 به‌ مأمن‌ خويش‌ رسيده‌ است‌. اين‌ آيه‌ دليل‌ بر آن‌ است‌ كه‌: مستأمن‌ نبايد مورد آزار قرار گيرد و بايد به‌ او امكان ‌بازگشت‌ به‌ كشورش‌ داده‌ شود. «اين» فرمان‌ پناه‌ دادن‌ به‌ آنان‌ «از آن‌ است‌ كه‌ آنان‌ قومي‌ نادانند» يعني‌: آنان‌ از علم‌ نافعي‌ كه‌ وسيله‌ تمييز خير از شر است‌، بي‌بهره‌اند لذا امان ‌دادن‌ به‌ اين‌ گروه‌ را بدين‌ سبب‌ مشروع‌ گردانيده‌ايم‌ تا نسبت‌ به ‌دين‌ ما آگاهي‌ پيدا كنند و دعوت‌ ما در ميان‌ بندگانمان‌ منتشر شود.
آيه‌ كريمه‌ مفيد عام‌ بودن‌ حكم‌ امان‌ براي‌ اهداف‌ ديني‌، يا سياسي‌، يا تجاري ‌است‌ ـ چنانچه‌ اين‌ امان‌ از امام‌ (زمامدار مسلمان) يا نايب‌ وي‌ خواسته‌ شود. البته ‌احناف‌ بر اين‌ امر تصريح‌ كرده‌اند كه‌: مستأمن‌ حق‌ اقامت‌ دائمي‌ در دار اسلام‌ را نداشته‌ و مي‌تواند فقط به‌ مدت‌ چهار ماه‌ ـ براي‌ ضرورتي‌ ـ در دار اسلام‌ اقامت ‌گزيند پس‌ بر امام‌ (زمامدار مسلمان) واجب‌ است‌ تا مستأمن‌ را به‌ هنگام‌ برآمدن‌ نياز وي‌، به‌ خروج‌ از كشور اسلامي‌ دستور دهد و به‌ او اعلام‌ كند كه‌ اگر بعد از دستور خروج‌، باز هم‌ به‌ مدت‌ يك‌ سال‌ به‌ اقامت‌ در كشور اسلامي‌ ادامه‌ داد، او بعد از اين‌ مدت‌، به‌ يك‌ شهروند ذمي‌ تبديل‌ مي‌شود و بنابراين‌، جزيه‌ بر وي‌ مقرر است‌ و بايد آن‌ را بپردازد.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1460.txt">آيه  7</a><a class="text" href="w:text:1461.txt">آيه  8</a><a class="text" href="w:text:1462.txt">آيه  9</a><a class="text" href="w:text:1463.txt">آيه  10</a><a class="text" href="w:text:1464.txt">آيه  11</a><a class="text" href="w:text:1465.txt">آيه  12</a><a class="text" href="w:text:1466.txt">آيه  13</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:147.txt">آيه  113</a><a class="text" href="w:text:148.txt">آيه  114</a><a class="text" href="w:text:149.txt">آيه  115</a><a class="text" href="w:text:150.txt">آيه  116</a><a class="text" href="w:text:151.txt">آيه  117</a><a class="text" href="w:text:152.txt">آيه  118</a><a class="text" href="w:text:153.txt">آيه  119</a></body></html>آيه  7
‏متن آيه : ‏
‏ كَيْفَ يَكُونُ لِلْمُشْرِكِينَ عَهْدٌ عِندَ اللّهِ وَعِندَ رَسُولِهِ إِلاَّ الَّذِينَ عَاهَدتُّمْ عِندَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فَمَا اسْتَقَامُواْ لَكُمْ فَاسْتَقِيمُواْ لَهُمْ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«چگونه‌ براي‌ مشركان‌ نزد خدا و نزد فرستاده‌ او عهدي‌ تواند بود» يعني‌: محال ‌است‌ كه‌ اين‌ گروه‌، عهد و پيماني‌ نزد خداوند(ج)  و نزد رسولش‌ داشته‌ باشند، حال‌ آن‌كه‌ اضداد شما هستند و غدر و خيانت‌ را براي‌ شما پنهان‌ داشته‌ و در پي ‌فرصتي ‌هستند تا عهد شما را بشكنند پس‌ به‌ اين‌ امر طمع‌ ندوزيد كه‌ با آنان‌ عهد و پيماني ‌ببنديد و با خود در اين‌ رابطه‌، حديث‌ نفس‌ هم‌ نكنيد «مگر در مورد كساني‌ كه‌ با آنان ‌كنار مسجدالحرام‌ عهد بسته‌ بوديد» و آن‌ عهد را نشكستند «پس‌ مادام‌ كه‌ با شما بر سر عهد پايدارند شما نيز با آنان‌ پايدار باشيد» يعني‌: با آنان‌ نجنگيد. مراد؛ پيمان‌صلح‌ حديبيه‌ است‌ كه‌ يك‌سال‌ قبل‌ از نزول‌ اين‌ سوره‌، در ميان‌ پيامبر اكرم‌ص ومشركان‌ منعقد گرديد. به‌ قولي‌: مراد از آن‌ قوم‌ پايدار بر عهد خود: قوم ‌«بني‌كنانه» بودند.
بايد دانست‌ كه‌ رسول‌ خداص و مسلمانان‌، بر اساس‌ فرمان‌ الهي‌، در عهد خود با قريش‌ و مردم‌ مكه‌ استوار باقي‌ ماندند و بر مبناي‌ معاهده‌ حديبيه‌، از ذي‌القعده‌سال‌ ششم‌ هجري‌ تا سال‌ هشتم‌ هجري‌، متاركه‌ ميان‌ قريش‌ و مسلمانان‌ استمرار داشت‌ تا آن‌كه‌ قريش‌ عهد خود را شكسته‌ و قبيله‌ بني‌بكر را كه‌ هم‌پيمانشان‌ بودند بر قبيله‌ خزاعه‌ كه‌ هم‌ پيمان‌ رسول‌ خداص بودند، ياري‌ دادند، در اين‌ هنگام‌ بود كه‌ رسول‌ خداص به‌ جنگ‌ با آنان‌ مصمم‌ شده‌ و در رمضان‌ سال‌ هشتم‌ هجري ‌مكه‌ را فتح‌ كردند «هرآينه‌ خداوند متقيان‌ را دوست‌ مي‌دارد» اشاره‌ است‌ به‌ اين‌كه ‌وفا به‌ عهد و پايداري‌ و استواري‌ بر آن‌، از اعمال‌ متقيان‌ است‌.
	آيه  8
‏متن آيه : ‏
‏ كَيْفَ وَإِن يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ لاَ يَرْقُبُواْ فِيكُمْ إِلاًّ وَلاَ ذِمَّةً يُرْضُونَكُم بِأَفْوَاهِهِمْ وَتَأْبَى قُلُوبُهُمْ وَأَكْثَرُهُمْ فَاسِقُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«چگونه‌ براي‌ آنان» يعني‌: براي‌ مشركان‌ «عهدي‌ است‌، با اين‌كه‌ اگر بر شما دست‌ يابند» و غلبه‌ پيدا كنند «در باب‌ شما نگاه‌ نمي‌دارند» يعني‌: در حق‌ شما مراعات‌ نمي‌كنند «الي‌ را» ال‌: قرابت‌ و خويشاوندي‌ است‌ «و نه‌ ذمه‌اي‌ را» ذمه‌: عهد و پيمان‌ است‌ «شما را با زبانشان‌ راضي‌ مي‌كنند» با مجامله‌ و خوشگويي‌، براي‌ اين‌كه‌ دلهايتان‌ را به‌دست‌ آورند و شما را راضي‌ نگه‌ دارند «حال‌ آن‌كه‌ دلهايشان‌ از آن‌ ابا دارد» و برخلاف‌ آن‌ مي‌تپد زيرا دلهايشان‌ پر از كينه‌ و بغض‌ عليه ‌شماست‌، دلهايشان‌ دوست‌دار چيزي‌ است‌ كه‌ زيان‌ و نقص‌ شما در آن‌ نهفته‌ است ‌«و بيشترين‌ آنان‌ فاسقند» فسقشان‌ عبارت‌ است‌ از: تمرد و بي‌باكي‌ در كفر، جسارت‌ بر نافرماني‌ و بيرون ‌شدن‌ از دايره‌ حق‌ با پيمان‌ شكني‌ و عدم‌ رعايت‌ معاهدات‌.
 
	آيه  9
‏متن آيه : ‏
‏ اشْتَرَوْاْ بِآيَاتِ اللّهِ ثَمَناً قَلِيلاً فَصَدُّواْ عَن سَبِيلِهِ إِنَّهُمْ سَاء مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيات‌ خدا را به‌ بهاي‌ ناچيزي‌ فروختند» يعني‌: آيات‌ قرآن‌ را كه‌ از جمله‌ آن‌، آيات‌ متضمن‌ دستور وفا به‌ عهد است‌، به‌ بهاي‌ اندك‌ و پستي‌ كه‌ همانا بهره‌هاي ‌فاني‌ مورد نظر آنهاست‌، فروختند «و از راه‌ الله باز داشتند» خود از حق‌روي ‌برتافتند و غير خويش‌ از مردم‌ را نيز از راه‌ حق‌ بازداشتند «به‌ راستي‌ آنان‌ چه‌ بداعمالي‌ انجام‌ مي‌دادند» يعني‌: اين‌ كاركردشان‌ چه‌ بد و ناشايست‌ بود.
 
آيه  10
‏متن آيه : ‏
‏ لاَ يَرْقُبُونَ فِي مُؤْمِنٍ إِلاًّ وَلاَ ذِمَّةً وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُعْتَدُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«درباره‌ هيچ‌ مؤمني» اعم‌ از ياران‌ رسول‌ خداص، يا غير ايشان‌ «هيچ ‌ال» يعني‌: پيوند خويشاوندي‌ «و ذمه‌اي» يعني‌: پيماني‌ «را رعايت ‌نمي‌كنند» يعني‌: نزد آنان‌ مطلقا و به‌ هيچ‌ وجه‌، مراعات‌ هيچ‌ حقي‌ از حقوق‌ مؤمنان‌ مطرح‌ نيست‌. به‌ اين‌ ترتيب‌ در آيه‌ (8) عدم‌ رعايت‌ حق‌ از سوي‌ آنان‌ را در خصوص‌ اصحاب‌ رسول‌ خداص ذكر كرد و در اينجا در مورد همه‌ مؤمنان‌ به‌طور عام‌ بيان‌ فرمود «و آنان‌ همان‌ تجاوزكارانند» يعني‌: آنان‌ با پيمان‌ شكني‌، از حد حلال‌ به‌سوي‌ حرام‌ تجاوز كرده‌اند. يا در شر و تمرد به‌ منتهاي‌ آن‌ رسيده‌اند. پس‌ كساني‌ كه‌ داراي‌ وضع‌ و حالي‌ اين‌چنين‌ باشند، چگونه‌ شايسته‌ برخ