 قَلِيلٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اي‌ كساني‌ كه‌ ايمان‌ آورده‌ايد، شما را چه‌ شده‌ است‌ كه‌ چون‌ به‌ شما گفته‌ مي‌شود: در راه‌ خدا بيرون‌ آييد، سنگين‌ شده‌ به‌سوي‌ زمين‌ ميل‌ مي‌كنيد» تا در خانه‌ و ديارتان ‌باقي‌ بمانيد. يا به‌سوي‌ دنيا و شهوات‌ آن‌ ميل‌ مي‌كنيد و رنجها و دشواريهاي‌ سفر را ناخوش‌ مي‌داريد.
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آمده‌ است‌ كه‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌ در عتاب‌ و سرزنش‌ كساني‌ نازل ‌شد كه‌ از همراهي‌ با رسول‌ خداص در غزوه‌ تبوك‌ تخلف‌ كردند.
يادآور مي‌شويم‌ كه‌ غزوه‌ تبوك‌ در سال‌ نهم‌ هجري‌، يعني‌ يك‌سال‌ بعد از فتح‌ مكه‌ واقع‌ شد. و تبوك‌، جايي‌ در ميان‌ وادي‌القري‌ و شام‌ است‌. نفير: بيرون‌ رفتن‌براي‌ جنگ‌ است‌. اصل‌ ﴿ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الأَرْض﴾، «تثاقلتم» است‌، يعني‌: سست‌ وگرانجان‌ شده‌ و به‌ باقي ‌ماندن‌ در سرزمين‌ خود ميل‌ كرديد «آيا به‌جاي‌ آخرت‌ به ‌زندگي‌ دنيا» يعني‌: به‌ نعمت‌هاي‌ آن‌ «دل‌ خوش‌ كرده‌ايد؟» مگر نمي‌دانيد كه‌ نعمتهاي‌ آخرت‌ با جهاد در راه‌ ما دست يافتني‌ است‌، نه‌ با نشستن‌ و بهره‌ور بودن‌ ازنعمتهاي‌ مادي‌؟ «متاع‌ زندگاني‌ دنيا در برابر آخرت» يعني‌: در پهلوي‌ آخرت‌ و در برابر آن‌ «جز اندكي‌ نيست» كه‌ اصلا ارزش‌ و اهميتي‌ ندارد. در حديث‌ شريف‌ آمده ‌است‌: «دنيا در برابر آخرت‌ جز چنان‌كه‌ يكي‌ از شما اين‌ انگشتش‌ را ـ و به‌سوي‌انگشت‌ سبابه‌ خويش‌ اشاره‌ كردند ـ در دريا داخل‌ كند نيست‌ پس‌ بايد بنگرد كه‌ آن‌ را با چه‌ مقدار از آب‌ بيرون‌ مي‌آورد!».
 آيه  39
‏متن آيه : ‏
‏ إِلاَّ تَنفِرُواْ يُعَذِّبْكُمْ عَذَاباً أَلِيماً وَيَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ وَلاَ تَضُرُّوهُ شَيْئاً وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اگر بيرون‌ نياييد» به‌سوي‌ جهاد «شما را به‌ عذابي‌ دردناك‌ عذاب‌ مي‌كند» با سركوب‌ نمودن‌ و به‌ ذلت‌كشيدنتان‌ به‌ دست‌ دشمنانتان‌، يا به‌ عذاب‌ كوني‌ و بلاياي‌ طبيعي‌ «و بجاي‌ شما قوم‌ ديگري‌ را مي‌آورد» كه‌ دين‌ خدا(ج)  را ياري‌ دهند و در نتيجه‌؛ دولت‌ و عزت‌ در آنها قرارگيرد «و به‌ او هيچ‌ زياني‌ نمي‌رسانيد» بافروگذاشتن‌ فرمان‌ وي‌ در رفتن‌ به‌ ميادين‌ جهاد. يا هيچ‌ زياني‌ به‌ رسول‌ خداص نمي‌رسانيد؛ با ترك‌ ياري‌ وي‌ و رهسپار نشدن‌ با وي‌ به‌سوي‌ جهاد «و خدا بر همه ‌چيز تواناست» و از جمله‌ توانايي‌هاي‌ وي‌، عذاب‌ نمودنتان‌ و عوض‌ كردنتان‌ با قوم‌ ديگري‌ است‌.
آيه‌ كريمه‌ دربرگيرنده‌ تهديد و هشدار بزرگي‌ است‌ براي‌ گرانجانان‌ و سنگين ‌دلان‌ از رفتن‌ به‌ جهاد.
	آيه  40
‏متن آيه : ‏
‏ إِلاَّ تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُواْ ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لاَ تَحْزَنْ إِنَّ اللّهَ مَعَنَا فَأَنزَلَ اللّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَّمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُواْ السُّفْلَى وَكَلِمَةُ اللّهِ هِيَ الْعُلْيَا وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اگر او را ياري‌ ندهيد» يعني‌: اگر ياري‌ رسول‌ خداص را فروگذاريد، بدانيد كه‌ خداوند(ج)  متكفل‌ و عهده‌دار كار وي‌ است‌ و «قطعا خداوند او را نصرت‌ داد» دردوران‌ كمي‌ها و كاستي‌ها و تنگناها و او را بر دشمنانش‌ پيروز ساخت‌. يا كساني‌كه‌ در گذشته‌ نصرتش‌ داده‌اند ـ هنگامي‌ كه‌ با پيامبرص جز يك‌ تن‌، كسي‌ ديگر همراه‌ نبود ـ باز هم‌ او را نصرت‌ خواهند داد «آن‌گاه‌ كه‌ كافران‌ او را بيرون‌ كردند» ازمكه‌ «و او نفر دوم‌ از دو تن‌ بود» كه‌ آن‌ دو تن‌، يكي‌ خود رسول‌ خداص وديگري‌ ابوبكر صديق‌(رض)  بود «هنگامي‌كه‌ اين‌ دو كس‌ در غار بودند» اين‌ غار در كوه‌ «ثور» در سمت‌ راست‌ مكه‌، به‌ فاصله‌ يك‌ ساعت‌ راه‌ از آن‌ قرار دارد، كه ‌رسول‌ خداص با يارشان‌ ابوبكر(رض) ، سه‌ روز را در آن‌ به‌سر  بردند «آن‌گاه‌ كه‌ مي‌گفت» پيامبرص «به‌ يار خود» ابوبكر(رض)  «اندوهگين‌ نباش‌ كه‌ خدا با ماست» با ياري‌ و نگهداري‌اش‌ و هر كس‌ كه‌ خدا(ج)  با او باشد؛ هرگز مغلوب‌ نمي‌شود و هر كس‌ مغلوب‌ نشود؛ سزاوار آن‌ است‌ كه‌ اندوه‌ و نگراني‌ را بر او رنگي‌ نباشد «پس‌ خداوند سكينه‌ خود را بر او فرو فرستاد» سكينه‌: آرامش‌ است‌. يعني‌: تشويش‌ وتلاطم‌ و اضطراب‌ پيامبر خويش‌ را تسكين‌ داد تا بدانجا كه‌ ترس‌ و نگراني‌ از دل ‌آن‌ حضرت‌ص بيرون‌ رفت‌ و كاملا آرامش‌ يافتند. به‌ قولي‌ مراد اين‌ است‌: خداوند(ج)  اضطراب‌ ابوبكر(رض)  را تسكين‌ داد. ولي‌ قول‌ اول‌ راجح‌ است‌ «و او را به‌ لشكرياني‌ كه‌ آنها را نمي‌ديديد، قوت‌ داد» كه‌ اين‌ لشكريان‌ فرشتگان‌ بودند وچهره‌ها و ديدگان‌ كفار را از يافتن‌ مخفي‌گاه‌ پيامبرص برگردانيدند. يا بعد از آن‌، فرشتگان‌ را در غزوات‌ به‌ ياري‌ پيامبر خويش‌ فرستاد چنان‌كه‌ در بدر چنين‌ كرد «وكلمه‌ كساني‌ را كه‌ كفر ورزيدند، فروتر ساخت» يعني‌: كلمه‌ شرك‌ را، در نتيجه‌؛ دولت‌ مشركان‌ را به‌ پايان‌ آورد «و كلمه‌ خداست‌ كه‌ برتر است» كه‌ اين‌ كلمه‌؛ كلمه ‌توحيد و دعوت‌ اسلامي‌ مي‌باشد، كلمه‌اي‌ كه‌ وصف‌ هميشگي‌ آن‌، برتري‌ و فوقيت‌ بر هر كلمه‌ ديگري‌ است‌. آري‌! اسلام‌ هميشه‌ برتر است‌، هيچ‌گاه‌ پستي‌ را نمي‌پذيرد و هيچ‌ چيز بر آن‌ برتري‌ نمي‌يابد «و خداوند عزيز حكيم‌ است» يعني‌: غالب‌ و قاهر است‌؛ با نصرت ‌دادن‌ اهل‌ كلمه‌ خويش‌، حكيم‌ است‌؛ و جز آنچه‌ راكه‌ با حكمت‌ و صواب‌ منطبق‌ باشد، انجام‌ نمي‌دهد، كه‌ از آن‌ جمله‌ است‌ ذليل ‌ساختن‌ اهل‌ شرك‌.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1500.txt">آيه  41</a><a class="text" href="w:text:1501.txt">آيه  42</a><a class="text" href="w:text:1502.txt">آيه  43</a><a class="text" href="w:text:1503.txt">آيه  44</a><a class="text" href="w:text:1504.txt">آيه  45</a><a class="text" href="w:text:1505.txt">آيه  46</a><a class="text" href="w:text:1506.txt">آيه  47</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:16.xml">جزء 1 (آیه 1)</a><a class="folder" href="w:html:178.xml">جزء 2 (آیه 142)</a><a class="folder" href="w:html:310.xml">جزء 3 (آیه 253)</a></body></html>آيه  116
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالُواْ اتَّخَذَ اللّهُ وَلَداً سُبْحَانَهُ بَل لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ كُلٌّ لَّهُ قَانِتُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و گفتند: خداوند فرزندي‌ براي‌ خود برگزيده‌ است‌» يهوديان‌ گفتند: عزير پسرخداست، نصاري‌ گفتند: مسيح‌ پسر خداست‌ و كفار عرب‌ گفتند: فرشتگان ‌دختران‌ خدايند. مراد آيه‌ كريمه‌ - چنان‌كه‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آمده‌ است‌ - ردپندار همه‌ اين‌ گروه‌هاست‌ «او منزه‌ است‌» ا