‌ نماز طواف‌ را ادا كنند.
علما در اين‌ باره‌ كه‌ نخستين‌ باني‌ خانه‌ كعبه‌ چه‌ كسي‌ بود، اختلاف‌نظر دارند. ابن‌كثير پس‌ ازآن‌ كه‌ نظرهاي‌ مختلف‌ در اين‌ رابطه‌ را نقل‌ مي‌كند، مي‌گويد:«غالب‌ كساني‌ كه‌ به‌ اين‌ روايات‌ استناد مي‌كنند، مرجع‌ آنها منابع‌ اهل‌ كتاب‌است‌ و اينها اخباري‌ است‌ كه‌ نه‌ تصديق‌ مي‌شود و نه‌ تكذيب‌ و نه‌ بر آنها - صرفا - مي‌شود اعتماد كرد، اما اگر حديثي‌ در اين‌ باره‌ به‌ صحت‌ رسيد، پس‌ بر سر و چشم‌مي‌پذيريم‌».
«و به‌ ابراهيم‌ و اسماعيل‌ فرمان‌ داديم‌ كه‌ خانه‌ام‌ را پاكيزه‌ گردانيد» از بتها، حضوركفار، پليديها، از طواف‌ كردن‌ شخص‌ جنب‌ و حايض‌ و از هر پليدي‌ ديگري‌ «براي‌ طواف‌كنندگان‌ و معتكفان‌» عاكف: كسي‌ است‌ كه‌ براي‌ انجام‌ دادن‌ عبادت، مقيم‌ و پايبند مسجد مي‌شود. بعضي‌ گفته‌اند: عاكف‌، مجاور مكه‌ است، نه‌ مقيم ‌مكه‌ و از اهالي‌ آنجا. «و» خانه‌ام‌ را پاكيزه‌ گردانيد براي‌ «ركوع‌ و سجده‌كنندگان‌» يعني: براي‌ نمازگزاران‌.
فقها در بيان‌ احكام‌ اين‌ آيه‌ گفته‌اند:
1- گزاردن‌ دو ركعت‌ نماز طواف‌ واجب‌ است‌.
2- كسي‌ كه‌ وارد حريم‌ كعبه‌ مي‌شود از انتقام ‌گرفتن‌ ايمن‌ است، اما حدود درسرزمين‌ حرم‌ اقامه‌ مي‌شود، نه‌ در خود خانه‌ كعبه‌.
3- گماردن‌ ظالم‌ يا فاسق‌ به‌ رهبري‌ سياسي‌ و قضائي‌ جامعه‌ اسلامي‌ جايز نيست‌. ليكن‌ بايد گفت‌ كه‌ حاكم‌ با ارتكاب‌ فسق، خود به‌ خود عزل‌ نمي‌شود تا اهل‌ حل‌ وعقد او را بر كنار نكنند.
4- نماز گزاردن‌ در مسجدالحرام‌ بر طواف‌ نفل‌ فضيلت‌ بيشتري‌ دارد.
 آيه  119
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَكُونُواْ مَعَ الصَّادِقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اي‌ مؤمنان‌! از خدا بترسيد و با راست‌گويان‌ باشيد» آيه‌ كريمه‌ به‌ اين‌ حقيقت ‌اشاره‌ دارد كه‌ توبه‌ آن‌ سه‌ تن‌ كه‌ پذيرفته‌ شد، بر اثر صدق‌ و راستي ‌ايشان‌ بود پس ‌راستي‌، نجات‌بخش‌ انسان‌ از مهالك‌ است‌.
نسفي‌ با اين‌ آيه‌، بر حجيت‌ اجماع‌ استدلال‌ كرده‌ زيرا خداوند(ج)  به‌ ما دستور داده‌ تا با صادقان‌ باشيم‌ و اين‌ خود، مستلزم‌ پذيرفتن‌ سخنشان‌ نيز هست‌.
 
آيه  120
‏متن آيه : ‏
‏ مَا كَانَ لِأَهْلِ الْمَدِينَةِ وَمَنْ حَوْلَهُم مِّنَ الأَعْرَابِ أَن يَتَخَلَّفُواْ عَن رَّسُولِ اللّهِ وَلاَ يَرْغَبُواْ بِأَنفُسِهِمْ عَن نَّفْسِهِ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ لاَ يُصِيبُهُمْ ظَمَأٌ وَلاَ نَصَبٌ وَلاَ مَخْمَصَةٌ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ يَطَؤُونَ مَوْطِئاً يَغِيظُ الْكُفَّارَ وَلاَ يَنَالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَّيْلاً إِلاَّ كُتِبَ لَهُم بِهِ عَمَلٌ صَالِحٌ إِنَّ اللّهَ لاَ يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
در اين‌ آيه‌ كريمه‌، خداي‌ متعال‌ آن‌ عده‌ از اهالي‌ مدينه‌ و ما حول‌ آن‌ از اعراب‌ را كه‌ از همراهي‌ با رسول‌ خداص در غزوه‌ تبوك‌ تخلف‌ كردند، مورد عتاب‌ و سرزنش‌ قرار مي‌دهد: «براي‌ مردم‌ مدينه‌ و كساني‌ كه‌ پيرامون‌ ايشانند از باديه‌نشينان» چون‌ قبايل‌ مزينه‌، جهينه‌ و اشجع‌ «سزاوار نيست‌ كه‌ از همراهي‌ رسول‌خدا باز پس‌ مانند» يعني‌: آنان‌ را نرسد كه‌ وقتي‌ رسول‌ خداص خود به‌ نفس‌ نفيس‌ و تن‌ پاكيزه‌ خويش‌ به‌سوي‌ جهاد مي‌شتابد، آنان‌ از همراهي‌ آن‌ حضرت‌ص ـ چه‌در غزوه‌ تبوك‌ و چه‌ در غير آن‌ از غزوات‌ ـ بدون‌ دستور ايشان‌ تخلف‌ ورزند؛ برخلاف‌ غير مردم‌ مدينه‌ از اعراب‌ زيرا بدون‌ شك‌ مردم‌ مدينه‌ و پيرامون‌ آن‌، به‌سبب‌ نزديكي‌ و همجواري‌ با رسول‌ خداص، سزاوارتر به‌ ياري‌ و متابعت‌ ايشان ‌بودند و از ديگر اعراب‌ خواسته‌ نشده‌ بود تا با پيامبرص به‌ غزوه‌ تبوك‌ بروند «و نه ‌اين» سزاوار آنهاست‌ «كه‌ جان‌ خود را از جان‌ او عزيزتر بدارند» و فقط به‌ حفظ جان‌ خود و مصون ‌نگاه‌داشتن‌ آن‌ از سختي‌ها حريص‌ بوده‌ اما به‌ حفظ و صيانت ‌جان‌ جانان‌، سالار دو جهان‌، عزيز و گرامي‌ترين‌ خلق‌ پروردگار عالميان‌ ورسول‌ خداص به‌سوي‌ انس‌ و جان‌، هيچ‌ اشتياقي‌ از خود نشان‌ ندهند بلكه‌ بر آنها فرض‌ است‌ تا همراه‌ با رسول‌ خداص، رنجها و مشقتها را به‌جان‌ خريده‌ و جان‌ خود را به‌ پاي‌ جان‌ آن‌ حضرت‌ص بذل‌ و نثار كنند «اين» وجوب‌ متابعت‌ آن‌حضرت‌ص و نهي‌ از تخلف‌ «به‌ سبب‌ آن‌ است‌ كه‌ به‌ آنان‌ هيچ‌ تشنگي‌ و رنج‌ وگرسنگي‌اي‌ در راه‌ خدا» يعني‌: در طاعت‌ وي‌ و جهاد با دشمنانش‌ «نمي‌رسد» ظمأ: تشنگي‌، نصب‌: رنج‌ و تعب‌ و مخمصه‌: گرسنگي‌ شديدي‌ است‌ كه‌ شكم‌ بر اثر آن‌ فرونشيند، به‌گونه‌اي‌ كه‌ گويي‌ پنهان‌ شده‌ است‌ «و در هيچ‌ مكاني‌ كه‌ كافران‌ را به‌خشم‌ مي‌آورد، قدم‌ نمي‌گذارند» يعني‌: هيچ‌ جايي‌ از اماكن‌ كفار را با گامهايشان‌، يا با سم‌ اسبانشان‌ نمي‌كوبند، كه‌ آنها را به‌ سبب‌ اين‌ كوبيدن‌، به‌ خشم‌ و غيظ درآورند «و هيچ‌ دست‌بردي‌ از دشمني‌ به‌دست‌ نمي‌آورند» با كشتن‌، يا اسيرگرفتن‌، ياشكست‌ دادن‌ و يا غنيمت ‌گرفتن‌ از آن‌ «مگر اين‌كه‌ به‌ سبب‌ آن‌، عمل‌ صالحي ‌برايشان‌ نوشته‌ مي‌شود» يعني‌: برايشان‌ حسنه‌ پذيرفته‌شده‌اي‌ نوشته‌ مي‌شود كه‌ به‌سبب‌ آن‌ پاداش‌ مي‌يابند «زيرا خدا پاداش‌ نيكوكاران‌ را ضايع‌ نمي‌كند» يعني‌: آنان ‌نيكوكارند پس‌ بايد بدانند كه‌ خداوند(ج)  پاداششان‌ را ضايع‌ نمي‌كند.
 
	آيه  121
‏متن آيه : ‏
‏ وَلاَ يُنفِقُونَ نَفَقَةً صَغِيرَةً وَلاَ كَبِيرَةً وَلاَ يَقْطَعُونَ وَادِياً إِلاَّ كُتِبَ لَهُمْ لِيَجْزِيَهُمُ اللّهُ أَحْسَنَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» اين‌ گروه‌ مجاهد در راه‌ خدا(ج)  «هيچ‌ مال‌ كوچك‌ و بزرگي‌ را انفاق‌ نمي‌كنند و هيچ‌ واديي‌ را» يعني‌: كوره‌راهي‌ را در ميان‌ كوهها، يا پشته‌اي‌ را «نمي‌پيمايند، مگر اين‌كه‌ به‌ حساب‌ آنان‌ نوشته‌ مي‌شود» يعني‌: اين‌ عمل‌ صالح‌شان‌ در انفاق‌ وجهاد، به‌ حساب‌ حسناتشان‌ نوشته‌ مي‌شود «تا خدا آنان‌ را» به‌ سبب‌ آن‌ عمل ‌صالح‌ «در مقابل‌ نيكوترين‌ آنچه‌ مي‌كردند، پاداش‌ دهد» يعني‌: پاداشي‌ بهتر از آنچه ‌مي‌كردند به‌ آنان‌ بدهد، يا پاداش‌ بهترين‌ اعمالشان‌ را بدهد، بدين‌ معني‌ كه‌ اعمال‌ دون‌پايه‌تر ايشان‌ را نيز به‌ اعمال‌ برترشان‌ بپيونداند تا پاداششان‌ هرچه‌ بيشتر و بيشترتر گردد.
اميرالمؤمنين‌ عثمان‌(رض)  از اين‌ آيه‌كريمه‌ حظي‌ وافر و بهره‌اي‌ عظيم‌ برده‌ بود زيرا او فقط در غزوه‌ تبوك‌، سيصد شتر را با جل‌ و جهاز آن‌ به‌علاوه‌ وجوه‌ نقدي ‌بسياري‌ انفاق‌ كرد تا بدا