فَرْتُم بَعْدَ إِيمَانِكُمْ إِن نَّعْفُ عَن طَآئِفَةٍ مِّنكُمْ نُعَذِّبْ طَآئِفَةً بِأَنَّهُمْ كَانُواْ مُجْرِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
 «عذر نياوريد» زيرا اين‌ عذرآوري‌ و التماس‌ دروغين‌ از شما پذيرفته‌ نيست‌ و ديگر اين‌ كارها بعد از بر ملاساختن‌ رازهاي‌ خائنانه‌تان‌، هيچ‌ سودي‌ به‌ حالتان ‌ندارد «همانا شما بعد از ايمانتان» يعني‌: بعد از آن‌كه‌ اظهار ايمان‌ كرده‌ بوديد «كافر شده‌ايد» يعني‌: كفرتان‌ را با استهزايي‌ كه‌ از سويتان‌ روي‌ داد، نمايان ‌ساخته‌ايد «اگر از گروهي‌ از شما درگذريم» مراد از آنان‌: كساني‌ بودند كه‌ ايمانشان‌ را از كدورت‌ نفاق‌ خالص‌ ساخته‌ و از نفاق‌ توبه‌ كردند. و يكي‌ از آنان‌، شخصي ‌به‌نام‌ مخشي‌بن‌حمير بود كه‌ در پيامبرص درآويخت‌ و به‌ زاري‌ مي‌گفت‌: اي ‌رسول‌ خداص! نام‌ خودم‌ و نام‌ پدرم‌ بر من‌ اثر كرد[4] و اين‌ خريت‌ را مرتكب ‌شدم‌! در روايات‌ آمده‌ است‌: توبه‌ مخشي‌ پذيرفته‌ شد و نامش‌ را عبدالرحمن ‌گذاشتند و او از خداوند(ج)  درخواست‌ كرد تا در مكاني‌ نامعلوم‌ به‌ شهادت‌ رسد، همان‌ بود كه‌ در روز جنگ‌ «يمامه» به‌ شهادت‌ رسيد و هيچ‌ نشاني‌ از او نيافتند.
آري‌! اگر گروهي‌ را كه‌ از نفاق‌ توبه‌ كردند، مورد بخشايش‌ قراردهيم‌ «البته‌گروهي‌ ديگر را عذاب‌ مي‌كنيم‌ چراكه‌ آنان‌ مجرم‌ بودند» يعني‌: بر نفاق‌ خويش‌ مصربودند و از آن‌ توبه‌كار نشدند.
از عبدالله بن‌عمرك در بيان‌ سبب‌ نزول‌ روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ فرمود: «شخصي ‌در غزوه‌ تبوك‌ در مجلسي‌ گفت‌: ما همانند اين‌ قاريان‌ خويش‌ به‌ شكم‌ راغب‌تر، به‌ زبان‌ دروغگوتر و در هنگام‌ نبرد جبون‌تر نديده‌ايم‌! مردي‌ از اهل‌ آن‌ مجلس‌ در پاسخ‌ وي‌ گفت‌: دروغ‌ گفتي‌، تو منافق‌ هستي‌ و اين‌ ياوه‌ها را از سر نفاق ‌مي‌گويي‌، قطعا من‌ رسول‌ خداص را از سخنانت‌ آگاه‌ خواهم‌ ساخت‌. همان‌ بود كه‌ اين‌ ماجرا به‌ رسول‌ خداص رسيد و در اين‌ ارتباط قرآن‌ نازل‌ شد. راوي‌ اضافه ‌مي‌كند: من‌ آن‌ شخص‌ منافق‌ را ديدم‌ كه‌ بر تنگ‌ ميان‌ بند شتر رسول‌ خداص درآويخته‌ بود، درحالي‌كه‌ سنگها پاهايش‌ را مي‌خراشيد و مي‌گفت‌: «يارسول‌الله! ما فقط بازي‌ و سرگرمي‌ مي‌كرديم‌! و رسول‌ خداص به‌ او مي‌گفتند: ﴿ أَبِاللّهِ وَآيَاتِهِ وَرَسُولِهِ كُنتُمْ تَسْتَهْزِئُونَ ‏﴾ :  آيا به‌ خدا و آيات‌ او و پيامبرش‌ تمسخرمي‌كرديد؟».
 
[4] مخشي‌ : يعني‌ متعفن‌ و گنديده‌ . حمير : يعني‌ خر . پس‌ مخشي‌بن‌حمير ، يعني‌ گنديده‌ فرزند خر!آيه  67
‏متن آيه : ‏
‏ الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ بَعْضُهُم مِّن بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمُنكَرِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ وَيَقْبِضُونَ أَيْدِيَهُمْ نَسُواْ اللّهَ فَنَسِيَهُمْ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ هُمُ الْفَاسِقُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«مردان‌ و زنان‌ منافق‌ همه‌ از يك‌ديگرند» مردان‌ منافق‌، در نفاق‌ همانند زنانشان ‌هستند و احوالشان‌ در اين‌ امر با هم‌ يكسان‌ است‌ «امر به‌ منكر و نهي‌ از معروف ‌مي‌كنند» بدين‌سان‌ است‌ كه‌ در نفاق‌ و دوري‌ از ايمان‌، حد نهايي‌ انحطاط را مي‌پيمايند «و دستهاي‌ خود را فرو مي‌بندند» يعني‌: از انفاق‌ مال‌ در صدقه‌ و صله‌ رحم‌ و جهاد كه‌ اموري‌ لازمي‌ است‌، بخل‌ مي‌ورزند «خدا را فراموش‌ كردند» تا بدانجا كه‌ بيم‌ و پرواي‌ وي‌ در ذهن‌ و نهادشان‌ خطور نمي‌كند «پس‌ خدا هم ‌فراموششان‌ كرد» يعني‌: آنان‌ را از رحمت‌ و فضل‌ خويش‌ به‌دور داشت‌ «در حقيقت‌، اين‌ منافقانند كه‌ فاسقند» يعني‌: منافقان‌ در فسقشان‌ كاملند، فسقي‌ كه‌ عبارت‌ از تمرد و بريدن‌ از هر گونه‌ خيري‌ است‌.
 
	آيه  119
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ بِالْحَقِّ بَشِيراً وَنَذِيراً وَلاَ تُسْأَلُ عَنْ أَصْحَابِ الْجَحِيمِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
آن‌گاه‌ خداوند متعال‌ بعد از رد درخواست‌ كافران‌ در مورد سخن‌گفتنشان‌ با وي ‌در مورد صحت‌ نبوت، تأكيد مي‌كند كه‌ محمدص فرستاده‌ بر حق‌ وي‌ است: «ماتو را به‌حق‌ فرستاديم‌ تا مژده‌ دهنده‌ و بيم‌دهنده‌ باشي‌» ابن‌عباس‌(رض) مي‌گويد: «يعني‌تو را مژده‌دهنده‌ بهشت‌ و بيم‌دهنده‌ از دوزخ‌ فرستاديم‌». «و درباره‌ دوزخيان‌ از توپرسشي‌ نخواهد شد» يعني: وظيفه‌ تو ابلاغ‌ است‌ و بس‌ و تو در اين‌ مورد كه‌ چرا دوزخيان‌ ايمان‌ نياورده‌اند، مورد بازخواست‌ قرار نمي‌گيري‌ و بدان‌ كه‌ مسيرشان‌ خواه ‌ناخواه‌ به‌ سوي‌ جهنم‌ است‌.
 
 آيه  68
‏متن آيه : ‏
‏ وَعَدَ الله الْمُنَافِقِينَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْكُفَّارَ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا هِيَ حَسْبُهُمْ وَلَعَنَهُمُ اللّهُ وَلَهُمْ عَذَابٌ مُّقِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«خدا به‌ مردان‌ و زنان‌ منافق‌ و كافران‌، آتش‌ دوزخ‌ را وعده‌ داده‌ است‌، در آن ‌جاودانه‌اند، آن‌ برايشان‌ كافي‌ است» يعني‌: آتش‌ دوزخ‌ برايشان‌ بس‌ است‌ و به‌عذابي‌ برتر از آن‌ نيازي‌ ندارند. اين‌ تعبير خود، بر سختي‌ عذاب‌شان‌ دلالت ‌مي‌كند «و خدا آنان‌ را لعنت‌ كرد» يعني‌: آنان‌ را از رحمت‌ خويش‌ طرد كرد و دور ساخت‌ «و براي‌ آنان‌ عذاب‌ پايداري‌ است» كه‌ از آنان‌ هيچ‌ جدايي‌ ندارد.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1532.txt">آيه  69</a><a class="text" href="w:text:1533.txt">آيه  70</a><a class="text" href="w:text:1534.txt">آيه  71</a><a class="text" href="w:text:1535.txt">آيه  72</a></body></html>آيه  69
‏متن آيه : ‏
‏ كَالَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ كَانُواْ أَشَدَّ مِنكُمْ قُوَّةً وَأَكْثَرَ أَمْوَالاً وَأَوْلاَداً فَاسْتَمْتَعُواْ بِخَلاقِهِمْ فَاسْتَمْتَعْتُم بِخَلاَقِكُمْ كَمَا اسْتَمْتَعَ الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ بِخَلاَقِهِمْ وَخُضْتُمْ كَالَّذِي خَاضُواْ أُوْلَئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الُّدنْيَا وَالآخِرَةِ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
آن‌گاه‌ خطاب‌ به‌ منافقان‌ مي‌فرمايد: «مانند كساني‌ كه‌ پيش‌ از شما بودند» يعني‌: شما منافقان‌ مانند پيشينيانتان‌ از كفار هستيد، يا عمل‌ شما مانند عمل‌ پيشينيانتان ‌است‌، آنها «از شما نيرومندتر و داراي‌ اموال‌ و فرزندان‌ بيشتري‌ بودند پس‌ از نصيب ‌خويش» كه‌ خداوند(ج)  برايشان‌ از لذت‌هاي‌ دنيا مقدر كرده‌ بود «برخوردار شدند و شما نيز» اي‌ منافقان‌! «از نصيب‌ خويش‌ برخوردار شديد» همان‌ نصيبي‌ كه‌ خداوند(ج)  براي‌ شما مقدر كرده‌ بود «همان‌گونه‌ كه‌ آنان‌ كه‌ پيش‌ از شما بودند، از نصيب‌ خويش‌ برخوردار شدند» بدين‌سان‌ است‌ كه‌ خداوند متعال‌ غرق‌ شدن‌ دربهره‌هاي‌ دنيا را ـ بدان‌ گونه‌ كه‌ به‌ غفلت‌ از حق‌ منعم‌ ذوالمنن‌ بينجامد ـ بر هر د