مَنُواْ إَن تَتَّقُواْ اللّهَ يَجْعَل لَّكُمْ فُرْقَاناً وَيُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اي‌ مؤمنان‌! اگر از خدا پروا داريد، براي‌ شما فرقاني‌ قرار مي‌دهد» يعني: براي ‌شما به‌ وسيله‌ تقوي‌، از ثبات‌ دل‌ و قدرت‌ بصيرت‌ و حسن‌ هدايت‌ چنان‌ نيرويي ‌قرار مي‌دهد كه‌ بتوانيد با آن‌، ميان‌ حق‌ و باطل‌ فرق‌ گذاشته‌، شبهات‌ را بشناسيد و در روشني‌ آن‌، از آنچه‌ مايه‌ بيم‌ و هراس‌ شماست‌ حذر كنيد. يا «فرقان» به‌ معني ‌پيروزي‌ است‌ زيرا اين‌ پيروزي‌ است‌ كه‌ حق‌ را از باطل‌ متمايز و نمايان‌ مي‌گرداند «و» اگر از خدا(ج)  پروا بداريد «سيئات‌ را از شما مي‌زدايد و شما را مي‌آمرزد» يعني: گناهان‌ شما را محو مي‌سازد و از آنها در مي‌گذرد. در روايتي ‌آمده‌ است: مراد از «سيئات» گناهان‌ صغيره‌ و مراد از «ذنوب»، گناهان‌ كبيره ‌است‌ «و خدا صاحب‌ فضل‌ بزرگ‌ است» بر بندگانش‌. پس‌ بدانيد كه‌ تقوي‌ كليد اين ‌همه‌ موهبت‌هاست‌.
 
	آيه  30
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُواْ لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَيَمْكُرُونَ وَيَمْكُرُ اللّهُ وَاللّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و ياد كن‌ هنگامي‌ را كه‌ كافران‌ درباره‌ تو نيرنگ‌ مي‌كردند تا تو را به‌ بند كشند يا بكشند يا اخراج‌ كنند».
از ابن‌عباس‌(رض)  در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ فرمود: شبي ‌سران‌ قريش‌ در مكه‌ پيرامون‌ اين‌ موضوع‌ با هم‌ مشورت‌ كردند كه‌ كار رسول‌ خداص را يكسره‌ نمايند پس‌ برخي‌ از آنان‌ گفتند: چون‌ صبح‌ بر او دميد، او را به‌ بند كشيد. برخي‌ ديگر گفتند: بلكه‌ از مكه‌ اخراجش‌ كنيد. برخي‌ ديگر گفتند: از هر قبيله‌ جواني‌ را انتخاب‌ كنيد كه‌ همه‌ به‌طور دسته‌جمعي‌ بر او يورش ‌برند و او را باضربه‌اي‌ چون‌ ضربه‌ يك‌ مرد به‌ قتل‌ رسانند، در آن‌ صورت‌، خون ‌او ميان‌ همه‌ قبايل‌ توزيع‌ خواهد شد و قطعا بني‌هاشم‌ قدرت‌ جنگيدن‌ با تمام‌ قبايل ‌و تيره‌هاي‌ قريش‌ را ندارند. سرانجام‌ بر اين‌ رأي‌ اجماع‌ كردند. همان‌ بود كه‌خداي‌ عزوجل‌ پيامبرش‌ را از نيرنگ‌ و نقشه‌ دشمنان‌ آگاه‌ كرد. آن‌گاه‌ حضرت ‌علي‌(رض)  مأمور شد تا بر بالين‌ آن‌ حضرت‌ص بخوابد تا دشمنان‌ غافل‌ گردند و آن‌حضرتص شبانگاه‌ با ابوبكر صديق‌(رض)  راه‌ هجرت‌ به‌سوي‌ مدينه‌ را در پيش گرفتند تا به‌ غار ثور رسيدند.
«و آنان‌ مكر مي‌كردند و خداوند هم‌ مكر مي‌كرد» يعني: مشركان‌ در خفا عليه ‌رسول‌خداص نيرنگها و توطئه‌ها مي‌تنيدند، اما خداي‌ عزوجل‌ در مقابل‌، نيرنگهايشان‌ را بي‌اثر مي‌كرد و بدانند كه‌ در برابر اين‌ نيرنگها مجازاتشان‌ مي‌كند و نيرنگهايشان‌ را به‌ خودشان‌ بر مي‌گرداند. مجازات‌ الهي‌ از باب‌ «مشاكله‌»[2] مكرناميده‌ شد «و خداوند بهترين‌ تدبيركنندگان‌ است».
 
[2] مشاكله‌ يا هم‌شكل‌گويي‌ : اتحاد در لفظ و اختلاف‌ در معني‌ است.	آيه  31
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا قَالُواْ قَدْ سَمِعْنَا لَوْ نَشَاء لَقُلْنَا مِثْلَ هَذَا إِنْ هَذَا إِلاَّ أَسَاطِيرُ الأوَّلِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چون‌ آيات‌ ما بر آنان‌ خوانده‌ شود، مي‌گويند» از روي‌ سرسختي‌، تعصب‌، تمرد و دوري‌ از حق‌ «شنيديم» آنچه‌ را كه‌ تو بر ما مي‌خواني‌ «اگر بخواهيم‌ مانند اين‌ را» كه‌ تو بر ما خوانده‌اي‌ «مي‌گوييم» اما چون‌ به‌ دنبال‌ آن‌ رفتند كه‌ مانند آيات‌ قرآن‌ را بسازند، از اين‌ كار ناتوان‌ شدند، آن‌گاه‌ ناگزير از روي‌ عناد و تمردگفتند: «اين‌ جز اساطير پيشينيان‌ نيست» يعني: اين‌ قرآن‌، همان‌ چيزي‌ است‌ كه‌ نويسندگان‌ و اسطوره‌پردازان‌، از اخبار و داستانهاي‌ پيشينيان‌ مي‌نويسند.
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آمده‌ است: گوينده‌ اين‌ سخن‌، نضربن‌ حارث‌ ـ لعنه‌الله ـ بود، او سپس‌ در جنگ‌ بدر اسير شد و رسول‌ خداص دستور دادند تا به‌ سختي‌ كشته‌ شود و همچنان‌ شد.
 
  آيه  7
‏متن آيه : ‏
‏ صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ ‏
‏ترجمه : ‏
«راه‌ كساني‌ كه‌ به‌ آنان‌ نعمت‌ ارزاني‌ داشته‌اي» اين‌ نعمت‌يافتگان‌ گرامي‌، همان‌كساني‌ هستند كه‌ در سوره‌ « نساء» از آنان‌ ياد شده‌ است‌، جايي‌ كه‌ خداوند متعال ‌مي‌فرمايد:  (‏ وَمَن يُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيْهِم مِّنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقاً ‏)
«و هر كس‌ از خدا و پيامبر اطاعت‌ كند، در زمره‌ كساني‌ است‌ كه‌ خداوند به‌ايشان‌ نعمت‌ داده‌ است؛ اعم‌ از پيامبران‌، صديقان، شهيدان‌ و صالحان‌ وه! آنهاچه‌ همراهان‌ و دوستان‌ نيكويي‌ هستند. اين‌ فضلي‌ است‌ از جانب‌ خدا و خدا دانايي‌بسنده‌ است‌» [69/4 ].
«نه (راه) كساني‌ كه‌ مورد خشم‌ قرار گرفته‌اند» يعني: ما را با گروهي‌ قرار نده ‌كه‌ از راه‌ مستقيم‌ منحرف‌ شده‌اند، گروهي‌ كه‌ از رحمت‌ تو دورند و به‌سبب‌ آن‌ كه‌با وجود شناخت‌ حق‌ از آن‌ روي‌ برتافته‌ اند، به‌ سخت‌ترين‌ عذاب‌ و شكنجه‌ مبتلامي‌گردند. اين‌ مغضوبان‌ به‌ قول‌ جمهور علما و طبق‌ فرموده‌ رسول‌ خدا ص، يهوديانند.
«و نه»‌ راه‌ «گمراهان». اين‌ گروه‌ بر اساس‌ فرموده‌ رسول‌ خداص ـ و به‌ قول‌ جمهور علما ـ نصاري‌ (مسيحيان‌) مي‌باشند. يعني‌ از آنجايي‌كه‌ يهوديان‌ حق‌ را شناختند ولي‌ آگاهانه‌ آن‌ را فروگذاشته‌ و از آن‌ روي‌ برتافتند، سزاوار خشم‌ وغضب‌ الهي‌ گرديدند و از آنجا كه‌ نصاري‌ (مسيحيان‌) نيز از روي‌ جهل‌ و ناآگاهي، از راه‌ حق‌ منحرف‌ شده‌ و در مورد مقام‌ و منزلت‌ عيسي‌(ع) غلو و زياده‌روي‌ كردند، در گمراهي‌ آشكاري‌ قرار گرفتند.
«آمين» يعني‌: خداوندا! دعايمان‌ را اجابت‌ كن‌. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ عايشه‌ رضي‌الله عنها آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خداص فرمودند: 
«ما حسدتكم‌ اليهود على‌ شي‌ء ما حسدتكم‌ على‌ السلام‌ والتأمين».
«يهود بر هيچ‌ چيز ديگر، به‌اندازه‌ سلام‌ گفتن‌ و آمين‌گفتن‌ بر شما حسد نورزيده‌ اند ».
بايد دانست‌ كه‌ «آمين‌» دعا بوده‌ و از كلمات‌ و آيات‌ قرآن‌ نيست‌. البته‌ آمين‌گفتن‌ بعد از خواندن‌ سوره‌ فاتحه‌ سنت‌ است، به‌ دليل‌ اين‌ حديث‌ شريف‌: «هنگامي‌كه‌ امام‌ آمين‌ مي‌گويد، شما نيز آمين‌ بگوييد زيرا هر كس‌ آمين‌ گفتنش‌ با آمين‌گفتن‌ فرشتگان‌ همراه‌ گردد، گناهان‌ گذشته‌اش‌ آمرزيده‌ مي‌شود».
نظر احناف‌ و مالك