للهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم را ننوشتم».
بايد دانست‌ كه‌ اصحاب‌(رض) بعد از اميرالمؤمنين‌ عثمان‌(رض)  نيز به‌ وي‌ اقتدا كرده‌ و در آغاز آن‌ (‏ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم) را ننوشتند.
ابن‌عباس‌(رض) مي‌گويد: «از علي‌(رض)  پرسيدم‌ كه‌ چرا در آغاز سوره‌ برائه‌(‏ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم) نوشته‌ نشده‌؟ فرمود: زيرا (‏ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم) امان‌ است ‌و برائه‌ حكم‌ شمشير و ملغي‌ كردن‌ پيمانها را فرود آورد لذا در آن‌، اماني‌ نيست». بدين‌جهت‌، «برائه» و «عذاب» از نامهاي‌ مشهور اين‌ سوره‌ است‌ و براي‌ آن ‌چندين‌ نام‌ ديگر نيز روايت‌ شده‌ است‌ چنان‌كه‌ نسفي‌ نامهاي‌ آن‌ را چنين‌ نقل ‌مي‌كند: «برائه‌، توبه‌، مقشقشه‌ (بيزاري‌ كننده‌ از نفاق)، مبعثره‌ (افشاكننده ‌رازهاي‌ منافقان)، مشرده‌ (برهم‌ زننده‌ منافقان‌ و مشركان)، مخزيه‌ (خواركننده‌ منافقان‌ و مشركان)، فاضحه‌ (رسواگر منافقان‌ و مشركان)، مثيره‌، حافره‌، منكله ‌و مدمدمه‌ ـ كه‌ در معني‌ شبيه‌ هم‌اند ـ يعني‌ تارومار كننده‌ كفار و منافقان».
علما در روشني‌ آيات‌ اين‌ سوره‌ گفته‌اند: اهل‌ كتاب‌، در ميان‌ سه‌ انتخاب‌ زيرقرار دارند:
1 ـ پذيرفتن‌ اسلام‌.
2 ـ تن ‌دادن‌ به‌ جنگ‌.
3 ـ قبول‌ جزيه‌.
اما مشركان‌ عرب‌ ـ به‌ اجماع‌ علما ـ دو انتخاب‌ بيشتر پيش‌ رو ندارند: پذيرفتن ‌اسلام‌، يا كشته ‌شدن‌. ولي‌ فقها در غير مشركان‌ عرب‌ اختلاف‌ نظر دارند ولي‌ در طول‌ تاريخ‌، با غير از مشركان‌ عرب‌ ـ از جمله‌ با مجوس‌ ـ مانند اهل‌ كتاب‌ رفتار شده‌، يعني‌ از آنان‌ جزيه‌ نيز پذيرفته‌ شده‌. شايان‌ ذكر است‌ كه‌ جزيه‌، رمز گردن ‌نهادن‌ به‌ سلطه‌ اسلام‌ و مسلمانان‌ است‌.
البته‌ آيات‌ نخست‌ اين‌ سوره‌، از اعلام‌ برائت‌ و جنگ‌ عليه‌ مشركان‌ و اهل‌ كتاب‌ سخن‌ مي‌گويد.
 
سوره توبة
آيه  1
‏متن آيه : ‏
‏ بَرَاءةٌ مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى الَّذِينَ عَاهَدتُّم مِّنَ الْمُشْرِكِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اين» آيات‌ «اعلام‌ برائتي‌ است‌ از طرف‌ خدا و پيامبرش‌ نسبت‌ به‌ آن‌ مشركاني‌كه‌ با آنان‌ عهد بسته‌ بوديد» عهد: عقد و پيماني‌است‌ كه‌ با سوگند محكم‌ ساخته ‌شده‌ باشد. خداي‌ عزوجل‌ به‌ مسلمانان‌ خبر مي‌دهد كه‌ او و پيامبرش‌ به‌سبب ‌پيمان‌شكني‌هايي‌ كه‌ از سوي‌ كفار روي‌ داده‌ است‌، از اين‌ معاهدات‌ اعلام‌ برائت ‌و بيزاري‌ مي‌كنند بنابراين‌، بر معاهدين‌ مسلمان‌ واجب‌ است‌ تا عهدها و پيمانهاي‌ آنان‌ را بي‌اعتبار اعلام‌ كنند.
در يك‌ نگاه‌ كلي‌ ملاحظه‌ مي‌كنيم‌ كه‌ در آن‌ موقعيت‌، وضعيت‌ مشركان‌ در قبال‌ مسلمانان‌ خارج‌ از حالات‌ زير نبود:
يا اين‌كه‌ آنها با مسلمانان‌ پيماني‌ داشتند، يا پيماني‌ نداشتند و كساني‌ كه‌ با مسلمانان‌ پيماني‌ داشتند؛ يا پيمانشان‌ مدت‌ معيني‌ داشت‌ يا نداشت‌ و كساني‌ كه‌ پيمانشان‌ مدت‌ معيني‌ داشت‌، يا اين‌ مدت‌ كمتر از چهار ماه‌ بود، يا بيشتر از آن‌ وكساني‌ كه‌ پيمانشان‌ بيشتر از چهارماه‌ وقت‌ داشت‌، يا صاحبان‌ آن‌ به‌ تعهدات‌ خود وفادار بودند يا خير.
بنابراين‌، اعلام‌ شد كه‌:
1 ـ كساني‌ كه‌ نيت‌ خيانت‌ و پيمان‌شكني‌ عليه‌ مسلمانان‌ دارند، حكم‌شان‌ اين ‌است‌ كه‌ پيمانشان‌ لغو و بي‌اعتبار اعلام‌ شود (اين‌ حكم‌ در سوره‌ انفال‌ گذشت).
2 ـ كساني‌ كه‌ به‌ تعهدات‌ خود وفادارند و پيمانشان‌ بيشتر از چهار ماه‌ وقت‌ دارد، بايد به‌ پيمان‌ با آنان‌ وفا كرد.
3 ـ كساني‌ كه‌ پيماني‌ مطلق‌ از قيد زمان‌ دارند، يا پيمانشان‌ كمتر از چهار ماه‌ وقت‌دارد، بايد به‌ آنان‌ چهار ماه‌ فرصت‌ داد ـ چنان‌كه‌ در آيه‌ بعد مي‌خوانيم‌ ـ و بعداز آن‌، ديگر هيچ‌ عهد و پيماني‌ با آنان‌ مدار اعتبار نيست‌.
4 ـ مشركاني‌ كه‌ پيماني‌ با مسلمانان‌ ندارند، حكم‌ آنان‌ در مقدمه‌ اين‌ سوره‌ بيان ‌شد.
 
	آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ فَسِيحُواْ فِي الأَرْضِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَاعْلَمُواْ أَنَّكُمْ غَيْرُ مُعْجِزِي اللّهِ وَأَنَّ اللّهَ مُخْزِي الْكَافِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ اي‌ مشركان‌! چهارماه‌ ديگر در زمين‌ بگرديد» يعني‌: خداي‌ سبحان‌ بعد از بي‌اعتبار اعلام‌ كردن‌ پيمان‌ مشركان‌، به‌ آنان‌ مجال‌ داد كه‌ چهارماه‌ ديگر به‌طور آزادانه‌ و با امنيت‌ كامل‌ در زمين‌ سير كنند و به‌ هرجايي‌ كه‌ مي‌خواهند بروند و براي‌ جنگ‌ آماده‌ شوند ولي‌ بعد از اين‌ مدت‌، دشمن‌ جنگي‌ خدا و رسولش ‌شناخته‌ شده‌ و در هرجايي‌كه‌ يافته‌ شوند، كشته‌ مي‌شوند. ابن‌كثير ترجيحا بر آن ‌است‌ كه‌ آغاز اين‌ مدت‌، روز حج‌ اكبر سال‌ نهم‌ هجري‌ و پايان‌ آن‌، دهم ‌ربيع‌الاخر سال‌ دهم‌ هجري‌ بود. «و بدانيد كه‌ شما نمي‌توانيد خدا را عاجز گردانيد» يعني‌: بدانيد كه‌ تعيين‌ اين‌ مهلت‌ چهارماهه‌ براي‌ شما از روي‌ عجز ما نيست‌ بلكه‌ از روي‌ مصلحتي‌ است‌ تا كسي‌ كه‌ توفيق‌ توبه‌ مي‌يابد، توبه‌كار شود و بدانيد كه‌ از خداوند(ج)  گريزي‌ نداريد و نمي‌توانيد او را به‌ ستوه‌ آوريد «و بدانيد كه‌ خدا رسواكننده‌ كافران‌ است» يعني‌: خوار و خردكننده‌ آنان‌ است‌، در دنيا؛ باكشتن‌ و به‌ اسارت ‌درآوردن‌ و در آخرت‌؛ با عذاب ‌نمودن‌ كساني‌ كه‌ بر كفر پاي‌ مي‌فشارند.
 
	آيه  3
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَذَانٌ مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ يَوْمَ الْحَجِّ الأَكْبَرِ أَنَّ اللّهَ بَرِيءٌ مِّنَ الْمُشْرِكِينَ وَرَسُولُهُ فَإِن تُبْتُمْ فَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّكُمْ غَيْرُ مُعْجِزِي اللّهِ وَبَشِّرِ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اذاني‌ است» أذان‌: يعني‌: اعلام‌ و اعلان‌ عامي‌ است‌ «از جانب‌ الله و رسول‌ او براي‌ مردم» يعني‌: براي‌ كافه‌ مردم‌، بدون‌ اختصاص‌ قوم‌ و گروهي‌ «در روز حج ‌اكبر» كه‌ اين‌ روز، در مذهب‌ مالك‌ روز عيد اضحي‌ و در مذهب‌ احناف‌ و شافعي‌، روز عرفه‌ است‌. توصيف‌ آن‌ به‌ «اكبر» به‌ اين‌ دليل‌ است‌ كه‌ مردم‌ همه‌ در اين‌ روز، گرد هم‌ مي‌آيند چراكه‌ معظم‌ افعال‌ حج‌ در آن‌ انجام‌ مي‌شود، يا بدان ‌سبب‌ كه‌ عمره‌ «حج‌ اصغر» ناميده‌ شده‌، اين‌ مناسك‌، «حج‌ اكبر» ناميده ‌مي‌شود. دليل‌ تعيين‌ اين‌ وقت‌ خاص‌ براي‌ ابلاغ‌ اين‌ اعلاميه‌، اين‌ است‌ كه‌ اعلام ‌آن‌ در اين‌ روز؛ چنان‌ عام‌، آشكار و فراگير مي‌باشد كه‌ بعد از آن‌، تهمت ‌پيمان‌شكني‌ به‌ هيچ‌ وجه‌ به‌ مسلمانان‌ نمي‌چسبد، از سوي‌ ديگر، رسيدن‌ آن‌ به ‌تمام‌ مردم‌ در اين‌ روز، تضمين‌ شده‌ است‌.
متن‌ اين‌ اعلا