حالي‌كه‌ «تصديق‌كننده‌ آنچه‌ پيش‌ از آن‌ است‌، مي‌باشد» از كتابهاي‌ منزل‌ بر انبيا‡ و آن‌ كتابها قبل‌ از نزول‌ قرآن‌ به‌ آن‌ بشارت ‌داده‌اند پس‌ قرآن‌ آمده‌ است‌ تا آنها را تصديق‌ كند «و» احكام‌ و قوانين‌ بيان‌ شده‌ در قرآن‌ «تفصيل‌ كتاب‌ است‌» يعني: بيانگر همه‌ چيز است‌، اعم‌ از حلال‌ و حرام‌ و غير آن‌ از احكامي‌ كه‌ بر مردم‌ مقرر گرديده‌ چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «در قرآن‌ خبر پيشينيان‌ و پسينيان‌ شماست‌ و حكم‌ آنچه‌ در ميان‌ شماست‌». «درآن‌ هيچ‌ شبهه‌اي‌ نيست‌، از جانب‌ پروردگار عالميان‌ است‌» بنابراين‌، تعجب‌ شما از فرود آوردن‌ آن‌ بر رسول‌ اكرمص كاملا بي‌مورد است‌.
 
آيه  38
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّثْلِهِ وَادْعُواْ مَنِ اسْتَطَعْتُم مِّن دُونِ اللّهِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«يا مي‌گويند» كفار مكه‌ «آن‌ را به‌ دروغ‌ ساخته‌ است‌» پيامبر از نزد خود «بگو: پس‌ سوره‌اي‌ مانند آن‌ بياوريد» در بلاغت‌، حسن‌ صنعت‌ ادبي‌ و ساختار معجز بياني ‌زيرا شما نيز در شناخت‌ زبان‌ عرب‌ و بلاغت‌ كلام‌ آن‌، مانند من‌ هستيد «و فراخوانيد هر كه‌ را مي‌توانيد» فراخوانيد و به‌ وي‌ استعانت‌ جوييد از همياران‌ و پشتيبانان‌ خود ـ اعم‌ از قبايل‌ عرب‌ و خدايان‌ باطلي‌ كه‌ آنها را شركاي‌ خداي‌ سبحان‌ مي‌پنداريد «اگر راستگو هستيد» در اين‌ ادعاي‌ خود كه ‌قرآن‌ به‌ دروغ‌ بر ساخته‌ شده‌! پس‌ اگر چنين‌ كرديد، آن‌ وقت‌ در اتهامي‌ كه‌ به‌ من ‌نسبت‌ مي‌دهيد، راستگو هستيد. اما مشركان‌ و معاندان‌ به‌ هنگام‌ شنيدن‌ اين‌ سخن ‌منصفانه‌ و اين‌ تسليم‌ جدلي‌، حتي‌ كلمه‌اي‌ مانند قرآن‌ را هم‌ به‌ ميدان‌ آورده ‌نتوانستند بلكه‌ فقط به‌ دامن‌ عنادهاي‌ بي‌پايه‌ و لجبازي‌هاي‌ بي‌پشتوانه‌شان ‌چسبيدند.
ابن‌كثير مي‌گويد: «اين‌ سومين‌ مورد از اعلام‌ هماوردطلبي‌ (تحدي‌) قرآن‌ با مشركان‌ است‌ و در هر سه‌ جا هم‌، عجزشان‌ آشكار شد».
 
	آيه  39
‏متن آيه : ‏
‏ بَلْ كَذَّبُواْ بِمَا لَمْ يُحِيطُواْ بِعِلْمِهِ وَلَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ كَذَلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الظَّالِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بلكه‌ چيزي‌ را دروغ‌ شمردند كه‌ به‌ علم‌ آن‌ احاطه‌ نداشتند» يعني: به‌ تكذيب‌ قرآن‌ قبل‌ از آن‌ شتاب‌ ورزيدند كه‌ آن‌ را مورد تدبر قرار داده‌ و معاني‌ آن‌ را بفهمند و بر آنچه‌ كه‌ دربرگيرنده‌ آن‌ است‌، احاطه‌ علمي‌ داشته‌ باشند و هر كس ‌چيزي‌ را قبل‌ از آن‌كه‌ به‌ آن‌ احاطه‌ علمي‌ داشته‌ باشد، تكذيب‌ نمايد بي‌گمان‌ در اين‌ تكذيب‌ خويش‌، جز به‌ جهل‌ و بي‌دانشي‌ به‌ هيچ‌ اصل‌ و تكيه‌گاه‌ ديگري ‌متمسك‌ نشده‌ و بنابراين‌، با اين‌ تكذيب‌ به‌ بلندترين‌ صدا، منادي‌ جهل‌ و بي‌خردي ‌و اثبات‌كننده‌ كوته‌بيني‌ و كوته‌ انديشي‌ خويش‌ از دريافت‌ حجتها و برهانها شده ‌است‌ «و هنوز تأويل‌ آن‌ برايشان‌ نيامده‌ است‌» يعني: سرانجام‌ اخبار غيبي‌اي‌ كه‌ در قرآن‌ وعده‌ داده‌ شده‌، هنوز برآنان‌ روي‌ نداده‌ تا بدانند كه‌ آيا اين‌ اخبار راست ‌است‌ يا دروغ‌؟ پس‌ چرا گزاف‌ مي‌گويند و سفسطه‌ مي‌بافند؟!
حاصل‌ معني‌ اين‌كه: قرآن‌ از دو جهت‌ كتاب‌ اعجازگري‌ است‌؛ يكي‌ از جهت ‌اعجاز لفظي‌ و ديگري‌ از جهت‌ اخبار غيبي‌ خود، اما مشركان‌ قبل‌ از آن‌كه‌ در اعجاز لفظي‌ آن‌ نگريسته‌ و اخبار غيبي‌ آن‌ را در محك‌ آزمون‌ قرار دهند، به‌ تكذيب‌ آن‌ مبادرت‌ كردند «كساني‌ كه‌ پيش‌ از آنان‌ بودند» از امتها نيز «همين‌گونه‌» بي‌پشتوانه‌ دليل‌ و برهان‌ «تكذيب‌ كردند» پيامبرانشان‌ را و هنگامي‌كه ‌پيامبرانشان‌ حجتها و برهانهاي‌ خداوند(ج)  را برايشان‌ آوردند، قبل‌ از آن‌كه‌ به‌ علم‌ آن‌ احاطه‌ داشته‌ و به‌ تأويل‌ اخبار آن‌ برسند، آنها را تكذيب‌ كردند «پس‌ بنگر كه‌ عاقبت‌ ستمگران‌» از امتهاي‌ پيشين‌ «چگونه‌ بوده‌ است‌» و آنها با چه‌ فرجام‌ بدي‌ روبرو شدند! چنان‌كه‌ قرآن‌ داستانهايشان‌ را بيان‌ كرده‌. پس‌ اي‌ تكذيب‌كنندگان‌! از سرنوشتي‌ همچون‌ سرنوشت‌ آنان‌ حذر كنيد، كه‌ مبادا گريبان‌گير شما نيز بشود.
 
آيه  130
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَن يَرْغَبُ عَن مِّلَّةِ إِبْرَاهِيمَ إِلاَّ مَن سَفِهَ نَفْسَهُ وَلَقَدِ اصْطَفَيْنَاهُ فِي الدُّنْيَا وَإِنَّهُ فِي الآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
آن‌گاه‌ خداوند(ج) در محكوميت‌ عقيده‌ شرك‌ آلود كفار - اعم‌ از مشركان‌ واهل‌ كتاب‌ - كه‌ مخالف‌ با آيين‌ ابراهيم‌(ع) است، مي‌فرمايد: «و چه‌ كسي‌ از آيين‌ابراهيم‌ روي‌ بر مي‌تابد، مگر آن‌ كسي‌ كه‌ سبكسر باشد» يعني: فقط كسي‌ از آيين‌حنيف‌ ابراهيم‌ روي‌ بر مي‌تابد كه‌ نسبت‌ به‌ خويشتن‌ خويش‌ جاهل‌ بوده‌ و درمصلحت‌ خويش‌ نينديشد و لذا خود را به‌ نابودي‌ بكشاند «و ما او را» يعني: ابراهيم‌(ع) را «در دنيا برگزيديم‌» هنگامي‌ كه‌ او را به‌ پذيرش‌ و تبليغ‌ اسلام‌ مأموركرديم‌ «و هم‌ او، در آخرت‌ از شايستگان‌ است‌» و از نيكبختان‌؛ پس‌ كسي‌ كه‌ راه‌ وروش‌ او را فروگذاشته‌ و گمراهي‌ را انتخاب‌ نمايد، بسي‌ نابخرد و نادان‌ است‌.
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ روايت‌ شده‌ است: عبدالله بن‌ سلام‌ دوبرادرزاده‌اش‌ به‌ نامهاي‌ سلمه‌ و مهاجر را به‌ سوي‌ اسلام‌ دعوت‌ كرد، سلمه‌ دعوت‌وي‌ را پذيرفت‌ و مسلمان‌ شد، اما مهاجر سر باز زد؛ پس‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌ نازل‌گرديد.
 
آيه  40
‏متن آيه : ‏
‏ وَمِنهُم مَّن يُؤْمِنُ بِهِ وَمِنْهُم مَّن لاَّ يُؤْمِنُ بِهِ وَرَبُّكَ أَعْلَمُ بِالْمُفْسِدِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و از آنان‌ كسي‌ است‌ كه‌ بدان‌ ايمان‌ مي‌آورد» يعني: از آنان‌ كسي‌ است‌ كه‌ در نهان‌ و ژرفناي‌ وجود خود به‌ قرآن‌ ايمان‌ آورده‌ و مي‌داند كه‌ قرآن‌ راست‌ و بر حق ‌است‌ ولي‌ صرفا به‌ انگيزه‌ مكابره‌ و عناد، آن‌ را تكذيب‌ مي‌كند «و از آنان‌ كسي‌ است‌ كه‌ بدان‌ ايمان‌ نمي‌آورد» و در نهان‌ وجود خود نيز، قرآن‌ را تصديق‌ نمي‌كند بلكه‌ به‌ انگيزه‌ جهل‌، آن‌ را تكذيب‌ مي‌نمايد «و پروردگار تو به‌ حال‌ مفسدان‌ داناتراست‌» پس‌ آنان‌ را در برابر اعمالشان‌ جزا مي‌دهد. مراد از مفسدان: كساني‌اند كه‌ بر عناد خويش‌ اصرار مي‌ورزند. ابن‌كثير در معني‌ آن‌ مي‌گويد: «حق‌ تعالي‌ به‌ كساني‌ كه‌ مستحق‌ هدايتند، داناتر است‌؛ پس‌ هدايتشان‌ مي‌كند و به‌ كساني‌كه‌ مستحق‌ گمراهي‌اند نيز داناتر است‌؛ پس‌ گمراهشان‌ مي‌گرداند لذ