مشروع‌ كرده‌ است‌ و مردم‌ را به‌وسيله‌ آنها هدايت‌ مي‌كند «و» هم‌اوست‌ كه‌ پيامبر خود را با «دين‌ حق» كه‌ اسلام‌ است‌ فرستاد، اسلامي‌ كه‌ ممثل‌ عقيده‌ حق‌ و معرف‌ توحيد خالص‌ است‌ و از صرف‌ عبادت‌ براي‌ هر گونه‌ مخلوقي‌، عاري‌ و منزه‌ مي‌باشد «تا آن‌ را» يعني‌: تاپيامبرش‌، يا دين‌ حق‌ را به‌ وسيله‌ حجتها و برهانهايي‌ كه‌ اسلام‌ دربرگيرنده‌ آن‌ است ‌«بر همه‌ اديان‌ پيروز گرداند» و سپاس‌ خداي‌ عزوجل‌ را كه‌ اين‌ وعده‌ هم‌ روي‌ داد «هرچند مشركان‌ خوش‌ نداشته‌ باشند» اين‌ پيروزي‌ و غلبه‌ را ولي‌ به‌ كوري‌ چشم ‌همه‌ آنها، اسلام‌ هميشه‌ غالب‌ و پيروز است‌. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «إن‌ الله ‌زوي‌ لي‌ الأرض‌ مشارقها و مغاربها و سيبلغ‌ ملك‌ أمتي‌ ما زوي‌ لي‌ منها:  خداي‌ عزوجل‌ زمين‌ را با مشارق‌ و مغارب‌ آن‌ براي‌ من‌ در هم‌ پيچيد (به‌طوري‌ كه‌ همه‌اين‌ گستره‌ را ديدم) و به‌ زودي‌ فرمانروايي‌ امتم‌ به‌ آن‌ محدوده‌اي‌ از زمين‌ كه‌ برايم ‌در هم‌ پيچيده‌ شد، خواهد رسيد».
 
آيه  34
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّ كَثِيراً مِّنَ الأَحْبَارِ وَالرُّهْبَانِ لَيَأْكُلُونَ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلاَ يُنفِقُونَهَا فِي سَبِيلِ اللّهِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اي‌ مسلمانان‌! در حقيقت‌، بسياري‌ از دانشمندان‌ و راهبان‌ اهل‌ كتاب‌، اموال‌ مردم‌ را به‌ ناروا مي‌خورند» يعني‌: بسياري‌ از سردمداراني‌ كه‌ يهود و نصاري‌ آنان‌ را به ‌خدايي‌ گرفته‌اند، مال‌ حرام‌ ـ همچون‌ رشوه‌ ـ را مي‌خورند. احبار: علماي ‌يهود و رهبان‌: زاهدان‌ نصاري‌ اند. سفيان‌بن‌ عيينه‌ مي‌گويد: «هر كس‌ از علماي‌ ما كه‌ فاسد شود، در او مشابهتي‌ به‌ يهود است‌ و هر كس‌ از عباد و زهاد ما كه‌ فاسد شود، در او مشابهتي‌ به‌ نصاري‌ است». «و» همچنان‌ آن‌ احبار و رهبان‌ «آنها را از راه‌ خدا باز مي‌دارند» يعني‌: مردم‌ را از رفتن‌ به‌ راهي‌ كه‌ به‌ رضا و قرب‌ حق‌ تعالي ‌مي‌انجامد ـ كه‌ همانا دين‌ اسلام‌ است‌ ـ باز مي‌دارند «و كساني‌ كه‌ طلا و نقره‌ را كنز مي‌كنند» يعني‌: كساني‌ كه‌ زكات‌ اموال‌ خود را نمي‌پردازند زيرا مالي‌ كه‌ زكات‌ آن ‌ادا شود، كنز نيست‌، هرچند هم‌ بسيار باشد ـ كه‌ قول‌ راجح‌ در تفسير (كنز ) همين ‌است‌. كنز: هر چيزي‌ است‌ كه‌ بر روي‌ هم‌ جمع‌آوري‌ و ذخيره‌ و گنج‌ شود. «و آن ‌را» يعني‌: آن‌ گنجها و اموال‌ را «در راه‌ الله خرج‌ نمي‌كنند پس‌ اين‌ گروه‌ را به‌ عذابي ‌دردناك‌ بشارت‌ بده» مراد از آنان‌: يا همان‌ احبار و راهبان‌ اهل‌ كتابند ـ كه ‌مسلمانان‌ داراي‌ اين‌ صفت‌، نيز شامل‌ اين‌ حكم‌ مي‌شوند ـ يا اين‌كه‌ مراد مسلمانان‌ گردآورنده‌ اموال‌ و انفاق‌ نكننده‌ آنند كه‌ از باب‌ تغليظ و توبيخ‌، با احبار حرام‌خوار اهل‌ كتاب‌ يكجا ذكر شده‌اند. بشارت‌ دادن‌ آنان‌ به‌ عذاب‌، از باب ‌استهزا و تحقير آنهاست‌.
 
	آيه  35
‏متن آيه : ‏
‏ يَوْمَ يُحْمَى عَلَيْهَا فِي نَارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوَى بِهَا جِبَاهُهُمْ وَجُنوبُهُمْ وَظُهُورُهُمْ هَذَا مَا كَنَزْتُمْ لأَنفُسِكُمْ فَذُوقُواْ مَا كُنتُمْ تَكْنِزُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«روزي‌ كه‌ آن‌ گنجينه‌ها را در آتش‌ دوزخ‌ بگدازند» يعني‌: روزي‌ كه‌ آتش‌ دوزخ ‌را با حرارت‌ و دماي‌ شديدي‌ كه‌ دارد، با آن‌ اموال‌ و گنجها برافروزند «و پيشاني‌ و پهلو و پشت‌ آنان‌ را با آنها داغ‌ كنند» اين‌ اعضا به‌ سبب‌ آن‌ به‌ يادآوري‌ مخصوص‌شد كه‌ آن‌ ممسكان‌ چون‌ فقيري‌ را مي‌ديدند، روترش‌ مي‌كردند و چون‌ در مجلسي‌ با فقيري‌ روبرو مي‌شدند، از او رو برتافته‌ و با پشت‌ كردن‌ و پهلو گرداندن ‌به‌ او، تحقيرش‌ مي‌كردند. يا معني‌ اين‌ است‌: اين‌ عذاب‌ بر هر چهار سوي‌ بدنشان ‌شعله‌ور است‌ «اين‌ است‌ آنچه‌ براي‌ خود ذخيره‌ نهاديد» يعني‌: از باب‌ استهزا و توبيخ‌ به‌ آنها گفته‌ مي‌شود: اين‌ همان‌ اموالي‌ است‌ كه‌ آن‌ را اندوخته‌ايد تا از آن‌ سود برگيريد، اين‌ است‌ سود آن‌؛ «پس‌ آنچه‌ را ذخيره‌ مي‌كرديد، بچشيد» يعني‌: كيفر و فرجام‌ بد آن‌ را بچشيد. ابن‌عمر(رض)  در تفسير آيه‌ كريمه‌ فرمود: «مفاد اين‌آيه‌ ناظر بر مال‌اندوزي‌ قبل‌ از فرضيت‌ زكات‌ است‌ و چون‌ زكات‌ فرض‌ شد،خداي‌ عزوجل‌ آن‌ را پاك‌كننده‌ اموال‌ گردانيد، سپس‌ اضافه‌ كرد: اگر به‌ اندازه ‌كوه‌ احد طلا داشته‌ باشم‌، مشروط به‌ اين‌كه‌ شمار آن‌ را بدانم‌ و زكات‌ آن‌ را بدهم ‌و در آن‌ به‌ طاعت‌ خدا(ج)  عمل‌ كنم‌، هيچ‌ باكي‌ ندارم».
در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «هنگامي‌ كه‌ مردم‌ طلا و نقره‌ را گنج‌ مي‌كنند، شما اين‌ گروه‌ از كلمات‌ را براي‌ خود گنج‌ نماييد: «اللهم إني أسألك الثبات في الأمر والعزيمة على الرشد، وأسألك شكر نعمتك، وأسألك حسن عبادتك، وأسألك قلباً سليماً، وأسألك لساناً صادقاً، وأسألك من خير ما تعلم، وأعوذ بك من شر ما تعلم، وأستغفرك لما تعلم، إنك علاَّم الغيوب:  بارخدايا! من‌ از تو در كار (خير) پايداري‌ و بر راه ‌رشد؛ تصميم‌ و عزم‌ محكم‌ مي‌طلبم‌ و از تو مي‌خواهم‌ كه‌ به‌ من‌ توفيق‌ شكرگزاري ‌نعمتت‌ را ارزاني‌ بداري‌ و از تو مي‌خواهم‌ كه‌ به‌ من‌ توفيق‌ دهي‌ تا عبادتت‌ را به ‌نيكويي‌ انجام‌ دهم‌ و ازتو دلي‌ سالم‌ و زباني‌ صادق‌ مي‌طلبم‌ و از تو از خير آنچه‌ كه ‌مي‌داني‌، مي‌طلبم‌ و به‌ تو از شر آنچه‌ كه‌ مي‌داني‌، پناه‌ مي‌برم‌ و از تو از آنچه‌ كه‌ مي‌داني‌، آمرزش‌ مي‌خواهم‌، همانا تو داناي‌ غيب‌هايي». همچنين‌ در حديث‌ شريف ‌به‌ روايت‌ عمر(رض)  آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خداص به‌ وي‌ فرمودند: «آيا تو را از بهترين‌ آنچه‌ كه‌ شخص‌ گنج‌ مي‌كند آگاه‌ نكنم‌؟ آن‌ بهترين‌، زن‌ شايسته‌ است‌ كه ‌چون‌ شخص‌ به‌سوي‌ وي‌ بنگرد، او را شادمان‌ گرداند و چون‌ وي‌ را فرمان‌ دهد، اطاعتش‌ كند و چون‌ از وي‌ غايب‌ شود، نگهدار (آبرو و مال) وي‌ است».
 
 آيه  36
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِندَ اللّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْراً فِي كِتَابِ اللّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَات وَالأَرْضَ مِنْهَا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ فَلاَ تَظْلِمُواْ فِيهِنَّ أَنفُسَكُمْ وَقَاتِلُواْ الْمُشْرِكِينَ كَآفَّةً كَمَا يُقَاتِلُونَكُمْ كَآفَّةً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«همانا شمار ماهها نزد خداوند» يعني‌: در حكم‌ و قضا و حكمت‌ وي‌ «در كتابش»