تن‌ اين‌ خبر كه‌ او در همان‌ روز وفات‌ كرده‌ بود.
13 ـ بيرون‌ شدن‌ ايشان‌ از خانه‌ خود در مكه‌ از حلقه‌ محاصره‌ دوازده‌ تن‌ از افراد قريش‌ كه‌ منتظر ايشان‌ بودند تا ايشان‌ را به‌ زعم‌ خود بكشند و پاشيدن‌ خاك‌ بر سرآنان‌ و در نتيجه‌ نديدن‌ آنها ايشان‌ را.
14 ـ شكايت‌ شتر نزد ايشان‌ و تواضع‌ آن‌ در برابر ايشان‌ در حالي‌كه‌ اصحابشان‌ نيز حاضر بودند.
15 ـ دعوت‌ ايشان‌ از دو درخت‌ كه‌ نزد ايشان‌ بيايند و آمدن‌ هر دو درخت‌ و يكجا شدن‌ آنها، سپس‌ دستوردادن‌ ايشان‌ به‌ رفتن‌ آن‌ دو درخت‌ و رفتن‌ آنها.
16 ـ آن‌ حضرتص بيشتر ميانه‌ بالا بودند ولي‌ چون‌ با قد بلندان‌ راه‌ مي‌رفتند، ازآنها بلندتر ديده‌ مي‌شدند.
17 ـ آن‌ حضرتص نصاري‌ را دعوت‌ به‌ مباهله‌ كردند و خبردادند كه‌ اگر آنان‌ مباهله‌ كنند، همگي‌ نابود مي‌شوند و نصاري‌ با اطمينان‌ از صحت‌ سخن‌ آن ‌حضرتص، حاضر به‌ مباهله‌ نشدند ـ كه‌ قرآن‌ كريم‌ نيز شاهد اين‌ خبر است‌.
18 ـ خبر دادن‌ ايشان‌ از اين‌كه‌ خود كشنده‌ ابي‌بن‌خلف‌جمحي‌ خواهند بود ـ و چنان‌ شد زيرا آن‌ حضرتص در روز احد اندك‌ خدشه‌اي‌ بر او وارد كردند ـ كه ‌بر اثر آن‌ هلاك‌ گشت‌.
19 ـ سخن‌ گفتن‌ بازوي‌ مسموم‌ گوسفند با ايشان‌ ـ كه‌ من‌ را به‌ سم‌ آلوده‌ اند و از من‌ تناول‌ نكنيد.
20 ـ آن‌ حضرتص در روز بدر به‌ اصحابشان‌ خبر دادند كه‌ قتلگاه‌ رهبران‌ قريش ‌در كجا و كجا از ميدان‌ بدر خواهد بود و چنان‌ شد كه‌ فرموده‌ بوند.
21 ـ آن‌ حضرتص خبردادند كه‌ گروه‌هايي‌ از امت‌ ايشان‌ در دريا به‌ جنگ ‌دشمن‌ خواهند رفت‌ و به‌ ام‌ حرام‌ بنت‌ ملحان‌ گفتند: تو نيز از آنان‌ هستي‌ و او نيز از ايشان‌ گرديد.
22 ـ زمين‌ براي‌ آن‌ حضرتص درهم‌ پيچانده‌ شد به‌طوري‌ كه‌ مشارق‌ و مغارب ‌آن‌ را ديدند و خبردادند كه‌ فرمانروايي‌ امتشان‌ به‌ آن‌ محدوده‌ها كه‌ ديده‌ بودند، خواهد رسيد ـ و چنان‌ شد زيرا فرمانروايي‌ امت‌ ايشان‌ از اول‌ مشرق‌ تا بلاد سند وترك‌ و تا آخر مغرب‌ به‌ اقيانوس‌ اطلس‌ و سرزمين‌ بربر رسيد، اما فرمانروايي‌ آنها در جنوب‌ و شمال‌ به‌ مانند مشرق‌ و مغرب‌، گسترده‌ نشد.
23 ـ به‌ فاطمه‌ دختر خود ـ رضي‌الله عنها ـ خبر دادند كه‌ او اولين‌ فرد از اعضاي‌ خانواده‌ ايشان‌ خواهد بود كه‌ بعد از درگذشت‌شان‌ به‌ ايشان‌ ملحق‌ خواهد شد ـ و چنان‌ شد.
24 ـ به‌ همسران‌ خويش‌ خبردادند كه‌ آن‌ كسي‌ كه‌ در انفاق‌ از ديگران‌ دراز دست‌تر است‌، زودتر به‌ ايشان‌ ملحق‌ خواهد شد و زينب‌ بنت‌ جحش‌ كه‌ در صدقه‌ دادن ‌دستي‌ درازتر داشت‌، اولين‌ همسر ايشان‌ بود كه‌ بعد از درگذشت‌ ايشان‌ به‌ ايشان ‌پيوست‌.
25 ـ پستان‌ گوسفندي‌ را مسح‌ كردند و بر اثر آن‌، پستان‌ خشكيده‌ آن‌ لبريز از شير شد، كه‌ همين‌ معجزه‌ سبب‌ اسلام‌ عبدالله بن‌مسعود(رض)  گرديد. بار ديگر در خيمه‌ ام‌ معبد خزاعي‌ چنين‌ معجزه‌اي‌ از ايشان‌ روي‌ داد.
26 ـ در روز خيبر بر چشمان‌ علي‌(رض)  كه‌ ناراحتي‌ داشت‌، از آب‌ دهان‌ خود ماليدند و چشمان‌ وي‌ در دم‌ شفا يافت‌ و بعد از آن‌ ديگر هرگز او به‌ چشم‌ درد مبتلا نشد و پرچم‌ را به‌ او دادند و فرمودند: جز فاتحانه‌ برنمي‌ گردد ـ و چنان‌ شد.
27 ـ اصحاب‌، تسبيح‌ گفتن‌ غذا را در ميان‌ دستان‌ آن‌ حضرتص مي‌شنيدند.
28 ـ حكم‌بن‌ابي‌العاص‌، از روي‌ استهزا راه‌ رفتن‌ رسول‌ اكرمص را تقليد كرد، فرمودند: همچنان‌ باش‌! و تا مرد، بدنش‌ مرتعش‌ بود».
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1629.txt">آيه  21</a><a class="text" href="w:text:1630.txt">آيه  22</a><a class="text" href="w:text:1631.txt">آيه  23</a><a class="text" href="w:text:1632.txt">آيه  24</a><a class="text" href="w:text:1633.txt">آيه  25</a></body></html>آيه  21
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً مِّن بَعْدِ ضَرَّاء مَسَّتْهُمْ إِذَا لَهُم مَّكْرٌ فِي آيَاتِنَا قُلِ اللّهُ أَسْرَعُ مَكْراً إِنَّ رُسُلَنَا يَكْتُبُونَ مَا تَمْكُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چون‌ به‌ مردم‌ پس‌ از سختي‌اي‌ كه‌ به‌ آنان‌ رسيده‌ است‌، رحمتي‌ بچشانيم‌، بناگاه‌ آنان‌ را در آيات‌ ما نيرنگي‌ است‌» يعني: چون‌ خداوند متعال‌ بر مردم‌ با فرودآوردن ‌باران‌ و به‌عمل‌آوردن‌ ميوه‌ها و محصولات‌، نعمت‌ ارزاني‌ داشته‌ و بر آنان‌ در معيشت‌ و ارزاق‌، وسعت‌ و گشايش‌ پديد آورد ـ بعد از آن‌كه‌ بر اثر خشكسالي‌ وتنگي‌ معيشت‌، رنجها به‌ آنان‌ رسيده‌ است‌ ـ آنها نعمت‌هايش‌ را شكر نگزارده‌ وچنان‌كه‌ بايد، قدر آن‌ را نمي‌شناسند بلكه‌ مشركان‌ اين‌ نعمتها را به‌ بتان‌ بي‌جان ‌ناتوان‌ و غير قادر بر رساندن‌ سود و زيان‌ نسبت‌ داده‌ و در آيات‌ خدا(ج)  طعن‌ زدند و در جهت‌ دفع‌ اين‌ آيات‌، به‌ هر حيله‌ و نيرنگي‌ متوسل‌ گشتند «بگو: خداوند در مكر سريع‌تر است‌» يعني: در مجازات‌ كردن‌ شتابان‌تر است‌ «در حقيقت‌، فرستادگان‌ ما آنچه‌ را نيرنگ‌ مي‌كنيد، مي‌نويسند» مراد از فرستادگان: فرشتگان ‌(كرام‌ الكاتبين‌) هستند كه‌ نيرنگهاي‌ كفار را نوشته‌ و آن‌ را بر داناي‌ آشكار و نهان ‌عرضه‌ مي‌كنند لذا وقتي‌ اين‌ امر بر فرشتگان‌ نگهبان‌ مخفي‌ نباشد، چگونه‌ بر خداوند قدير عليم‌ و خبير، مخفي‌ تواند بود؟
 
	آيه  128
‏متن آيه : ‏
‏ رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَمِن ذُرِّيَّتِنَا أُمَّةً مُّسْلِمَةً لَّكَ وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا وَتُبْ عَلَيْنَا إِنَّكَ أَنتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ‏
 
‏ترجمه :
همچنان‌ ابراهيم‌ و اسماعيل‌ عليهماالسلام‌ دعا كردند: «پروردگارا! ما را تسليم‌خود قرار ده‌» يعني: مارا بر اسلام‌ استوار و پايدار گردان، يا بر اسلام‌ ما بيفزاي‌. افزوني‌ در اسلام، به‌ افزودن‌ ايمان‌ و اعمال‌ نيكوست‌ «و از نسل‌ ما امتي‌ فرمان‌بردارخود بساز» كه‌ عبارت‌ است‌ از: امت‌ محمد ص. بعضي‌ گفته‌اند: مراد اعرابند زيرا همانها نسل‌ و تبار ابراهيم‌ و اسماعيل‌ عليهماالسلام‌ هستند «و مناسك‌ ما را به‌ مابنما» يعني: ما را به‌ مناسك‌ حج‌ و مواضع‌ ذبح‌ قرباني‌مان‌ راهنمايي‌ فرما «و از مادرگذر كه‌ تويي‌ توبه‌پذير مهربان‌». مجاهد مي‌گويد: «ابراهيم‌(ع) دعا كرد:پروردگارا! مناسك‌ ما را به‌ ما بنما! پس‌ جبرئيل‌(ع)نزد وي‌ آمد و او را به‌ محل‌كنوني‌ خانه‌ كعبه‌ آورد و گفت: ستونهاي‌ آن‌ را برافراز. ابراهيم‌(ع) ستونهاي‌ آن‌ رابرافراشت‌ و بناي‌ آن‌ را به‌ انجام‌ رساند. سپس‌ جبرئيل‌u دست‌ وي‌ را گرفته‌ و او را به‌ سوي‌ مني‌ برد و چون‌ به‌ موضع‌ جمره‌ عقبه‌ رسيدند، ناگهان‌ ديدند كه‌ ابليس‌در پاي‌ درخت‌ ايستاده‌ است، جبرئيل‌(ع) به‌ ابراهيم‌(ع)u گفت: تكبير بگو و او را باسنگريزه‌ بزن‌. ابراهيم‌u تكبي