 به‌سوي‌ عذابي‌ بزرگ‌ بازگردانيده‌ مي‌شوند» يعني‌: به‌سوي‌ درك‌ اسفل‌ در دوزخ‌.
 
	آيه  122‏متن آيه : ‏‏ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اذْكُرُواْ نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَأَنِّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعَالَمِينَ ‏
آيه  123‏متن آيه : ‏‏ وَاتَّقُواْ يَوْماً لاَّ تَجْزِي نَفْسٌ عَن نَّفْسٍ شَيْئاً وَلاَ يُقْبَلُ مِنْهَا عَدْلٌ وَلاَ تَنفَعُهَا شَفَاعَةٌ وَلاَ هُمْ يُنصَرُونَ ‏ 
‏ترجمه : ‏
«اي‌ بني‌اسرائيل‌! نعمتم‌ را كه‌ بر شما ارزاني‌ داشتم‌ و اين‌ كه‌ شما را بر جهانيان ‌برتري‌ دادم، ياد كنيد و از روزي‌ كه‌ كسي‌ به‌ داد كسي‌ نرسد و از كسي‌ بدل‌ و بلاگرداني ‌پذيرفته‌ نشود و شفاعت‌ به‌ حال‌ او سود ندهد و ياري‌ نيابند، بترسيد» تفسير نظير اين‌ دوآيه، در آيات‌ (47 و 48 ) از همين‌ سوره‌ گذشت‌. بقاعي‌ مي‌گويد: «خداوندمتعال‌ آنچه‌ را كه‌ در آغاز داستان‌ بني‌اسرائيل‌ از يادآوري‌ نعمتها و هشداردادن‌ ازعذاب‌ بيان‌ كرده‌ بود، در اينجا تكراركرد تا روشن‌ شود كه‌ اين‌ خلاصه‌ داستان‌است»
 

آيه  102
‏متن آيه : ‏
‏ وَآخَرُونَ اعْتَرَفُواْ بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُواْ عَمَلاً صَالِحاً وَآخَرَ سَيِّئاً عَسَى اللّهُ أَن يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
در اين‌ آيه‌، خداوند(ج)  به‌ بيان‌ حال‌ گروه‌ ديگري‌ از متخلفان‌ مي‌پردازد كه‌ تخلفشان‌ از جهاد، به‌ انگيزه‌ نفاق‌ نبوده‌ بلكه‌ گناهي‌ همراه‌ با ايمان‌ بوده‌ است‌: «و ديگراني‌ هستند كه‌ به‌ گناهان‌ خود اعتراف‌ كردند» يعني‌: از اهل‌ مدينه‌ گروهي‌ ديگرند كه‌ در واقع‌ امر مؤمن‌ بوده‌ اما از غزوه‌ تبوك‌ بي‌هيچ‌ عذر موجهي‌ تخلف‌ كردند و بعدا از اين‌ كار خود پشيمان‌ شدند ولي‌ براي‌ توجيه‌ تخلف‌ خويش‌ نزد رسول‌ خداص، به‌ پيش‌كشيدن‌ عذرهاي‌ دروغين‌ متوسل‌ نگشته‌ بلكه‌ در عوض ‌اميدوار بودند كه‌ خداوند(ج)  برآنان‌ توبه‌پذير شود «عملي‌ نيك‌ را» يعني‌: اعمالي‌ را كه‌ قبلا انجام‌ داده‌ بودند؛ از پايبندي‌ به‌ احكام‌ و برنامه‌هاي‌ اسلام‌ و رفتن‌ به‌ جهاد در ساير غزوات‌ «با عمل‌ ديگر كه‌ بد است‌ درآميخته‌اند» مراد: تخلفشان‌ از غزوه‌ تبوك‌ است‌. ولي‌ ايشان‌ يك‌بار ديگر اين‌ عمل‌ بد را با عمل‌ نيكي‌ دنبال‌ كردند كه‌ عبارت‌ از: اعترافشان‌ به‌ آن‌ عمل‌ بد و توبه‌شان‌ از آن‌ است‌ «نزديك‌ است‌ كه‌ خداوند توبه‌ آنان‌ را بپذيرد» زيرا اعترافشان‌ به‌ گناه‌، خود توبه‌ است‌ «كه‌همانا خداوند آمرزنده‌ مهربان‌ است» گناهان‌ را مي‌آمرزد و بر بندگانش‌ بزرگوارانه‌ مي‌بخشد.
ابن‌عباس‌(رض)  در بيان‌ سبب‌ نزول‌ مي‌گويد: آيه‌ كريمه‌ در شأن‌ ابولبابه‌ و گروهي‌ از يارانش‌ نازل‌ شد كه‌ از همراهي‌ با رسول‌ خداص در غزوه‌ تبوك‌ تخلف‌ كردند و چون‌ آن‌ حضرت‌ص از تبوك‌ بازگشتند، آنان‌ خود را به‌ ستونهاي‌ مسجد بسته‌، سوگند خوردند كه‌ جز رسول‌خداص كسي‌ ديگر نبايد از ستونها بازشان‌ كند. و بعد از نزول‌ اين‌ آيه‌، رسول‌ خداص شخصا آنها را از ستونهاي‌ مسجد باز كردند. ولي‌ حكم‌ آيه‌ كريمه‌ درباره‌ همه‌ مؤمنان‌ خطاكار، عام‌ است‌.
 
آيه  103
‏متن آيه : ‏
‏ خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِم بِهَا وَصَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاَتَكَ سَكَنٌ لَّهُمْ وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«از اموال‌ آنان‌ صدقه‌اي‌ بگير» كه‌ كفاره‌ گناهانشان‌ باشد. به‌ قولي‌: مراد از آن‌، اداي‌ زكات‌ فرض‌ است‌. به‌ قولي‌ ديگر: مراد؛ دادن‌ صدقه‌ مخصوصا از سوي‌ اين‌ گروهي‌ است‌ كه‌ به‌ گناهانشان‌ اعتراف‌ كرده‌اند زيرا آنها بعد از پذيرش‌ توبه‌شان ‌اموال‌ خويش‌ را تقديم‌ رسول‌ خداص كردند، همان‌ بود كه‌ اين‌ آيه‌ نازل‌ شد و آن‌ حضرت‌ص را به‌ گرفتن‌ بعضي‌ از اموالشان‌ ـ نه‌ كل‌ آن‌ ـ دستور داد «تا آنها را با آن» زكات‌، يا صدقه‌اي‌ كه‌ از آنان‌ مي‌گيري‌ «پاك‌ و پاكيزه‌ سازي» تطهير: از بين‌ بردن‌ اثر گناهي‌ است‌ كه‌ دامنگير آنان‌ شده‌ بود. تزكيه‌: افزودن‌ بيشتر و كاملتر در اين‌ پاكسازي‌ است‌.
آيه‌ كريمه‌ دليل‌ بر فضيلت‌ صدقه‌ است‌ زيرا گناه‌ به‌ وسيله‌ آن‌ محو مي‌شود، هرچند در بزرگي‌ خود به ‌مانند تخلف‌ از جهاد باشد.
«و براي‌ آنان‌ دعاكن» يعني‌: بعد از گرفتن‌ اين‌ صدقه‌ از اموالشان‌، در حق‌ آنان‌ دعاي‌ خير كن‌. از اين‌ جهت‌، سنت‌ است‌ كه‌ گيرنده‌ صدقه‌ به‌ هنگام‌ گرفتن‌ آن‌، درحق ‌دهنده‌ صدقه‌ دعا كند «زيرا دعاي‌ تو براي‌ آنان‌ سكني‌ است» سكن‌: آنچه‌ كه‌ روان‌ بدان‌ آرام‌ و اطمينان‌ گيرد «و خدا شنواي‌ داناست» شنواي‌ دعايت‌، يا شنواي ‌اعتراف‌ به‌گناه‌ و دعاي‌ آنان‌ است‌، داناست‌ به‌ آنچه‌ كه‌ در نهادشان‌ از اندوه‌ و پشيماني‌ بر گناه‌ وجود دارد.
عبدالله بن‌ابي‌اوفي‌(رض)  مي‌گويد: «چون‌ زكات‌ قومي‌ را نزد رسول‌ خدص مي‌آوردند، رسول‌ خداص برايشان‌ دعا مي‌كردند...».
 
	آيه  104
‏متن آيه : ‏
‏ أَلَمْ يَعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَيَأْخُذُ الصَّدَقَاتِ وَأَنَّ اللّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
آن‌گاه‌ ايشان‌ را به‌ رو آوردن‌ به‌سوي‌ توبه‌ و دادن‌ صدقه‌ برانگيخته‌ مي‌فرمايد: «آيا ندانسته‌اند كه‌ تنها خداوند است‌ كه‌ از بندگانش‌ توبه‌ را مي‌پذيرد» زيرا او از اطاعت‌ مطيعان‌ بي‌نياز است‌ و از معصيت‌ عاصيان‌، پروايي‌ ندارد «و صدقات‌ را مي‌گيرد» يعني‌: مي‌پذيرد «و» آيا ندانسته‌اند «كه‌ خداست‌ كه‌ خود توبه‌پذير مهربان ‌است» به‌ كساني‌ كه‌ صدق‌ و راستگويي‌شان‌ را در توبه‌ و انابت‌ بداند؟.
اين‌ آيه‌، گرامي‌داشت‌ و تشريفي‌ بزرگ‌ براي‌ عمل‌ صدقه‌ و انجام‌دهندگان‌ آن ‌است‌ و مفيد اين‌ معني‌ است‌ كه‌ پذيرفتن‌ توبه‌ و صدقه‌، در حوزه‌ اختيارات‌ رسول‌ خداص يا ديگران‌ نيست‌ بلكه‌ فقط مخصوص‌ خداوند(ج)  مي‌باشد پس ‌صدقه‌دهندگان‌ بايد فقط رضاي‌ او را مدنظر داشته‌ باشند. در حديث‌ شريف‌ آمده‌است‌: «خداوند صدقه‌ را پذيرفته‌ و آن‌ را با دست‌ (بلاكيف) راستش‌ مي‌گيرد، آن‌گاه‌ براي‌ شما آن‌ را چنان‌ پرورش‌ مي‌دهد كه‌ يكي‌ از شما كره‌ اسبش‌ را پرورش ‌مي‌دهد تا بدانجا كه‌ يك‌ لقمه‌ از صدقه‌ او، همانند كوه‌ احد مي‌شود».
 
	آيه  105
‏متن آيه : ‏
‏ وَقُلِ اعْمَلُواْ فَسَيَرَى اللّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ وَسَتُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و بگو» اي‌ محمدص! به‌ اين‌ گروه