بِعُ إِلاَّ مَا يُوحَى إِلَيَّ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چون‌ آيات‌ بينات‌ ما بر آنان‌ خوانده‌ شود» مراد آياتي‌ در كتاب‌ مجيد الهي ‌است‌ كه‌ بر اثبات‌ توحيد و ابطال‌ شرك‌ دلالت‌ مي‌كند «كساني‌كه‌ به‌ ديدار ما اميد ندارند» يعني‌ منكران‌ معاد «مي‌گويند: قرآن‌ ديگري‌ جز اين‌ بياور» كه‌ در آن‌پرستش‌ بتان‌ مورد نكوهش‌ قرار نگرفته‌ باشد «يا آن‌ را عوض‌ كن‌» با منسوخ ‌ساختن‌ و از ميان‌ برداشتن‌ بخشي‌ از آيات‌ يا كل‌ آيات‌ آن‌ و نهادن‌ آياتي‌ ديگر به‌جاي ‌آن ‌كه‌ با اهداف‌ ما سازگار باشد «بگو: مرا نرسد كه‌ آن‌ را از پيش‌ خود تغيير دهم‌» بلكه‌ اين‌ در حوزه‌ فرمان‌ خداي‌ متعال‌ است‌ كه‌ اگر بخواهد، به‌ تغيير قرآن ‌فرمان‌ مي‌دهد پس‌ اين‌ كار هرگز در توان‌ و امكان‌ من‌ نيست‌ «جز آنچه‌ را كه‌ به‌ من‌ وحي‌ مي‌شود» از نزد خداي‌ سبحان‌ «پيروي‌ نمي‌كنم‌» بي‌ هيچ‌گونه‌ تغيير و تبديل‌ وتحريفي‌ «در حقيقت‌ اگر من‌ پروردگارم را نافرماني‌ كنم‌» بر فرض‌ و تقدير ـ با انجام‌ دادن‌ آنچه‌ كه‌ شما از من‌ مي‌طلبيد «از عذاب‌ روزي‌ بزرگ‌ مي‌ترسم‌» كه‌ همانا روز قيامت‌ است‌.
 
آيه  16
‏متن آيه : ‏
‏ قُل لَّوْ شَاء اللّهُ مَا تَلَوْتُهُ عَلَيْكُمْ وَلاَ أَدْرَاكُم بِهِ فَقَدْ لَبِثْتُ فِيكُمْ عُمُراً مِّن قَبْلِهِ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بگو: اگر خدا مي‌خواست‌، آن‌ را بر شما نمي‌خواندم‌» يعني: اگرخدا(ج)  مي‌خواست‌ كه‌ قرآن‌ را بر شما نخوانم‌ و آن‌ را به‌ شما ابلاغ‌ نكنم‌، قطعا آن‌را بر شما نمي‌خواندم‌ زيرا خواندن‌ كتابي‌ اعجازگر از سوي‌ شخص‌ امي‌اي‌ چون‌ من‌، كاري‌ فراتر از مرز عادت‌ است‌ «و» اگر خدا(ج)  مي‌خواست‌ «خود او هم‌ شما را بدان‌ آگاه‌ نمي‌گردانيد» يعني: شما را از قرآن‌ به‌ زبان‌ من‌ آگاه‌ نمي‌گردانيد «قطعا پيش‌ از آن‌» يعني‌ پيش‌ از نزول‌ قرآن‌ «عمري‌ در ميان‌ شما به‌سر برده‌ام‌» يعني:زمان‌ درازي‌ به‌ مدت‌ چهل‌ سال‌ را، كه‌ در همه‌ آن‌ مدت‌ مرا به‌ راستگويي‌ وامانتداري‌ مي‌شناختيد و مي‌دانستيد كه‌ از كساني‌ نبودم‌ كه‌ خواندن‌ و نوشتن ‌مي‌دانند بنابراين‌، كتابهاي‌ نازل‌شده‌ بر پيامبران‡ را نخوانده‌ام‌ و علومي‌ را كه ‌نزد دانشمندان‌ است‌، نياموخته‌ام‌ و دنبال‌ چيزي‌ از اين‌ باب‌ نرفته‌ام‌ و نه‌ مشتاق‌ آن ‌بوده‌ام‌، آن‌گاه‌ در چنين‌ اوضاع‌ و احوالي‌، به‌ رسالت‌ مبعوث‌ شدم‌ و كتابي‌ را به‌شما آوردم‌ كه‌ از آوردن‌ سوره‌اي‌ همانند آن‌ عاجز و از معارضه‌ با آن‌ درمانده‌ايد در حالي‌كه‌ شما قوم‌ عرب‌، در فصاحت‌ و بلاغت‌ شهرتي‌ عالمگير داريد «آيا تعقل ‌نمي‌كنيد؟» تا اين‌ حقيقت‌ را بدانيد كه‌ صدور همچو قرآني‌ از شخصي‌ مانند من‌ با آن‌ پيشينه‌، ممتنع‌ است‌؟
 
	آيه  17
‏متن آيه : ‏
‏ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِباً أَوْ كَذَّبَ بِآيَاتِهِ إِنَّهُ لاَ يُفْلِحُ الْمُجْرِمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ كيست‌ ستمكارتر از آن‌ كس‌ كه‌ دروغي‌ بر خدا بربندد، يا آيات‌ او را تكذيب ‌كند؟» چون‌ مشركان‌ از رسول‌ خداص خواستند تا قرآني‌ غير از اين‌ قرآن‌ را به‌ آنها بياورد، يا آن‌ را تبديل‌ كند، آن‌ حضرتص برايشان‌ روشن‌ ساخت‌ كه‌ اگر چنين‌ كند، بر خداي‌ عزوجل‌ دروغ‌ بسته ‌است‌ و ستمي‌ بزرگتر از اين‌ وجود ندارد «به‌راستي‌ مجرمان‌ رستگار نمي‌شوند» يعني: به‌ مطلوبي‌ دست‌ نيافته‌ و به‌ مرادي‌ نمي‌رسند.
خداي‌ عزوجل‌ با اين‌ سه‌ آيه‌، بر اين‌ حقيقت‌ كه‌ قرآن‌ از سوي‌ وي‌ است‌، حجت‌ اقامه‌ كرد.
عبدالله بن ‌سلام‌(رض)  مي‌گويد: چون‌ رسول‌ خداص به‌ مدينه‌ تشريف‌ آوردند، يهوديان‌ از آن‌ حضرتص رميده‌ و از پذيرش‌ دين‌ حق‌ گريزان‌ شدند و من‌ هم‌ از كساني‌ بودم‌ كه‌ از ايشان‌ رميده‌ بودند ولي‌ چون‌ ايشان‌ را ديدم‌، دانستم‌ كه‌ چهره ‌ايشان‌، چهره‌ مردي‌ كذاب‌ نيست‌... و اولين‌ سخني‌ كه‌ از ايشان‌ شنيدم‌ اين‌حديث‌ شريف‌ بود: «اي‌ مردم‌! سلام‌ گفتن‌ را در ميان‌ خود انتشار دهيد، محتاجان‌ را اطعام‌ كنيد، صله‌ ارحام‌ را برقرار كنيد و در شب‌ ـ هنگامي‌ كه‌ مردم‌ در خوابند ـ نماز بگزاريد، در اين‌ صورت‌، به‌ سلامتي‌ به‌ بهشت‌ وارد مي‌شويد».
 
آيه  18
‏متن آيه : ‏
‏ وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَضُرُّهُمْ وَلاَ يَنفَعُهُمْ وَيَقُولُونَ هَؤُلاء شُفَعَاؤُنَا عِندَ اللّهِ قُلْ أَتُنَبِّئُونَ اللّهَ بِمَا لاَ يَعْلَمُ فِي السَّمَاوَاتِ وَلاَ فِي الأَرْضِ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» در حالي‌ كه‌ مشركان‌ پرستش‌ خداوند(ج)  را به‌طور كلي‌ ترك‌ هم ‌نمي‌كنند، اما «به‌جاي‌ خدا چيزهايي‌ را مي‌پرستند كه‌ نه‌ به‌ آنان‌ زيان‌ مي‌رساند» اگر آنها را نپرستند «و نه‌ به‌ آنان‌ سود مي‌رساند» درصورتي‌كه‌ آنها را بپرستند. درحالي‌كه‌ معبود راستين‌ كسي‌ است‌ كه‌ هرگاه‌ بخواهد، سود و زيان‌ برساند و اگر چنين‌ نباشد پس‌ فايده‌ پرستش‌ وي‌ چيست‌؟ «و مي‌گويند: اينها نزد خدا شفاعتگران‌ ما هستند» مشركان‌ مي‌پندارند كه‌ بتان‌ براي‌ آنها نزد خداوند(ج)  شفاعت‌ مي‌كنند و او بر اثر اين‌ شفاعت‌، آنان‌ را در برابر گناهانشان‌ عذاب‌ نمي‌كند، همچنان ‌مي‌پندارند كه‌ خدايانشان‌ نزد الله(ج)  در اصلاح‌ احوال‌ دنيايشان‌ نيز برايشان‌ واسطه ‌مي‌شوند! اين‌ است‌ منطق‌ سخيف‌ و ابلهانه‌ شرك‌ «بگو: آيا خداوند را از چيزي‌ كه‌ در آسمانها و زمين‌ نمي‌داند، آگاه‌ مي‌كنيد؟» يعني: خداي‌ سبحان‌ براي‌ خود از تمام ‌مخلوقاتش‌ كه‌ در آسمانها و زمين‌ وي‌ به‌سر مي‌برند، هيچ‌ شريك‌ و شفيعي‌ را سراغ‌ ندارد پس‌ شما اين‌ شريكان‌ را از كجا براي‌ وي‌ يافته‌ايد؟! «پاك‌ و برتر است ‌از آنچه‌ شريك‌ وي‌ قرار مي‌دهند».
 
آيه  19
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا كَانَ النَّاسُ إِلاَّ أُمَّةً وَاحِدَةً فَاخْتَلَفُواْ وَلَوْلاَ كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ فِيمَا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
آن‌گاه‌ حق‌ تعالي‌ از اين‌ واقعيت‌ خبر مي‌دهد كه‌ پديده‌ شرك‌ در ميان‌ مردم ‌امري‌ نوپيداست‌ و بشريت‌ در اصل‌ همگي‌ بر يك‌ دين‌ بوده‌اند: «و مردم‌، جز امتي‌ واحد نبودند» امتي‌ موحد و يكتاپرست‌ براي‌ خداي‌ سبحان‌ و مؤمن‌ به‌ وي‌. اين ‌يگانگي‌ ديني‌، يا در عهد آدم‌(ع)  و قرنهاي‌ ده‌گانه‌ بعد از وي‌ بوده‌ است‌، يا بعد از طوفان‌ نوح‌(ع)  كه‌ بر روي‌ زمين‌ هيچ‌ كافري‌ باقي‌ نگذاشت‌ «پس‌ اختلاف‌ پيدا كرد