َ رَبَّكُمُ اللّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُدَبِّرُ الأَمْرَ مَا مِن شَفِيعٍ إِلاَّ مِن بَعْدِ إِذْنِهِ ذَلِكُمُ اللّهُ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ أَفَلاَ تَذَكَّرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«همانا پروردگار شما آن‌ خدايي‌ است‌ كه‌ آسمانها و زمين‌ را در شش‌ روز آفريد» يعني: از روزهاي‌ دنيا. كه‌ قول‌ صواب‌ در نزد جمهور همين‌ است‌. اما به‌ قولي‌ ديگر: مراد از اين‌ شش‌ روز، روزهايي‌ است‌ كه‌ هر روز آن‌، برابر با هزار سال‌ در مقياس‌ دنياست‌ چنان‌كه‌ در آيه‌كريمه‌ (47) از سوره‌ «حج‌» آمده‌ است: (و بي‌گمان‌ يك‌ روز نزد پروردگارت‌، مانند هزار سال‌ است‌ از آنچه‌ كه ‌مي‌شمريد). «سپس‌ بر عرش‌ مستقر شد» واين‌ ترجمه‌ شاه‌ ولي‌الله دهلوي‌ است‌. در برخي‌ از ترجمه‌هاي‌ ديگر آمده‌ است: (سپس‌ بر عرش‌ استيلا يافت‌). عرش: بزرگترين‌ مخلوقات‌ خداي‌ متعال‌ و سقف‌ همه‌ آنهاست‌ و چنان‌كه‌ در تفسير ابن‌كثير آمده‌، عرش‌ ياقوتي‌ است‌ سرخ‌فام‌[1] «امر را تدبير مي‌كند» يعني: حق‌ تعالي‌، كار فرمانروايي‌ آسمانها و زمين‌ و عرش‌ و ساير مخلوقات‌ را به‌ مقتضاي‌ حكمت‌ خويش‌، به‌ يگانگي‌ سامان‌ مي‌دهد «هيچ‌ شفاعتگري‌ مگر بعد از اذن‌ او نيست‌» يعني: به‌ كسي‌ اين‌ امكان‌ داده‌ نمي‌شود كه‌ نزد خداوند متعال‌ در امري‌ از امور ـ جز بعد از اذن‌ و دستور خود وي‌ ـ شفاعت‌ كند زيرا حق‌ تعالي‌ به‌ جايگاه‌ حكمت‌ و صواب‌ داناتر است‌. البته‌ اين‌ معني‌، بيانگر انفراد و انحصار پروردگار متعال‌ در تدبير همه‌ امور در همه‌ چيزهاست‌ «اين‌ است‌ خدا پروردگار شما» با اين‌صنع‌ بديع‌ و اقتدار عظيمش‌ «پس‌ او را بپرستيد» به‌ يگانگي‌؛ زيرا فقط او سزاوار پرستش‌ است‌ نه‌ غير او «آيا پند نمي‌گيريد؟» زيرا كسي‌كه‌ كمترين‌ استعدادي‌ براي ‌پندآموزي‌ و پايين‌ترين‌ تواني‌ براي‌ عبرت‌گيري‌ داشته‌ باشد، اين‌ حقيقت‌ بر وي ‌مخفي‌ نمي‌ماند كه‌ كسي‌ جز حق‌ تعالي‌ سزاوار پرستش‌ نيست‌ و مگر براي‌ شناخت ‌اين‌ حقيقت‌، جز وحي‌ و رسالت‌ راه‌ ديگري‌ وجود دارد؟.
حاصل‌ سخن‌ اين‌ است: چگونه‌ فرستادن‌ رسولي‌ به‌سوي‌ مردم‌ از جنس‌ خودشان‌ بر خداوندي‌ كه‌ همچو اقتدار عظيمي‌ دارد، محل‌ تعجب‌ خواهد بود؟!
 
[1] تفسير استوا بر عرش‌، قبلا گذشت‌.آيه  4
‏متن آيه : ‏
‏ إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعاً وَعْدَ اللّهِ حَقّاً إِنَّهُ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ لِيَجْزِيَ الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ بِالْقِسْطِ وَالَّذِينَ كَفَرُواْ لَهُمْ شَرَابٌ مِّنْ حَمِيمٍ وَعَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُواْ يَكْفُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بازگشت‌ همه‌ شما يكجا به‌سوي‌ اوست‌» پس‌ با ره‌توشه‌اي‌ از پيروي‌ وحي‌ حق‌ تعالي‌ براي‌ ملاقات‌ وي‌ آماده‌ شويد. اين‌ از جنس‌ همان‌ هشداري‌ است‌ كه‌ درآغاز سوره‌ به‌ اجمال‌ مطرح‌ گرديد و بعد از آن‌ به‌ مؤمنان‌ بشارت‌ داده‌ شد.[2] «وعده‌ خدا حق‌ است‌» يعني: بازگرداندن‌ همگي‌تان‌ به‌سوي‌ او، وعده‌اي‌ حق‌ و راستين‌ از سوي‌ وي‌ است‌ كه‌ آن‌ را هرگز خلاف‌ نمي‌كند «بي‌گمان‌ هموست‌ كه ‌آفرينش‌ را آغاز مي‌كند» از خاك‌ پس‌ همو كه‌ آغازگر و ايجادگر است‌، به‌ طريق‌ اولي‌ امكان‌ بازآفريني‌ نيز در حوزه‌ قدرت‌ مطلقه‌ وي‌ مي‌باشد «سپس‌ آن‌ را بازمي‌گرداند» به‌سوي‌ حيات‌ اخروي‌ بعد از مرگ‌ آن‌ «تا كساني‌ را كه‌ ايمان‌ آورده‌اند و كارهاي‌ شايسته‌ كرده‌اند، به‌ قسط» يعني: به‌ عدالتي‌ كه‌ در آن‌ هيچ‌ ستمي‌ نيست ‌«پاداش‌ دهد و كساني‌ كه‌ كافر شدند، براي‌ آنها آشاميدني‌اي‌ از حميم‌ است‌» حميم: آب‌ نهايت‌ داغ‌ و جوشان‌ است‌ «و» آن‌ كافران‌ «به‌ سزاي‌ كفرشان‌ عذابي‌ دردناك‌در پيش‌ دارند».
 
[2] نگاه‌ كنيد به‌ (آيه/‌2).	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:162.txt">آيه  127</a><a class="text" href="w:text:163.txt">آيه  128</a><a class="text" href="w:text:164.txt">آيه  129</a><a class="text" href="w:text:165.txt">آيه  130</a><a class="text" href="w:text:166.txt">آيه  131</a><a class="text" href="w:text:167.txt">آيه  132</a><a class="text" href="w:text:168.txt">آيه  133</a><a class="text" href="w:text:169.txt">آيه  134</a></body></html>آيه  5
‏متن آيه : ‏
‏ هُوَ الَّذِي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِيَاء وَالْقَمَرَ نُوراً وَقَدَّرَهُ مَنَازِلَ لِتَعْلَمُواْ عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسَابَ مَا خَلَقَ اللّهُ ذَلِكَ إِلاَّ بِالْحَقِّ يُفَصِّلُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«او كسي‌ است‌ كه‌ آفتاب‌ را ضياء و ماه‌ را نور ساخت‌» ضياء: روشني‌ و درخششي ‌است‌ كه‌ از ذات‌ يك‌ چيز پديد آمده‌ باشد، مانند روشني‌ آتش‌ و چراغ‌، اما نور: روشني‌اي‌ است‌ كه‌ از چيز ديگري‌ كه‌ خارج‌ از ذات‌ يك‌ چيز است‌ به‌وسيله ‌پرتوافگني‌ و انعكاس‌ نور به‌ وجود مي‌آيد، مانند انعكاس‌ نور از آيينه‌. و از آنجاكه‌ نور ماه‌ از نور خورشيد پديد مي‌آيد پس‌ آيه‌ كريمه‌، با دقتي‌ معجزانه‌ اين‌ معني‌ را به‌دست‌ داده‌ و يكي‌ از معجزات‌ علمي‌ قرآن‌ كريم‌ را به‌ تجلي‌ گذاشته‌ است‌. «و» هموست‌ كه‌ «براي‌ ماه‌ منزلهايي‌ معين‌ كرد» يعني: مسير ماه‌ را در منزلهايي‌، مقدر و معين‌ كرد. منزل‌ ماه: مسافتي‌ است‌ كه‌ ماه‌ آن‌ را با حركت‌ مخصوص‌ به‌خود در يك‌ شبانه‌روز طي‌ مي‌كند و منازل‌ آن‌ جمعا بيست‌ و هشت‌ منزل‌ است‌ كه‌ ماه‌ هر شب‌ در يكي‌ از آنها فرود آمده‌ و از آن‌ تجاوز نمي‌كند به‌طوري‌ كه‌ در اولين‌ منزل‌ خود بسيار كوچك‌ نمايان‌ گشته‌ و سپس‌ كم‌كم‌ بزرگ‌ و بزرگتر پديدار مي‌شود تا كه‌ به‌ كمال‌ خود رسيده‌ و به‌ شكل‌ ماهي‌ تمام‌ مي‌درخشد و چون‌ به‌سوي ‌آخرين‌ منازل‌ خود حركت‌ كند، باز در يك‌ سير نزولي‌، باريك‌ و مقوس‌ وضعيف‌ و ضعيف‌تر نمايان‌ مي‌شود تا بدانجا كه‌ در آخر ماه‌، دو يا يك‌ شب‌ از انظار پنهان‌ مي‌گردد. آري‌! حق‌ تعالي‌ براي‌ ماه‌ منزلهايي‌ معين‌ كرد «تا شمار سالها و حساب‌ را بدانيد» و اگر اين‌ برنامه‌ معين‌ و مقدر الهي‌ براي‌ سير ماه‌ و خورشيد نبود، مردم‌ شمار سالها و حساب‌ امور خويش‌ را نمي‌شناختند و باالطبع‌، بسياري‌ از مصالح‌ و منافعشان‌ را كه‌ به‌ شمار حساب‌ سال‌ و ماه‌ مربوط است‌، نمي‌دانستند. اين‌ آيه‌ به‌ آموختن‌ علم‌ نجوم‌ و حساب‌ تقويم‌ و شناسه‌هاي‌ زماني‌ دعوت‌ مي‌كند «خداوند اينها را جز به‌ حق‌ نيافريده‌ است‌» يعني: خداوند متعال‌ آسمانها و زمين‌ را نيافريده‌ و در آنها نيكوترين‌ برنامه‌ها و نظامها را برنامه‌ريزي‌ نكرده‌، مگر براي‌ آن‌كه‌ عظمت‌ و قدرت‌ و حكمت‌ و حقانيت‌ او دانسته‌ شود و ل