سَادَ » : مراد فساد و تباهي همه جانبه ، يعني انواع كفر و شرك و ظلم و زور و فسق و فجور است .‏

 سوره فجر آيه  13

‏متن آيه : ‏

‏ فَصَبَّ عَلَيْهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذَابٍ ‏

 

‏ترجمه : ‏

‏لذا پروردگار تو تازيانه عذاب را بر سر ايشان فرو ريخت ( و شلاّق عذاب را پياپي بر آنان فرو آورد ) .‏

 

‏توضيحات : ‏

‏« صَبَّ » : فرو ريخت . در اينجا فرو ريختن به جاي فرو آوردن استعمال شده است و اشاره به عذابهاي شديد و پياپي دارد . « سَوْطَ » : تازيانه . شلاّق .‏

 
سوره فجر آيه  14

‏متن آيه : ‏

‏ إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَادِ ‏

 

‏ترجمه : ‏

‏مسلّماً پروردگار تو در كمين ( مردمان و مترصّد اعمال ايشان ) است .‏

 

‏توضيحات : ‏

‏« الْمِرْصَادِ » : كمينگاه ( نگا : توبه‌ / 5 ، نبأ / 21 ) . در كمين بودن خداوند ، كنايه از احاطه شامل و مراقبت كامل خدا است ، به گونه‌اي كه همگان را مي‌پايد و بر اعمالشان نظارت مي‌نمايد و كسي و چيزي از حيطه قدرت و دسترس سلطه او خارج نمي‌باشد .‏

 

سوره فجر آيه  15

‏متن آيه : ‏

‏ فَأَمَّا الْإِنسَانُ إِذَا مَا ابْتَلَاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَنَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَنِ ‏

 

‏ترجمه : ‏

‏امّا انسان ( آن انساني كه در پرتو ايمان عقل و خردش رشد نيافته است ، و شخص خود را مقياس همه چيز مي‌پندارد ) همين كه پروردگارش او را بيازمايد و براي اين كار او را بزرگي ببخشد و بدو نعمت بدهد ، خواهد گفت : پروردگارم مرا بزرگوار و گرامي و محترم و مكرم ديده است !  ( و اين عزّت و نعمت ، حق من و شايسته من است ) .‏

 

‏توضيحات : ‏

‏« فَأَمَّا الإِنسَانُ » : شأن خدا چنان بود كه گذشت ، و امّا حال انسان . مراد انسان كافر يا سست ايمان و سست باور است ( نگا : مؤمنون‌ / 55 و 56 ، معارج‌ / 19 - 22 ) . « إِبْتَلاهُ » : او را آزمايش كرد ( نگا : انبياء / 35 ) . « أَكْرَمَهُ » : سَروريش بخشيد و بزرگيش داد . بدو جاه و مقام و قدرت و قوّت داد . « نَعَّمَهُ » : بدو نعمت و ثروت داد . دارا و ثروتمندش كرد . « أَكْرَمَنِي‌ » : مرا گرامي و بزرگوار كرده است و شايسته احترام و اكرام ديده است . يكي از معاني باب افعال ، چيزي يا كسي را بر صفتي ديدن است ( نگا : گنجينه صرف ) . يعني چنين فردي ، جاه و مقام و ثروت و نعمت را نشانه عزّت و كرامت ذاتي خود در نزد پروردگار مي‌شمارد و خويشتن را در خور چنين تفضّلي مي‌داند .‏

 سوره فجر آيه  16

‏متن آيه : ‏

‏ وَأَمَّا إِذَا مَا ابْتَلَاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهَانَنِ ‏

 

‏ترجمه : ‏

‏و امّا زماني كه پروردگارش او را بيازمايد و براي اين كار روزي او را تنگ و كم نمايد ، خواهد گفت : پروردگارم مراخوار و زبون داشته است ( و با فقر و فاقه ، ذليل و حقيرم نموده است ) .‏

 

‏توضيحات : ‏

‏« قَدَرَ » : تنگ كرد . كم كرد ( نگا : رعد / 26 ، قصص‌ / 82 ، اسراء / 30 ) . « أَهَانَنِي‌ » : به من اهانت كرده است . خوار و ناچيزم داشته است .‏

 

سوره فجر آيه  17

‏متن آيه : ‏

‏ كَلَّا بَل لَّا تُكْرِمُونَ الْيَتِيمَ ‏

 

‏ترجمه : ‏

‏هرگزا هرگز !  ( چنين نيست كه كرامت و ذلّت انسان در نزد يزدان به دارائي و ناداري باشد ) . بلكه شما ( گذشته از اقوال زشت ، افعال پلشت هم داريد ! از جمله : ) يتيم را گرامي نمي‌داريد .‏

 

‏توضيحات : ‏

‏« بَلْ » : اين واژه دلالت دارد بر انتقال از اقوال بد به اعمال بد . « لا تُكْرِمُونَ » : مخاطب جنس انسان است ، اين است به صورت جمع ذكر شده است .‏

 

سوره فجر آيه  18

‏متن آيه : ‏

‏ وَلَا تَحَاضُّونَ عَلَى طَعَامِ الْمِسْكِينِ ‏

 

‏ترجمه : ‏

‏و همديگر را تشويق و ترغيب نمي‌كنيد به خوراك دادن به مستمند .‏

 

‏توضيحات : ‏

‏« لا تَحَآضُّونَ » : همديگر را ترغيب و تشويق نمي‌كنيد . فعل مضارع باب تفاعل از ماده ( حَضّ ) است و تائي از اوّل آن برداشته شده است . « طَعَامِ » : إطعام . خوراك دادن .‏

 
سوره فجر آيه  19

‏متن آيه : ‏

‏ وَتَأْكُلُونَ التُّرَاثَ أَكْلاً لَّمّاً ‏

 

‏ترجمه : ‏

‏و ميراث را حريصانه يكجا مي‌خوريد ( و ملاحظه حق بستگان و محرومان و يتيمان و ضعيفان نمي‌كنيد ، و حلال و حرام را رويهم انباشته و مشتاقانه صرف مي‌كنيد ) .‏

 

‏توضيحات : ‏

‏« التُّرَاثَ » : ميراث . ارث . تركه . « لَمّاً » : سرجمع . يكجا . يعني حلال و حرام و حق خود و حق ديگران براي شما مطرح نيست ، و اموال زنان و كودكان و پيران و مظلومان را جمع و ضبط مي‌نمائيد و حق‌الإرث ايشان را نمي‌پردازيد . واژه ( لَمّاً ) صفت ( أَكلاً ) است .‏

 

سوره فجر آيه  20

‏متن آيه : ‏

‏ وَتُحِبُّونَ الْمَالَ حُبّاً جَمّاً ‏

 

‏ترجمه : ‏

‏و اموال و دارائي را بسيار دوست مي‌داريد ( و سخت دلباخته مال و متاع دنيا هستيد ، و لذا ملاحظه مشروع و نامشروع و حلال و حرام را نمي‌كنيد ) .‏

 

‏توضيحات : ‏

‏« جَمّاً » : فراوان . بسيار .‏

 


سوره فجر آيه  21

‏متن آيه : ‏

‏ كَلَّا إِذَا دُكَّتِ الْأَرْضُ دَكّاً دَكّاً ‏

 

‏ترجمه : ‏

‏هرگزا هرگز !  ( حقيقت آن چنان نيست كه مي‌پنداريد ) . زماني كه زمين سخت درهم كوبيده مي‌شود و صاف و مسطّح مي‌گردد .‏

 

‏توضيحات : ‏

‏« دُكَّتْ » : درهم كوبيده شد و صاف و مسطّح گرديد ( نگا : اعراف‌ / 143 ، كهف‌ / 98 ، حاقّه‌ / 14 ) . « دَكّاً » : واژه نخستين مفعول مطلق و واژه دوم تأكيد است ، يا اين كه روي هم رفته حالند ( نگا : اعراب القرآن درويش ) . با توجّه به حال بودن ، معني آيه چنين است : زماني كه زمين پياپي در هم كوبيده شد و سراسر آن بهم ريخته شد .‏

 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:1364.xml">صفحة (177) (آیه 1)</a><a class="folder" href="w:html:1374.xml">صفحة (178) (آیه 9)</a><a class="folder" href="w:html:1383.xml">صفحة (179) (آیه 17)</a><a class="folder" href="w:html:1393.xml">صفحة (180) (آیه 26) </a><a class="folder" href="w:html:1402.xml">صفحة (181) (آیه 34)</a><a class="folder" href="w:html:1410.xml">صفحة (182) (آیه 41)</a><a class="folder" href="w:html:1416.xml">صفحة (183) (آیه 46) </a><a class="folder" href="w:html:1424.xml">صفحة (184) (آیه 53)</a><a class="folder" href="w:html:1434.xml">صفحة (185) (آیه 62)</a><a class="folder" href="w:html:1443.xml">صفحة (186) (آیه 70) </a></body></html>سوره فجر آيه  22

‏متن آيه : ‏

‏ وَجَاء رَبُّكَ وَالْمَلَكُ صَفّاً صَفّاً ‏

 

‏ترجمه : ‏

‏و پروردگارت بيايد و فرشتگان صف صف حاضر آيند .‏

 

‏توضيحات : ‏

‏« جَآءَ رَبُّكَ » : چگونگي آمدن خدا ، بر ما مجهول است ، و به گونه‌اي است كه تنها خود مي‌داند و بس ( نگا : المنتخب ) . يا اين كه مراد تجلّي ذات اقدس و ظهور نشانه‌هاي قدرت و عظمت او است ، به گونه‌اي كه جاي انكار شناخت خدا براي كسي باقي نمي‌ماند ، گوئي همگان با چشم خود ذات بي‌مثال كبريائي را مي‌بينند . « الْمَلَكُ » : فرشتگان . اسم جنس است . « صَفّاًصَفّاً » : صف در صف . صف صف . حال است .‏

 

سوره فجر آيه  23

‏متن آيه : ‏

‏ وَجِيءَ يَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍ يَتَذَكَّرُ الْإِنسَانُ وَأَنَّى لَهُ الذِّكْرَى ‏

 

‏ترجمه : ‏

‏در آن روز دوزخ را حاضر آورند ( و نشانش دهند ) . در آن روز انسان به خود مي‌آيد ، ولي چنين 