ز آنچه‌ به‌ وي‌ از برگزيدن‌ فرزند نسبت‌مي‌دهند «بلكه‌ هرآنچه‌ در آسمانها و زمين‌ است، از آن‌ اوست‌» از آن‌جمله‌؛ عزير وعيسي‌ و فرشتگان‌ همگي‌ بندگان‌ خاضع‌ خداوند(ج) هستند كه‌ از عبادت‌ وي‌ سر برنمي‌تابند، لذا چگونه‌ مي‌توانند فرزندان‌ خدا(ج) باشند؟ «و همه‌ سر به‌ راه‌ اوهستند» يعني: همه‌ آنها به‌ بندگي‌ پروردگار قيام‌ نموده‌ و براي‌ او خاضعند، پس‌چگونه‌ فرزند وي‌ مي‌باشند؟ ابن‌ عباس‌(رض) از رسول‌ خدا ص در حديث‌ شريف‌ قدسي‌روايت‌ مي‌كند كه‌ فرمودند: «خداي‌ متعال‌ فرمود: فرزند آدم‌ تكذيبم‌ كرد و دشنامم‌ داد؛ تكذيب‌ وي‌ در اين‌ است‌ كه‌ مي‌پندارد، من‌ قادر به‌ بازگرداندن‌ حيات ‌وي‌ به‌ شكل‌ اوليه‌ آن‌ نيستم‌. اما دشنام‌دادن‌ وي‌، در اين‌ گفته‌اش‌ در باره‌ من‌ است‌كه: من‌ فرزند دارم، در حالي‌ كه‌ من‌ پاك‌ و منزهم‌ از آن‌ كه‌ همسر يا فرزندي ‌برگزينم‌».
 
آيه  41
‏متن آيه : ‏
‏ انْفِرُواْ خِفَافاً وَثِقَالاً وَجَاهِدُواْ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بيرون‌ آييد» به‌ جهاد «سبكبار و گرانبار» يعني‌: شاد و بانشاط، يا افسرده‌ و بي‌نشاط، فقير و غني‌، پير و جوان‌، پياده‌ و سواره‌، مجرد و متأهل‌ و خلاصه ‌همگي‌ شما؛ جز كسي‌ كه‌ داراي‌ عذري‌ است‌، به‌ جهاد بيرون‌ آييد «و با مالها و جانهاي‌ خود در راه‌ خدا جهاد كنيد» جهاد در راه‌ خدا(ج)  فرض‌ كفايه‌ است‌ ولي‌ اگر جز بسيج‌ تمام‌ مسلمانان‌ در منطقه‌ يا مناطقي‌ از زمين‌، نيروي‌ ديگري‌ نمي‌توانست ‌جلو دشمن‌ را سد كند و دشمن‌ به‌ آن‌ منطقه‌ يا مناطق‌، غالب‌ شده‌ بود، جهاد بر عموم‌ مسلمانان‌ آن‌ منطقه‌؛ و در صورت‌ عدم‌ كفايت‌، قدم‌ به‌ قدم‌ بر مناطق ‌همجوار آن‌ فرض‌ عين‌ مي‌شود و اگر دشمن‌ به‌ داراسلام‌ نزديك‌ گشته‌ اما به‌ آن ‌وارد نشده‌ بود، نيز جهاد بر همگي‌ فرض‌ عين‌ است‌. همچنان‌ بر امام‌ (حاكم‌مسلمانان) فرض‌ است‌ تا در هرسال‌ يك‌بار بر دشمنان‌ اسلام‌ يورش‌ برد تا يا به ‌اسلام‌ در آيند و يا اين‌كه‌ با حقارت‌ جزيه‌ بپردازند «اين» امر به‌ نفير عام‌ و امر به‌ جهاد «براي‌ شما خير است» يعني‌: به‌ ذات‌ خود خيري‌ است‌ بزرگ‌، يا بهتر از استراحت‌ و نشستن‌ در خانه‌ است‌ «اگر بدانيد» و كسي‌ كه‌ از بهتر بودن‌ جهاد آگاه ‌نباشد، نادان‌ است‌.
ابن‌كثير نقل‌ مي‌كند: «روزي‌ ابوطلحه‌ سوره‌ (برائه) را مي‌خواند و چون‌ به‌ اين ‌آيه‌ رسيد، گفت‌: از اين‌ آيه‌ چنين‌ در مي‌يابم‌ كه‌ پروردگار متعال‌ همه‌ ما ـ اعم‌ از پير و جوان‌ ـ را به‌ جهاد فراخوانده‌ است‌ پس‌ اي‌ فرزندانم‌! مرا مجهز كنيد كه‌ عازم ‌جهاد شوم‌. فرزندانش‌ گفتند: پدر جان‌! خداوند(ج)  بر تو رحم‌ كند، آخر تو همراه‌ رسول‌ خداص جهاد كردي‌ تا رحلت‌ كردند، بعد از آن‌ همراه‌ ابوبكر(رض)  جهاد كردي‌ تا رحلت‌ كرد، سپس‌ همراه‌ عمر(رض)  جهاد كردي‌ تا به‌ شهادت‌ رسيد، پدرجان‌! اين‌ همه‌ مجاهدات‌ تو را بس‌ است‌ و ما از جاي‌ تو به‌ جهاد مي‌رويم‌! ولي‌ ابوطلحه‌ نپذيرفت‌ و به‌ نيروي‌ دريايي‌ مسلمانان‌ پيوسته‌ به‌ كشتي‌ نشست‌ و عازم‌ جهاد شد، اما در ميان‌ راه‌ درگذشت‌ و مجاهدان‌ جزيره‌اي‌ را نيافتند تا او را در آن ‌دفن‌ كنند ـ مگر بعد از نه‌ روز از درگذشتش‌ ـ ولي‌ با وجود گرمي‌ هوا، جسد مباركش‌ در طول‌ اين‌ مدت‌ هيچ‌ تغييري‌ نكرد، سرانجام‌ او را در آن‌ جزيره‌ دفن‌ كردند».
 
	آيه  42
‏متن آيه : ‏
‏ لَوْ كَانَ عَرَضاً قَرِيباً وَسَفَراً قَاصِداً لاَّتَّبَعُوكَ وَلَكِن بَعُدَتْ عَلَيْهِمُ الشُّقَّةُ وَسَيَحْلِفُونَ بِاللّهِ لَوِ اسْتَطَعْنَا لَخَرَجْنَا مَعَكُمْ يُهْلِكُونَ أَنفُسَهُمْ وَاللّهُ يَعْلَمُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
بعد از آن‌كه‌ خداوند متعال‌ فرجام‌ ترك‌ جهاد را بيان‌ كرد و به‌ نفير عام‌ فرمان ‌داد؛ اينك‌ به‌ درمان‌ آفت‌ تخلف‌ از جهاد مي‌پردازد: «اگر منفعتي‌ زودياب‌ در پيش ‌مي‌بود» يعني‌: اي‌ پيامبر! اگر آنچه‌ ايشان‌ را به‌ آن‌ فرامي‌خواني‌، غنيمتي‌ نزديك‌ و در دسترس‌ مي‌بود، نه‌ سفري‌ دور و توان‌فرسا «و اگر سفري‌ آسان» و متوسط ـ نه ‌خيلي‌ دور و نه‌ خيلي‌ نزديك‌ ـ در پيش‌ مي‌بود «قطعا از تو پيروي‌ مي‌كردند» يعني‌: اين‌ گروه‌ متخلف‌ از جهاد، قطعا همراه‌ تو مي‌آمدند «ولي‌ راه‌ پرمشقت» يعني‌:غزوه‌ تبوك‌ «برآنان‌ گران‌ آمد» زيرا از يكسو اين‌ غزوه‌ سفري‌ دور و پرمشقت‌ بود و از سوي‌ ديگر، سال‌؛ سال‌ قحطي‌ و تنگدستي‌ و فصل‌؛ فصل‌ گرما بود «و به‌زودي» تخلف‌كنندگان‌ از غزوه‌ تبوك‌ «به‌ خدا سوگند خواهند خورد» درحالي‌كه ‌مي‌گويند: «اگر مي‌توانستيم» يعني‌: اگر تاب‌ و توان‌ مالي‌ و بدني‌ مي‌داشتيم‌ «حتما با شما بيرون‌ مي‌آمديم» و از جهاد تخلف‌ نمي‌كرديم‌ ولي‌ آنها با اين‌ سوگند دروغ‌ «خود را هلاك‌ مي‌كنند» زيرا كسي‌كه‌ به‌ دروغ‌ سوگند خورد؛ بي‌گمان‌ خودش‌ را هلاك‌ ساخته‌ است‌ «و خدا مي‌داند كه‌ آنان‌ دروغگويند» در اين‌ سوگندي‌ كه‌ به‌ شما خواهند خورد؛ بلكه‌ آنها توان‌ بيرون ‌آمدن‌ به‌ جهاد را داشتند، اما سرپيچي‌ و سستي‌ كردند و به‌سبب‌ زحمت‌ و مشقت‌ جهاد، از آن‌ روي‌ برتافتند.
 
آيه  43
‏متن آيه : ‏
‏ عَفَا اللّهُ عَنكَ لِمَ أَذِنتَ لَهُمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكَ الَّذِينَ صَدَقُواْ وَتَعْلَمَ الْكَاذِبِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«خدايت‌ ببخشايد» اين‌ عتابي‌ لطف‌آميز براي‌ رسول‌ خداص است‌ زيرا با بخشايش‌ او تعالي‌ آغاز شد «چرا پيش‌ از آن‌كه‌ حال‌ راستگويان‌ بر تو معلوم‌ گردد و دروغگويان‌ را بشناسي‌، به‌ آنان‌ اجازه‌ دادي‌؟» چرا با عذرهايي‌ كه‌ نزد تو مطرح‌ كردند، در دادن‌ اجازه‌ تخلف‌ از جهاد به‌ آنان‌ شتاب‌ كردي‌؟ و قدري‌ تأني‌ و درنگ‌ ننمودي‌ تا صدق‌ و راستي‌ راستگويان‌ در پيش‌ كشيدن‌ عذرها و دروغ‌ دروغگويان‌ در اين‌ امر، بر تو روشن‌ شود؟
	آيه  44
‏متن آيه : ‏
‏ لاَ يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ أَن يُجَاهِدُواْ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ بِالْمُتَّقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏ 
«كساني‌كه‌ به‌ الله و روز آخرت‌ ايمان‌ آورده‌اند، در اين‌كه‌ به‌ مالها و جانهاي‌ خود جهاد كنند، از تو اجازه‌ نمي‌طلبند» يعني‌: مؤمنان‌، در باب‌ تخلف‌ از جهاد از تو اجازه ‌نمي‌طلبند بلكه‌ عادت‌ و شيوه‌ آنها اين‌ است‌ كه‌ بي‌ هيچ‌ توقفي‌ و بي‌ آن‌كه‌ منتظر صدور اجازه‌ از سوي‌ تو بمانند، به‌سوي‌ جهاد مي‌شتابند.
حق‌ تعالي‌ جه