ذا مورد پرستش‌ قراربگيرد. «نشانه‌هاي‌ خود را» يعني: دقايق‌ و باريكي‌هاي‌ نظام‌ هستي‌ را «براي‌گروهي‌ كه‌ مي‌دانند، به‌ روشني‌ بيان‌ مي‌كند» پس‌ هرگاه‌ خداي‌ عزوجل‌ از بيان‌ چنين ‌اموري‌ غفلت‌ نمي‌كند، ديگر چگونه‌ امري‌ به‌ عظمت‌ وحي‌ و رسالت‌ را فرومي‌گذارد؟ لذا شگفتي‌ شكاكان‌ از فرود آوردن‌ وحي‌، كاملا بي‌مورد است‌.
 
آيه  6
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ فِي اخْتِلاَفِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَمَا خَلَقَ اللّهُ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ لآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَّقُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«به‌ راستي‌ در آمدورفت‌ شب‌ و روز و آنچه‌ خدا در آسمانها و زمين‌ آفريده‌، براي ‌گروهي‌ كه‌ پرهيزگاري‌ مي‌كنند» از حق‌ تعالي‌ با اجتناب‌ از عذاب‌ و خشم‌ وي‌ «نشانه‌هاست‌» بنابراين‌، تقواپيشه‌گان‌ از ترس‌ اين‌كه‌ مبادا در ورطه‌اي‌ درافتند كه ‌با رضاي‌ خداوند(ج)  مخالف‌ باشد، در مخلوقات‌ وي‌ به‌ امعان‌ و دقت‌ نظر مي‌انديشند. البته‌ اين‌ تفكر و انديشه‌ ايشان‌ بدان‌ جهت‌ نيز هست‌ كه‌ ايشان‌، فرجام‌ و عاقبت‌ كار و آنچه‌ را كه‌ در معاد به‌ صلاح‌شان‌ است‌، مورد توجه‌ قرار مي‌دهند.تفسير در پي‌ يك‌ديگر آمدن‌ و آمدورفت‌ شب‌ و روز، در سوره‌«بقره/‌164» گذشت‌.
  
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1613.txt">آيه  7</a><a class="text" href="w:text:1614.txt">آيه  8</a><a class="text" href="w:text:1615.txt">آيه  9</a><a class="text" href="w:text:1616.txt">آيه  10</a><a class="text" href="w:text:1617.txt">آيه  11</a><a class="text" href="w:text:1618.txt">آيه  12</a><a class="text" href="w:text:1619.txt">آيه  13</a><a class="text" href="w:text:1620.txt">آيه  14</a></body></html>آيه  7
‏متن آيه : ‏
‏ إَنَّ الَّذِينَ لاَ يَرْجُونَ لِقَاءنَا وَرَضُواْ بِالْحَياةِ الدُّنْيَا وَاطْمَأَنُّواْ بِهَا وَالَّذِينَ هُمْ عَنْ آيَاتِنَا غَافِلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«همانا كساني‌كه‌ به‌ لقاي‌ ما اميد ندارند» نه‌ از آن‌ ترس‌ و بيمي‌ دارند و نه‌ طمع‌ واميدي‌ به‌ آن‌ بسته‌اند «و به‌ زندگي‌ دنيا خشنود شده‌اند» به‌جاي‌ آخرت‌، با برگزيدن ‌اندك‌ فاني‌ بر بسيار باقي‌ «و بدان‌ اطمينان‌ يافته‌اند» يعني: به‌ زندگاني‌ دنيا دل‌سپرده‌اند و نفسهايشان‌ بدان‌ آرام‌ گرفته‌ و خوش‌ و خرم‌ شده‌ است‌ به‌طوري‌ كه ‌اندك‌ اضطراب‌ و پريشاني‌اي‌ از انديشه‌ آخرت‌ در نهادشان‌ باقي‌ نمانده‌ است‌ «وهم‌ كساني‌كه‌ از آيات‌ ما» يعني: از دلايل‌ و نشانه‌هاي‌ وحدانيت‌ ما «غافل‌اند» و درآنها تفكر و تأمل‌ نمي‌كنند؛ 
 
	آيه  8
‏متن آيه : ‏
‏ أُوْلَئِكَ مَأْوَاهُمُ النُّارُ بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اينان‌ جايگاهشان‌» محل‌ اقامتشان‌ «آتش‌ است‌، به‌سبب‌ آنچه‌ مي‌كردند» از كفر به‌ كتاب‌ و رسالت‌ و تكذيب‌ معاد.آيه  9
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ يَهْدِيهِمْ رَبُّهُمْ بِإِيمَانِهِمْ تَجْرِي مِن تَحْتِهِمُ الأَنْهَارُ فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«كساني‌ كه‌ ايمان‌ آورده‌ و كارهاي‌ شايسته‌ كرده‌اند» يعني: ميان‌ ايمان‌ و عمل‌ صالح‌ جمع‌ كرده‌اند «پروردگارشان‌ به‌ ايمانشان‌ آنان‌ را هدايت‌ مي‌كند» يعني: آنان‌را به‌ سبب‌ ايمانشان‌ به‌سوي‌ عمل‌ صالح‌ و شاهراه‌ هدايت‌ رهنمون‌ مي‌شود پس ‌بدين‌وسيله‌ «به‌ باغهاي‌ پر ناز و نعمت‌» واصل‌ مي‌شوند در بهشت‌ برين‌ «كه‌ جويباران‌ از فرودست‌ آنان‌ جاري‌ است‌» يعني: از فرودست‌ باغهاي‌ بهشتيان‌، يا از پيش‌روي‌ آنان‌ جويباران‌ جاري‌ است‌ زيرا ايشان‌ بر تختهاي‌ برافراشته‌اي‌ قراردارند.
 
	آيه  10
‏متن آيه : ‏
‏ دَعْوَاهُمْ فِيهَا سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَتَحِيَّتُهُمْ فِيهَا سَلاَمٌ وَآخِرُ دَعْوَاهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«دعوايشان‌ در آنجا» يعني: دعا و ندا و نيايش‌ بهشتيان‌ در بهشت‌ اين‌ سخن ‌است: «سبحانك‌ اللهم‌: خداوندا! پاكي‌ تو راست‌» پس‌ دعايي‌ كه‌ بهشتيان‌ آن‌ را زمزمه‌ مي‌كنند، تسبيح‌ و تقديس‌ خداي‌ سبحان‌ است‌ «و تحيتشان‌ در آنجا سلام ‌است‌» يعني: درود و دعايشان‌ در ميانشان‌، يا تحيت‌ و درود خداوند(ج)  يا فرشتگان‌ برايشان‌، سلام‌ گفتن‌ است‌ «و پايان‌ دعايشان‌ اين‌ است‌ كه: الحمد رب‌العالمين‌» يعني: پايان‌بخش‌ دعايشان‌ كه‌ تسبيح‌ الهي‌ است‌، اين‌ است‌ كه‌ مي‌گويند: همه‌ ستايشها از آن‌ خداوند، پروردگار عالميان‌ است‌.
در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «براهل‌ بهشت‌ تسبيح‌ و تحميد همان‌گونه‌ الهام‌ مي‌شود كه‌ نفس‌كشيدن‌ به‌ آنان‌ الهام‌ مي‌شود». يعني‌ بهشتيان‌ از گفتن‌ حمد و تسبيح‌ خداي‌ عزوجل‌، هيچ‌ نوع‌ دشواري‌اي‌ احساس‌ نمي‌كنند بلكه‌ ياد خدا(ج)  آرام‌بخش‌ جانها و روانهايشان‌ است‌.
 
آيه  11
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَوْ يُعَجِّلُ اللّهُ لِلنَّاسِ الشَّرَّ اسْتِعْجَالَهُم بِالْخَيْرِ لَقُضِيَ إِلَيْهِمْ أَجَلُهُمْ فَنَذَرُ الَّذِينَ لاَ يَرْجُونَ لِقَاءنَا فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اگر خداوند به‌ همان‌ شتابي‌ كه‌ مردم‌ خير را مي‌طلبند، شر را به‌ آنها به‌ شتاب‌ مي‌رسانيد» يعني: اگر خداوند(ج)  عذاب‌ را براي‌ مردم‌ به‌ شتاب‌ مي‌رسانيد، همان‌گونه‌ كه‌ آنها به‌سوي‌ خير و پاداش‌ شتاب‌ مي‌ورزند؛ «قطعا اجلشان‌ فرامي‌رسيد» يعني: قطعا نابود ساخته‌ مي‌شدند ولي‌ حق‌ تعالي‌ به‌ آنان‌ مهلت‌ مي‌دهد. به‌ قولي‌ معني‌ اين‌ است: اگر خداوند(ج)  دعاي‌ بد مردم‌ را در حق‌ جانها و مالها و نزديكانشان‌، همانند دعاهاي‌ خيرشان‌ زود اجابت‌ مي‌كرد، قطعا هلاكشان‌ مي‌ساخت‌ زيرا بسياري‌ از مردم‌ در حق‌ خود يا ديگران‌ به‌ مرگ‌ و هلاكت‌ نفرين ‌مي‌كنند و برآورده‌ شدن‌ اين‌ نفرين‌ها را به‌ شتاب‌ مي‌طلبند، اما حق‌ تعالي‌ شر و بدي ‌را شتابان‌ به‌ آنان‌ نمي‌رساند بلكه‌ مهلتشان‌ مي‌دهد و اجابت‌ دعاهاي‌ بدشان‌ را به ‌تأخير مي‌اندازد و اين‌ به‌ خاطر حلم‌ و رحمت‌ بالغه‌ او به‌ بندگان‌ است‌. از همين‌رو در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «لا تدعوا على أنفسكم، لا تدعوا على أولادكم، لاتدعوا على أموالكم، لا توافقوا من الله ساعة فيها إجابة فيستجيب لكم‌: در حق‌ جانهايتان ‌دعاي‌ بد نكنيد، در حق‌ فرزندانتان‌ دعاي‌ بد نكنيد، در حق‌ اموالتان‌ دعاي‌ بد نكنيد، با (قضاي‌) خدا(ج)  در ساعتي‌ كه‌ ساعت‌ اجابت‌ است‌ و دعاي‌ بدتان‌ هم‌ در آن‌ مستجاب‌ مي‌شود، موافق‌ نيفتيد». چنان‌كه‌ مشركان‌ مكه‌ دعا مي‌كردند: «خدايا! اگر اين‌ دين‌، دين‌ حقي‌ است‌ كه‌ از نزد تو آمده‌ است‌ پس‌ بر ما از آسمان‌ سنگ‌ بباران‌، يا بر ما عذابي‌ دردناك‌ بفرست‌» «انفال/‌32». ولي‌ 