‌ بود كه‌ وقتي‌ كسي ‌دفن‌ مي‌شد، آن‌ حضرت‌ص بر سر قبر وي‌ مي‌ايستادند و برايش‌ دعا مي‌كردند ولي ‌در اين‌ آيه‌ از ايستادن‌ بر سر قبر هر منافقي‌ به‌ منظور دعا كردن‌ بر وي‌ منع‌ شدند. از آن‌ پس‌، چون‌ به‌ جنازه‌اي‌ فراخوانده‌ مي‌شدند، در باره‌ شخصيت‌ متوفي‌ سؤال ‌مي‌كردند، اگر از او ستايش‌ مي‌شد، بر او نماز مي‌گزاردند، در غير آن‌ به‌ نزديكانش‌ مي‌گفتند: «شأنكم‌ بها: شما دانيد و جنازه‌تان» و بر آن‌ نماز نمي‌گزاردند. همچنين‌ عمر(رض)  بر جنازه‌ شخص‌ مجهول ‌الحال‌ نماز نمي‌گزارد تا حذيفه‌بن‌يمان‌(رض)  بر او نماز نگزارد زيرا حذيفه‌، امين‌ راز پيامبرص بود و منافقان ‌را به‌ نام‌ و هويت‌شان‌ دقيقا مي‌شناخت‌ «چراكه‌ آنان‌ به‌ خدا و رسول‌ او كافر شدند و در حال‌ فسق‌ مردند» پس‌ اين‌ است‌ علت‌ منع‌ آن‌ حضرت‌ص از نمازگزاردن‌ بر مرده‌ منافقان‌ و ايستادن‌ بر سر قبر آنان‌. بدين‌گونه‌ حق‌ تعالي‌ منافقان‌ را بعد از وصف ‌نمودن‌ به‌ كفر، به‌ فسق‌ نيز وصف‌ نمود زيرا كافر گاهي‌ در دين‌ خويش‌ پايدار است‌، اما دروغ‌، نفاق‌، نيرنگ‌، جبن‌ و خباثت‌ كه‌ از اوصاف‌ منافقان‌ است‌، منافق‌ را از كافر نيز زشت‌تر و ناشايست‌تر گردانيده‌ است‌.
ابن‌عباس‌(رض)  در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ مي‌گويد: «از عمربن‌الخطاب‌(رض)  شنيدم‌ كه‌ فرمود: چون‌ عبدالله بن‌ابي‌ سركرده‌ منافقان‌ مدينه‌ مرد، رسول‌ خداص به‌ خواندن‌ نماز جنازه‌ بر وي‌ دعوت‌ شدند و بر جنازه‌ وي‌ حاضر شدند و چون‌ به‌پا ايستادند تا بر وي‌ نماز بگزارند، به‌ ايشان‌ گفتم‌: آيا بر دشمن‌ خدا عبدالله بن‌ابي‌نماز مي‌گزاريد كه‌ گوينده‌ اين‌... و اين‌... سخن‌ بود؟ بدين‌گونه‌ ايام‌ و كارنامه‌هاي ‌ننگين‌ او را بر مي‌شمردم‌ و رسول‌ خداص تبسم‌ مي‌كردند تا چون‌ بسيار گفتم‌، فرمودند: اي‌ عمر! دست‌ از من‌ بدار، آخر من‌ از بارگاه‌ حق‌ تعالي‌ مخير ساخته‌ شده‌ام‌، به‌ من‌ گفته‌ شده‌: ﴿ ‏ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لاَ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ  ‌...﴾ :  «چه‌ بر آنان‌ آمرزش‌ بخواهي‌ و چه‌ نخواهي‌، اگر برايشان‌ هفتاد بار آمرزش‌ بخواهي‌، هرگز خداوند برآنان‌ نمي‌آمرزد» پس‌ اگر بدانم‌ كه‌ بيش‌ از هفتاد بار آمرزش‌ خواهي‌ام‌ سبب ‌آمرزش‌ وي‌ مي‌شود، قطعا بر هفتاد بار مي‌افزايم‌! آن‌گاه‌ بر وي‌ نماز خواندند و جنازه‌ وي‌ را مشايعت‌ كرده‌ بر سر قبرش‌ ايستادند تا از تدفين‌ وي‌ فارغ‌ شدند. عمر(رض)  مي‌گويد: من‌ از جرأت‌ خود بر رسول‌ خداصدر شگفت‌ شدم‌ ـ و خدا ورسولش‌ به‌ آنچه‌ مي‌گويم‌ داناترند ـ ولي‌ به‌ خدا سوگند كه‌ اندك‌ زماني‌ بيش ‌نگذشت‌ كه‌ اين‌ دو آيه‌ نازل‌ شد: ﴿‏ وَلاَ تُصَلِّ عَلَى أَحَدٍ مِّنْهُم مَّاتَ أَبَداً وَلاَ تَقُمْ عَلَىَ قَبْرِهِ ... ﴾. بعد از آن‌ رسول‌ خداص بر هيچ‌ منافقي‌ نماز جنازه‌ نگزاردند».
نهي‌ خداي‌ عزوجل‌ از نمازگزاردن‌ بر منافقان‌، مقابلتا بيانگر اين‌ حقيقت‌ نيز هست‌ كه‌ نماز جنازه‌ از بزرگترين‌ قربتها در حق‌ مؤمنان‌ مي‌باشد چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «هر كس‌ به‌ جنازه‌ تا نماز گزاردن‌ بر ميت‌ حاضر شود، برايش‌ يك‌ قيراط (پاداش) است‌ و هر كس‌ تا هنگام‌ دفن‌ وي‌ بماند، برايش‌ دو قيراط است». از رسول‌خداص پرسيده‌ شد كه‌ آن‌ دو قيراط چيست‌؟ فرمودند: «كوچكترين‌ آنها همانند كوه‌ احد است». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت ‌عثمان‌(رض)  راجع‌ به‌ فضيلت‌ ايستادن‌ بر سر قبر مؤمن‌ آمده‌ است‌: رسول‌ خداص چون‌ از دفن‌ مرده‌ فارغ‌ مي‌شدند، بر سر قبرش‌ مي‌ايستادند و مي‌فرمودند: «براي ‌برادرتان‌ آمرزش‌ بخواهيد و برايش‌ پايداري‌ مسئلت‌ كنيد زيرا او هم‌اكنون‌ مورد پرسش‌ قرار مي‌گيرد».
 
آيه  120
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَن تَرْضَى عَنكَ الْيَهُودُ وَلاَ النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللّهِ هُوَ الْهُدَى وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءهُم بَعْدَ الَّذِي جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللّهِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ نَصِيرٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و يهوديان‌ و مسيحيان‌ هرگز از تو راضي‌ نمي‌شوند، مگر آن‌ كه‌ از كيش‌ آنان‌ پيروي‌كني‌» يعني: اگر تمام‌ پيشنهاداتشان‌ را هم‌ بپذيري‌ و برآورده‌ كني، از تو خشنود نمي‌شوند زيرا خواسته‌ آنها، معجزات‌ و نشانه‌هايي‌ نيست‌ كه‌ به‌ تو پيشنهادمي‌كنند، بلكه‌ خواسته‌ واقعي‌ آنها برگرداندنت‌ از دينت‌ به‌ سوي‌ دين‌ خودشان‌ وپيروي‌ات‌ از خواسته‌ها و هوسهايشان‌ است‌. همچنين‌ است‌ هر بدعت‌ گذار و پيروهواي‌ نفسي‌ كه‌ جز پيروي‌ از هوي‌ و هوس‌ خويش، هيچ‌چيز ديگر او را از اهل‌ حق‌راضي‌ نمي‌گرداند. پس‌ اي‌ محمدص! از تلاش‌ براي‌ راضي‌نمودنشان‌ دست‌ بر دارو به‌ آنان‌ «بگو: هدايت‌» حقيقي‌ «تنها هدايت‌ الهي‌ است‌» نه‌ آنچه‌ كه‌ شما برآنيد از شريعتهاي‌ منسوخ‌شده‌ و كتابهاي‌ تحريف‌شده‌ «و اگر پس‌ از آن‌ علمي‌ كه‌ بر توفرود آمده‌است، باز از هوسهايشان‌» يعني: از تحريفاتي‌ كه‌ در كتب‌ خودآورده‌اند، از بدعت‌آفريني‌هايي‌ كه‌ در دين‌ خود كرده‌اند و از احكام‌ وانديشه‌هاي‌ ناروايشان‌؛ «پيروي‌ كني، دربرابر خدا سرور و ياوري‌ نخواهي‌ داشت‌» اين‌هشدار سختي‌ است‌ كه‌ هرچند مخاطب‌ آن‌ رسول‌ اكرمص اند، ولي‌ مراد كنايي‌ ازآن‌ امت‌ ايشانند كه‌ بايد به‌ هوش‌ باشند تا مبادا در كمين‌ هواها و گرايش‌ به‌ آيين‌هاي‌ديگر بيفتند و رضاي‌ بدعت‌گزاران‌ را بجويند؛ كه‌ هر كس‌ چنين‌ باشد، خوار وبي‌مقدار است‌.
سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ بنا به‌ يكي‌ از روايات‌ اين‌ بود كه: يهوديان‌ ازرسول‌ خدا ص خواهان‌ متاركه‌ شده‌ و به‌ ايشان‌ وعده‌ مي‌دادند كه‌ در صورت ‌موافقت‌ با اين‌ پيشنهاد، ممكن‌ است‌ از ايشان‌ پيروي‌ كنند.
آيه  85
‏متن آيه : ‏
‏ وَلاَ تُعْجِبْكَ أَمْوَالُهُمْ وَأَوْلاَدُهُمْ إِنَّمَا يُرِيدُ اللّهُ أَن يُعَذِّبَهُم بِهَا فِي الدُّنْيَا وَتَزْهَقَ أَنفُسُهُمْ وَهُمْ كَافِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اموال‌ و فرزندان‌ آنان‌ تو را به‌ شگفت‌ نيندازد، جز اين‌ نيست‌ كه‌ خدا مي‌خواهد آنها را به‌ وسيله‌ آن‌ در دنيا عذاب‌ كند و جانشان‌ در حال‌ كفر بيرون‌ رود» تفسير نظير اين‌آيه‌ كريمه‌ در آيه‌ (55) گذشت‌. نسفي‌ در حكمت‌ تكرار آن‌ مي‌گويد: «تكرار آن‌ براي‌ تأكيد است‌ تا مخاطب‌ هميشه‌ اين‌ معني‌ را در نظر داشته‌ باشد، در عين‌حال‌ كه‌ هر آيه‌ در جاي‌ خود پيام‌ خاص‌ خود را دارد، از جمله‌ آن‌كه‌ اين‌ آيه‌، بيانگر سومين‌ مجازات‌ معنوي‌ منافقان‌ است».
	آيه  86
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا أُنزِلَتْ س