ميه‌ اين‌ است‌: «كه‌ خدا از مشركان‌ بيزار است» يعني‌: بي‌گمان‌ او از مشركان‌ پيمان‌شكن‌ برائت‌ مي‌جويد «و رسول‌ او نيز» قطعا از آنان‌ بيزار است‌. ملاحظه‌ مي‌كنيم‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ در آيه‌ اول‌، از ثبوت‌ «برائت» و بيزاري‌ از مشركان ‌خبر داد و در اين‌ آيه‌، آن‌ را اعلام‌ مي‌دارد. البته‌ ثبوت‌ «برائت» در آيه‌ اول‌، ناظر بر مشركاني‌ بود كه‌ با مسلمانان‌ پيماني‌ داشتند، اما اعلام‌ برائت‌ در اينجا، عام ‌است‌ در مورد تمام‌ مشركان‌. «پس‌ اگر توبه‌ كرديد» از كفر، «آن» توبه‌ «براي ‌شما بهتر است» از استمرارتان‌ در آن‌ «و اگر روي‌ بگردانيد» و بر كفر خويش‌ باقي ‌بمانيد «پس‌ بدانيد كه‌ شما درمانده ‌كننده‌ خداوند نيستيد» يعني‌: از وي‌ گريزنده ‌نيستيد بلكه‌ او دريابنده‌ شماست‌ لذا شما را در برابر اعمالتان‌ مجازات‌ مي‌كند «وكافران‌ را از عذاب‌ دردناك‌ خبر ده» به‌ عنوان‌ جزايي‌ بر كفرشان‌.
 
	آيه  4
‏متن آيه : ‏
‏ إِلاَّ الَّذِينَ عَاهَدتُّم مِّنَ الْمُشْرِكِينَ ثُمَّ لَمْ يَنقُصُوكُمْ شَيْئاً وَلَمْ يُظَاهِرُواْ عَلَيْكُمْ أَحَداً فَأَتِمُّواْ إِلَيْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلَى مُدَّتِهِمْ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«مگر آن‌ مشركاني‌ كه‌ با آنان‌ پيمان‌ بسته‌ايد و چيزي‌ از تعهدات‌ خود را نسبت‌ به‌شما فروگذار نكرده‌اند» و از جانبشان‌ هيچ‌ فروگذاشتي‌ در تعهداتشان‌ ـ ولو ناچيز ـ روي‌ نداده‌ است‌، به‌ اين‌ معني‌ كه‌ عهد شما را نقض‌ نكرده‌اند «و هيچ‌كس» از دشمنانتان‌ «را عليه‌ شما پشتيباني‌ نكرده‌اند پس‌ پيمان‌ آنان‌ را تمام ‌كنيد» يعني‌: به‌ عهد خود با آنان‌ به‌ طور تام‌ و كامل‌ پايبند باشيد «تا مدتشان» يعني‌: تا همان‌ مدتي‌ كه‌ با آنان‌ عهد بسته‌ايد، هرچند بيشتر از چهار ماه‌ باشد «چرا كه‌ خدا پرهيزگاران‌ را دوست‌ مي‌دارد» يعني‌: كساني‌ را كه‌ از او در محرماتش‌ پروا مي‌دارند و بنابراين‌، به‌ عهد خويش‌ وفا مي‌كنند.
اين‌ آيه‌ دليل‌ بر آن‌ است‌ كه‌: از اهل‌ عهد و پيمان‌ با مسلمانان‌، كساني‌ بودند كه ‌عهد خود را شكسته‌ و كساني‌ هم‌ بودند كه‌ بر آن‌ پايداري‌ كرده‌ بودند لذا خداي ‌سبحان‌ به‌ پيامبرش‌ اجازه‌ داد تا با كساني‌ كه‌ پيمان‌شكني‌ كرده‌اند، پيمان‌شكني‌ كند و دستور داد كه‌ به‌ عهد خود با كساني‌ كه‌ پيمان‌شكني‌ نكرده‌اند تا به‌ سررسيدن‌ مدت‌ آن‌ وفا نمايد.
ملاحظه‌ مي‌كنيم‌ كه‌ اين‌ آيه‌، امر به‌ گردش‌ در مدت‌ چهار ماه‌ را كه‌ در آيه ‌(2) آمده‌ است‌، در مورد اين‌ گروه‌ استثنا كرد و در موردشان‌ مجال‌ را از آن‌ فراتر برد.
 
آيه  5
‏متن آيه : ‏
‏ فَإِذَا انسَلَخَ الأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُواْ الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُواْ لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ فَإِن تَابُواْ وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ وَآتَوُاْ الزَّكَاةَ فَخَلُّواْ سَبِيلَهُمْ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ چون‌ ماههاي‌ حرام‌ سپري‌ شد» يعني‌: همان‌ چهارماهي‌ كه‌ ما به‌ آنان‌ تا پايان‌ آن‌ مهلت‌ داده‌ايم‌؛ «مشركان‌ را هر جا كه‌ يافتيد بكشيد» يعني‌: در هر مكاني‌كه‌ آنان‌ را يافتيد، با آنان‌ بجنگيد تا به‌ قتلشان‌ رسانيد، همراه‌ با رعايت‌ احكامي‌ كه‌ خداوند(ج)  در جنگ‌ با كفار مشروع‌ گردانيده‌ است‌ «و آنان‌ را بگيريد» يعني‌: آنان ‌را به‌ اسارت‌ بگيريد زيرا كسي‌ كه‌ از آنان‌ دستگير مي‌شود، اسير است‌ «و آنان‌ را به ‌حصر درآوريد» حصر: بازداشتن‌شان‌ از تصرف‌ در بلاد مسلمانان‌ جز به‌ اجازه‌ خود آنهاست‌ «و براي‌ آنان‌ در هر مرصدي‌ بنشينيد» مرصد: كمين‌گاهي‌ است‌ كه‌ دشمن ‌از آن‌ مورد ترصد قرار مي‌گيرد. يعني‌: براي‌ آنان‌ در مواضعي‌ بنشينيد كه‌ از آن‌ مواضع‌، آنان‌ را مراقبت‌ و ترصد كنيد.
اين‌ آيه‌ كريمه‌ كه‌ متضمن‌ دستور كشتن‌ مشركان‌ بعد از به‌سر رسيدن‌ چهار ماه‌ حرام‌ است‌، در مورد همه‌ مشركان‌ عام‌ بوده‌ و هيچ‌ مشركي‌ از حكم‌ آن‌ خارج ‌نيست‌؛ جز آنان‌ كه‌ سنت‌ نبوي‌ استثنايشان‌ كرده‌ است‌، كه‌ عبارتند از: زنان‌، كودكان‌ نابالغ‌، افراد عاجز و ناتواني‌ كه‌ به‌ هر دليلي‌ توان‌ جنگيدن‌ را نداشته‌ و غيرمحارب‌ شناخته‌ مي‌شوند و اهل‌ كتابي‌ كه‌ جزيه‌ مي‌پردازند.
همچنين‌ اين‌ آيه‌، هر آيه‌ ديگري‌ را كه‌ در آن‌ مؤمنان‌ به‌ روي‌گرداندن‌ از مشركان‌ و شكيبايي‌ بر آزارشان‌ دستور يافته‌اند، منسوخ‌ مي‌كند زيرا اين‌ آيه‌ اعلام ‌مي‌دارد كه‌ ديگر دوره‌ صبر و شكيبايي‌ در برخورد با مشركان‌ به‌پايان‌ آمده‌ است‌، به‌ همين‌ دليل‌، اين‌ آيه‌ كريمه‌ را «آيه‌ سيف» ناميده‌اند. از ابن‌عمرك درحديث‌ شريف‌ متواتر روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ رسول‌خداص فرمودند: «مأمور شده‌ام‌ كه ‌با مردم[1] بجنگم‌ تا آن‌كه‌ گواهي‌ دهند كه‌ معبودي‌ جز خداي‌ يگانه‌ نيست‌ و محمد رسول‌ خداست‌ و نماز را برپا دارند و زكات‌ را بپردازند و چون‌ اين‌ گونه‌ كردند،خونها و اموالشان‌ از جانب‌ من‌ در پناه‌ است‌ مگر به‌ حق‌ اسلام‌ و حساب‌ كارشان‌ باخداست». چنان‌كه‌ حق‌ تعالي‌ مي‌فرمايد: «پس‌ اگر توبه‌ كردند و نماز برپا داشتند وزكات‌ دادند، راه‌ را بر آنان‌ گشاده‌ گردانيد» يعني‌: آنان‌ را به‌ حال‌ خود واگذاشته‌ نه ‌اسيرشان‌ كنيد، نه‌ به‌ محاصره‌شان‌ درآوريد و نه‌ آنان‌ را بكشيد «زيرا خدا آمرزنده‌ مهربان‌ است» آمرزنده‌ است‌ آنچه‌ را كه‌ قبل‌ از اسلام‌ ـ از كفر وخيانت‌ ـ مرتكب‌ گشته‌اند، مهربان‌ است‌؛ زيرا حكم‌ قتل‌ را از آنان‌ بعد از مسلمان ‌شدنشان‌ برمي‌دارد.
 
[1] مراد از مردم‌ در اين‌ حديث‌ شريف‌ ، به‌ اجماع‌ علما مشركان‌ عرب‌اند.	آيه  6
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِنْ أَحَدٌ مِّنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجَارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلاَمَ اللّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اگر كسي‌ از مشركان» غير معاهد بعد از گذشت‌ چهار ماه‌ نزد تو آمد و «از تو پناه‌ خواست» يعني‌: از تو امان‌ خواست‌ «به‌ او پناه‌ بده» يعني‌: پناه‌ او باش‌ و از او حمايت‌ كن‌ «تا كلام‌ خدا را بشنود» از تو و چنان‌كه‌ بايد، در آن‌ تدبر كند و برحقيقت‌ دعوتت‌ واقف‌ شود «سپس‌ او را به‌ جاي‌ امنش‌ برسان» يعني‌: اگر بعد از شنيدن‌ كلام‌ خدا(ج) ، مسلمان‌ نشد، او را به‌ سرزميني‌ كه‌ در آن‌ ايمن‌ است‌ برسان‌ و بعد از آن‌كه‌ او را به‌ مأمنش‌ رساندي‌، برايت‌ جايز است‌ تا با وي‌ بجنگي‌ زيرا در آن‌ هنگام‌، او ديگر از جوار (پناه) تو خارج‌ شده‌ و