برابر صنعت مقابله و مشاكله ، چاره‌سازي و برداشتن موانع اهريمنانه شيطان صفتان ، از مسير راه حق و حقيقت ، كيد ناميده شده است ( نگا : اعراف‌ / 183 ، يوسف‌ / 76 ، قلم‌ / 45 ) .‏

 

سوره طارق آيه  17

‏متن آيه : ‏

‏ فَمَهِّلِ الْكَافِرِينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْداً ‏

 

‏ترجمه : ‏

‏پس به كافران مهلت بده ، بديشان مختصر مهلتي بده ( تا نسبت به ايشان اتمام حجّت گردد ، و بعدها كارشان زار و نزار ، و خودشان در دنيا و آخرت شرمسار شوند ) .‏

 

‏توضيحات : ‏

‏« مَهِّلْ » : مهلت بده . فرصت بده . « أَمْهِلْ » : مهلت بده . فرصت بده . « رُوَيْداً » : كمي . اندكي . مفعول مطلق تأكيدي ، يا حال مؤكّده است . اين واژه ، مصدر و مصغّر رَوْد است . در اين آيه ، سه بار به رسول اكرم گوشزد شده است كه در كار تبليغ شكيبائي پيش گيرد تا درسي براي پيروان او و داعيان الي الله باشد ، يكي از مصدر تمهيل و ديگري از مصدر امهال و سومي از مصدر مصغّر رَوْد ، استفاده شده است .‏

 

 
آيه  200
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِمَّا يَنزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللّهِ إِنَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
از آنجا كه‌ دستور روگرداندن‌ از جاهلان، با دستور پناه‌ بردن‌ به‌ خداوند سبحان‌ از شر شياطين‌ ـ براي‌ پرهيز از مفاسد و شرارتهايشان‌ ـ مناسبت‌ داشت‌ پس‌ فرمود: «و اگر از شيطان‌ وسوسه‌اي‌ به‌ تو رسد، به‌ خدا پناه‌ بر زيرا كه‌ او شنواي ‌داناست» يعني‌: به‌ او التجا كن‌ زيرا او اين‌ التجاي‌ تو را مي‌شنود و مي‌داند بنابراين، شر شيطان‌ را از تو دفع‌ مي‌كند. نزغ‌: وسوسه ‌كردن‌ به‌ فساد است، اعراب ‌مي‌گويند: نزغ‌ بيننا: يعني‌ در ميان‌ ما فساد افگند.
خطاب‌ در اين‌ آيه، متوجه‌ كل‌ مكلفان‌ و در رأس‌ آنان، پيامبر اكرم‌ص است‌.
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:13561.txt">آيه  1</a><a class="text" href="w:text:13562.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:13563.txt">آيه  3</a><a class="text" href="w:text:13564.txt">آيه  4</a><a class="text" href="w:text:13565.txt">آيه  5</a><a class="text" href="w:text:13566.txt"> آيه  6</a><a class="text" href="w:text:13567.txt"> آيه  7 </a><a class="text" href="w:text:13568.txt"> آيه  8</a><a class="text" href="w:text:13569.txt">آيه  9</a><a class="text" href="w:text:13570.txt"> آيه  10</a><a class="text" href="w:text:13571.txt">آيه  10</a><a class="text" href="w:text:13572.txt">آيه  11</a><a class="text" href="w:text:13573.txt">آيه  12</a><a class="text" href="w:text:13574.txt"> آيه  13</a><a class="text" href="w:text:13575.txt"> آيه  14</a><a class="text" href="w:text:13576.txt"> آيه  15</a><a class="text" href="w:text:13577.txt">آيه  16</a><a class="text" href="w:text:13578.txt"> آيه  17</a><a class="text" href="w:text:13579.txt">آيه  18</a><a class="text" href="w:text:13580.txt">آيه  19</a></body></html> سوره أعلى آيه  1

‏متن آيه : ‏

‏ سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى ‏

 

‏ترجمه : ‏

‏تسبيح و تقديس كن پروردگار والا مقام خود را .‏

 

‏توضيحات : ‏

‏« سَبِّحْ » : منزّه‌دار . به پاكي ياد كن . تسبيح و تقديس نما . « إسْمَ » : نام . مراد صفاتي است كه با آن ما خدا را مي‌شناسيم ( نگا : جزء عمّ ترجاني‌زاده ) . ذات . يعني ذات مقدّس او را از هر فعل و صفتي كه لايق مقام و عظمتش نباشد ، پاك و منزّه بداريم و از خيال و قياس و گمان و وهم دورتر و برتر بدانيم ( نگا : واقعه‌ / 74 و 96 ، حاقّه‌ / 52 ) . « الأعْلَي‌ » : بسيار والامقام . بسيار بلند مرتبه .‏

 


