د ( نگا : اعراف‌ / 48 ، حجر / 84 ، شعراء / 207 ) . « مَا » : چيزي كه . مراد شغل و مقام است .‏

 
سوره مسد آيه  3

‏متن آيه : ‏

‏ سَيَصْلَى نَاراً ذَاتَ لَهَبٍ ‏

 

‏ترجمه : ‏

‏به آتش بزرگي در خواهد آمد و خواهد سوخت كه زبانه‌كش و شعله‌ور خواهد بود .‏

 

‏توضيحات : ‏

‏« سَيَصْلَيا‌ » : به آتش داخل خواهد شد و بدان خواهد سوخت ( نگا : نساء / 10 ، ابراهيم‌ / 29 ، إسراء / 18 ) . « ذَاتَ لَهَبٍ » : زبانه‌كش و مشتعل ( نگا : مرسلات‌ / 31 ) .‏

 

سوره مسد آيه  4

‏متن آيه : ‏

‏ وَامْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ ‏

 

‏ترجمه : ‏

‏و همچنين همسرش كه ( در اينجا آتش بيار معركه و سخن‌چين است در آنجا بدبخت و ) هيزم‌كش خواهد بود .‏

 

‏توضيحات : ‏

‏« إمْرَأَتُهُ » : همسرش . عطف بر ضمير فاعلي مستتر در اصل ( سَيَصْلَيا ) است . « حَمَّالَةَ » : بسيار باركش . مفعولٌ‌به براي فعل محذوفي است و مخصوص به ذمّ است . برخي آن را حال هم دانسته‌اند . « الْحَطَبِ » : هيزم . « حَمَّالَةَ الْحَطَبِ » : هيزم‌كش . كنايه از سخن‌چين است كه با برافروختن آتش كينه‌توزي و دشمنانگي در ميان مردم ، خرمن محبّت و مودّت آنان را آتش مي‌زند ، و رشته دوستي و رابطه خويشاوندي همگان را مي‌گسلاند .‏

 سوره مسد آيه  5

‏متن آيه : ‏

‏ فِي جِيدِهَا حَبْلٌ مِّن مَّسَدٍ ‏

 

‏ترجمه : ‏

‏در گردنش رشته طناب تافته و بافته‌اي از الياف است .‏

 

‏توضيحات : ‏

‏« جِيدِ » : گردن . « حَبْلٌ » : ريسمان . « مَسَدٍ » : رشته به هم تابيده از ليف خرما و غيره . اين آيه حال است و كنايه از تحقير چنين شخصي است . اين سرنوشت نه تنها براي ابولهب و امّ جميل است و بس ، بلكه هركه با قرآن مخالف باشد و مانع رواج و رسوخ احكام آن در جهان گردد ، در دوزخ قرين و همدم آنان خواهد گشت .‏

 <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:13860.txt">آيه  1</a><a class="text" href="w:text:13861.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:13862.txt">آيه  3</a><a class="text" href="w:text:13863.txt">آيه  4</a></body></html>آيه  19
‏متن آيه : ‏
‏ إِن تَسْتَفْتِحُواْ فَقَدْ جَاءكُمُ الْفَتْحُ وَإِن تَنتَهُواْ فَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَإِن تَعُودُواْ نَعُدْ وَلَن تُغْنِيَ عَنكُمْ فِئَتُكُمْ شَيْئاً وَلَوْ كَثُرَتْ وَأَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اگر طلب‌ فتح‌ مي‌كرديد پس‌ فتح‌ به‌ شما آمد» خطاب‌ متوجه‌ كفار است‌ و هدف ‌از آن‌ استهزايشان‌ مي‌باشد زيرا در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آمده‌ است: مشركان‌ قريش ‌هنگامي‌ كه‌ از مكه‌ براي‌ جنگ‌ با مسلمانان‌ بيرون‌ مي‌رفتند، از خداوند(ج)  خواستند تا ميان‌ آنها و مسلمانان‌ داوري‌ نمايد و در جنگي‌ كه‌ پيش‌ رواست‌، گروه‌ بر حق‌ را پيروز گرداند. لذا خداي‌ عزوجل‌ با لحني‌ تمسخرآلود خطاب‌ به‌ آنان‌ مي‌فرمايد: اگر داوري‌ مي‌خواستيد، اينك‌ نتيجه‌ داوري‌ برايتان‌آمد! «و اگر باز ايستيد» از كفر و دشمني‌ با رسول‌ خداص «آن» بازايستادن‌ از كفر و دشمني‌ «براي‌ شما بهتر است‌؛ و اگر باز گرديد» به‌سوي‌ كفر و دشمني‌ و نبرد عليه‌ اسلام‌ و مسلمانان‌ «ما هم‌ بر مي‌گرديم» با مسلط ساختن‌ مؤمنان‌ بر شما، همان‌گونه‌ كه‌ ايشان‌ را در بدر بر شما مسلط كرديم‌ «و بدانيد كه‌ گروه‌ شما هرچند زياد باشد، هرگز از شما چيزي‌ را دفع‌ نتوانند كرد» مراد از اين‌ گروه‌، قوم‌ قريش‌ در مكه ‌است‌ «و بدانيد كه‌ خدا با مؤمنان‌ است» پس‌ هر كس‌ خدا با او باشد، قطعا پيروزاست‌.
 
	سوره إخلاص آيه  1

‏متن آيه : ‏

‏ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ‏

 

‏ترجمه : ‏

‏بگو : خدا ، يگانه يكتا است .‏

 

‏توضيحات : ‏

‏« اللهُ » : اسم خاصّ آفريدگار هستي است . « أَحَدٌ » : يكتا . يگانه .‏

 




سوره إخلاص آيه  2

‏متن آيه : ‏

‏ اللَّهُ الصَّمَدُ ‏

 

‏ترجمه : ‏

‏خدا ، سَرورِ والاي برآورنده اميدها و برطرف كننده نيازمنديها است .‏

 

‏توضيحات : ‏

‏« الصَّمَدُ » : سَرورِ والائي كه براي رفع حوائج و دفع مصائب ، تنها بدو رو كنند . مي‌توان واژه‌هاي رائج در زبان فارسي همچون « حضرت والا ، قبله عالم ، كعبه آمال‌ » را مفاهيمي از واژه « صمد » دانست .‏

 
سوره إخلاص آيه  3

‏متن آيه : ‏

‏ لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ ‏

 

‏ترجمه : ‏

‏نزاده است و زاده نشده است .‏

 

‏توضيحات : ‏

‏« لَمْ يَلِدْ » : فرزندي نزاده است . يعني نه كسي فرزند او است ، و نه او پدر كسي است . « لَمْ يُولَدْ » : زاده نشده است . به دنيا آورده نشده است . يعني نه فرزند كسي است ، و نه كسي پدر او است .‏

 
سوره إخلاص آيه  4

‏متن آيه : ‏

‏ وَلَمْ يَكُن لَّهُ كُفُواً أَحَدٌ ‏

 

‏ترجمه : ‏

‏و كسي همتا و همگون او نمي‌باشد .‏

 

‏توضيحات : ‏

‏« كُفُواً » : همتا . همگون . يعني خداگونه‌اي وجود ندارد ، و كسي شبيه و همسنگ و همبر او نيست .‏

 <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:13865.txt">آيه  1</a><a class="text" href="w:text:13866.txt"> آيه  2</a><a class="text" href="w:text:13867.txt">آيه  3</a><a class="text" href="w:text:13868.txt"> آيه  4</a><a class="text" href="w:text:13869.txt">آيه  5</a></body></html>‏‏سوره فلق آيه  1

‏متن آيه : ‏

‏ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ ‏

 

‏ترجمه : ‏

‏بگو : پناه مي‌برم به خداوندگار سپيده‌دم .‏
 

‏توضيحات : ‏

‏« أَعُوذُ » : پناه مي‌برم . متوسّل مي‌گردم . « الْفَلَقِ » : سپيده دم . صبح . از آنجا كه به هنگام دميدن سپيده صبح ، پرده سياه شب مي‌شكافد ، اين واژه به معني طلوع صبح به كار رفته است . بعضي آن را به معني خلق ، يعني همه آفريدگان جهان دانسته‌اند . چرا كه با آفرينش هستي پرده عدم شكافته شده است و نور وجود آشكار گرديده است ، و هر روز و هر ساعت هم با آفرينش و پيدايش هر موجودي پرده نيستي شكافته مي‌شود و سيماي هستي سر به در مي‌آورد .‏

 





سوره فلق آيه  2

‏متن آيه : ‏

‏ مِن شَرِّ مَا خَلَقَ ‏

‏ترجمه : ‏

‏از شر هر آنچه خداوند آفريده است .‏

‏توضيحات : ‏

‏« شَرِّ » : بلا و بدي . « شَرِّ مَا . . . » : در اضافه ( شَرِّ ) به ( مَا ) اين نكته است كه پروردگار با اين بيان به انسان فهمانده است كه هر شرّي از هر مخلوقي صادر و ناشي شود ، منتسب و مرتبط به خود آن مخلوق است . شرّ محض هم وجود ندارد و بلكه شُرور نسبي است . آنچه نسبت به تو شرّ است ، نسبت به آفريده ديگري خير است . مثلاً اگر گرگي گوسفند تو را بخورد ، اين كار نسبت به تو و گوسفند شرّ است و نسبت به گرگ خير . تفنگ يك حربه دفاعي است‌ ؛ نشانه رفتن آن به سوي دشمن خونخواره خير ، و به سوي دوست يا آدم بيگناهي شرّ است . و . . . خلاصه خدا هر چيزي را براي كاري و مصلحتي آفريده است و اغلب حكمت و فلسفه آنها از ديد ما پنهان است .‏

 
سوره فلق آيه  3

‏متن آيه : ‏

‏ وَمِن شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ ‏

 

‏ترجمه : ‏

‏و از شرّ شب بدان گاه كه كاملاً فرا مي‌رسد ( و جهان را به زير تاريكي خود مي‌گيرد ) .‏

 

‏توضيحات : ‏

‏« غَاسِقٍ » : شب تاريك ( نگا : روح‌البيان ) . « وَقَبَ » : فرا رسيد و فرا پوشيد .‏

 

سوره فلق آيه  4

‏متن آيه 