ْرٌ مِّمَّا يَجْمَعُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بگو: به‌ فضل‌ و رحمت‌ خداست‌ كه‌ بايد شادمان‌ شوند» يعني: بايد مؤمنان‌ به ‌فضل‌ و رحمتي‌ كه‌ خدا(ج)  در قرآن‌ برايشان‌ داده‌ و ايشان‌ را از اهل‌ قرآن‌ گردانيده ‌است‌ و نيز به‌ غير آن‌ از فضل‌هاي‌ بيكران‌ و رحمتهاي‌ بي‌پايان‌ الهي‌ شادمان‌ شوند «اين‌ از هر چه‌ گرد مي‌آورند» از بهره‌هاي‌ فاني‌ دنيا «بهتر است‌» از ابن‌ عباس‌(رض)  روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ فرمود: «فضل‌ خدا، قرآن‌ و رحمت‌ وي‌ اسلام‌ است‌».
در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ انس‌(رض)  از رسول‌ خداص آمده‌ است‌ كه‌ فرمودند: «خداي‌ عزوجل‌ بر پيشاني‌ كسي‌كه‌ او را به‌ اسلام‌ هدايت‌ كرده‌ و به‌ او قرآن‌ را آموخته‌ ولي‌ او از فقر و فاقه‌ شكايت‌ مي‌كند ـ تا روزي‌ كه‌ او را ملاقات‌ كند ـ فقر را مي‌نويسد. آن‌گاه‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌ را تلاوت‌ كردند: ﴿ قُلْ بِفَضْلِ اللّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِكَ فَلْيَفْرَحُواْ هُوَ خَيْرٌ مِّمَّا يَجْمَعُونَ ‏﴾  ».
 
آيه  59
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ أَرَأَيْتُم مَّا أَنزَلَ اللّهُ لَكُم مِّن رِّزْقٍ فَجَعَلْتُم مِّنْهُ حَرَاماً وَحَلاَلاً قُلْ آللّهُ أَذِنَ لَكُمْ أَمْ عَلَى اللّهِ تَفْتَرُونَ ‏
 
‏ترجمه :
 ‏«بگو: به‌ من‌ خبر دهيد، آنچه‌ از روزي‌ كه‌ خدا براي‌ شما فرود آورده‌، چرا بخشي‌ از آن‌ را حرام‌ و بخشي‌ از آن‌ را حلال‌ گردانيده‌ايد» درحالي‌كه‌ حرام‌ ساختن‌ وحلال ‌ساختن‌، فقط حق‌ ويژه‌ خداوند(ج)  است‌؟ يادآور مي‌شويم‌ كه‌ مشركان‌ اين ‌حلال‌ و حرام‌ ساختن‌ را در گوشت‌ چهارپايان‌ اعمال‌ مي‌كردند و بعضي‌ از حيوانات‌ را بر مردان‌ حلال‌ و بر زنان‌ حرام‌ مي‌گردانيدند[3] «بگو: آيا خدا به‌ شما اجازه‌ داده‌، يا بر خدا دروغ‌ مي‌بنديد؟» اگر اين‌ حلال‌ و حرام‌ ساختن‌ به‌ صرف‌ هوي‌ و هوسهاي‌ شما باشد، اين‌ كار به‌ اتفاق‌ عقلا مردود است‌ ولي‌ اگر با اين‌ اعتقاد باشد كه‌ اينها حكم‌ خداوند(ج)  است‌، حكم‌ خداوند(ج)  فقط از جانب‌ پيامبرانش‌ شناخته‌ مي‌شود، درحالي‌كه‌ هيچ‌ حجت‌ و برهاني‌ بر اين‌ امر نداريد كه‌ پيامبران‡ آنچه ‌را كه‌ شما حرام‌ ساخته‌ايد، حرام‌ كرده‌ باشند بنابراين‌، شما در اين‌ حلال‌ و حرام‌سازي‌ فقط بر خداي‌ عزوجل‌ افترا مي‌بنديد.
امام‌ شوكاني‌ در تفسير «فتح‌القدير» مي‌گويد: «در اين‌ آيه‌ شريفه‌، هشداري ‌سخت‌ به‌ شتاب‌ كنندگان‌ در عرصه‌ فتوي‌ است‌، آنان‌ كه‌ به‌ شتاب‌ در مورد تحليل ‌يا تحريم‌، يا جواز و عدم‌ آن‌، براي‌ بندگان‌ خدا(ج)  در شريعتش‌ فتوي‌ صادر مي‌كنند. آري‌! اين‌ آيه‌ زنگ‌ خطر را در بيخ‌ گوش‌ آنان‌ به‌ صدا درآورده‌ و آنان ‌را متوجه‌ اين‌ حقيقت‌ مي‌گرداند كه‌ بايد در حجتهاي‌ خدا(ج)  ژرف‌ انديشانه ‌فروروند و آنها را چنان‌كه‌ بايد از كتاب‌ و سنت‌ بفهمند و به‌ اين‌ امر اكتفا نكنند كه ‌مستند نهايي‌ و تكيه‌گاه‌ قطعي‌شان‌ از علم‌، فقط نقل‌ و حكايت‌ قول‌ قائلي‌ از اين ‌امت‌ باشد كه‌ از او در امر دين‌ خويش‌ تقليد كرده‌ و به‌ آنچه‌ او از كتاب‌ و سنت ‌عمل‌ كرده‌، عمل‌ كرده‌اند و آنچه‌ را كه‌ به‌ آن‌ شخص‌ مجتهد نرسيده‌، يا رسيده ‌ولي‌ او چنان‌كه‌ بايد آن‌ را نفهميده‌، يا اين‌كه‌ فهميده ولي‌ در اجتهاد و ترجيح ‌خويش‌ در مورد آن‌ به‌ خطا رفته‌ است‌، منسوخ‌ تلقي‌ كرده‌ و حكم‌ آن‌ را از بندگان ‌خدا(ج)  مرفوع‌ پنداشته‌اند.
آنها بايد به‌ اين‌ امر توجه‌ داشته‌ باشند كه‌ آن‌ امام‌ مجتهد مرجع‌ تقليد، خود نيز مكلف‌ و متعبد به‌ اين‌ شريعت‌ است‌، همان‌گونه‌ كه‌ آنان‌ مكلف‌ و متعبدند و چنان ‌نيست‌ كه‌ او در مسند تقنين‌ احكام‌ و اصدار تكاليف‌ و اوامر قرار داشته‌ باشد وديگران‌ در جايگاه‌ عمل‌ و تقليد بلكه‌ او اجتهادش‌ را كرده‌ و رأيش‌ را ابراز داشته‌ و در واقع‌ آنچه‌ را كه‌ بر عهده‌ وي‌ بوده‌ انجام‌ داده‌ و در صورت‌ رسيدن‌ به‌ حق‌، به ‌دو پاداش‌ و در غير آن‌ به‌ يك‌ پاداش‌ دست‌ يافته‌ است‌ لذا بر غير وي‌ از اهل‌ علم ‌كه‌ بر نگرش‌ در دلايل‌ كتاب‌ و سنت‌ قادرند، پيروي‌ از وي‌ بدون‌ شناخت‌ دليل‌ و انديشيدن‌ در حجتش‌ شايسته‌ نيست‌».
[3] نگاه‌ كنيد به‌ سوره‌ انعام‌ «آيه/‌139» و ما بعد آن‌.	آيه  60
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا ظَنُّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّ اللّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لاَ يَشْكُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و كساني‌كه‌ بر خدا دروغ‌ مي‌بندند، روز قيامت‌ چه‌ گمان‌ دارند؟» يعني: مي‌پندارند كه‌ در آن‌ روز با آنان‌ چه‌ خواهد شد؟ آيا در برابر جرم‌ عظيم‌ افترا بر خداي‌ سبحان‌، همين‌ طور بدون‌ مجازات‌ رها خواهند گشت‌؟ «همانا خدا بر مردم ‌صاحب‌ فضل‌ است‌» زيرا به‌ آنان‌ عقل‌ و خرد بخشيده‌ و در كنار آن‌، پيامبران‡ را به‌سويشان‌ فرستاده‌ و حلال‌ و حرام‌ را برايشان‌ تبيين‌ كرده‌ «ولي‌» با همه‌ اين‌ فضل‌ واحسانها «بيشترشان‌ سپاسگزاري‌ نمي‌كنند» و كفران‌ نعمت‌ كرده‌ با دين‌ خدا(ج)  مي‌ستيزند و شريعت‌ وي‌ را به‌ بازي‌ مي‌گيرند.
 
آيه  61
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا تَكُونُ فِي شَأْنٍ وَمَا تَتْلُو مِنْهُ مِن قُرْآنٍ وَلاَ تَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ إِلاَّ كُنَّا عَلَيْكُمْ شُهُوداً إِذْ تُفِيضُونَ فِيهِ وَمَا يَعْزُبُ عَن رَّبِّكَ مِن مِّثْقَالِ ذَرَّةٍ فِي الأَرْضِ وَلاَ فِي السَّمَاء وَلاَ أَصْغَرَ مِن ذَلِكَ وَلا أَكْبَرَ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و نمي‌باشي‌» اي‌ پيامبرص «در هيچ‌ شغلي‌» يعني: در هيچ‌ كاري‌ از كارهايي ‌كه‌ برايت‌ پيش‌ مي‌آيد، «و نمي‌خواني‌ هيچ‌ آيه‌اي‌ از قرآن‌ را كه‌ از سوي‌ باري‌ تعالي ‌آمده‌» يعني: در اين‌ حال‌، آيات‌ قرآن‌ را براي‌ اعلام‌ چگونگي‌ حكم‌ آن‌ كار، به ‌امتت‌ نمي‌خواني‌ تا حكم‌ آنها با خواندنت‌ دانسته‌ شود «و شما هيچ‌ عملي‌نمي‌كنيد» خطاب‌ براي‌ رسول‌ خداص و امت‌ ايشان‌ است‌ «مگر اين‌كه‌ ما بر شما گواهيم‌» شما را مي‌بينيم‌ و از شما مي‌شنويم‌ «آن‌گاه‌ كه‌ بدان‌ مبادرت‌ مي‌ورزيد» به‌گفتار و كردار «و هم‌وزن‌ ذره‌اي‌، نه‌ در زمين‌ و نه‌ در آسمان‌ از پروردگار تو پنهان‌ نيست‌» ذره: موريانه‌ سرخ‌رنگ‌، يا كوچكترين‌ جزء از اجزاي‌ ماده‌ است‌ «و نه‌ كوچكتر از آن‌» يعني: كوچكتر از ذره‌، همچون‌ اجزاي‌ اتم‌ (الكترون‌، پروتون‌ ونوترون‌) «و نه‌ بزرگتر» از آن‌ «چيزي‌ نيست‌، مگر اين‌كه‌» آن‌ چيز نزد خدا(ج)  «در كتابي‌ روشن‌» كه‌ لوح‌ محفوظ است‌ «نوشته‌ شده‌ است‌» پس‌ چگونه‌ از او پنهان ‌مي‌ماند؟!
هدف‌ از 