رتاكتيكي‌ از ميدان‌ كناره‌ مي‌گيرد، يا رزمنده‌اي‌ كه‌ به‌ جمع‌ ديگري‌ از مسلمانان ‌هم‌رزمش‌ پناه‌ مي‌برد، هر فراركننده‌ ديگري‌ از صحنه‌ جنگ‌، به‌ خشمي‌ مسلم‌ از سوي‌ خدا(ج)  بازگشته‌ است‌ «و جايگاهش‌ دوزخ‌ است» پس‌ فرارش‌ او را در بلايي ‌سخت‌تر و عقوبتي‌ بزرگتر از آنچه‌ از آن‌ گريخته‌، درافگنده‌ است‌ «و چه‌ بد سرانجامي‌ است» دوزخ‌، كه‌ او به‌ سبب‌ پشت‌ كردن‌ به‌ دشمن‌، بدان‌ پيوسته‌ است‌.
بايسته‌ ياد آوري‌ است‌ كه‌ پشت‌ كردن‌ در نبرد، از گناهان‌ كبيره‌ و از جمله‌ هفت‌ گناه‌ هلاك‌كننده‌اي‌ است‌ كه‌ رسول‌ خداص در حديث‌ شريف‌ بيان‌ كرده‌اند: «ازهفت‌ گناه‌ هلاك‌كننده‌ بپرهيزيد. اصحاب‌ پرسيدند: يا رسول‌الله! اين‌ هفت‌ گناه‌ هلاك‌كننده‌ چيست‌؟ فرمودند: شريك‌ آوردن‌ به‌ خداي‌ سبحان‌، سحر، كشتن ‌نفسي‌ كه‌ خداوند(ج)  قتل‌ او را حرام‌ كرده ‌است‌ ـ جز به‌ حق‌ ـ خوردن‌ ربا، خوردن‌ مال‌ يتيم‌، پشت‌ كردن‌ به‌ دشمن‌ در روز جنگ‌ و متهم‌ ساختن‌ زنان‌ پاكدامن‌ مؤمن ‌بي‌خبر به‌ زنا».
احناف‌ بر آنند كه‌ عقب‌نشيني‌ از ميدان‌ جنگ‌ و پناه‌ گزيدن‌ به‌ نيروهاي‌ پشت‌ خط اول‌ نبرد ـ اعم‌ از مركزيت‌ فرماندهي‌، يا پايتخت‌ دولت‌ اسلامي‌ ـ در صورتي‌ جايز است‌ كه‌ سپاه‌ اسلام‌ در ميدان‌ جنگ‌ از دوازده‌ هزار نفر كمتر باشد، اما اگر سپاه‌ اسلام‌ دوازده‌ هزار نفر يا بيشتر از آن‌ بود، جايز نيست‌ كه‌ در برابر دشمن‌ فرار و عقب‌نشيني‌ نمود، هر چند تعداد دشمن‌ به‌ مراتب‌ بيش‌ از مسلمانان ‌باشد. احناف‌ در اين‌ حكم‌ به‌ اين‌ حديث‌ شريف‌ استدلال‌ كرده‌اند: «بهترين‌ همراهان ‌چهارتن‌، بهترين‌ سريه‌ها (گروههاي‌ جنگي‌ پارتيزاني‌) چهارصدتن‌ و بهترين ‌لشكرها چهار هزارتن‌اند و سپاهي‌ كه‌ دوازده‌هزار تن‌ باشد، از كمي‌ تعداد شكست ‌نمي‌خورد و هرگز به‌ اين‌ علت‌ مغلوب‌ نمي‌شود».
 
 سوره فيل آيه  1

‏متن آيه : ‏

‏ أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحَابِ الْفِيلِ ‏

 

‏ترجمه : ‏

‏آيا نشنيده‌اي كه پروردگار تو با فيلداران چه كرده است و چه بر سر ايشان آورده است‌ ؟‏

 

‏توضيحات : ‏

‏« أَلَمْ تَرَ ؟ » : آيا نديده‌اي‌ ؟ مراد از ديدن ، شنيدن و باخبر شدن است ( نگا : بقره‌ / 243 و 246 و 258 ، فجر / 6 ) . مخاطب هرچند پيغمبر است ، ولي مراد عموم مردم است . « أَصْحَابِ » : جمع صاحِب ، دارندگان . « الْفِيلِ » : فيل اسم جنس و در معني جمع است . « أَصْحَابِ الْفِيلِ » : فيلداران . مراد سپاه حبشه است كه به سرداري ابرهه براي تخريب كعبه به سوي مكّه حركت كردند و فيلهائي را به همراه داشتند . علّت حمله اين بود كه حبشيها كه بر يمن فرمانروائي مي‌كردند ، چون توجّه مردم را به كعبه ديدند ، كليسائي را در صنعاء ساختند تا توجّه مردمان جزيرةالعرب را بدان جلب كنند و آنجا را مركز عبادت و تجارت نمايند ، وليكن مكّه همچنان كانون پرستش ماند . در سرزمين ،  « مغمس‌ » نزديك مكّه سپاه ابرهه از سوي دسته‌هاي پرندگان مورد هجوم قرار گرفت و فيلهاي عظيم‌الجثّه با پرندگان ضعيفي از پاي درآمدند .‏

 



‏‏
سوره فيل آيه  2

‏متن آيه : ‏

‏ أَلَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ فِي تَضْلِيلٍ ‏

 

‏ترجمه : ‏

‏مگر نيرنگ ايشان را تباه و باطل نگردانده است .‏

 

‏توضيحات : ‏

‏« تَضْلِيلٍ » : سردرگم نمودن و از هدف منحرف كردن . باطل و تباه ساختن .‏

 

سوره فيل آيه  3

‏متن آيه : ‏

‏ وَأَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْراً أَبَابِيلَ ‏

 

‏ترجمه : ‏

‏و مگر پرندگان را گروه گروه بر سر آنان نفرستاده است‌ ؟‏

 

‏توضيحات : ‏

‏« وَ أَرْسَلَ . . . » : واو حرف عطف است و ( أَرْسَلَ ) عطف بر ( أَلَمْ يَجْعَلْ ) است . مراد از استفهام ، تقرير و بيان است . يعني ، بلي كه پرندگاني را گروه گروه بر سر ايشان فرستاده است . « طَيْراً » : پرندگان . اسم جنس جمعي است . « أَبَابِيلَ » : دسته دسته . گروه گروه . جمع مكسّري است كه مفرد آن به كار نمي‌رود . هرچند كه برخي مفرد آن را إِبّالَة و بعضي أَبابِلَة دانسته‌اند . حال ( طَيْراً ) است . اين واژه برخلاف آنچه بر سر زبانها و مشهور است ، اسم خاص هيچ يك از پرندگان نمي‌باشد .‏

 


سوره فيل آيه  4

‏متن آيه : ‏

‏ تَرْمِيهِم بِحِجَارَةٍ مِّن سِجِّيلٍ ‏

 

‏ترجمه : ‏

‏آن پرندگان به سوي فيلداران سنگهاي كوچكي از سنگْ گِل را مي‌انداختند ( و به سويشان نشانه مي‌رفتند ) .‏

 

‏توضيحات : ‏

‏« حِجَارَةٍ » : سنگ كوچك و ناچيزي . تنوين آن براي تحقير است . « سِجِّيلٍ » : گِل متحجّر . سنگْ گِل ( نگا : هود / 82 ، حجر / 74 ) .‏

 
سوره فيل آيه  5

‏متن آيه : ‏

‏ فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَّأْكُولٍ ‏

 

‏ترجمه : ‏

‏و ايشان را همچون برگ آفت‌زده ( كشتزار ، سوراخ سوراخ و نابود ) مي‌كردند .‏

 

‏توضيحات : ‏

‏« عَصْفٍ » : برگ گندم و جو و غيره . كاه ( نگا : رحمن‌ / 12 ) . « مَأْكُولٍ » : آفت‌زده و كرم خورده . خورده شده . « عَصْفٍ مَّأْكُولٍ » : برگ آفت‌زده و كرم خورده . برگ جويده شده و از دهان حيوانات افتاده . برگي كه دانه آن خورده شده و به صورت كاه درآمده باشد ( نگا : روح‌البيان ) .‏

 

 <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:13826.txt">آيه  1</a><a class="text" href="w:text:13827.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:13828.txt">آيه  3</a><a class="text" href="w:text:13829.txt"> آيه  4</a></body></html> سوره قريش آيه  1

‏متن آيه : ‏

‏ لِإِيلَافِ قُرَيْشٍ ‏

 

‏ترجمه : ‏

‏به خاطر أنس و الفت قريش .‏

 

‏توضيحات : ‏

‏« لإِيلافِ » : به خاطر الفت دادن و خوگر شدن . واژه ( إيلاف ) مصدر باب افعال يا مفاعله است . مي‌تواند يك مفعولي يا دو مفعولي بوده و اضافه مصدر به فاعل يا مفعول خود باشد ( نگا : لسان العرب ) . جار و مجرور ، متعلّق به ( فَلْيَعْبُدُوا ) است . يعني اگر قريشيها به خاطر هيچ نعمتي خدا را پرستش نكنند ، دست كم به خاطر همين يك نعمت بزرگ انس و الفت ايشان به كوچ تجارتي تابستانه و زمستانه پرامن و امان توأم با تعظيم و احترام مردمان در حق ايشان ، مي‌بايستي حق‌شناس باشند و خدا را پرستش كنند . يا جار و مجرور متعلّق به مفهوم سوره پيشين باشد . يعني ، يكي از علل نابودي سپاه حبشه ، نشان دادن عنايت پروردگار در حق ساكنان كعبه ، و بدين وسيله توليد امن براي كاروان قريشيان است . و يا اين كه جار و مجرور نه متعلّق به ماقبل و نه متعلّق به مابعد بوده و بلكه متعلّق به فعل محذوف ( إِعْجَبُوا ) باشد ( نگا : كبير ، جزء عمّ شيخ محمّد عبده ) .‏

 


سوره قريش آيه  2

‏متن آيه : ‏

‏ إِيلَافِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتَاء وَالصَّيْفِ ‏

 

‏ترجمه : ‏

‏به خاطر انس و الفت ايشان به كوچ زمستانه و تابستانه ( بازرگاني به سوي يمن در زمستان و به سوي شام در تابستان ) .‏

 

‏توضيحات : ‏

‏« إِيلافِ » : بدل از إيلاف پيشين است . « رِحْلَةَ » : كوچ . مسافرت . مفعولٌ‌به است براي مصدر إيلاف . « الشِّتَآءِ » : زمستا