نتقام‌ مي‌گيريم‌ «سپس‌ خدا بر آنچه‌ مي‌كنند گواه‌ است‌» يعني: سپس‌ خداوند(ج)  در روزقيامت‌ عليه‌ آنان‌ به‌ آنچه‌ كه‌ بعد از تو كرده‌اند، گواهي‌ مي‌دهد. نظير آن‌ اين‌ نقل ‌قول‌ قرآن‌ از عيسي‌(ع)  است:  وَكُنتُ عَلَيْهِمْ شَهِيداً مَّا دُمْتُ فِيهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي كُنتَ أَنتَ الرَّقِيبَ عَلَيْهِمْ ‌:  (من‌ تا آن‌گاه‌ كه‌ در ميانشان‌ بودم‌، بر آنان‌ گواه‌ بودم‌، اما چون‌ مرا به سوي‌ خود فراخواندي‌، تو خود بر آنان‌ ناظر و گواه‌ بوده‌اي‌) «مائده/‌117».
 
آيه  47
‏متن آيه : ‏
‏ وَلِكُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولٌ فَإِذَا جَاء رَسُولُهُمْ قُضِيَ بَيْنَهُم بِالْقِسْطِ وَهُمْ لاَ يُظْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و براي‌ هر امتي‌» از امتهاي‌ گذشته‌ «پيامبري‌ است‌» كه‌ خداي‌ متعال‌ او را به‌سوي‌ آنان‌ فرستاد و آن‌ پيامبر احكام‌ مشروعه‌ وي‌ را به‌ آنان‌ بيان‌ نمود «پس ‌چون‌ پيامبرشان‌ آمد» و پيامي‌ را كه‌ خداوند(ج)  او را براي‌ ابلاغ‌ آن‌ فرستاده‌ بود، به ‌آنان‌ ابلاغ‌ كرد، آنها همگي‌ تكذيبش‌ كردند «ميانشان‌ به‌ قسط» يعني‌ به‌ عدل ‌«داوري‌ مي‌شود» يعني: ميان‌ آن‌ امت‌ و پيامبرش‌ در دنيا داوري‌ مي‌شود پس‌ پيامبر نجات‌ مي‌يابد و تكذيب‌كنندگان‌ هلاك‌ مي‌گردند «و بر آنان‌ ستم‌ نمي‌رود» با اين‌ عذاب‌ زيرا آنها مجرمند و در برابر جرم‌ خويش‌ كيفر يافته‌اند.
بعضي‌ از مفسران‌ برآنند كه‌ اين‌ رخداد در آخرت‌ است‌. يعني‌ ميان‌ هر امتي‌ و پيامبرش‌ در روز قيامت‌ داوري‌ مي‌شود... تا به‌ آخر.
 
	آيه  48
‏متن آيه : ‏
‏ وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و مي‌گويند» بعد از آن‌كه‌ به‌ آنان‌ اعلام‌ شد كه‌ عذاب‌ در انتظارشان‌ است‌ «اگر راست‌ مي‌گوييد» كه‌ وعده‌ عذاب‌ حق‌ است‌ پس‌ «اين‌ وعده‌ چه‌ وقت‌ است‌؟» اين‌ سؤال‌ را از سر شتاب‌زدگي‌ و استبعاد مطرح‌ مي‌كنند.
پس‌ رسول‌ خداص مأمور شدند تا اين‌گونه‌ به‌ آنان‌ پاسخ‌ دهند:
 
	آيه  131
‏متن آيه : ‏
‏ إِذْ قَالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قَالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هنگامي‌ كه‌ پروردگارش‌ به‌ او» يعني: به‌ ابراهيم‌(ع) «فرمود: تسليم‌ شو» يعني: به‌ دين‌ اسلام‌ چنگ‌ بزن‌ و براي‌ خداوند بزرگ، مخلص‌ و منقاد باش‌«گفت: به‌ پروردگار جهانيان‌ تسليم‌ شدم‌» و فرمان‌ پروردگارم‌ را لبيك‌ گفتم‌.
 
آيه  49
‏متن آيه : ‏
‏ قُل لاَّ أَمْلِكُ لِنَفْسِي ضَرّاً وَلاَ نَفْعاً إِلاَّ مَا شَاء اللّهُ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ إِذَا جَاء أَجَلُهُمْ فَلاَ يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلاَ يَسْتَقْدِمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بگو: براي‌ خود زيان‌ و سودي‌ در اختيار ندارم‌» پس‌ چگونه‌ مي‌توانم‌ چنين ‌اختياري‌ را براي‌ ديگران‌ داشته‌ باشم‌؟ «مگر آنچه‌ خدا خواسته‌ است‌» ليكن‌ آنچه ‌كه‌ خدا(ج)  از اين‌ سود و زيان‌ در حق‌ من‌ خواسته‌ است‌، تحقق‌ مي‌يابد زيرا من‌ هم ‌بنده‌اي‌ از بندگان‌ خداوند(ج)  هستم‌ و فرمان‌ و مشيت‌ وي‌ بر من‌ جاري‌ است‌.
امام‌ شوكاني‌ در تفسير «فتح‌القدير» مي‌گويد: «در اين‌ آيه‌، درسي‌ بس‌ بزرگ ‌و هشداري‌ بس‌ بليغ‌ براي‌ كساني‌ است‌ كه‌ خوي‌ و عادتشان‌ بر آن‌ قرار گرفته‌ كه‌رسول‌ خداص را پيوسته‌ به‌ فريادرسي‌ بخوانند و در هنگام‌ نزول‌ حوادث‌ و مصايبي‌ كه‌ جز خداي‌ سبحان‌ هيچ‌ كس‌ ديگري‌ بر دفع‌ آن‌ قادر نيست‌، به‌ آن‌ حضرتص استغاثه‌ بجويند. همچنين‌ در اين‌ آيه‌، درسي‌ بس‌ بزرگ‌ و هشداري ‌بس‌ بليغ‌ براي‌ كساني‌ است‌ كه‌ از رسول‌ خداص چيزهايي‌ را مي‌طلبند كه‌ جز خداي‌ سبحان‌، كس‌ ديگري‌ به‌ برآوردن‌ آن‌ قادر نيست‌ زيرا مقام‌ حاجت‌خواهي‌، مقام‌ رب‌العالمين‌ است‌. اينان‌ طلب‌ حاجت‌ از خداي‌ پرورنده‌ آفريننده‌ دهنده‌ بازدارنده ‌روزي‌ رسان‌ را فروگذاشته‌ و به‌جاي‌ آن‌ يا به‌ جناب‌ رسول‌ اللهص يا به‌ ديگر اموات‌ متوسل‌ مي‌گردند و تحقق‌ مراد خويش‌ را از آنان‌ مي‌طلبند. چگونه‌ است‌ كه ‌اينان‌ از مخالفتي‌ كه‌ با معني‌ لااله‌الاالله در آنان‌ حلول‌ كرده‌، دست‌ بر نداشته‌ گاهي ‌اين‌ اموات‌ را رأسا و بالاستقلال‌ به‌ فرياد مي‌طلبند و گاهي‌ همراه‌ با ذات‌ ذوالجلال‌ و شكي‌ نيست‌ كه‌ شيطان‌ با اين‌ وسيله‌، به‌ «گمراه‌ ساختن‌» بسياري‌ از اين‌ امت‌ متوسل‌ گرديده‌ است‌ وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً ‏: (آنان‌ مي‌پندارند كه‌ اين ‌كار نيكي‌ است‌ كه‌ انجامش‌ مي‌دهند) «كهف/104». پس‌ بر اين‌ مصيبت‌ عظمي‌ إنا لله و إنا إليه‌ راجعون‌ مي‌گوييم‌».
«براي‌ هر امتي‌ اجلي‌ است‌» كه‌ آنچه‌ را خداي‌ سبحان‌ در باره‌ آن‌ امت‌ ـ از عذاب‌ يا غير آن‌ ـ اراده‌ كرده‌ است‌، در آن‌ ميعاد معين‌ بر آن‌ امت‌ فرود مي‌آورد «و چون‌ اجلشان‌ فرا رسد، نه‌ ساعتي‌ پس‌ افتند» از اين‌ اجل‌ و ميعاد معين‌ «و نه‌» ساعتي‌ از آن‌ «پيش‌ افتند» پس‌ اي‌ تكذيب‌ كنندگان‌! به‌ نزول‌ عذاب‌ شتاب ‌نكنيد.
آيه  50
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَتَاكُمْ عَذَابُهُ بَيَاتاً أَوْ نَهَاراً مَّاذَا يَسْتَعْجِلُ مِنْهُ الْمُجْرِمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بگو: به‌ من‌ خبر دهيد؛ اگر عذاب‌ او شب‌ يا روز به‌ شما در رسد، به‌ هر حال‌، مجرمان‌ چه‌ چيزي‌ از آن‌ عذاب‌ به‌ شتاب‌ مي‌خواهند؟» زيرا عذاب‌ امري‌ منفور است‌ كه‌ دلها از آن‌ نفرت‌ داشته‌ و طبايع‌ از آن‌ مي‌پرهيزد پس‌ موجب‌ شتابشان‌ در طلب‌ عذاب ‌چيست‌؟ و در حالي‌كه‌ سزاوار شأن‌ مجرم‌ اين‌ است‌ كه‌ به‌ سبب‌ جرم‌ خويش‌ از عذاب‌ بترسد، آنها چگونه‌ عذاب‌ را به‌ شتاب‌ مي‌طلبند؟!
 
	آيه  51
‏متن آيه : ‏
‏ أَثُمَّ إِذَا مَا وَقَعَ آمَنْتُم بِهِ آلآنَ وَقَدْ كُنتُم بِهِ تَسْتَعْجِلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«سپس‌ آيا هنگامي‌ كه‌ واقع‌ شد، اكنون‌ به‌ آن‌ ايمان‌ مي‌آوريد؟» آيا بعد از آن‌كه ‌عذاب‌الهي‌ بر شما فرود آمد و خشم‌ و انتقام‌ وي‌ بر شما وارد شد، به‌ او ايمان‌ مي‌آوريد در حالي‌كه‌ اين‌ ايمان‌ به‌حال‌ شما هيچ‌ سودي‌ نداشته‌ و هيچ‌ زياني‌ را از شما دفع‌ نمي‌كند؟ آري‌! «آيا اكنون‌» به‌ آن‌ ايمان‌ آورده‌ايد «در حالي‌كه‌ پيش‌ از اين‌ آن‌ را» يعني‌ عذاب‌ را «به‌ شتاب‌ مي‌طلبيديد» از روي‌ تكذيب‌ و استهزا؟!.
 
	آيه  52
‏متن آيه : ‏
‏ ثُمَّ قِيلَ لِلَّذِينَ ظَلَمُواْ ذُوقُواْ عَذَابَ الْخُلْدِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلاَّ بِمَا كُنتُمْ تَكْسِبُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«سپس‌ به‌ كساني‌ كه‌ ستم‌ كرده‌اند» با كفر و تكذيب‌ و شك‌ و انكار «گفته ‌مي‌شود: عذاب‌ جاويد را» كه‌ 