 يعني: آن‌ را به‌ نظم‌ و نظامي‌ بي‌مانند، اداره‌ مي‌كند و سامان‌ مي‌بخشد؟ «خواهند گفت: خدا» يعني: اگر انصاف‌ دهند و بر اساس‌ ايجابات‌ فكر صحيح‌ و عقل‌ سليم‌ قضاوت‌ كنند، به‌ زودي ‌به‌ اين‌ سؤالت‌ چنين‌ پاسخ‌ خواهند داد كه: فاعل‌ اين‌ امور، همانا خداوند(ج)  است‌ چنان‌كه‌ مشركان‌ به‌ اين‌ حقيقت‌ اعتراف‌ داشتند «بگو: پس‌ چرا پروا نمي‌كنيد» يعني: با آن‌كه‌ اين‌ حقيقت‌ را مي‌دانيد، چرا از خدايي‌ كه‌ اين‌ پديده‌ها را نظم‌ و سامان‌ مي‌بخشد، پروا نمي‌كنيد تا او را به‌ يگانگي‌ پرستش‌ كنيد.
آيه  32
‏متن آيه : ‏
‏ فَذَلِكُمُ اللّهُ رَبُّكُمُ الْحَقُّ فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلاَّ الضَّلاَلُ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اين‌ است‌ خدا، پروردگار حقيقي‌ شما» نه‌ آنچه‌ را كه‌ با وي‌ شريك‌ قرار داده‌ايد و بر چيزي‌ توانا نيستند «و بعد از حق‌ جز گمراهي‌ چيست‌؟» پس‌، ربوبيت‌ حق‌ تعالي ‌به‌ اقرار خودتان‌ حق‌ است‌ لذا غير آن‌ باطل‌ مي‌باشد «پس‌ چگونه‌ بازگردانيده‌ مي‌شويد؟» يعني: چگونه‌ از حق‌ آشكار عدول‌ كرده‌ به‌ بيراهه‌ مي‌رويد و غيرباري‌ تعالي‌ را به‌ پروردگاري‌ مي‌گيريد؟!
 
	آيه  33
‏متن آيه : ‏
‏ كَذَلِكَ حَقَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ عَلَى الَّذِينَ فَسَقُواْ أَنَّهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اين‌گونه‌» يعني: به‌ مانند اين‌ حقيقت‌، يا به‌ مانند برگشتن‌ اين‌ گروه‌ از حق ‌«كلمه‌ پروردگارت‌» يعني‌ حكم‌ و فيصله‌ وي‌ «بر كساني‌ كه‌ فسق‌ ورزيدند» يعني: ازحق‌ به‌سوي‌ باطل‌ خارج‌ شده‌ و از روي‌ عناد و مكابره‌، در كفر خويش‌ تمرد كردند «به‌ حقيقت‌ پيوست‌ كه: آنان‌ ايمان‌ نمي‌آورند» آري‌! اين‌ است‌ آن‌ حكم‌ ازلي ‌خداوند(ج)  كه: كافر معاند و فاسق‌، اهليت‌ و شايستگي‌ هدايت‌ را ندارد و خداي‌ عزوجل‌ او را هدايت‌ نمي‌كند.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1644.txt">آيه  34</a><a class="text" href="w:text:1645.txt">آيه  35</a><a class="text" href="w:text:1646.txt">آيه  36</a><a class="text" href="w:text:1647.txt">آيه  37</a><a class="text" href="w:text:1648.txt">آيه  38</a><a class="text" href="w:text:1649.txt">آيه  39</a><a class="text" href="w:text:1650.txt">آيه  40</a><a class="text" href="w:text:1651.txt">آيه  41</a><a class="text" href="w:text:1652.txt">آيه  42</a></body></html>آيه  34
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ هَلْ مِن شُرَكَآئِكُم مَّن يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ قُلِ اللّهُ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
بعد از آن‌كه‌ خداوند متعال‌ بر ربوبيت‌ خويش‌ حجت‌ برپا داشت‌، اينك‌ با بيان‌ عجز معبودان‌ باطل‌، بر نفي‌ شرك‌ و محكوميت‌ مشركان‌، حجت‌ برپا مي‌دارد: «بگو؛ آيا از شريكان‌ شما كسي‌ هست‌ كه‌ آفرينش‌ را آغاز كند و باز آن‌ را برگرداند» باآفريدن‌ انسان‌ و سپس‌ برانگيختنش‌ بعد از مرگ‌ و بازگردانيدن‌ شب‌ بعد از روز و غيره‌؟ «بگو: فقط خداست‌ كه‌ آفرينش‌ را آغاز مي‌كند و باز آن‌ را بر مي‌گرداند» يعني: شما جز اين‌ ديگر پاسخي‌ نداريد و هرگز نمي‌توانيد براي‌ شريكان‌ پنداري‌تان‌، چنين‌ توانايي‌اي‌ را ادعا كنيد «پس‌ چگونه‌ بازگردانيده‌ مي‌شويد» از حق‌ به‌سوي ‌باطل‌؟.
	آيه  35
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ هَلْ مِن شُرَكَآئِكُم مَّن يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ قُلِ اللّهُ يَهْدِي لِلْحَقِّ أَفَمَن يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَن يُتَّبَعَ أَمَّن لاَّ يَهِدِّيَ إِلاَّ أَن يُهْدَى فَمَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بگو: آيا از شريكان‌ شما كسي‌ هست‌ كه‌ به‌سوي‌ دين‌ حق‌ راه‌ نمايد؟» يعني: به‌سوي‌ دين‌ اسلام‌ ارشاد كرده‌ و مردم‌ را به‌سوي‌ حق‌ دعوت‌ نمايد؟ طبعا پاسخ‌ آنان‌ منفي‌ است‌ پس‌ چون‌ گفتند: نه‌! «بگو: خداست‌ كه‌ به‌سوي‌ دين‌ حق‌ راه‌ مي‌نمايد» به‌ وسيله‌ فرستادن‌ پيامبران‡ و نازل‌ كردن‌ كتابهايش‌ و به‌ وسيله ‌نشانه‌هايي‌ كه‌ در مخلوقات‌ خويش‌ آفريده‌ و آنها را جلو چشم‌ و عقل‌ بشر قرار داده‌ تا با تأمل‌ و نگرش‌ در آنها از طريق‌ به‌كارگيري‌ خرد و فهم‌ خويش‌، به‌ حق‌ رهنمون‌ شوند «پس‌، آيا كسي‌ كه‌ به‌سوي‌ حق‌ هدايت‌ مي‌كند، سزاوارتر است‌ كه‌ مورد پيروي‌ قرار گيرد، يا كسي‌ كه‌ راه‌ نمي‌نمايد مگر آن‌كه‌ خود، هدايت‌ شود؟» يعني: آياكسي‌ كه‌ مردم‌ را به‌سوي‌ حق‌ هدايت‌ مي‌كند ـ كه‌ خداي‌ سبحان‌ است‌ ـ سزاوارتر به‌ پيروي‌ و اقتدا مي‌باشد، يا كسي‌ كه‌ حتي‌ خودش‌ به‌ نيروي‌ خود هدايت‌ نمي‌شود، مگر اين‌كه‌ ديگري‌ او را هدايت‌ نمايد، چه‌ رسد به‌ اين‌كه‌ غير خويش‌ را هدايت‌ كند؟ «شما را چه‌ شده‌، چگونه‌ داوري‌ مي‌كنيد؟» اين‌ چه‌ حكمي‌ است‌ كه‌ با شريك‌ گرفتن‌ اين‌ گروه‌ براي‌ خداي‌ سبحان‌، بدان‌ حكم‌ مي‌كنيد؟ آخر چگونه ‌ميان‌ خدا(ج)  و خلقش‌ تساوي‌ قايل‌ مي‌شويد؟ مگر عقلهايتان‌ پاك‌ از بين‌ رفته‌ و خردهايتان‌ تباه‌ شده‌ است‌؟
 
آيه  36
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا يَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلاَّ ظَنّاً إَنَّ الظَّنَّ لاَ يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً إِنَّ اللّهَ عَلَيمٌ بِمَا يَفْعَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و بيشترشان‌ جز از گمان‌ پيروي‌ نمي‌كنند» يعني: اين‌ شيوه‌ پندار و عملشان‌، نه ‌از روي‌ خرد و بصيرت‌ بلكه‌ حاصل‌ پندار و گماني‌ است‌ كه‌ بر خاسته‌ از گمان‌ پيشينيانشان‌ است‌، همانان‌ كه‌ مي‌پنداشتند: اين‌ خدايان‌ دروغين‌، آنها را به‌ خداي ‌بزرگ‌ نزديك‌ مي‌سازند و نزد وي‌ برايشان‌ شفاعت‌ مي‌كنند. آري‌! اين‌ گمانشان ‌هرگز بر حجت‌ و سند و تكيه‌گاهي‌ از خرد و بينش‌ متكي‌ نبوده‌ بلكه‌ صرفا پندار و خيالي‌ باطل‌ و بي‌اساس‌ است‌ «و گمان‌ به‌ هيچ‌ وجه‌ از معرفت‌ حق‌ بي‌نياز نمي‌گرداند» زيرا كار دين‌ بر علم‌ و يقين‌ مبتني‌ است‌، نه‌ بر خيال‌ و پندار و با علم‌ است‌ كه‌ حق‌ از باطل‌ متمايز مي‌شود نه‌ با گمان‌ و تكهن‌ «همانا خدا به‌ آنچه‌مي‌كنند» از پيروي‌ گمان‌ و فروگذاشتن‌ حق‌ «داناست‌» پس‌ اين‌ كارهايشان‌ بي‌كيفر نمي‌ماند.
 
	آيه  37
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا كَانَ هَذَا الْقُرْآنُ أَن يُفْتَرَى مِن دُونِ اللّهِ وَلَكِن تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ الْكِتَابِ لاَ رَيْبَ فِيهِ مِن رَّبِّ الْعَالَمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چنان‌ نيست‌ كه‌ اين‌ قرآن‌ از سوي‌ كسي‌ غير از خداوند به‌ دروغ‌ ساخته‌ شده ‌باشد» يعني: با منطق‌ و عقل‌ برابر نيست‌ كه‌ چنين‌ قرآني‌ با اين‌ شأن‌ والا و اين ‌معجزات‌ عظيم‌، ساخته‌ و پرداخته‌ ديگران‌، اما منسوب‌ به‌ خداوند(ج)  باشد زيرا جز خداي‌ عزوجل‌، هيچ‌ كسي‌ بر آوردن‌ نظير آن‌ توانا نيست‌ «بلكه‌» خداي‌ سبحان ‌اين‌ قرآن‌ را نازل‌ كرده‌ در 