ان‌ سخن‌ مي‌گوييد «تا در پيشگاه‌ خداوند با آن‌ بر شماحجت‌ آورند؟» محاجه: ابراز حجت‌ است‌. يعني: مسلمانان‌ را از عذابي‌ كه‌خداوند (ج)بر شما حكم‌ كرده، آگاه‌ نسازيد كه‌ اين‌ خود حجتي‌ برايشان‌ عليه‌ شما مي‌شود. اما ابن‌كثير در معناي‌ آن‌ مي‌گويد: «آيا به‌ اين‌ امر كه‌ محمد پيامبرخداست، اقرار مي‌كنيد با آن‌ كه‌ خود مي‌دانيد كه‌ در تورات‌ بر پيروي‌ از وي‌ ازشما پيمان‌ گرفته‌ شده‌ است‌؟ اين‌ موضوع‌ را انكار كنيد و به‌ آن‌ اعتراف‌ ننماييد» «مگر نمي‌انديشيد؟» كه‌ از اين‌ سخنان‌ شما چه‌ زيان‌هايي‌ پديد مي‌آيد؟ آري‌! وضعيت‌ اين‌ گونه‌ بود كه‌ گروهي‌ از يهوديان‌ مسلمان‌ شده، سپس‌ نفاق‌ پيشه‌ كردند و همينان‌ بودند كه‌ سبب‌ نزول‌ مجازات‌ الهي‌ بر نياكان‌ خود را به‌ مؤمنان‌ عرب ‌بازگو مي‌كردند.
مجاهد در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌كريمه‌ مي‌گويد: رسول‌ خداص در روز حمله‌ به ‌يهود بني‌قريظه‌، در كنار قلعه‌هايشان‌ ايستادند و خطاب‌ به‌ آنان‌ گفتند: «اي‌ برادران ‌بوزينه‌ها! اي‌ برادران‌ خوكها! و اي‌ پرستشگران‌ طاغوت‌!» يهوديان‌ كه‌ اين‌ اوصاف‌خود را از زبان‌ رسول‌ خداص شنيدند، به‌ يك‌ديگر گفتند: چه‌ كسي‌ اوصافمان‌ رابه‌ محمدص خبر داده‌ است، اين‌ خبرها جز از ميان‌ خود ما به‌ بيرون‌ درز نكرده‌است‌! آيا آنچه‌ را خداوند(ج) بر شما از عذاب‌ حكم‌ كرده، با مؤمنان‌ در ميان‌ مي‌گذاريد تا حجتي‌ عليه‌ خودتان‌ گردد؟ همان‌ بود كه‌ آيه‌ كريمه‌ نازل‌ شد.
 
آيه  80
‏متن آيه : ‏
‏ وَحَآجَّهُ قَوْمُهُ قَالَ أَتُحَاجُّونِّي فِي اللّهِ وَقَدْ هَدَانِ وَلاَ أَخَافُ مَا تُشْرِكُونَ بِهِ إِلاَّ أَن يَشَاءَ رَبِّي شَيْئاً وَسِعَ رَبِّي كُلَّ شَيْءٍ عِلْماً أَفَلاَ تَتَذَكَّرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
از دلايلي‌ كه‌ تأييد مي‌كند؛ ابراهيم‌(ع) اين‌ سخنان‌ را در مقام‌ مناظره‌ با قوم‌ خود گفت‌، نه‌ از سر تأمل‌ و گرايش‌ به‌ الوهيت‌ اين‌ پديده‌ها؛ اين‌ فرموده‌ خداوند متعال ‌است: «و قومش‌ با او محاجه‌ كردند» يعني: با او در امر توحيد ستيزه‌ و مجادله‌ كردند، همان‌ توحيد خالصانه‌اي‌ كه‌ او به‌ آن‌ رسيده‌ بود پس‌ خواستند تا او را به‌ صحت‌ و درستي‌ پرستش‌ خدايان‌ باطل‌ قانع‌ نموده‌ و او را از زيان‌ و خشم‌ آن‌ خدايان‌ بترسانند «گفت: آيا با من‌ درباره‌ الله محاجه‌ مي‌كنيد» يعني: در باره‌ اين‌حقيقت‌ روشن‌ كه‌ او از شريك‌ و همتا منزه‌ است‌ «حال‌ آن‌ كه‌ او مرا هدايت‌ كرده ‌است‌» به‌سوي‌ توحيد و يگانگي‌ خويش‌ درحالي‌ كه‌ شما مي‌خواهيد تا من‌ در شرك‌ و گمراهي‌ و جهالت‌ و عدم‌ هدايت‌، همانند شما باشم‌؟ «و من‌ از آنچه ‌شريك‌ او مي‌سازيد، بيمي‌ ندارم‌» يعني: من‌ از آنچه‌ كه‌ خود مخلوقي‌ از مخلوقات ‌خداست‌ ـ چون‌ سنگي‌ كه‌ نه‌ زياني‌ مي‌رساند و نه‌ نفعي‌ ـ هيچ‌ بيمي‌ ندارم‌ «مگر آن‌ كه‌ پروردگارم‌ چيزي‌» از زيان‌ برايم‌ «اراده‌ كند» دربرابر گناهي‌ كه‌ مرتكب‌ گرديده‌ باشم‌، كه‌ در اين‌ هنگام‌ فرمان‌ از آن‌ اوست‌ و در اين‌ صورت‌، اين‌ زيان‌ از سوي‌ اوست‌ نه‌ از سوي‌ معبودات‌ باطل‌ شما «و علم‌ پروردگار من‌ به‌ هر چيزي‌ احاطه ‌يافته‌ است‌» و به‌ همه‌چيز فراگير است‌ پس‌ اگر فرود آوردن‌ شري‌ را بر من‌ اراده ‌كند، آن‌ شر، خواه‌ناخواه‌ به‌ من‌ مي‌رسد «پس‌ آيا پند نمي‌گيريد» و متذكر نمي‌شويد تا ميان‌ توانا و ناتوان‌ تمييز دهيد؟.
 
	 سوره شعراء آيه  59
‏متن آيه : ‏
‏ كَذَلِكَ وَأَوْرَثْنَاهَا بَنِي إِسْرَائِيلَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏اين چنين ( شد كه بني‌اسرائيل پيروز گشتند ) و آنها را ميراث بني‌اسرائيل كرديم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« كَذالِكَ » : كار چنين شد . در اينجا ترتيب طبيعي داستان مراعات نشده است . بلكه نتيجه و چكيده داستان گفته شده سپس به درازا از آن سخن رفته است .‏
 
سوره شعراء آيه  60
‏متن آيه : ‏
‏ فَأَتْبَعُوهُم مُّشْرِقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( فرعون و فرعونيان ) بني‌اسرائيل را تعقيب كردند و به هنگام طلوع آفتاب بديشان رسيدند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مُشْرِقِينَ » : به طلوع خورشيد رسيدگان . از مصدر ( إشراق ) به معني رسيدن به وقت شُروق كه به معني طُلوع است . همان گونه كه ( إصباح ) به معني داخل شدن در ( صَباح ) و ( إمساء ) به معني رسيدن به ( مَساء ) است .  ( مُشرِقِينَ ) مي‌تواند حال ضمير ( و ) و يا ( هم ) باشد .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:10303.txt">آيه  61</a><a class="text" href="w:text:10304.txt">آيه  62</a><a class="text" href="w:text:10305.txt"> آيه  63</a><a class="text" href="w:text:10306.txt">آيه  64</a><a class="text" href="w:text:10307.txt">آيه  65</a><a class="text" href="w:text:10308.txt">آيه  66</a><a class="text" href="w:text:10309.txt">آيه  67</a><a class="text" href="w:text:10310.txt">آيه  68</a><a class="text" href="w:text:10311.txt">آيه  69</a><a class="text" href="w:text:10312.txt"> آيه  70</a><a class="text" href="w:text:10313.txt">آيه  71</a><a class="text" href="w:text:10314.txt"> آيه  72</a><a class="text" href="w:text:10315.txt">آيه  73</a><a class="text" href="w:text:10316.txt"> آيه  74</a><a class="text" href="w:text:10317.txt">آيه  75</a><a class="text" href="w:text:10318.txt">آيه  76</a><a class="text" href="w:text:10319.txt">آيه  77</a><a class="text" href="w:text:10320.txt">آيه  78</a><a class="text" href="w:text:10321.txt"> آيه  79</a><a class="text" href="w:text:10322.txt">آيه  80</a><a class="text" href="w:text:10323.txt">آيه  81</a><a class="text" href="w:text:10324.txt">آيه  82</a><a class="text" href="w:text:10325.txt"> آيه  83</a></body></html>سوره شعراء آيه  61
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَمَّا تَرَاءى الْجَمْعَانِ قَالَ أَصْحَابُ مُوسَى إِنَّا لَمُدْرَكُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏هنگامي كه هر دو گروه يكديگر را ديدند ، ياران موسي گفتند : ما ( در چنگال فرعونيان ) گرفتار مي‌گرديم ( و هلاك مي‌شويم ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« تَرَآءَيا‌ » : ديد . فعل ماضي باب تفاعل است و در رسم‌الخطّ قرآني ( تراءا ) است . « مُدْرَكُونَ » : رسيدگان . گرفتارشدگان .‏
 
سوره شعراء آيه  62
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ كَلَّا إِنَّ مَعِيَ رَبِّي سَيَهْدِينِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( موسي ) گفت : چنين نيست . پروردگار من با من است .  ( قطعاً به دست دشمنم نمي‌سپارد و به راه نجات ) رهنمودم خواهد كرد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« كلاّ » : چنين نيست . اين واژه حرفي است كه سخن پيش از خود را ردّ و نفي مي‌كند . يعني : نگوئيد كه فرعون و سپاهيانش به ما مي‌رسد . « مَعِيَ » :  ( نگا : طه‌ / 46 ) .‏
 
سوره شعراء آيه  63
‏متن آيه : ‏
‏ فَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنِ اضْرِب بِّعَصَاكَ الْبَحْرَ فَانفَلَقَ فَكَانَ كُلُّ فِرْقٍ كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏به دنبال آن به موسي پيام داديم كه عصاي خود را به دريا بزن .  ( وقتي عصا را به دريا زد ) دريا از هم شكافت ، و هر بخشي همچون كوه بزرگي گرديد ( و دوازده راه خشك در آن پديدار شد ، و هر گروهي از اسباط دوازده‌گانه بني‌اسرائيل در جاده‌اي حركت كرد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إنفَلَقَ » : از هم شكافت . از هم باز شد . 