يكان‌ نسبي‌ او هستند «و اموالي‌ كه‌ كسب‌ كرده‌ايد و تجارتي‌ كه‌ از كسادش ‌بيمناكيد» مراد از كساد اموال‌ در اينجا: عدم‌ فروش‌ آن‌ به‌ سبب‌ فوت‌ وقت‌ به‌خاطر هجرت‌ و مفارقت‌ از وطن‌، يا به‌سبب‌ مقاطعه‌ كافران‌ با مؤمنان‌ است‌ «و منزلهايي‌ كه‌ مي‌پسنديد» يعني‌: آنها را خوش‌ داشته‌ و بدانها بسيار مايليد و هميشه ‌دست‌اندركار رسيدگي‌ به‌ آنها و تجهيز اسباب‌ و اثاثيه‌ آنها هستيد تا پيوسته ‌دل‌پسند و زيبا باشند. آري‌! اگر اين‌ چيزها «نزد شما از خدا و پيامبرش‌ و جهاد در راه‌ وي‌ دوست‌داشتني‌تر است» به‌طوري ‌كه‌ با مشغول ‌شدن‌ به‌ آنها از حق‌ خداوند(ج)  واجراي‌ اوامر وي‌ و هجرت‌ و جهاد در راه‌ وي‌ غافل‌ مانده‌ايد «پس‌ منتظر باشيد تا خدا فرمانش‌ را به‌ اجرا درآورد» و عذاب‌ و مجازاتي‌ را كه‌ مقتضاي‌ مشيت‌ وي ‌است‌، محقق‌ گرداند «و خدا گروه‌ فاسقان‌ را هدايت‌ نمي‌كند» زيرا كساني‌ كه‌ آنچه ‌را ذكر شد، از خدا(ج)  و رسول‌ وي‌ص دوست‌تر داشته‌ و به‌ جهاد در راه‌ وي‌ تمايل‌ نداشته‌ باشند، فاسق‌اند و سزاوار هدايت‌ نمي‌باشند.
اين‌ آيه‌ كريمه‌، انذار و هشدار بزرگي‌ است‌ براي‌ كساني‌ كه‌ با پيش ‌كشيدن‌ عذرها و بهانه‌هاي‌ واهي‌، از جهاد تخلف‌ مي‌كنند ـ كه‌ اين‌ گروه‌ در عصر ما فراوانند! چه‌قدر غافل‌ و از خود راضي‌اند مسلماناني‌ كه‌ از خداوند(ج)  طمع‌ها و انتظارات‌ دورودرازي‌ دارند، در حالي‌كه‌ خود سزاوار عذاب‌ وي‌ مي‌باشند؟! پناه‌ بر خدا از خشم‌ و عذاب‌ وي‌. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «آن‌گاه‌ كه‌ مال‌ را به‌ مبلغي‌ بيشتر از قيمت‌ حقيقي‌ آن‌ به‌ نسيه‌ معامله‌ كرديد [معامله عینه] و آن‌گاه‌ كه‌ دم‌هاي‌ گاو را گرفتيد (كنايه‌ از حكومت‌ ستم‌ و جور است) و آن‌گاه‌ كه‌ به‌ كشاورزي‌ راضي‌ شده‌ و جهاد در راه‌ خدا(ج)  را ترك‌ كرديد، بي‌گمان‌ خداوند(ج)  بر شما ذلتي‌ را مسلط مي‌گرداند كه‌ تا به‌ دين‌ خويش‌ برنگرديد، قطعا آن‌ را از شما دور نمي‌كند».
 
آيه  114
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن مَّنَعَ مَسَاجِدَ اللّهِ أَن يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ وَسَعَى فِي خَرَابِهَا أُوْلَئِكَ مَا كَانَ لَهُمْ أَن يَدْخُلُوهَا إِلاَّ خَآئِفِينَ لهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و كيست‌ ظالم‌تر؟» استفهام‌ انكاري‌ است، يعني: كسي‌ ظالم‌تر نيست‌ «ازآن‌ كس‌ كه‌ نگذارد در مساجد خدا نام‌ وي‌ برده‌ شود» و كساني‌ را كه‌ براي‌ اداي‌ نماز،ذكر و تلاوت‌ و تعليم‌ قرآن‌ به‌ مساجد مي‌آيند، از آن‌ بازدارد «و در ويراني‌ آنهابكوشد» يعني: در ويرانسازي‌ بناي‌ آنها، يا در تعطيل‌ كردن‌ طاعات‌ و عبادات‌ درآنها - چون‌ تعليم‌ علم، نشستن‌ در آنها براي‌ اعتكاف‌ و امثال‌ آن‌ از فعاليتهاي‌مشروع‌ ديگر - بكوشد؟ چنان‌كه‌ مشركان‌ در روز حديبيه‌ با رسول‌ خدا ص همين‌كار را كردند، آن‌گاه‌كه‌ آن‌ حضرت‌ ص و همراهانشان‌ را از ورود به‌ مكه‌بازداشتند «آنان‌ را نسزد جز اين‌ كه‌ ترسان‌ و لرزان‌ در آنها درآيند» يعني: سزاوارشان ‌اين‌ بود كه‌ با ترس‌ و لرز از هيبت‌ الله (ج) كه‌ پروردگارشان‌ است‌، به‌ مساجد واردمي‌شدند زيرا مساجد خانه‌هاي‌ عبادت‌ حق‌ تعالي‌ است. يا معني‌ اين‌ است: كفار رابا جهاد چنان‌ مرعوب‌ كنيد كه‌ كسي‌ از آنها با احساس‌ امنيت‌ وارد مساجد شمانشود «در اين‌ دنيا برايشان‌ خواري‌ است‌» يعني: براي‌ اين‌ گروهي‌ كه‌ مساجد خدا(ج) را ويران‌ كرده‌ و از ذكر خداي‌ عزوجل‌ در آنها جلوگيري‌ مي‌كنند، در دنيا از جانب‌ خداوند متعال‌ خواري‌ و ذلتي‌ سخت‌ است، كه‌ اين‌ خواري‌ و ذلت‌ رابه‌دست‌ مؤمنان‌ جهادگر در راه‌ دينش‌ برآنها وارد مي‌سازد، بدين‌گونه‌ كه‌ مجاهدان‌مؤمن، آنها را مي‌كشند، به‌ اسارت‌ مي‌گيرند و بر آنان‌ جزيه‌ وضع‌ مي‌كنند «وبرايشان‌ در آخرت‌ عذابي‌ بزرگ‌ است‌» در آتش‌ جهنم‌.
اين‌ آيه‌ مؤمنان‌ را ارشاد مي‌كند كه‌ بايد مساجد خدا(ج) را از تسلط كفار نگه‌دارند، همچنين‌ به‌ مؤمنان‌ اجازه‌ مي‌دهد كه‌ هرگاه‌ كفار بيمناك‌ و ذليل‌ بودند، درهاي‌ مساجد را بر رويشان‌ نبندند. مفسران‌ در تعيين‌ مراد آيه‌ از كساني‌ كه‌ مؤمنان‌ را از مساجد خدا(ج) باز مي‌دارند و در ويرانسازي‌ آنها مي‌كوشند، بر دو قول‌اند؛ قول‌ اول‌ اين‌ است‌ كه: مراد از آنان‌ نصاري‌ هستند كه‌ مردم‌ را از اداي‌ نماز دربيت‌المقدس‌ باز مي‌داشتند. قول‌ دوم‌ اين‌ است‌ كه: مراد از آنان، مشركان‌ قريشندكه‌ رسول‌ خداص را در روز حديبيه‌ از ورود به‌ مسجدالحرام‌ بازداشتند. ابن‌كثير قول‌ دوم‌ را ترجيح‌ داده، و در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آن‌ نيز هر دو قول‌ روايت‌ شده‌ است‌.
 
آيه  25
‏متن آيه : ‏
‏ لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّهُ فِي مَوَاطِنَ كَثِيرَةٍ وَيَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنكُمْ شَيْئاً وَضَاقَتْ عَلَيْكُمُ الأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُم مُّدْبِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«قطعا خداوند شما را در مواضع‌ بسياري‌ ياري‌ كرد و نيز در روز حنين» شما را ياري ‌كرد. «حنين» وادي‌اي‌ در ميان‌ مكه‌ و طائف‌ است‌ «آن‌هنگام‌ كه‌ بسياري‌ تعداد شما، شما را به‌ شگفت‌ آورده‌ بود» اما در غزوات‌ قبل‌ از حنين‌، مسلمانان‌ از نظر تعداد كم‌ بودند لذا در آن‌ غزوات‌، به‌ بسياري‌ تعداد خويش‌ شاد و شگفت‌زده ‌نمي‌شدند «ولي‌ آن‌ بسياري‌ تعداد، به‌ هيچ‌ وجه‌ چيزي‌ را از شما دفع نكرد و زمين‌ با همه‌ فراخي‌ بر شما تنگ‌ گرديد» بر اثر ترس‌ و بيمي‌ كه‌ بر شما چيره‌ شده‌ بود «سپس ‌درحالي‌كه‌ پشت‌ به‌ دشمن‌ كرده‌ بوديد، برگشتيد» يعني‌: شكست‌ خورديد.
در شوال‌ سال‌ هشتم‌ هجري‌ ـ بعد از فتح‌ مكه‌ ـ به‌ رسول‌ خداص خبر رسيد كه ‌قبايل‌ «هوازن» و «ثقيف» به‌ رهبري‌ مالك‌بن‌عوف‌ متحد شده‌ و براي‌ نبرد با ايشان‌ آماده‌ گرديده‌اند و هم‌اينك‌ با زنان‌، فرزندان‌، گوسفندان‌ و چهارپايانشان‌ به‌ ميدان‌ روي‌ آورده‌اند. رسول‌ خداص با مسلمانان‌ همراهشان‌ كه‌ به‌ (12000) مرد جنگي‌ بالغ‌ مي‌شدند، به‌ مقابله‌ آنها شتافتند. در اين‌ هنگام‌ گوينده‌اي‌ از مسلمانان‌ گفت‌: امروز از كمي‌ تعداد خويش‌ مغلوب‌ نمي‌شويم‌! همان‌ بود كه‌ مسلمانان‌ شكست‌ خوردند و تنها رسول‌ اكرم‌ص با گروه‌ اندكي‌ از مسلمانان‌ كه ‌تعدادشان‌ به‌ حدود صد تن‌ بالغ‌ مي‌شد ـ و ابوبكر، عمر، عباس‌ عموي‌ پيامبرص وابوسفيان‌  از آن‌ جمله‌ بودند ـ پايداري‌ كردند، سپس‌ مسلمانان‌ فراري‌ به‌ نداي ‌رسول‌ اكرم‌ص لبيك‌ گفته‌ به‌ خود آمدند و از عقبه‌هاي‌ فرا