‌ جهاد و سختي‌ بزرگي‌ كه‌ در آن‌ افتاده‌بودند، در انديشه‌ برگشت‌ از جبهه‌ جهاد فرورفتند.
«باز بر ايشان‌ توبه‌پذير شد» يعني‌: بر كساني‌كه‌ نزديك‌ بود تخلف‌ كنند، يا برهمگي‌ مؤمنان‌ «چرا كه‌ او نسبت‌ به‌ آنان‌ رئوف‌ و رحيم‌ است».
عمر(رض)  در وصف‌ دشواري‌ و سختي‌ غزوه‌ تبوك‌ مي‌گويد: «هنگامي‌ بارسول‌ خداص به‌ غزوه‌ تبوك‌ عازم‌ شديم‌ كه‌ چله‌ تابستان‌ بود و هوا سخت‌ گرم‌، روزي‌ در منزلي‌ فرود آمديم‌ و در آن‌ به‌ ما تشنگي‌ سختي‌ دست‌ داد تا بدانجا كه‌ گمان‌ كرديم‌ گردنهاي‌ ما بريده‌ خواهد شد... در اين‌ اثنا ابوبكر(رض)  گفت‌: يارسول‌الله! خداي‌ عزوجل‌ شما را به‌ دادن‌ خير در دعايتان‌ عادت‌ داده‌ است‌ لذا تمنا مي‌كنم‌ براي‌ ما دعا كنيد. رسول‌ خداص فرمودند: «آيا دوست‌ داري‌ كه‌ چنين‌كنم‌؟» ابوبكر گفت‌: آري‌! پس‌ رسول‌ خداص دستانشان‌ را به‌ آسمان‌ به‌ دعا برداشتند و هنوز آنها را پايين‌ نياورده‌ بودند كه‌ آسمان‌ باريدن‌ گرفت‌ و تند و پيوسته‌ باريد، سپس‌ آرام‌ گرفت‌ و اصحاب‌ ظروفي‌ را كه‌ به‌ همراه‌ داشتند، از آب‌ پر كردند. در اين‌ اثنا رفتيم‌ تا بنگريم‌ كه‌ گستره‌ و ميدان‌ بارش‌ باران‌ تا كجا بوده‌ است‌؟ با كمال‌ شگفتي‌ ديديم‌ كه‌ باران‌ از محيط قرارگاه‌ ما فراتر نرفته‌ است».
آري‌! پيروي‌ اصحاب‌ از پيامبرص در همچو ساعات‌ دشواري‌اي‌ بود كه ‌سبب‌ بخشايش‌ حق‌ تعالي‌ بر آنان‌ گرديد زيرا تصميم‌ قاطع‌ ايشان‌ به‌ جهاد در تنگدستي‌ و شدت‌ گرما، با علم‌ به‌ نيرومندي‌ دشمني‌ چون‌ امپراطوري‌ روم‌، تصميمي‌ بسيار سخت‌ و توان‌فرسا بود كه‌ مؤمنان‌ دشواري‌ آن‌ را با همه‌ وجود خود لمس‌ مي‌كردند، اما آن‌ همه‌ سختي‌ را در راه‌ خدا(ج)  و نشر اسلام‌ و تقويت ‌دولت‌ و صولت‌ آن‌، تحمل‌ كردند، هم‌ ازين‌رو، شايسته‌ برتري‌ درجات‌ شده‌ و ازتوبه‌ و مغفرت‌ برخوردار گشتند و در نهايت‌، خداي‌ عزوجل‌ هم‌ از ايشان‌ راضي ‌شد و هم‌ راضي‌شان‌ ساخت‌.
سبب‌ نزول‌ آيه‌كريمه‌، غزوه‌ تبوك‌ بود.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1589.txt">آيه  118</a><a class="text" href="w:text:1590.txt">آيه  119</a><a class="text" href="w:text:1591.txt">آيه  120</a><a class="text" href="w:text:1592.txt">آيه  121</a><a class="text" href="w:text:1593.txt">آيه  122</a></body></html>آيه  118
‏متن آيه : ‏
‏ وَعَلَى الثَّلاَثَةِ الَّذِينَ خُلِّفُواْ حَتَّى إِذَا ضَاقَتْ عَلَيْهِمُ الأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ وَضَاقَتْ عَلَيْهِمْ أَنفُسُهُمْ وَظَنُّواْ أَن لاَّ مَلْجَأَ مِنَ اللّهِ إِلاَّ إِلَيْهِ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ لِيَتُوبُواْ إِنَّ اللّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و برآن‌ سه‌ كس‌ كه‌ بازپس‌ داشته‌ شدند» يعني‌: همچنين‌ خداوند(ج)  بر آن‌ سه‌تني‌ كه‌ از پيوستن‌ به‌ جهاد در تبوك‌ تأخير كردند و توبه‌ آنان‌ همچون‌ توبه‌ گروه‌ متخلف‌ ديگر ـ از صاحبان‌ عذر كه‌ ذكرشان‌ گذشت‌ ـ دردم‌ پذيرفته‌ نشد،[6] نيزتوبه‌پذير گرديد و رسول‌ خداص توبه‌ آنها را پذيرفته‌ تلقي‌ نكردند تا آن‌كه‌ اين‌ آيه ‌و آيه‌ بعدي‌ در باره‌ قبول‌ توبه‌شان‌ نازل‌ شد «تا آنجا كه‌ زمين‌ با همه‌ فراخي‌اش‌ برآنان‌ تنگ‌ گرديد» به‌ سبب‌ روگرداني‌ مردم‌ از آنان‌ و سخن‌ نگفتن‌ كسي‌ با آنان ‌چراكه‌ رسول‌ خداص مردم‌ را از سخن ‌گفتن‌ با آنان‌ نهي‌ كرده‌ بودند «و از خود به‌تنگ‌ آمدند» يعني‌: قبول‌ توبه‌ ايشان‌ تا بدانجا به‌ تعويق‌ افتاد كه‌ آنان‌ از خود هم ‌به ‌تنگ‌ آمده‌ و به‌ سبب‌ وحشت‌ تنهايي‌ و اندوه‌ زياد، سخت‌ تنگدل‌ شدند «و دانستند كه‌ پناهي‌ از خدا جز به‌سوي او نيست» يعني‌: دانستند كه‌ هرگز هيچ‌ پناهي‌ از خداي‌ سبحان‌ جز به‌سوي‌ خود او ندارند؛ آن‌ هم‌ با توبه‌ و استغفار «سپس‌ خدا به‌ آنان‌ توفيق‌ توبه‌ داد تا توبه‌ كنند» يعني‌: حق‌ تعالي‌ به‌ رحمت‌ خود برآنان‌ بازگشت‌ تا توبه‌ كنند و در آينده‌ با استقامت‌ و استواري‌ عمل‌ نمايند و اگر از آنان‌ كوتاهي‌ وگناهي‌ سر زد، از آن‌ نادم‌ گردند و با توبه‌، به‌سوي‌ خداي‌ سبحان‌ بازگردند.  «همانا الله‌ رئوف‌ و رحيم‌ است»
داستان‌ توبه‌ اين‌ سه‌ تن‌ (كعب‌بن‌مالك‌، مراره‌بن‌ربيع‌ و هلال‌بن‌اميه) كه‌ به‌ رسول‌ خداص راست‌ گفتند و عذرهايي‌ دروغين‌ پيش‌ نيفگنده‌ بلكه‌ به‌ خطاي‌ خود در تخلف‌ از غزوه‌ تبوك‌ اعتراف‌ كردند، در كتب‌ سيرت‌ و در سبب‌ نزول ‌آيه ‌كريمه‌[7] آمده‌ و داستاني‌ معروف‌ و مشهور است‌ و در اين‌ داستان‌، براي ‌مؤمنان‌ عبرتها و موعظه‌هايي‌ است‌ بزرگ‌.
[6] نگاه‌ كنيد به‌ آيه‌ «106»
[7] همچنين‌ در آيه‌ « 106 » همين‌ سوره‌.
	آيه  125
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثَابَةً لِّلنَّاسِ وَأَمْناً وَاتَّخِذُواْ مِن مَّقَامِ إِبْرَاهِيمَ مُصَلًّى وَعَهِدْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ أَن طَهِّرَا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْعَاكِفِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و ياد كنيد» اي‌ اعراب‌! اين‌ نعمتم‌ را بر خود «كه‌ چون‌ خانه‌ كعبه‌ را بازگشتگاه‌قرار داديم‌» كه‌ حجاج‌ بعد از پراكنده‌بودنشان‌ در نقاط مختلف‌ جهان، در آن‌بازگشتگاه‌ گرد هم‌ مي‌آيند «و» قرار داديم‌ خانه‌ كعبه‌ را «حرم‌ امن‌ مردم‌» يعني: محل‌ امني‌ كه‌ نبايد كسي‌ در آن‌ از كسي‌ بترسد، چنان‌كه‌ بر كسي‌ كه‌ به‌ آن‌ پناه‌ببرد، حد اقامه‌ نمي‌شود، لذا كسي‌ كه‌ به‌ آن‌ وارد شود، از هر نظر ايمن‌ است‌. «و» گفتيم: «از مقام‌ ابراهيم‌ نمازگاهي‌ بسازيد».
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ از عمربن‌ خطاب(رض) روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ فرمود؛ [هنگامي‌ كه‌ رسول‌ خدا ص به‌ برابر مقام‌ ابراهيم‌ رسيدند] فرمودند: «اين‌ مقام‌ابراهيم‌ است‌. گفتم: يا رسول‌الله! آيا آن‌ را نمازگاهي‌ نمي‌سازيد؟ به‌ همين‌ مناسبت‌ بود كه‌ آيه‌ فوق‌ نازل‌ شد». همچنين‌ ابن‌ عمر از پدرش‌ رضي‌الله‌ عنهماروايت‌ كرده‌ است‌ كه‌ فرمود: «با پروردگارم‌ در سه‌ چيز موافقت‌ نمودم‌؛ درحجاب، در اسيران‌ بدر و در مقام‌ ابراهيم‌». يعني: در هر سه‌ مورد بر تأييد رأي‌من‌ آيه‌ نازل‌ شد. مقام‌ ابراهيم‌(ع): سنگ‌ معروفي‌ است‌ كه‌ ابراهيم‌u براي‌ بناي‌كعبه‌ برروي‌ آن‌ مي‌ايستاد و هنگامي‌ كه‌ او و پسرش‌ اسماعيل‌ عليهماالسلام‌ ديواركعبه‌ را بالا مي‌آوردند و به‌ آن‌ ضرورت‌ افتاد، اسماعيل‌(ع) آن‌ را آورد تا پدرش‌بر آن‌ بايستد. اين‌ سنگ‌ به‌ ديوار كعبه‌ چسبيده‌ بود و اولين‌ كسي‌ كه‌ آن‌ را به‌جاي‌فعلي‌ آن‌ انتقال‌ داد، عمربن‌ خطاب‌(رض) بود. مقام‌ ابراهيم‌(ع) براي‌ مردم‌ معروف‌است‌ و آنان‌ مكلفند كه‌ در آن‌ دو ركع