َهَّرُواْ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هرگز در آن‌ نايست» مراد: نهي‌ پيامبرص از نمازگزاردن‌ در مسجد ضرار است‌ «هرآينه‌ مسجدي‌ كه‌ از روز نخست‌ بنيادش‌ بر تقوي‌ نهاده‌ شده» كه‌ مسجد «قباء» وبه‌ قولي‌: مسجدالنبي‌ص است‌. مراد از ﴿ مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ ﴾ روز تأسيس‌ آن‌ است‌ «سزاوارتر است‌ كه‌ در آن» يعني‌: در مسجد تقوي‌ «ايستاده‌ شوي» يعني‌: اگر حتي‌ نمازگزاردنت‌ در مسجد منافقان‌ جايز مي‌بود، بي‌گمان‌ ايستادنت‌ به‌ نماز و ذكر خدا(ج)  در مسجدي‌ كه‌ بر بنياد تقوي‌ تأسيس‌ شده‌، سزاوارتر بود «در آن‌، مرداني‌اند كه‌ دوست‌ دارند خود را پاك‌ سازند» از همه‌ پليدي‌ها ـ به‌ وسيله‌ وضو وغسل‌ ـ و بر پاكسازي‌ خود در هنگام‌ عارض ‌شدن‌ موجب‌ آن‌، حريصند «و خداوند پاكيزگان» از نجاسات‌ و گناهان‌ «را دوست‌ مي‌دارد» و از آنان‌ راضي‌ است‌. درباره‌ فضيلت‌ مسجد «قباء» احاديثي‌ آمده‌ است‌، از آن‌جمله‌ اين‌ حديث‌ شريف‌ است‌: «گزاردن‌ نمازي‌ در مسجد قباء، همانند انجام‌ دادن‌ يك‌ عمره‌ است».
ابن‌عباس‌ك در بيان‌ سبب‌ نزول‌ مي‌گويد: اين‌ آيه‌ درباره‌ نمازگزاران‌ مسجد قباء نازل‌ شد. رسول‌ خداص از ايشان‌ سؤال‌ كردند كه‌ شما چگونه‌ خود را پاك ‌مي‌سازيد؟ گفتند: بعد از استنجا با كلوخ‌، به‌ آب‌ نيز استنجا مي‌كنيم‌.
آيه‌ كريمه‌، دليل‌ بر استحباب‌ نمازگزاردن‌ در مساجد قديمي‌ بنا شده‌ بر بنياد توحيد و تقوي‌ و بر استحباب‌ نمازگزاردن‌ همراه‌ با جماعت‌ صالحان‌ و پاكيزگان‌ است‌. درحديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: روزي‌ رسول‌ خداص براي‌ ياران‌ خود نماز بامداد را اقامه ‌كردند و در آن‌ سوره‌ «روم» را خواندند ولي‌ در قرائت‌ به‌ اشتباه‌ افتادند و چون‌ از نماز فارغ‌ شدند فرمودند: «قرآن‌ بر ما پوشيده‌ مي‌شود، [علت‌ اين‌ است‌كه] مردماني‌ از شما همراه‌ ما نماز مي‌خوانند كه‌ وضوي‌ خويش‌ را كامل‌ انجام ‌نمي‌دهند پس‌ هر كس‌ همراه‌ ما در نماز حاضر مي‌شود، بايد وضوي‌ خويش‌ را نيكو گرداند».
 
آيه  109
‏متن آيه : ‏
‏ أَفَمَنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَى تَقْوَى مِنَ اللّهِ وَرِضْوَانٍ خَيْرٌ أَم مَّنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَىَ شَفَا جُرُفٍ هَارٍ فَانْهَارَ بِهِ فِي نَارِ جَهَنَّمَ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا كسي‌ كه‌ بنياد خود را بر خداترسي‌ و خشنودي‌ الهي‌ نهاده‌ بهتر است‌، يا كسي‌ كه‌ بناي‌ خود را بر لب‌ پرتگاهي‌ مشرف‌ به‌ سقوط پي‌ريزي‌ كرده‌ و با آن‌ در آتش‌ دوزخ‌ فرومي‌افتد؟» يعني‌: كسي‌كه‌ بنياد كار خود را بر زيربناي‌ قوي‌ و محكم‌ كه‌ همانا تقواي ‌الهي‌ و خشنودي‌ اوست‌ پي‌ريزي‌ كرده‌ ـ چون‌ تأسيس‌ مسجد قباء ـ بهتر از آن ‌كسي‌ است‌ كه‌ به‌ خلاف‌ اين‌، بنايش‌ را بر لب‌ پرتگاهي‌ مشرف‌ به‌سقوط گذاشته ‌است‌ كه‌ آن‌ ساختمان‌ با باني‌ خود يكجا در آتش‌ جهنم‌ فرو مي‌افتد؟ پس‌ ساختن ‌آبادي‌ براساس‌ تقوي‌؛ كنايه‌ از اخلاص‌ در اعمال‌ است‌ و ساختن‌ بنا بر كناره‌ رودخانه‌ مشرف‌ به‌ سقوط؛ كنايه‌ از ريا و عجب‌ و داشتن‌ نيت‌ ناخالص‌ در اعمال‌ است‌. جرف‌: كناره‌ و لبه‌ وادي‌اي‌ است‌ كه‌ در معرض‌ هجوم‌ آب‌ و سيل‌بردگي ‌قرار دارد. هار: يعني‌: مشرف‌ به‌ سقوط «و خدا گروه‌ بيدادگران‌ را هدايت ‌نمي‌كند» يعني‌: به‌ آنان‌ ـ به‌ عنوان‌ مجازاتي‌ بر نفاقشان‌ ـ توفيق‌ خير نمي‌دهد.
 
	آيه  110
‏متن آيه : ‏
‏ لاَ يَزَالُ بُنْيَانُهُمُ الَّذِي بَنَوْاْ رِيبَةً فِي قُلُوبِهِمْ إِلاَّ أَن تَقَطَّعَ قُلُوبُهُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«همواره‌ آن‌ ساختماني‌ كه‌ بنا كرده‌اند، در دلهايشان‌ سبب‌ شك» و برانگيزاننده ‌شبهه‌ و نفاق‌ «است» زيرا بانيان‌ مسجد ضرار، منافقاني‌ شكاك‌ بودند كه‌ بعد از ويران ‌ساختن‌ آن‌ مسجد و خنثي‌ شدن‌ نيرنگ‌ و توطئه‌شان‌، به‌ تصميم‌ خود بر كفر و دشمني‌ و كينه‌ عليه‌ اسلام‌، افزودند «تا آن‌كه‌ دلهايشان‌ پاره‌پاره‌ شود» يعني‌: پيوسته‌ در شك‌ و نفاق‌ به‌سر مي‌برند تا دلهايشان‌؛ يا با مرگ‌، يا با شمشير پاره‌پاره ‌شود و فقط در اين‌ هنگام‌ است‌ كه‌ شك‌ و شبهه‌ از دلهايشان‌ رخت‌ برمي‌بندد. يامراد اين‌ است‌: پيوسته‌ در شك‌ و نفاق‌ به‌سر مي‌برند تا دلهايشان‌ به‌وسيله‌ توبه‌ و پشيماني‌ از نفاق‌، پاره‌ و پريشان‌ شود «و خدا داناي‌ حكيم‌ است» داناست‌ به‌نيت‌هايشان‌، صاحب‌ حكمت‌ است‌ در جزا دادن‌ آنها به‌ سبب‌ جرايم‌شان‌.
 
آيه  124
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَاماً قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
آن‌گاه‌ خداوند متعال‌ براي‌ توجه‌دادن‌ به‌ مقام‌ و شرف‌ ابراهيم‌ خليلش‌(ع) واين‌ كه‌ او را امام‌ و پيشواي‌ يكتاپرستي‌ براي‌ مردم‌ گردانيد، مي‌فرمايد: «و چون ‌ابراهيم‌ را پروردگارش‌ ابتلا كرد» ابتلا: امتحان‌ و آزمايش‌ انسان‌ با مكلف‌ كردن‌ وي‌ به‌ اموري‌ است‌ كه‌ انجام‌ يا ترك‌ آنها بر وي‌ دشوار است‌ تا در برابر آن‌ پاداش ‌دريافت‌ دارد. و آزمايش‌ ابراهيم‌(ع): «با كلماتي‌» بود كه‌ اين‌ كلمات‌ عبارت‌ است‌از اين‌ فرموده‌ باري‌ تعالي: ﴿إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَاماً ﴾ «من‌ تو را پيشواي‌ مردم‌مي‌گردانم‌». «و او آنها را به‌انجام‌ رساند» يعني: ابراهيم‌(ع) با اين‌ گفته‌ خود: «ومن‌ ذريتي‌: و از دودمانم‌ نيز به‌ امامت‌ بگمار»؛ خواهان‌ ازدياد مضمون‌ آن‌كلمات‌ شد. يا معناي: (فاتمها) اين‌ است: ابراهيم‌u به‌ بهترين‌ وجه‌ به‌ حق‌ امامت ‌قيام‌ كرد. ابن‌كثير از ابن‌عباس‌ك نقل‌ مي‌كند كه‌ فرمود: مراد از «كلمات‌»، ده ‌سنت‌ ابراهيمي‌ است‌ كه‌ پنج‌ سنت‌ از آنها مربوط به‌ سر انسان‌ و پنج‌ ديگر در سايراعضاي‌ وي‌ است‌ كه‌ مجموعا ده‌ خصلت‌اند و به‌ خصلتهاي‌ فطرت‌ معروف ‌مي‌باشند و عبارتند از:
1- شستن‌ دهان‌. 2 - شستن‌ بيني‌. 3 - مسواك‌كردن‌. 4 - كوتاه‌كردن‌ سبيل‌.5 - بازكردن‌ موهاي‌ سر از وسط. 6 - ختنه‌كردن‌. 7 - گرفتن‌ ناخن‌ها. 8 -تراشيدن‌ موي‌ زير بغل‌. 9 - ستردن‌ موي‌ زهار. 10 - استنجا به‌ آب‌.
ابن‌كثير در مورد هدف‌ از «كلمات‌»، روايات‌ و نظرات‌ ديگري‌ را نيز بيان‌كرده، آن‌گاه‌ به‌ نقل‌ از ابن‌جرير طبري‌ مي‌گويد: «جايز است‌ كه‌ مراد از «كلمات‌» همه‌ اين‌ روايات‌ باشد و جايز است‌ كه‌ بعضي‌ از اين‌ آرا صحيح‌ باشد. اما در اين‌باره‌ حديث‌ صحيح‌ و مورد اتفاقي‌ نداريم‌ كه‌ حتما يكي‌ از آنها را بنابر تعين‌ 